ایل کرمانج صوفیانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج صوفیانلو

از ایلات مهم و معتبر کرمانج خراسان است که در مشهد و کلات و درگز اسکان دارند و در روزگار صفویه نیز از سرداران کرد صوفی نام برده شده است۳. احتمالا اینها چون از ارادتمندان شاه اسماعیل صفوی (صوفی بزرگ) بوده اند به این صفت نامبردار شده اند و چون اکثر آنها در کردستان در منطقه ای در نزدیک جلدیان؟ اسکان دارند، آن محل را نیز صوفیان گفته اند. صوفیانلو های خراسان در زمان نادرشاه قدرت چشمگیری داشتند و در رساندن نادر به تخت سلطنت فداکاری های شایان توجهی از خود بروز دادند، به همین جهت نادرشاه نیز همواره از آنها به احترام یاد می کرد و در مناسب و مشاغل مهم می گماشت، که در جال خود به آن اشاره خواهد شد. در سالهای اخیر در زمان مبارزات مرحوم دکتر محمد مصدق با رژیم شاه کردهای صوفیانلو درگز با جبهه ی ملی همکاری شایسته ای داشتند. در صفحات بعد در مورد صوفیانلو و دیگر کردان کلات به تفصیل صحبت خواهد شد.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

 

ایل کرمانج شه رانلو (شرانلو)

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج شه رانلو (شرانلو)

معروف به قه رامانی شه ران که هنوز عده ای از آنها در شمال قوچان به چادر نشینی و چارواداری مشغول و حدود ۲۰ گله گوسفند دارند. شرانلو، به احتمال قریب به یقین تحریف شده ی “شروانلو” و “شروانلو” بوده اند و شیروان نام یکی از ایلات معتبر کرد بوده است که ابتدا در منطقه ی لرستان قشلاق و ییلاق داشته به کردستان عراق رفته و در آنجا نیز روستایی به همین نام داشته اند و از انجا به قفقاز رفته، شهرهای شروان و ایروان را بنا نهاده اند (دقیقا خط سیری است که کردهای شادلو نیز پیموده اند.) پس از ورود به خراسان نیز شهر شیروان کنونی را ایجادکرده اند و این شهر از اولین شهرهایی است که به وسیله ی کردهای زعفرانلو ساخته شد و سپس قراخان فرزند شاه علی سلطان (شاهقلی سلطان) مرکزیت ایل را از شیروان به قوچان انتقال داد و در آبادانی آنجا که محل مناسبتری بود کوشید. نگاه کنید به جلد وال ص ۵۲ به بعد. شه رانلوها اکثرا چادرنشین اند و عده ای نیز در روستای شهرانلو دهستان چری قوچان اسان دارند. علامه مردوخ آورده است:

“شیروان قریب هزار و پانصد خانواری هستند در لوای (منطقه) هولیر( از توابع اربیل عراق).

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج عمارلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج عمارلو

گمان دارم اشتباها بدین گونه نوشته اند و در اصل باید “آمارلو” نوشته شود. کردهای خراسان آنها را “ئاماران” خطاب می کنند و ئامار یا آمار به معنای انبار و ذخیره است.

گمان می کنم منسوب به شهر “انبار” در نزدیکی مداین باشند که در روزگار ساسانیان نگهبانی آنرا بر عهده داشته اند. پس از سقوط این شهر به دست مسلمین، این کردها به شمال مداین که همان کردستان باشد بازگشتند و بعدها به نام همان مسکن اولیه خودمنسوب شدند و انبارلو نامیده گشتند  و چون خود کردها انبار را ئامار می گویند، به آنها ئاماران گفتند. یعنی کسانیکه در آمار زندگی می کردند و آمارلو شدند. به هر حال وجه تسمیه شان هر چه باشد خودشان از ایلات معتبر کرمانج خراسان هستند و محل اسکان آنها در شهرستان های نیشابور و قوچان و نیز در بخش عمار۱لو گیلان و اطراف قزوین می باشد.

علامه مردوخ آورده است که: “عمارلو دو هزار خانواری هستند در جنوب گیلان، بین رودبار و قزوین و آنها چند طایفه اند از جمله : قیه قرانلو؟، شمکانلو، بشانلو، بهادرلو، شاه کلانلو”۱.

امین زکی نیز آنها را تحت عنوان “انبارلو” و “امارلو” ذکر کرده که نگارنده نیز بر همین عقیده است.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

ایل کرمانج قراچورلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج قراچورلو

قراچورلو، و به قولی قراچول لو یکی از مهمترین ایلات زعفرانلو است که سرزمین اصلی آنها در شمال دیاربکر و در شرق دریاچه ی وان در کردستان ترکیه بوده و قلعه قره چولان از قلاع معتبر کردستان ترکیه۱ بود کهگویا اخیرا دولت ترکیه سدی در آنجا ساخته و مزارع قراچول لوها زیر آب رفته است.

اهمیت کردان قراچورلو که از دلیر ترین و سلحشور ترین کردان خراسان هستند در جلد اول این این کتاب، ضمن برخوردها و درگیریها آنان با نادرشاه افشار بیان گردید.سنگرهایی که کردهای قراچورلو بر سر راه شیروان به بجنورد درست کردند  و علیه نادر هنگام بازگشت از دشت قیچاق به سختی جنگیدند، هنوز در دهنه ی دره ای که در سمت غربی کارخانه ی قند شیروان تا حدود روستای سیساب واقع می باشد، موجود است. این سری از جنگ های قراچورلوها به فرماندهی نجف سلطان قراچورلو معروفیت و اهمیت تاریخی ویژه ای دارد  که به رشته کوه آلاداغ و شاهیجان نیز کشید، شد و سرانجام نادرشاه به سبب قدرت توپخانه عظیم خویش توانست بر آنها پیروز گردد و نجف سلطان را وادار به مذاکره ی صلح نماید۲.

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج قرامانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج قرامانلو

ولایت قرامان در کردستان ترکیه در مشرق دریاچه ی وان نزدیک سیواس و دریای سیاه قرار داشت. پس از آنکه دولت عثمانی قدرت جهانگیری یافت، و بین امیرزادگان قرامانلو بر سر منصب حکومتمخالفت آغاز شد، امیران شکست خورده ی قرامانلو به سلطان محمد امپراتور روم (عثمانی) روی آورده قصد تصرف نواحی قرامان را نمود.  در ایران نیز این زمان حکومت واحدی موجود نبود که از منفع و حقوق کردها که در مرزهای روم ساکن بودند حمایت کند. در سال ۸۷۲  یکی از امرای قرامانلو به اوزون حسن آق قویونلو کهبین سلطانیه و تبریز قشلاق می کرد مراجعه نموده از او استمداد طلبید، لکن اوزون حسن که قدرت مقابله با امپراتوری عثمانی را نداشت، پاسخ مثیتی به او نداد. و به این ترتیب قرامانلو ها که از سوی ایران نا امید شده بودند به سپاهیان روم پیوستند و در سال ۸۷۷ که جنگ بین اوزون حسن و رومیان شروع شد، و قرامانلو ها طرفدار روم بودند به شکست اوزون حسن انجامید۱. با ظهور دولت صفوی قرامانلو ها اکثرا به شاه اسماعیل پیوستند و نفوذ و قدرت یافتندکه معروفترین آنها بیرام بیگ قرامانی است که خواهر شاه اسماعیل را به همسری خویش در آورد.

