اخبار كنسرت‌هاي موسيقي

۳۰ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

جام جم آنلاين: چهارمین جشنواره شعر و موسیقی مازندران به مناسبت روز مازندران و جشن تیرگان،روزهای هفت و هشت آبان 1390 از ساعت 19 در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار می‌شود.

مدیر اجرایی چهارمین جشنواره شعر و موسیقی مازندران با اعلام این خبر گفت: این جشنواره که در نوع خود برای نخستین بار برگزار می‌شود، گروه‌های مختلف هنری استان‌ها را در کنار هم قرار می‌دهد.

به گفته علیزاده بخشی از برنامه‌های این جشنواره شامل شعرخوانی، مراسم آیینی(تیرماسیزه) مازندرانی، اجرای موسیقی مازندرانی از سوی گروه “مشتاق حسن” به سرپرستی محمدرضا اسحاقی و گروه موسیقی پارپیرار است.     ادامه ی نوشته

روستای دوین DEVIN شیروان

۳۰ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

روستای دوین DEVIN

     دوین در فاصله‌ی 18 کیلومتری جنوب شرقی شیروان واقع است که از شمال به جاده‌ی آسفالته شیروان– مشهد  و رودخانه‌ی اترک و از جنوب به روستای سرچشمه و از شرق به روستای فیض‌آباد و برزل‌آباد و از غرب به روستای ورگ محدود است. روستای دوین که سابقاً مرکز دهستان بود، دارای 482 خانوار و 2526 نفر جمعیت است. دوین در حال حاضر جزء دهستان حومه‌ی شیروان محسوب می‌شود و یکی از قرای قدیمی و معتبر و تاریخی می‌باشد. تپه‌ی گبرخانه‌ی شیروان با شماره‌ی ثبت تاریخی 698 در سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران مربوط به زمان اشکانیان و ساسانیان در یک کیلومتری شمال غربی دهکده‌ی دوین شیروان واقع است.[1][1] که محل زندگی زرتشتیان در ادوار گذشته بوده که بارها توسط مردم و محققان مورد حفاری قرار گرفته و آثار عتیقه‌ای مانند ظروف سفالی و سکه‌های مسی نیز کشف شده است و همچنین دوین‌تپه با شماره‌ی ثبت تاریخی 697 در سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران واقع در 15 کیلومتری شهر شیروان و داخل دهکده‌ی دوین از تپه‌های دست‌ریز مربوط به هزاره‌ی اول قبل از میلاد[2][2] است.

ادامه ی نوشته

Kurmanc Kurds Of Qameshli – Qamişlî – Qamişlu

۳۰ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

الفبای کرمانجی از دیدگاه فونوتیکی (آوایی یا صوتی) Alfabê ya Kurmancî bi dîtina dengnasînê

۲۹ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

 

الفبای کرمانجی از دیدگاه فونوتیکی (آوایی یا صوتی)   ادامه ی نوشته

چوخه؛ بوسه بر خاک پهلواني‌

۲۶ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
نگاهي به ‌کشتي با‌‌ چوخه‌‌ به بهانه برگزاري اولين دوره مسابقه‌هاي جهاني اين رشته در مشهد
چوخه؛ بوسه بر خاک پهلواني‌
خراسان ورزشي – مورخ سه‌شنبه 1390/07/26 شماره انتشار 17960

گروه ورزش/ صداي موسيقي ساز و دهل رشته جذاب و سنتي کشتي با چوخه از صبح امروز در سالن 5 هزار نفري شهيد بهشتي مشهد به گوش مي‌رسد. اولين دوره مسابقه‌ها‌ي کشتي‌هاي سنتي فدراسيون جهاني کشتي(فيلا‌)‌، با حضور شرکت‌کنندگاني از 41 کشور دنيا در مشهد آغاز شده است. مسابقه‌هايي که در راستاي هدف جهاني کردن کشتي باچوخه و نيز تأسيس فدراسيون جهاني اين رشته ورزشي، مي‌تواند گامي بلند و مؤثر باشد که خراسان رضوي و مشهد براي رسيدن به اين هدف پاي در اين مسير نهاده‌اند.      ادامه ی نوشته

تاریخچه اسفراین

۲۵ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

تاریخچه اسفراین

      اسفراین در زمان اشکانیان و سامانیان از روستاهای نیشابور بوده است. در زمان انوشیروان به عنوان شهر بلقیس مشهور شد و در زمان سلجوقیان مخصوصا پش از حمله مغول و تیموریان تخریب شد و با اینکه در سال 905 در زمان صفویه به این آبادی توجه شد امّا دیگر بار در سال 1960 م. بوسیله مهاجمان ازبک تخریب شد و اهالی آن به مناطق دیگر مهاجرت کردند.

       در دوران صفویه و قاجاریه گروهی از سرداران کرد بجنورد و اقوام آنها به منطقه شمال خراسان جهت دفاع از مرزهای شمالی اعزام شدند و بجنورد را به عنوان مرکز انتخاب کرده و اسفراین (میان آباد) را به عنوان یک بخش از بجنورد برگزیده و بعد تعدادی از کردهای شادلو به آن جا رفتند و کم کم این روستا آبادتر شد. در سال1342 اسفراین از شهرستان بجنورد جدا و به عنوان شهرستان نامیده شد.

ادامه ی نوشته

Tu ji nika ve li Zurna xwe xîne

۲۵ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

Tu ji nika ve li Zurna xwe xîne

Tu ji nika ve li Zurna xwe xîne

 (Nivîskar:Resûl Şêxkanlû Mîlan)

Rojekî cimaet li Diyarbekir li Qefê rûniştibûn û çayê wedixwearin ,qefe tijî bû,camerekî ji hevalên xwe ra got :Hevalno ezê sibê herim Adiyamanê ,şuxulê we tuneye?…yekî got ,filankes tu diçî Adiyamanê ji min ra zornekî bikire û bînê,ewî jî got :Başe ser seran, ser çevan.yekî din jî rabû û got ji min ra jî zurnekî bikire û bîne,camêr ji wî ra jî got ,ser seran û ser çavan .yê sisiyan

got :Filankes eva pere ,ji kerema xwe ji Adiyamanê ,ji min ra zurneke baş û delal bikire û bîne ,destê te neêşe!.

Camêr pera ji hevalê xwe distîne û

dibêj :”Tu ji nika ve zurna xwe lêxîne”!!!.

Ċavķanî: kurmanci.irib.ir

کشتي با چوخه در يک قدمي جهاني شدن

۲۴ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
با برگزاري رقابت‌هاي کشتي‌هاي سنتي جهان در مشهد
کشتي با چوخه در يک قدمي جهاني شدن
خراسان ورزشي – مورخ یکشنبه 1390/07/24 شماره انتشار 17958
 مهدي سنقري/ کشتي با چوخه خراسان در آستانه جهاني شدن قرار گرفته است. محمدرضا قرباني رئيس هيئت کشتي با چوخه خراسان‌رضوي و دبير اجرايي اولين دوره مسابقه‌هاي کشتي‌هاي سنتي فدراسيون جهاني در نشست خبري با رسانه‌هاي گروهي استان هدف از برگزاري اين رقابت‌ها را بين‌المللي کردن اين کشتي سنتي عنوان کرد. محمدرضا قرباني در اين نشست گفت: «اولين دوره مسابقه‌هاي کشتي‌هاي سنتي جهان و آسيا در 4 رشته کشتي با چوخه، آليش، تاتار کوراش و قزاق کورسي در رده سني جوانان در روزهاي 26 تا 28 مهر ماه در سالن شهيد بهشتي مشهد برگزار خواهد شد.     ادامه ی نوشته

معرفی استان خراسان شمالی

۲۴ مهر ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه
موقعیت استان خراسان شمالی

موقعیت استان خراسان شمالی

 