بیرام بیگخراسان را از چنگ متجاوزان ازبک نجات داد و مرزهای قدیم خراسان را تجدید نمود و بر هرات و بلخ مسلط شد، و سرانجام در سال ۹۶۷ به علت بی باکی بیش از حد که خود را به قلب دشمن زد به قتل رسید. از دیگر امرای قرامانلو که بعد از شاه اولین شخص قدرتمند کشور بوده اند، باید از ذوالفقارخان قرامانلو و فرهاد خان قرامانلو و رستم خان قرامانلو و قرامان بیگ قرامانلو نام برد که در روزگار شاه عباس اول در اوج قدرت بودند و سرانجام نیز به امر شاه کشته شدند. زیرا شاه از وجود آنان بیمناک بود. مایوانلو، ئیگانلو، قاسمانلو، شادکانلو و هشت مرخی ها از طوایف قرامانلو اند.

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج گولیان لو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج گولیان لو

ممکن است اینها منسوب به “گول مانرود” در لرستان باشند و بدلیسی در شرفنامه به آن اشاره کرده است. در حال حاضر یکی از مهمترین ایلات کوچ نشین کرمانج خراسان هشتند که تابستان را در رشته کوه های آلاداغ نزدیک شوغان و زمستان را در “به رروژی” مراوه تپه در ساحل رود اترک و نزدیک آی تمور و آق قه میش به امر گله داری مشغول اند. معروفترین آنها حاج آفا خان و شاهرضا می باشند که هر کدام سه، چهار هزار گوسفند دارند. در رژیم گذشته که مراتع گولیان (گولی ها) در آلاداغ از سوی دولت قورق اعلام گردید و بدون در نظر گرفتن مرتع برای اغنام و احشام آنها، کار بر گولیها سختشد، آنها مختصر مقاومتی از خود نشان دادند، لکن در مقابل ارتش مسلح شاه کاری از پیش نبرده از هم پاشیده شدند و هر دسته ای به سمتی رفتند، از جمله آقاخان مذکور به کوه های اوغاز آمد و یکی دوسالی ابستان را در کوه “په تله گاه” ییلاق نمود، اما پس از پیروز یانقلاب بار دیگر گولیان لوها به مراتع خویش در کوه آلاداغ بازگشتند و هم کنون در آنجا هستند و فراورده های دامی خود را به شهر بجنورد صادر می کنند.

گولی ها مردمی سلحشور و جنگجویند که آنها نیز در روزگار گذشته به همراه قراچورلوها در جنگ ها شرکت می کردند. گولی ها تا زمانی که با هماتحاد داشتند، حتی سید رشید یاغی و راهزن معروف نیز نتوانست از آنها باج وصول کند، لکن بر اثر تفرقه ای که در همین رابطه بعدا بین آنها افتاد، سید رشید به حایت گروهی از گولیانها، گروه دیگر را به سختی در همکو.بید و علی گولی پدر آقاخان مذکور را در جنگی غافلگیرانه شکست داد و زنان و کودکان انها را به اسارت برد و به حقوق آنها تجاوز کرد، امیدوارم اینها از این امر تجربه و پند کافی آموخته باشند، و بار دیگر با حرف دشمنان خود، اتحاد خویش را از دست ندهند که منجر به ذلت و خواری آنها شود.نیز همین گولی ها بودند که اشراربوانلو و اولاشلو را که در دره ی کلاین بجنورد به آنها تجاوز کرده بودند همگی را به قتل رساندند.

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج شیخ امیرانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

 

معروف به شیخ ئه مییران در دو روستا به همین نام در شمال شیروان در نزدیکی مرز ایران و شوروی اسکان دارند.گمان می رود وجه تسمیه آنان به شیخ حسن بیگ از امرای معروف چمشگزک منسوب باشد، زیرا امرای کرد خراسان که ریاست ایل چمشگزک را بر عهده داشتند نیز از این ایل بوده اند. (جلد اول – ص ۵۰۶).

هر چند که شیخ امیری ها به ساده دلی وساده لوحی در میان کردان خراسان معروفند۱، لکن در طول تاریخ مردان نام آوری از خود ارائه داده اند که خانواده های شجاع الدوله، روشنی ها، نگهبان در شیروان که ریاست خراسان شمالی را عهده دار بوده اند، از انهاست.

معروف ترین چهره ی علمی انان در این زمان آقای دکتر مظفری پزشک معروف و مشهور بین المللی در رشته ی ارتوپدی (شکستگی استخوان) است که در مشهد به خدمتبندگان خدا مشغول است و همگی از او راضی اند.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

ایل کرمانج مژدگان لو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج مژدگان لو

مژدگان لو یا مرداکانلو، از دیگر ایلات مهم کرمانج خراسان است که به هماره آمارلوهای نیشابور در جلگه ی ماروسک زندگی می کنند. مژدگانلوها در لشکرکسیهای نادر به اطراف و اکناف ایران نقش ارزنده ای داشتند۱.

مسعودی در مروج الذهب در منطقه ی جبال از کردهای مردانکان نام برده است که بدون تردید همین ها می باشند.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

 

ایل کرمانج شێخکان (şêxikan) ، شیخکانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه

ایل کرمانج شیخکانلو

از بزرگترین ایلات کرمانج خراسان است که در شهرستانهای قوچان و مشهد و چناران و درگز و کلات و اسفراین اسکان یافته اند و به کار کشاورزی و مختصر گله داری مشغول اند. بقیه ی شیخکانلو ها در شهرستان خوی در آذربایجان غربی و نیز در کردستان ترکیه می باشند. کردهای شیخوانلو خراسان که در چناران و کلات و مشهد اسکان دارند در به قدرت رساندن نادر و سرنگونی وی نقش عظیم داشتند که شاهویردی خان شیخوانلو و سلیمان بیگ و قوچه خان و شکر بیگ برادر زن نادر از آن جمله اند۱. زنان و دختران شیخوانلو در جنگ های ایران و روم در زمان شاه طهماسب اول مستقیما در جبهه جنگ شرکت داشتند و تفنگ ها را برای مردان پر می کردند و به دست انها می دادند که به طرف دشمن شلیک کنند۲. انتقال دادن مجروحین از میدان جنگ به پشت جبهه و تامین آب و غذا و دیگر مایحتاج اردو  نیز به عهده ی زنان قهرمان شیخکانلو بود. مردوخ آورده است که این ها منسوب به “شیخه کان” اند که در ترکیه بین بدلیس و موش اسکان دارند  و به ایل چپرانلو؟ که دو هزار خانوار هستند پیوسته اند.

  • کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

    لغت نامه دهخدا

    شیخ کانلو. [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان اوغاز بخش باجگیران شهرستان قوچان است و ۱۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

آشنایی با ایل کرمانج میلان

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل میلان

مطالب به نقل از: وبلاگ ایل میلان

ایل میلان یکی از ایلهای عشایر آذربایجان غربی است که در شهرستان ماکو زندگی می کنند.  این ایل در مناطق پلدشت-شوط-چالدران-قره ضیالدین -زندگی می کنند که در تابستان به ارتفاعات چالدران کوچ می کنند این ایل از دوطایفی بزرگ تشکیل شده است:

   ایل میلان به دو دسته بزرگ به نام «میلان» و «خلکانی» تقسیم می‌شود. میلان پنج طایفه دارد به نام:

«مَمَکانْلو»، «دودکانلو»، «مندولکانلو»، «شیخ کانلو»، سارمانلو»۱. خلکانی به دو دسته‌«دلائی»و «خلکانی» بخش می‌شود. دلا و خلکان دو برادر بودند.