اقلیم مدیترانه خراسان شمالی که تفاوت چشمگیری با سرزمینهای مجاور خویش از نظر برخورداری از مواهب طبیعی دارد، در حقیقت دروازه شمالی خراسان قدیمی محسوب می شود. خراسان شمالی از نظر طبیعی محصور بین دو رشته کوه کپه داغ در شمال و دنباله البرز یعنی آلاداغ , شاه جهان در جنوب و مجموعاً سرزمینی کوهستانی با دشت های حاصلخیز در میان کوه ها می باشد که شرایط بسیار مساعدی برای کشاورزی و دامپروری دارد.استان خراسان شمالی حدود 28100 کیلومتر مربع وسعت دارد که از 14 استان کشورمان و 51 کشور دنیا بزرگتر است جمعیت این استان نیز از 7 استان کشور بیشتر می باشد.
خراسان شمالی از شمال به کشور ترکمنستان 270 کیلومتر مرز مشترک دارد همچنین از شرق و جنوب با استان خراسان رضوی و از مغرب به استان گلستان و از سمت جنوب غربی با استان سمنان همسایه می باشد.
جنگلهای انبوه و حفاظت شده قورخود در شهرستان مانه و سملقان ، پارک ملی سالوک و ساریگل در شهرستان اسفراین ، منطقه حفاظت شده گلیل سرانی شیروان و پناهگاه حیات وحش میاندشت در جاجرم از مناطق دیدنی استان می باشد .

تات و تاجیک

۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

تات و تاجیک

مجلات : زبان و ادبیات » آینده » سال پانزدهم، شهریور تا آذر 1368 – شماره 6-9 »
نویسنده:طباطبایی، میر احمد
منبع: پایگاه تخصصی مجلات نور

تات و تاجیک

لفظ تاجیک در نثر و نظم فارسی به دو صورت استعمال می‏شود،یا بهمراه لفظ ترک‏ و یا جداگانه،وقتی با واژهء ترک بکار آید شکی نمی‏ماند که مراد ایرانی است،ولی وقتی‏ جداگانه استعمال شود سؤالتی در ذهن خطور می‏کند.به این معنی که این تازیک یا تاجیک‏ با آن واژهء تازی بمعنی عرب که در منابع پیش‏از اسلام از جمله در بند هشن آمده است چه‏ رابطه‏ای دارد و این لفظ تازیک یا تاجیک از کجا نشأت گرفته و کی در منابع فارسی جای خود را باز کرده است و ریشهء آن چیست؟

ادامه ی نوشته

gelek caran kerr bûn baştir e

۲۰ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

gelek caran kerr bûn baştir e

Çi rêk sa we tunine,hûn ê bi zû va bimirin.

Du Beqan mîna ku gepên wan halî nebûne têdikoşîn  ku di kendal da derkevin.

Beqên din her bi wan re digotin hûn ê bi zû va bimirin ji têkoşînê dest hilînin.

Dawiyê da yek ji wan teslîmê gotinên beqên din dibe û ji têkoşînê dest dikşîne.

ادامه ی نوشته

aşê xal û xarzî

۲۰ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

aşê xal û xarzî

genimê xwe bar kir.berê xwe da aşê xalî xwe

xalê jî gava xarziyê xwe dî,wi xwe re go:xarziyê min tê,ewê heqê hêrandinê pir bide min

her yêk kara xwe diger e

luma heta niha jî,gava tiştek haka tê ortê

dibîjin:ew bû hekayeta aşê xal û xarziyê

 şevîn

Book Publishing in Kurdish language in Syria

۲۰ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

Book Publishing in Kurdish language in Syria

Translation Note: The English version of this content is being displayed because the Persian translation is unavailable.

According to Kurdish sources, in 1914 Huseyn Huznî Mukriyanî bought a printing machine in Germany and transported it to Aleppo in 1915, where he started using it. In 1925 he moved it to the town of Rewandiz in Southern Kurdistan. It was the first printing machine in Southern Kurdistan owned by a Kurd (34). Although some sources state that a book by Huseyn Huznî Mukriyanî (35) was published in Kurdish in Aleppo in 1916 and that magazines such as Kurdistan, Çiyayê Kurmanc, Botan, Diyarbekir (36) were published by his printing house, this information has not been confirmed (37). I have not found a Kurdish book printed in Syria during the Ottoman times.

During the period of the French mandate (1920–1946)

During the period of the French mandate, education in Kurdish language at the schools in Syria was not permitted but publications in Kurdish were not banned. The first Kurdish book published in Syria was written by Huseyn Huznî Mukriyanî (38) in the South Kurdish dialect (Mukri), in 1925. Books in the Kurmanci dialect started getting published only in the 1930s.

ادامه ی نوشته

کشتي با چوخه قوچان مقام اول انتخابي تيم ملي شد

۱۹ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
کشتي با چوخه قوچان مقام اول انتخابي تيم ملي شد
خراسان رضوي – مورخ سه‌شنبه 1390/07/19 شماره انتشار 17954

ايشان زاده/ تيم کشتي با چوخه قوچان در مسابقات انتخابي کشتي با چوخه تيم ملي ايران به عنوان تيم اول انتخاب شد.رئيس تربيت بدني قوچان گفت: با برگزاري يک دوره مسابقات انتخابي کشتي با چوخه تيم ملي که در سالن ورزشي توکل مشهد برگزار شد، تيم قوچان با کسب بالاترين امتياز انتخاب اول مسابقات شد.

علي کلانتريان نفرات اول مسابقات را که در ۴ وزن انجام شده است به شرح زير اعلام کرد:

در وزن ۶۵ کيلو، سعيدرضاييان(بجنورد)/۷۵ کيلو علي شاهوردي(قوچان)/۸۵ کيلو جعفر يونسي(قوچان) و ۸۵+ کيلو سعيد قاسمي(شيروان)

باران خواهی در کردستان: بووکه باران ( buka bârân)( عروسک باران )

۱۹ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
باران خواهی در کردستان: بووکه باران ( buka bârân)( عروسک باران )

باران خواهی در کردستان: بووکه باران ( buka bârân)( عروسک باران )

باران خواهی در کردستان: بووکه باران ( buka bârân)( عروسک باران )

مینو سلیمی

 « بوکه باران » یکی از مراسم های باران خواهی در کردستان است که در ایام خشکسالی یا سال هایی که  میزان بارندگی آن کم است برگزار می شود. بوک به معنی عروسک است. دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تکه چوب عروسکی ساخته و لباسی از پارچه های رنگی بر تن آن عروسک می پوشانند و برای آن سربندی درست می کنند.

ادامه ی نوشته

شب یلدا (شب چله) در میان اقوام شمال خراسان

۱۹ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

از شاهنامه خوانی و آونگ کردن انگور تا طبخ قورمه و خوردن کمه جوش

به نقل از: اسماعیل حسین پور

 ایرانیان قدیم، شادی و نشاط را از موهبت های خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده های اهریمنی می پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت های دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است که ایرانیان باستان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شکرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا می ساختند و پیروزی نیکی بر بدی و روشنایی بر تاریکی و داد بر ستم را گرامی می داشتند.شب یلدا نیز یکی از این موارد است. در دوران کهن، شب مظهر تاریکی و تباهی و وحشت بود و اغلب سعی می کردند که شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد تا پلیدی و تباهی در آن راه نیابد.

شب یلدا طولانی ترین شب هاست؛یعنی تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می کاهد و چون فردای این شب، روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می شود، ایرانیان تولد دوباره خورشید را که مظهر روشنایی است جشن می گیرند.در ایران کهن هر یک از 30 روز ماه، نامی ویژه داشت که نام فرشتگان بود و نام دوازده ماه سال نیز در میان آن ها به چشم می خورد و در هر ماه روزی را که نام روز با نام ماه یکی بود، جشن می گرفتند. در دی ماه، در ایران کهن، 4 جشن، وجود داشت. نخستین روز دی ماه و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، 3 روزی که نام ماه و نام روز یکی بود و در این 30 روز ماه، 3 روز آن «دی» نام داشت و هر 3 روز را در گذشته جشن می گرفتند. امروز از این 4 جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سال.  یلدا از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلداست.