خلکانی شش طایفه دارد به نام: «کِچلانلو»، «گلی کانلو»، «اموئی»، «مروئی»، «قردوئی»، «خزوئی»

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج میلانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

ایل کرمانج میلانلو

در صفحه ی ۵۲۰ جلد اول مختصر توضیحی در مورد ایل میلان داده شد و بیان گردید که زیلان و میلان دو برادر بودند و هر کدام ریاست یکی از طوایف خود را بر عهده داشتند.

کردهای سیورکانلو نام زیلان را بر یکی از کوه های سخت و مرتفع مرزی بین باژگیران و اوغاز نهاده اند.برخی از میلانلو ها در دوستای “میلانلوی بالا” و “میلانلوی پائین” واقع در دهستان جیرستان در یکفرسخی مرز ایران و شوروی قرار که آخرین رهبرشان مصرخان جیرستانی بود. بقیه ی آنها در اسفراین و دامنه های کوه شاهجهان ساکن اند، که مولف مطلع الشمس آورده است که: “طایفه ی میلانلوی کرد که هزار خانوار از ایل (زعفرانلو) می باشند در کوهستان شاهجهان سکنی داند و چندین  قلعه این طایفه را است که اسامی آنها قلاع دولت آباد، قاسم آباد، پرتان، عباس آباد، و نوشیروان و اردوغان و بیدواز است”.

ریاست ایل میلانلوی اسفراین با امرای روشنی بوده است که آخرین آنها محمد ابراهیمخان روشنی مظفرالسلطنه بود. (شرح حال امرای روشنی در جلد سوم خواهد آمد).

آقای حاج محمدخان روشنی فرزند مظفرالسلطنه در نامه ای خطاب به نگارنده محل اسکان طوایف میلانلو و کردهای اسفراین را چنین نوشته است:

“به صورت ۲۴ تیره میلانلو ۲ از ایل زعفرانلو

ادامه ی نوشته

آشنایی با روستای چپانلوی شیروان

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

روستای چپانلوی شیروان

 روستا چپانلو در فاصله‌ی ۴۴ کیلومتری شمال شرق شیروان قرار دارد که از شمال به روستای اوغاز و از جنوب به روستای شکرانلو و از شرق به کوه کیسمار و از غرب به کوه قنبر محدود است که دارای ۶۴ خانوار و ۳۱۶ نفر جمعیت است. مردم چپانلو به زبان کردی کرمانجی تکلم می‌کنند و از ایل سیوکانلو هستند. این روستا جزء دهستان سیوکانلو شیروان می‌باشد.

وجه تسمیه

نام سابق این روستا بهارلق بوده که قبل از مهاجرت کردان به شمال خراسان در زمان صفویه روستایی بزرگ و آباد بوده‌است و معمولاً به عنوان بهارلق یعنی ییلاق و محل استراحت خوانین محلی بود اما پس از استقرار اکران و بیرون راندن ازبکان در سال ۱۲۴۸ قمری هنگامی که حاکم مقتدر شیروان و منطقه‌ی شمال خراسان، رضاقلی‌خان از دستور دولت مرکزی (قاجاریه) سرپیچی می‌کند و حکومت مستقلی برای خود تشکیل می‌دهد. شهر شیروان (کهنه شهر) توسط عباس میزا نایب‌السلطنه محاصره و به توپ بسته می‌شود. در همین اثنا طایفه‌ی کم‌کیل[۲] از ایل کرمانج سیفکانلو که در روستای بهارلق زندگی می‌کردند با احساس خطر، اطراف بهارلق را حصارکشی کرده و به تعمیر و ترمیم برجها و باروها مبادرت می‌نمایند و چون این کار با عجله انجام می‌گیرد، دروازه ورودی بهارلق را در هنگام نصب به عوض این که به داخل روستا گشوده شود اشتباهاً برعکس نصب می‌کنند که به بیرون قلعه گشوده می‌شود و… دشمن نیز با توجه به موقعیت دروازه‌ی بهارلق، در اولین حمله آن را می‌گشاید …از آن زمان به تقریر مطلعین نام بهارلق، به مرور منسوخ و نام چیه یا چپان و یا چپانلو به آن اطلاق می‌گردد، نگارنده: در مسافرتهای مکرر به چپانلو، این آبادی را یکی از محدود قراء منطقه‌ی شیروان از نظر طبیعی و اجتماعی میدانم. به طوری که قبرستان قدیمی و وسعت آن، آسیاب قدیمی کنار چشمه، باغ ارمنی‌ها، آثار بازار و میدان خرید و فروش دام به نام ایشک بازاری و دیگر آثاری که در گوشه و کنار این روستا دیده می‌شود جملگی دلیلی بر قدمت و سابقه‌ی تاریخی چپانلو یا بهارلق می‌باشد. و از نظر اجتماعی از سواد و بهره‌ی هوشی بالایی برخوردارند. البته تحقیق در مورد آداب و سنن، نژاد و تیره و زبان و آب و هوا و دیگر سوابق تاریخی این روستا به وقت و زمان بیشتری نیازمند است.

ادامه ی نوشته

چرایی انتقال کرمانج به شمال خراسان

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

چرایی انتقال کرمانج به شمال خراسان

زمانی که دودمان صفوی درایران روی کار آمد وبرای مقابله با امپراتوری استعمارگروتوسعه طلب عثمانی که خودرا وارث بالاستحقاق سرزمینهای اسلامی می پنداشت مذهب تشیع رادرمقابل تسنن درایران رسمیت داد.

تشکیل دولتی شیعه مذهب در ایران که چهار طرف آن راحکومتهای سنی مذهب تشکیل می دادند کاری سهل وآسان نبود.بنابراین ایران ازهرسوبویژه ازشمال شرقی وغرب کشور مورد تجاوز امپراتور عثمانی وازبکان متهدش قرار گرفته بود.

شاه اسماعیل اول کسی بود که بوسیله کردهای قرامانلو تحت فرماندهی بیرام بگ قرامانلو جبهه خراسان در مقابل ازبکها رابرقرار ساخت وبه دنبال وی فرزندش شاه تهماسب باانتقال کردهای زنگنه وچگنی وزیک وکلهر به تقوییت نیروهای خراسان پرداخت.

دراواخر سلطنت سلطان محمدصفوی واوئل حکومت شاه عباس ازبکان بر شدت حملات خود افزوده وخراسان را تبدیل به ویرانه ای ساختند وشاه عباس جرات نکرد از منطقه ری پارافراتر نهد وعازم خراسان گردد. در نتیجه شهرهای مشهد ورادکان وسبزوارونیشابورواسفراین یکی پس ازدیگری بوسیله عبدالمومن خان ازبک غارت وتخریب شدند واین زمان سال هزار هجری مطابق پنجمین سال سلطنت شاه عباس بود.