ادامه ی نوشته

زبان کُردی هیچ ستیزی با زبان پارسی ندارد

۱۹ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
زبان کُردی هیچ ستیزی با زبان پارسی ندارددکتر میرجلال الدین کزازی در گفتگویی ویژه با کردپرس:
زبان کُردی هیچ ستیزی با زبان پارسی ندارد و مرگ هر واژه آن گزندی گران به فرهنگ ایرانی خواهد بود.
کردپرس: دکتر میرجلال الدین کزازی از بزرگان فرهنگ و ادبیات ایران به حساب می آید. او دنیایی به وسعت ایران زمین دارد و بیش از هرچیز دلباخته گوناگونی های فرهنگی و زبانی آن است. کزازی به زبان ها و گویش های رایج در میان اقوام ایرانی سخت عشق می ورزد و نه تنها آن ها را تهدیدی برای زبان پارسی نمی پندارد، بلکه آن ها را نیای این زبان کهن می پندارد. این استاد ادب ایرانی دلبستگی بسیاری به زبان کردی دارد، زبانی که مردمان زادگاه محبوبش کرمانشاه بدان سخن می گویند. میرجلال الدین کزازی سخت دغدغه حفظ این زبان باستانی را دارد و از بین رفتن هر واژه ای از آن را آسیبی جدی به فرهنگ و تاریخ ایران زمین می داند. با هم پای صحبت های این استاد پرآوازه ادب پارسی نشسته و با باورهای وی پیرامون زبان و ادبیات کردی و جایگاه آن در میان زبان های ایرانی آشنا می شویم. ادامه ی نوشته

بَله بُرون (یا بَلّه بُرون = بلی بُران )

۱۸ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

بَله بُرون (یا بَلّه بُرون = بلی بُران )

اقتباس از سایت: daneshnameh.net

بخش مهمی از مراحل عروسی سنتی ایرانی که مراسم آن معمولاً پس از مرحلة خواستگاری و پیش از عقدکنان برگزار می شود.

بنابر عرف و سنتهای اجتماعی ، مجلس بله برون بیشتر شب هنگام و با حضور جمعی از بزرگان و سالخوردگان دوگروه از قوم و طایفه و خویشان خانوادة دختر و پسر، در خانة پدر دختر برگزار می شود. گردهمایی در این مجلس به قصد تعیین شرایط مادی و معنوی ازدواج وپذیرش تعهدات خانوادة داماد نسبت به خانوادة عروس است . ازینرو، بله برون در تحقّق پیمان زناشویی و پیوند دوخانواده یا دو طایفه اهمیت بسیاری دارد.

در مجلس بله برون ، مردان ریش سفید دوگروه دربارة میزان مهر * ، شیربها * ، و باشلق ، و نقد یا نسیه پرداختن یا کم وبیش کردن میزان آنها، اسباب سرعقد، پول حمام عروس ، رخت و زیور عروس ، تأمین بعضی از هزینه های عروسی مانند میزان خرید طلا و جواهر، چگونگی برگزاری مجلس عقد و عروسی و سنگین یا سبک گرفتن آنها، شمارمهمانان و مانند اینها گفتگو می کنند که گاه ساعتها به درازا می کشد. پس از توافق طرفین ، معمولاً سیاهه ای از تعهدات را روی دو نسخة کاغذ می نویسند و به امضای پدر داماد و پدرعروس و چندتن از ریش سفیدان مجلس می رسانند. میزان تعهدات و سنگین وسبک بودن آنها بیشتر به پایگاه اجتماعی و اقتصادی دوخانواده ، بویژه خانوادة دختر، و گروه و طایفه ای که به آن تعلق دارند، و کم وبیش به خصایل اخلاقی و رفتاری و شایستگی و کارایی و زیبایی و فهم و کمالات دختر بستگی دارد.

ادامه ی نوشته

Cî û warên dîrokiye Ustana Azerbaycana Rojava

۱۶ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

Cî û warên dîrokiye Ustana Azerbaycana Rojava

Ustana Azerbaycana Rojava ji ber dîroka qedîmî û çanda mêjîn, cî û warên zafe dîrokî, olî û çandî hene. Hebûna Mizgevt, Kelîse û agirgehan, cur be curiya dîroka mezhebiyê ustana Azerbaycana Rojava nîşan dide. Mizgevta binavê Camê ya bajarê Urmiyê yek ji mizgevtên qedîme vê ustanê tê hesabê û her wiha Kelîsayên qedîmî jî li vê ustanê da, zaf hene.