ادامه ی نوشته

ایل جاف

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل جاف

جاف ، ایل ، از ایلهای کرد در مغرب ایران و مشرق عراق . ایل جاف در ایران ، امروزه در استان کرمانشاه ، بیشتر در دهستانهای شیوه سر، کَلاشی و ماکُوان (هر سه از بخش
بایِنْگان ) امیرعباس جعفری جاف امیرعباس جعفری جاف ، ایل ، از ایلهای کرد در مغرب ایران و مشرق عراق . ایل جاف در ایران ، امروزه در استان کرمانشاه ، بیشتر در دهستانهای شیوه سر، کَلاشی و ماکُوان (هر سه از بخش بایِنْگان )، دهستان منصور آقایی از بخش مرکزیِ شهرستان پاوه ، دهستانهای زِمکان و خانه شور (هر دو از بخش مرکزیِ شهرستان ثَلاثِ باباجانی * )، و دهستانهای پلنگانه و شروینه (هر دو از بخشِ مرکزی شهرستان جوانرود * ) پراکنده اند. این ایل در دهستان زمکان و منصور آقایی ، فقط ییلاق و در دیگر دهستانها ییلاق و قشلاق دارند ( رجوع کنید به مرکز آمار ایران ، ۱۳۷۸ ش الف ، ص ۱۳۴ـ ۱۳۵؛ ایران . وزارت کشور، ذیل «استان کرمانشاه »).

ادامه ی نوشته

فلسفه انتقال کورمانجها به خراسان

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

فلسفه انتقال کورمانجها به خراسان

کوردها که کلمه ایران را با یای مجهول می خوانند و با رسم الخط کوردی چنین مینوشتن(ئیران)و(ئیر)و(ئار)هرسه به معنای (مقدس)و (اتش)می باشنداز انجا که اتش در روزگار باستان مقدس ترین عناصر شناخته شده و موردنیاز بوده است نامش از (ئیر)گرفته شده و چون سرزمین ایران نیز همچون اتش موردپرستش و تقدس بوده است نام (ئیران)بر ان نهاده اند یعنی سرزمین مقدس و سرزمین وجایگاه دوست داشتنی ومحترم وموردپرستش.وآریا به معنایی (ئاری ها)است.یعنی کسانی که(ئار)=(آر)رامی پرستیدند.یعنی اتش پرست بودند.بنابراین مفهوم آریائی ها یا آری ها کاملا اشکارا میشودکه چرا بر مردمان این سرزمین اطلاق شده است.بعدها بعضی از آری های غیر کورد به هندوستان و برخی به اروپا مهاجرت کردند که امروزه شاخه های هندی اروپای راتشکیل میدهند.اگر امروز واژه های همانند فراوانی درکرمانجی وزبانهای انگلیسی والمانی یا فرانسوی میبینیم معلول همان علت قرابت اولیه است.
بابرسر کار امدن صفوی و برای مقابله با امپراتوری استعمارگر و توسعه طلب عثمانی که خود را وارث بالاستحقاق سزمین های اسلامی می پنداشت مذهب تشیع را در مقابل تسنن در ایران رسمیت داد.

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج کیوانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج کیوانلو

از مهمترین ایلات زعفرانلو است که در منطقه ی چناران و رادکان و درگز استقرار یافته است. آقای ابوالفضل قاسمی در ضمن بررسی کشتی چوخه کردهای خراسان از کاظم بیگ کیکانلو در رادکان نام میبرد که از این مرزش باستانی پشتیبانی می کرده است۱. اما گمان می رود، کیکانلو اشتباه چاپی باشد، و صحیح آن کیوانلو است، زیرا کیکانلو ها در سرحد ساکن اند نه در رادکان. ناصرالدین شاه نیز در سفرنامه خود به اهمیت و موقعیت ایل کیوانلو و بزرگان این دودمان اشاره کرده است که۲ در جلد اول مورد بحث قرار گرفت.

حسان السلطنه عموی ناصرالدین شاه نیز هنگام مراجعت از قوچان به سوی مشهد، در رادکان فرود می آید و مورد استقبال خانلرخان کیوانلو قرار می گیرد که همراهان از میهمان نوازی خانلرخان و فراهم کردن تمام امکانات برای قشون حساما لسلطنه به تعجب۳ می افتد که در جای خود ذکر خواهد شد.

سروان جی، سی، تی پیه افسر اطلاعات انگلیس که برای جاسوسی در سال ۱۲۹۱ قمری به خراسان آمده تا پیشروی روسهای اشغالگر در شمال خراسان و عکس العمل کردها و ترکمن ها را در مقابل این تجاوز بررسی نماید، از فقر وبدبختی و پریشانحالی کهدر این سال گریبانگیر مردمایران بود سخن می راند کهتعداد زیادی از مردم کشور بر اثر قحطیو گرسنگی جان سپردند.ویهنگام ورود به منطقه ی رادکان و مشاهده ی وضع زندگیمرفه کردها به شگفتی دچار می شود وتمام روستاهای آن خطه به ویژه تویل و یوسف آباد را زیر نظرقرار می دهد که مردمآن فوق العاده سرحال و زیباروی و مرفه بوده و سرزمینشان سرسبز و خرم و باغها و تاکستانها پراز میوه های گوناگون به ویژه انگور مرغوب بوده و گله های گوسفند مردم این ناحیه چاق و سرحال بوده اند. ئر مورد قیافه ی کردهای کیوانلو می گوید: “همگی لباس های خوبی به بر داشتند و متوجه شدم که مردان کوتاه قد اما درشت استخوان و نیرومندند. در میان آنها چشمان آبی و میشی فراوان دیده است۱″.

ادامه ی نوشته

قلمرو استقرار کرمانج خراسان

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

قلمرو استقرار  کرمانج خراسان

کردهای خراسان در اوایل دوره صفویه (۱۰۱۰ هجری قمری) به منظور پیشگیری از تاخت و تاز ترکمانان و ازبکان به مرزهای شمال این استان انتقال داده شدند. از آن جمله می‌توان به ایلات مهم زعفرانلو، قراچورلو و شادلو اشاره کرد.
ایل زعفرانلو : این ایل پس از انتقال به شمال خراسان، در قوچان و اراضی پیرامون آن مستقر شدند و پس از استقرار در سرزمین خراسان با ازبکان و مغولان به زدوخورد پرداختند، آنان را سرکوب و اخراج کردند و خود جانشین قبایل مذکور شدند. زعفرانلوها، امروزه در نواحی اسفراین، چناران، درگز، شیروان، قوچان، کلات، مشهد و نشابور پراکنده شده‌اند. حکام قوچان در گذشته از خوانین زعفرانلو انتخاب می‌شدند، از آن جمله «میر حسین‌خان» که از سوی ناصرالدین‌شاه لقب «شجاع‌الدوله» گرفت از معروف‌ترین آن‌هاست.
ایل‌های معروف کرد زعفرانلو عبارتند از : باچیانلو، ایزانلو، بادلانلو، بریوانلو، بیچرانلو، پالوکانلو، پهلوانلو، توپکانلو، جلالی، حمزه کانلو، جلالی، حمزه کانلو، رشوانلو، روتکانلو، زیدانلو، سپل سپرانلو، سیوکانلو، شه‌رانلو، امیرانلو، شیخ کانلو، صوفیانلو، عمارلو، قاچکانلو، قراچورلو، قهرمانلو، کاوانلو، کوخ نبیکلو، کیوانلو، گولیانلو، مژدگانلو، میلانلو، ورانلو، هیزولانلو و هیودانلو.