ادامه ی نوشته

با من قدم می زند “مسکو”

۱۵ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

حسین اقدیسی – قوچان

13 مهر 1391

با من قدم می زند “مسکو”

Abdulla Pashew  عبدالله پَشیو  

مترجم:حسین تقدیسی

به گاه بمباران

-کدامشان را دریابم

از کدامشان درگذرم؟!

این یکی ناخوش است و فرزند نخست

دیگری طفلی است نوپا؛

با چشمی آکنده ی خاک و خُل

و زبانه ای از آتش در نفسش.

[پیش از اینم ]دو دست بود

یکی اش را [حزب] “بعث” برد

یکی اش ماند.

کدامشان را دریابم

از کدامشان در گذرم؟!

یکی پاره ی جگر است

دیگری روشنی مردمک چشمم.

آمیختن

نمی دانم چگونه با تو یکی شوم؟!

چنانچه بهشتی، بگوی

تا خدایان را تمام کرنش کنم.

اگر دوزخی، به حرف بیا

تا زمین را بیاکنم از گناه.

**

مانده ام چگونه قاطی ات شوم؟!

اگر سرزمین اشغال شده ای، بنال

تا پرچمت کنم، پوست تنم را.

چنانچه بسان من کولی و دربه دری

مرزی بکش مرا و

برای خویشتن، از من وطن بساز!

مسکو 1979

نامه

شب -نم نم-

با باران می بارد.

تنهایم

نه، تنها نیستم

با من قدم می زند “مسکو”

آهو بره ای بود تنهایی ام

دچار گلوله ی شکارچی ای شد.

گامهایم -کم کم- کم می آورند!

**

باران، نم نم

با شب می بارد.

تنهایم

نه، تنها نیستم

می دوم؛

جاده -بیش از پیش- خویش را به پایم

گره می زند.

می دوم؛

در جیبم

نامه ای در ظرف قرمز

قلب دوم من است که می تپد.

روستای کُرمانج نشین ریزه فاروج

۱۳ مهر ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه

فائزه حیدریان رشوانلو – مشهد

مونوگرافی روستای ریزه :هیچ قومی حق ندارد بگوید اصیل تر از کردهاست

طبیعت کتاب پر ورقی است که کردها شاید بیشتر این کتاب را می شناسند و با آن خو کرده‌اند. این کتاب به آنان آموخته است و پیوندشان را با روشنایهای اخلاق، عاطفه و زندگی بیشتر کنند و کردها بدین گونه درایت دیروز و سنت های اصیل را بر دوش دارند که برای همیشه نامیرایند، هر چشمی بسته می‌شود دیده‌ای دیگر به زندگی سلام می‌دهد و اینجاست که کردها در جغرافیایی بی کسی در تزایدند. می‌مانند تا عشق غریب نماند.


حاکم و دختر کرمانج … داستانی از شمال خراسان از قوم کرمانج

۱۲ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

دو داستان عامیانه از خراسان و خوزستان

  • زینب تیموریان، مریم فتاحی پور

 مقدمه:
قسمتی از حافظه قومی و تاریخ شفاهی داستانهای عامیانه و اسطوره هایی است که از نسلی به نسلی نقل می شود. امروز رسانه های جمعی و مصرف گرایی ساختار اسطوره ای ذهن را تغییر داده و در کلیت فرهنگ فرهنگ شفاهی داستانهای عامیانه به تدریج فراموش می شود. با توجه به این نکته و اهمیت گردآوری داستانهای عامیانه،

قسمتی از تکلیف کلاس درس اسطوره شناسی مقطع کارشناسی باستان شناسی در دانشگاه فردوسی به گردآوری داستانهای عامیانه اختصاص یافت و دانشجویان موظف شدند تا دست کم یک داستان از روستا یا شهر خود گردآوری کنند در زیر دو داستان از دو قسمت کشور را می خوانید.