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج ورانلو Werranlo

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

ایل کرمانج ورانلو Werranlo

در جلد اول در مورد ورانلو ها به تفصیل سخن رفت. ورانلو ها را باید جزو نیم کوچی ها به شمار آورد، زیرا اکثر آنها در روستاهای شفیع و خیرآباد و ابراهیم آباد و اطراف رادکان و چناران خانه و وابستگی دارند و کمتر کسانی هستند که همیشه خانه به دوش و کوچی اند. بیش از نیمی از یمهزار خانوار ورانلو چادرنشین اند که تابستان ها در رشته کوه های بینالود در کوه کلیدر و اخلومد اند و در پاییز کرانه ی رودخانه ی کشف رود را پیموده از غرب به شرق کوچ می کنند و مانند توپکانلو ها مدتی در جلگه ی کشف رود درگز۷ زارهای اطراف پل مزدوران و رباط ماهی (رباط چاهک) که با مشهد ۹۵ کیلومتر فاصله دارد۱، چادر می زنند و فرود می آیند و در اوایل دیماه به سوی سرخس پیشروی نموده در اطراف شورلوق۲ تا گنبد۳ لی و نزدیک خانگیران پراکنده می شوند. مسیری که این ایل می پیماید نسبت به چادرنشینان حوضه ی غربی کوتاه است و از مبدا تا مقصد بیش ۲۰۰ کیلومتر نمی باشد.

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج هیزولانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرمانج هیزولانلو

هیزول ها در قوچان و اطراف آن پراکنده  و اسکان یافته اند و برخی هم هنوز در حال کوچ نشینی اند. چند خانواری از آنها در زمستان ها با ورانلو ها به سرخس می روند ولی بقیه در حوضه ی غربی رفت و آمد دارند و در زمستان به مراوه تپه رفته در ئاقر؟ کوچک پایین تر از نارلی فرود می آیندو در تابستان به کوه های شمال شرقی قوچان می آیند.

معروفترین مردان هیزول مرحوم خدادا کوهستانی بود که از ثروتمندان و مالکین و متنفذین قوچان به شمار می آمد. کوهستانی ها که دارای زنان و مردان تنومند و زیبارو و نسبتا مرفهی هستند از مهمترین تیره های هیزولان می باشند. هیزول ها در حال حاضر ۱۵ گله گوسفند دارند و سرشناس ترین آنها محمدخان کوهستانی فرزند مرحوم خدادا کوهستانی است که یک گله گوسفند دارد و زمستانها را در سرخس و تابستان ها را در کوه محمد بیگ نزدیک قوچان به کار دامداری اشتغال دارد.

مهمترین هیزول هایی که به حوزه ی مراوه تپه می روند عبارتند از حاج علی و حاج اسدالله و حاج شاه حسین و نصرت کوهستانی که زمستان را به دشت کوران در شمال گنبد کاووس اند و تابستانها در کوه آرموتلی در شرق اوغاز. روز ۴/۴/۱۳۶۲ برای بازدیدی از کوهستانی ها به آرموتلی رفتم و خصوصا مایل بودم برادر خوب و دانشمندم آقای صراط کوهستانی را کهمعلم کودکان هیزولانلو است ملاقات نمایم و از طرز تدریس تجربیات آموزگاری عشایریش واقف گردم، که متاسفانه تا من به چادرهای آنها در دامنه کوه کیسمار رسیدم نامبرده برای انتقال و فروش پشم به قوچان رفته بود. با خواهران و برادران زحمتکش و خوب و تمیز هیزولانلو یکی دو ساعت گفت و گو داشتم و چند تا عکس هم از انها گرفتم که متاسفانه نور زیاد خورده بود و برای چاپ در کتاب کم رنگ از کار درآمدند. انشالله امیدوارم در سال آینده این نقص جبران شود.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

طایفه کرمانج تورسانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

طایفه کرمانج تورسانلو

تورسانلو که بیش از یک هزار خانوار هستند در منطقه ی چناران، مشهد ساکناند. معلوم نیست که جزو ایل کیوانلو بوده اند یا شیخوانلو. زیرا این دو ایل بزرگ در چناران و رادکان استقرار یافته اند. در کلات نیز برخی از تورسانلو ها ساکن اند.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

 

طایفه ی کرمانج پرکان لو- پرکانلو (Percanlo)

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

طایفه ی کرمانج پرکان لو- پرکانلو (Percanlo)

در اسفراین و قوچان پراکنده اند.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

 

کردی در جهان … آشنایی با تاریخ، لهجه و خصوصیات ظاهری کردها

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

کردی در جهان

 کردها بزرگترین  و قدیمی ترین قبایل بزرگ آریائی سرزمین ایران هستند که در نواحی کوهستانی غرب فلات ایران از دیر باز سکونت گزیده و با تشکیل اولین سلسله پادشاهی ماد تمام خلق های ایران را زیر چترو کلمه واحدی به نام ایران در آورده در طول قرون و اعصار به وجه شایسته ای در مقابل جزر و مد حوادث در حفظ واشاعه میراث گرانبهای فرهنگی و بروز ملیت خود کامیاب شده رشادت و سلحشوری خود را در سینه تاریخ به ثبت رسانده اند .گزنفون مورخ و سردار مشهور یونان که به پدر تاریخ معروف است میگوید :

کردها مردم بسیار رشید دلاوری می باشند.

ادامه ی نوشته

طایفه ی کرمانج بادخورانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

طایفه ی کرمانج بادخورانلو

در روستای بادخور با جمعیتی در حدود ۷۰۰ نفر در شمال قوچان اسکان دارند.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

 بادخور (قوچان)

مکان روستای بادخور روی نقشه

بادخور، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی ایران.

جمعیت

این روستا در دهستان شیرین دره قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۴۵۵ نفر (۱۰۹ خانوار) بوده است.

ادامه ی نوشته

ایل کرمانج سیوکانلو Sevkanlo

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

ایل کرمانج سیوکانلو Sevkanlo

منسوبند به منطقه ی سیورک با سیوک در کردستان ترکیه۱. کرمانج خراسان مهمترین پاسدار و نگاهبان زبان و میراث فرهنگی اوستا و یادگار زرتشت است، بسیاری از خصوصیات اویستا را حفظ کرده از جمله حرف “و” را به گونه مخصوصی بیان میدارد که غیر کرمانج به آسانی قادر به بیان ان نیست. در کرمانجی این گونه “واو” بصورت “ف” سه نقطه نوشته می شود. …. از این رو، واو در کلمه سیوکانلو به صورت “واو” اوستایی بکار برده، سیفکانلو نیز می گویند. سعادتقلی خان قبادی در نامه ای که به پسرش سیاووش خان نوشته، ذیل نامه را چنین امضاء کرده است.”سعادتقلی سیفکانلو”. مردوخ می گوید: “سیفکانی پانصد خانواری هستند در طرف علیای خالکانی”۲.

بیشتر جنگ های ایران و روم بر سر کردهای سیورک روی می داد، زیرا اینها بیشتر هوا خواه ایران بودند و امپراتوری عثمانی همواره به دسیسه بازی و تحریک می پرداخت و امیر زادگان سیورکی را وعده و عید می داد تا سیورک را ضمیمه متصرفات خویش سازد. سیورکها که از ایلات چمشگزک بودند به رهبری رستم بیگ چمشگزک به یاری شاه اسماعیل صفوی برخاستند و او را مقابل امپراتوری عثمانی تقویت نموده شاهنشاهی صفوی را تشکیل دادند و از آن زمان کردهای چمشگزک ارکان اصلی حکومت صفوی به شمار آمدند.

ادامه ی نوشته

معرفی شهرستان فاروج در استان خراسان شمالی

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
  • شهرستان فاروج
  • از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

شهرستان فاروج یکی از شهرستانهای استان خراسان شمالی است. این شهرستان در سال ۱۳۸۵، تعداد ۴۹٫۶۹۳ نفر جمعیت داشته است.

فاروج (Farouj)، در ابتدا فرج آباد بوده که در اترک نامه آورده شده است که کسی بنام فرج الله در جنگلهای پائین هرده امروزی سکنی گزیده و به دامپروری مشغول بوده که پس از مدتی مهاجران دیگر نیز به این منطقه آمده اند که آن آبادی فرج آباد نامیده شده و به مرور زمان این اسم تغییر کرده و به فارج(Farej) و پس از آن به فاروج”متن مورب” (Frouj)تغییر نام داده است. مردمان فاروج کرد فارس وشماری هم ترکزبان میباشند. چون جاده بین‌المللی (سنتو) از میان فاروج میگذرد بخشی از مردم اقتصاد خود را از طریق فروش آجیل میگذرانند. در واقع آجیلی که در فاروج فروش میرود از محصولات خود فاروج نیست و از شهرهای دیگر برای فروش به اینجا آورده می‌شود که بهمین دلیل فراوانی، به شهر آجیلی هم معروف است، که خود زیبایی و جاذبه ای برای مسافران گذری از فاروج را ایجاد کرده است. کشاورزی و دامپروری از شغلهای مهم مردمان سنتی این شهر است. گندم، جو، چغندر قند، انگور از محصولات اصلی کشاورزان و گوسفند داری که رفته رفته شاهد کاهش عمده آن هستیم نیز از فعالیتهای این قشر است. اولین شهردار فاروج در بیش از ۴۵ سال پیش، یک زن بوده، که مردم فاروج هنوز از او به نیکی یاد میکنند. او جدا از برنامه ریزی شهری و آسفالت کردن خیابانها که هنوز هم آسفالت آن موقع پابرجا است. به مدرسه سازی و کتابخانه اهمیت زیادی داده است.

ادامه ی نوشته

هزار مسجد

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
  • هزار مسجد

هزارمسجد رشته کوهی است در شمال خراسان ،این رشته کوه زادگاه مردمانی دلیر و فرهنگ دوست می باشد.

هزارمسچد نماد مقاومت و سربلندی مردمانی است که شجاعت و سرافرازی آنها ریشه در تاریخ دارد.

هزار مسجد فریاد قومی می باشد که در تنهایی خودشان سالها در مقابل تاخت و تاز یاغیان مقاومت کردند.

هزار مسجد نماد نیایش مردمانی می باشد که بر فراز قله هزار مسجد عبودیت را سرچشمه تمامی اعمالشان قرار دادند.

هزار مسجد صدای گرفته نسلی است که پیشرفت و توسعه را در این آبادی می خواهد.

هزار مسجد همیشه سرافراز تاریخ است….

ادامه ی نوشته

روستای چوکانلو

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه

تلخ و شیرین ها در روستای چوکانلو

  • زندگی ۲۵ کیلومتر دورتر از فاروج
  • خراسان شمالی – مورخ چهارشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۲۵ شماره انتشار ۱۷۱۷۸

مهربان روستای چوکانلو در یکی از ۳ دهستان بخش مرکزی شهرستان فاروج واقع شده است که برای رسیدن به آن باید از مرکز شهرستان ۲۵ کیلومتر را پشت سر گذاشت.

بعد از خروج از فاروج و طی مسیر جاده نخستین روستایی که در این مسیر مشاهده می شود روستای سیاهدشت و بعد سه گنبد، فیروزآباد و مایوان است و سپس چوکانلو.

بارش باران و سردی هوا همه را گرد بخاری های نفتی خانه ها جمع کرده است و در طول مسیر در روستا جمعیت انگشت شماری در کوچه و خیابان های آن حضور دارند. وارد روستا که می شوم در نگاه اول این تصور ایجاد می شود که چوکانلو روستایی کوچک با جمعیت کمی است چرا که در دو سوی جاده خانه های کمی دیده می شود و همین تعداد هم خانه های نوساز یا در حال ساخت است که نوید ماندگاری اهالی را در روستا می دهد. اما از جاده که فاصله می گیری و جلوتر می روی تصاویر تازه تری چشم ها را می نوازد.

ادامه ی نوشته

کتابچه قوچان نوشته شجاع الدوله به کوشش رضا نقدی

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

کتابچه قوچان نوشته شجاع الدوله به کوشش رضا نقدی

  • کتابچه قوچان
  • به کوشش رضا نقدی

{ کتابچه ایی که در زیر می آید به سال ۱۲۹۶ ق (دوره ناصری توسط شجاع الدوله حاکم قوچان نوشته شده است . این متن را نویسنده این سطور در سال ۱۳۷۹ شمسی در یادنامه آقا نجفی قوچانی  که توسط مرکز خراسان شناسی چاپ شده است ، با مقدمه و تصحیحات گنجانده ام . چون متن مذکور تایپ شده نبود متن اولیه ولی بدون غاط و مقدمه و تصحیات در اینجا برای استفاده آورده می شود.}

کتابچه قوچان

تشخیص قلاع  و تعیین آب و هوای  و مرتع و مواشی و مزارع  زعفرانلو

بلده

بلده قوچان شهری است وسط مایل به کوچک، ییلاقیت دارد، هوای زمستانش سرد می شود تابستان گرم نیست.دو هزار خانوار دارد بسیاری از مردمش کاسب هستند، بعضی از مردمش هم اهل زراعت هستند دیمه کاری دارند، دو رشته قنات جاری به شهر است. یک رشته اش وقف است که جهت آبیاری خانه های شهر پیوسته باید به شهر بیاید، زراعتی  از آن نمی شود، یک رشته اش مال حکومت است که برای آبیاری عمارت شهر جاری است ، نوکر ندارد، مگر شصت هفتاد نفرگزمه برای محافظت دکاکین و چهل پنجاه نفر عمله حکومت.

ادامه ی نوشته

پراکندگی ایل چگنی

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

پراکندگی ایل چگنی

و اما متن اصلی به نقل از وبلاگ چگنی ها در پهنه ایران زمین

در این گفتار سعی بر این است که پراکندگی ایل چگنی در ایران هرچند بصورت کلی بیان شود. در این راستا و برای آشنایی با طایفه های مختلف چگنی در مکان های مختلف ایران, اسامی طوایف چگنی ذکر خواهد شد. پراکندگی ایل چگنی بر اساس استانها دسته بندی شده اند.

۱-     استان لرستان:

خواستگاه ایل چگنی لرستان و منطقه چگنی است هم اکنون ایل چگنی در سه بخش از لرستان به نامهای چگنی, ویسیان و معمولان ساکن هستند. اسامی طوایفی که در این مناطق ساکن هستند به شرح زیر است.

۱-۱)           بداق: ساکن در روستای بداق که اکنون به علت درگیری های محلی این روستا خالی از سکنه است و این طایفه در شهر خرم آباد ساکن هستند.

ادامه ی نوشته

ضرب المثل کردی با ترجمه و شرح کاربرد Gotinên pêșîyan

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

 

  • ضرب المثل کردی Gotinên pêșîyan- قسمت اول

۱-Dewsa șêran kund rûdine.

ترجمه لفظ به لفظ : جای شیرها جغد می نشیند.

کاربرد : هنگامی که یک فرد در جایگاه واقعی خود قرار نمی گیرد .

۲- Mala du kewanîyan hertim genî ye.

ترجمه لفظ به لفظ : خانه ای که دو کدبانو دارد همیشه کثیف است .

کاربرد : هنگامی که دو نفر مسئول یک کار باشند کار به خوبی انجام نمی شود .

ادامه ی نوشته

شهر آجیلی سالانه میزبان میلیون ها مسافر وزائر است

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
  • شهر آجیلی سالانه میزبان میلیون ها مسافر وزائر است

شهرستان فاروج که  به دلیل وجود بازار آجیل آن در مسیر جاده آسیایی به شهر آجیلی معروف شده سالانه میزبان میلیون ها مسافر وزائر است

. از قدیم الایام که راه ارتباطی آسفالت احداث شد قهوه خانه ورستوران هایی ساخته شد وبدلیل مسافت مناسب آن نسبت به مشهد وشهرهای شمالی ایران بسیاری از اتوبوس ها وسواری ها برای استراحت وصرف غذا در فاروج برای ساعتی توقف میکنند واین باعث شد تا علاوه بر بازار اصلی ، در حاشیه بلوار گروهی به فروش آجیل وتنقلات محلی روی آورند. در حال حاضر فاروج بعنوان یکی از شهرهای شاخص در بین  گردشگران ایران معروف می باشد. در بازار آجیل فاروج ، گردو ،بادام ، آلبالو خشک ، لواشک ، برگه زردآلو ، کشک ، قره قورت ، کشمش ، روغن زرد شاه جهان ، تخمه کدو ، تخمه آفتابگردان ، تخمه ژاپنی ، بادام خاکی ، پسته ومایحتاج مسافران بصورت شبانه روزی عرضه می گردد وبخش زیادی از این محصولات از تولیدات شهرستان می باشد.

وجود چند آجیل پزی در بلوار فاروج برای مسافرانی که نحوه ی تهیه آجیل را میخواهند ببینند جالب توجه می باشد . واین باز از ابتدای ورودی شهر آغاز وتا خروجی شهر ادامه دارد.

ادامه ی نوشته

ضرب المثل کرمانجی

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ضرب المثل کرمانحی

ئاشئ خالوو دو تووزه یه                                  =آسیاب دایی دو بار دستمزد میگیرد

اول بئپیژ ژه دوو بئویژ                                       =اول بپز بعدا بگو

بووکه شه نه کئر بئلیزه ده گوو حه رد چوقوره       = عروس نمیتونست برقصه میگفت زمین ناهمواره

باوئ خا ناس ناکه                                          = پدرش را انگار نمیشناسد

بیواز ئاوروویئ مالانه ، یئ خانیان دالانه              = پیاز آبروی خانه هاست ، مال خانه هم ایوان اوست .

ادامه ی نوشته

سلام به کوه الله اکبر درگز

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

کوه و گردنه ی الله اکبردر امتداد جاده ی قوچان به درگز قرار دارد و با ارتفاع ۳۰۰۰ متر بخشی از رشته کوه هزار مسجد می باشد.

شعر زیر که به زبان ترکی می باشد از وبلاگ درگز ۱۴۰۰ (آقای عباس میرزاده) انتخاب شده است.

ایزاق یوْلدن، یوردوموزه، اوٌزلندیم

دره گز دوْو، داغ دره نی توْولندیم

الله اکبـر، آدئی نن من، سؤزلندئم

                                 الله اکبر، قلبئی دوْلی، سؤزدندی

                                 باخماقلرئی، محبـتلی، گؤزدندئ

ادامه ی نوشته

طایفه ی سوختانلو (Kurmancî = Sûxtanlu)

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

طایفه ی سوختانلو

سوختانلو یکی از طوایف ایل بزرگ چگنی است.

 

شعر چکیسای به زبان کرمانجی شمال خراسان

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

 

چکیسای (Çîksay) در زبان کُردی کرمانجی به معنی شب سرد پرستاره بعد از برف است.

چکیسای (Çîksay) در زبان کُردی کرمانجی به معنی شب سرد پرستاره بعد از برف است.

چکیسای (Çîksay) در زبان کُردی کرمانجی به معنی شب سرد پرستاره بعد از برف است.

ادامه ی نوشته

سنت نام گذاری در بین کرمانج ها

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

سنت نام گذاری در بین کرمانج ها

  • خراسان شمالی – مورخ دوشنبه ۱۳۸۷/۰۴/۳۱ شماره انتشار ۱۷۰۳۶

 لنگری – اقوام کرد و به تبع آن کرمانج ها، اقوام پیشینه داری هستند که هویت آریایی و ایرانی دارند. کرمانج ها از حیث جامعه شناختی قومی پویا و زنده به شمار می روند زیرا دارای فرهنگ، زبان و آئین، موسیقی هستند و به تناسب بافت جمعیتی و بنیان دیرینه پای خود از آداب، سنن و رسومی خاص پیروی می کنند. حتی پوشش این قوم (نوع لباس) در کنار صنایع دستی و باورهای ایلیاتی ویژگی هایی خاص تعریف شده اند، مهدی رستمی محقق فرهنگ عامه درخصوص سنت نام گذاری در بین کرمانج گفت: آئین نام گذاری و باورهای این قوم در حوزه این سنت از جمله موضوعاتی است که در خور توجه است اصل تولد نوزاد در بین ایلات و طوایف کرمانج به طور معمول همراه با ذکر و صلوات و در فضایی معطر با شمیم عود واسپند اتفاق می افتد. وی ادامه می دهد: فضای تولید نوزاد در خانواده قوم گاه آنقدر ملموس است که حتی اگر کسی بی اطلاع از مولود تازه رسیده قدم در منزل بگذارد، از واقعه مبارک آنجا مطلع می شود. وی با اشاره به این نکته که نام گذاری نیز تابع پاره ای آداب و سنن است و هم چنان نیز در باور مردمان ایل جاری است، تصریح کرد: نخستین مطلب انتخاب نام برای نوزاد است .در انتخاب نام برای فرزندان،اولویت نخست جایگزینی نام بزرگان نوزاد است بزرگانی که در کنار تناسب فامیلی ارج و قربی در خانواده دارند بویژه این که اگر عزیزان خانواده هنگام تولد نوزاد در میان آن ها نباشند.

ادامه ی نوشته

وضعیت ادبیات مکتوب قوم کرمانج

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

وضعیت ادبیات مکتوب قوم کرمانج

  • خراسان شمالی – مورخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۰۲ شماره انتشار ۱۷۸۴۲

نویسنده: مرتضوی

 خراسان شمالی که گنجینه فرهنگ ها نامیده می شود، اقوام مختلفی همچون کرد، ترک، فارس، تات و ترکمن را در دل خود جای داده است. هر یک از این اقوام دارای فرهنگ، آداب و رسوم خاصی هستند که پرداختن به هر یک از این فرهنگ ها و ادبیات شفاهی موجود امری ضروری است و حمایت از نویسندگان و پژوهشگران این عرصه زمینه لازم را برای حفظ این فرهنگ ها فراهم می کند. در حال حاضر که با هجوم فرهنگ بیگانه مواجه هستیم، پرداختن به فرهنگ غنی ایرانی و ادبیات شفاهی هر قوم در مقابله با هجمه دشمنان تأثیرگذار است. در میان اقوام مختلف، قوم کرمانج در مناطق مختلف خراسان شمالی سکنی گزیده اند و دارای آداب و سنن خاصی هستند. برخی از افراد اقدامات موثری را در قالب چاپ کتاب به منظور حفظ آداب و سنن این قوم انجام داده اند که در این شماره به بررسی وضعیت ادبیات مکتوب قوم کرمانج در استان پرداختیم.

«محمدرضا مصوری» در سال ۱۳۴۲ در باجگیران به دنیا آمد و در ۶ سالگی به همراه خانواده به شیروان مهاجرت کرد. وی در سال ۷۲ وارد دانشگاه شد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی تا مقطع کارشناسی ادامه داد. وی در کنار شعر و شاعری، در زمینه زبان کرمانج مطالعاتی داشته است و تاکنون آثاری را همچون «گوهر دل» شامل مجموعه اشعار کرمانجی و فارسی و «زبان کرمانجی و علل ماندگاری آن»، تالیف کرده و به چاپ رسانده است. مصاحبه ای که پیش رو دارید، گفت وگویی است با این نویسنده کرمانج که در آن به بررسی وضعیت امروز زبان کرمانج پرداختیم.

ادامه ی نوشته

«عید قربان»، در اقوام مختلف خراسان شمالی

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

«عید قربان»، در اقوام مختلف خراسان شمالی

  • خراسان شمالی – مورخ دوشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۱۸ شماره انتشار ۱۷۱۵۱

 خراسان شمالی مهد فرهنگ و تمدن اقوام و قبایل مختلفی است که در مناسبت های مختلف مذهبی، تاریخی به برپایی آیین های زیبا و باشکوه با آداب و رسومی خاص می پردازند؛ یکی از این آیین های زیبا، آیین بزرگ داشت عید سعید قربان است که هر یک از اقوام مختلف استان آن را با سنت و آیین خاص خود اجرا می کنند.

مدرس مرکز تربیت معلم امام محمدباقر(ع) در خصوص مراسم عید قربان در میان قوم تات می گوید: عید قربان را تات های حومه سنخواست همراه با دیگر مسلمانان جهان گرامی می دارند و در بیشتر روستاهای این ناحیه، نماز عید قربان با شکوه بسیار برگزار می شود.

حسن اسعدی کرفی با بیان این که تات ها با شرکت در نماز عید قربان ارادت و بندگی خود را به درگاه الهی اعلام می دارند و به پاس برخورداری از فضیلت های معنوی، معبود خویش را می ستایند، می افزاید: بعد از برگزاری نماز، عید را به هم تبریک می گویند و به نشانه دوستی و یکدلی همدیگر را در آغوش می کشند و برای یکدیگر آرزوی سعادت، خوشبختی و طول عمر همراه با عزت و سلامتی می کنند.

ادامه ی نوشته

Îmam Elî (S) mînakek ji bo tevayê serdeman

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

 

  • Îmam Elî (S) mînakek ji bo tevayê serdeman

Li berbanga wê şevê dilê Elî ji ber bûyerek mezin bêtav bû, loma li pey hev ji odê diçû derê û li esmîn mêze dikir û bi xwe re digot: îşev ew şeva ye ku soz û wadeya wê hatiye dayînê. Wî gotina Resûlê Ekrem (S) dixiste bîra xwe ku li meha Remezanê digotê: li vê mehê yê bûyerek nebaş ji bo te biqewime. Ez dibînim ku ti li ser nimêjê yî û kesek ku kesê herî dilreq e bi şûrê xwe li serê te dixe û rûdînê te bi xwîna serê te sor dike.

Hema li berbanga wê şevê bû ku Ibnê Mulcem bi şûrê xwe yê jehrî li mizgevta Kûfê li serê Elî xist û xwînê tevayê rûyê Elî girte ber xwe. Lê wî hezretî got: ez bi xwedayê Ke’bê sond dixwum ku rizgar bûm. Îmam Elî (S) muqtedayê ezine edaletxwaziyê û dijberiya li himberê zilmê, ۳ rojan piştî birîndarbûnê li berbanga 21 Remezana sala 40 ya Hicrî-Qemerî çû ber dilovaniya xwe.

Ji wê şevê şûnda hewcedarên çav li rê pê hesiyan ku divê ew mêrê xerîb ku şevê ji bo wan nan û xurme dianî jibîr bikin û li bîreweriyê wan de bimîne. Êdî tu hêtîmek ji bo lîstinê li ser pîlên wî nerûnişt, zarokên Kûfê pê hesiyan ku tasên şîr ku ji bo Elî anîne êdî derd û birîna wî derman nakin.

ادامه ی نوشته

قومی با تاریخ ۷ هزار ساله

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

قومی با تاریخ ۷ هزار ساله

خراسان شمالی – مورخ دوشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۰۹ شماره انتشار ۱۷۴۲۷

عبدالهیان وجود قومیت های گوناگون کرمانج، فارس (تات)، ترک، ترکمن و کرد در خراسان شمالی با همه ویژگی های فرهنگی خاص خود سبب شده است لقب «گنجینه فرهنگ ها» برازنده این خطه ایران باشد. خراسان شمالی از نظر اجتماعی یک دست نیست و محل زندگی اقوام گوناگون است. قومیت های مختلفی در استان زندگی می کنند که با آداب، رسوم و عقاید مختلف خود موجب وجه تمایز این استان از دیگر استان ها شده اند، اما برای رسیدن به پاسخ این سؤال که هر کدام از این اقوام از ابتدا در خراسان شمالی بوده اند یا از مناطق دیگر وارد این منطقه شده اند، در گزارش های مختلف به بررسی پیشینه تاریخی این اقوام پرداخته ایم. در این شماره به بیان نظریه های گوناگون محققان در خصوص ریشه قوم ترک در خراسان شمالی می پردازیم.یک محقق در این خصوص می گوید: درباره تاریخ باستانی ترکان نظرهای گوناگونی وجود دارد، به طوری که در خصوص ریشه نژادی این قوم بین پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.«نعمتی» اظهار می دارد: گروهی از پژوهشگران ریشه قوم ترک را از نژاد سفید و عده ای دیگر، آن ها را از نژاد زرد می دانند.وی بیان می کند: بخشی از قوم ترک در جنوب ایران و در استان های فارس، اصفهان، بوشهر، کرمان، چهارمحال وبختیاری و استان های مجاور و عمده ملت های ترک، در شرق ایران در استان های خراسان شمالی، رضوی، گلستان و مازندران ساکن هستند.وی خاطر نشان می کند: ترک های آذربایجانی در شهرهای مختلف ایران و به خصوص استان های آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، همدان، قزوین، تهران و مرکزی و بخش هایی از گیلان، کردستان، استان های خراسان و کرمانشاه زندگی می کنند.

ادامه ی نوشته