ادامه ی نوشته

روزخاطره انگيزموسيقي مقامي

۱۱ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

روزخاطره انگيزموسيقي مقامي

خراسان شمالي – مورخ دوشنبه 1390/07/11 شماره انتشار 17947

بعد از گذشت 5 سال از برگزاري نخستين جشنواره موسيقي مقامي، چشم انتظار برپايي دومين دوره آن بوديم که بالاخره چهارشنبه ششم مهر ماه، آوا و نواي دلنشين آن در شهرمان طنين انداز شد. با شنيدن خبر برگزاري جشنواره از مدت ها پيش چنان شور و شعفي در وجودم موج مي زد که وصف حالم را خدا مي داند و بس. تمام روزهاي مرداد و شهريور را به اميد چنين روزي لحظه شماري کردم تا بالاخره در روزهاي آغازين پر از مهر پاييز، اين مهم محقق شد.از اين که مي توانستم يک روز را در خدمت موسيقي باشم و عطش لحظه لحظه آن روز را با مقام هاي بي بديل موسيقي شمال خراسان برطرف کنم سر از پا نمي شناختم.    ادامه ی نوشته

مناطق (کرد) کرمانج نشین ترکمنستان … Kurmanj (Kurd) people in Turkmenistan

۷ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
مناطق (کرد) کرمانج نشین ترکمنستان … Kurmanj (Kurd) people in Turkmenistan

کتابچه قوچان نوشته شجاع الدوله به کوشش رضا نقدی:

قریه فیروزه  آخر زعفرانلو به جانب شمال و مغرب واقع است. یک فرسخ دو فرسخ مسافت دارد تا آخال ، در اطراف قلعه جات پنج من ده من زراعت دیم می نمایند تمام خانوارش تفنگچی پیاده می باشند، مدارشان به خرید وفروش به تراکمه  است که از اتک مال اسباب سرحدی به فیروزه می آورند می فروشند و آنها نیز با تراکمه معامله و داد و ستد می نمایند رودخانه دارد از سرانی که آخر قوشخانه است بر خیزد و خورده خورده زیاده  می شود از میان رودی که دو فرسخ است امتداد دارد، می گذرد به آخال می رود بهره اش عاید به تراکمه است. 150.

ادامه ی نوشته

مناطق کرمانج (کرد) نشین کشور سوریه

۶ مهر ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

در کشور سوریه شهرهای قامیشلو (قامشلی یا قامشلو)، حسکه (حه‌سه‌که)، حلب (حه‌له‌ب)، کوبانی، افرین (ئه‌فرین)، جزیره، دریک(ده‌ریک)، ترپا ‌سپی، آمودا و همچنین کوردهای ساکن شهر دمشق به لهجة کورمانجی تکلم می‌کنند.

عفرین از شهرهای شهرستان عفرین استان حلب در سوریه می باشد. این شهر شمال باختری ترین شهر سوریه است. این شهر در کوه‌پایه جای گرفته است و رود عفرین از کنارش می گذرد. جمعیت عفرین نزدیک به ۵۰ هزار تن می باشد که بیشترشان کرمانج زبان می باشند. صنعت‌های مرتبط با پرورش زیتون مانند استخراج روغن زیتون و ساخت صابون زیتون در این شهر رونق دارد. شهر عفرین از سرسبزترین شهر های سوریه است و دارای بوستان های زیادی است. کوهستانی بودن این شهر بر گیرائی طبیعی آن می افزاید.

ادامه ی نوشته

در ستایش زیبایی ملودی و موسیقی مقامی خراسان شمالی

۶ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

در ستایش زیبایی ملودی و موسیقی مقامی خراسان شمالی

 بجنورد _ ظرافتها و زیباییهای ملودی و موسیقی مقامی خراسان شمالی که روزگاری تنها برای ماندن تلاش می کرد و مورد بی مهری بود، هم اکنون شهرتی جهانی یافته و نه تنها در این خطه که در هر دیاری شنوندگانی دارد.

مقامهای معروف ‘الله مزار، سردار عیوض خان، زاری مگری و گرایلی’ از نغمات روحبخشی است که بسیاری از ساکنان خطه شمال خراسان با شنیدن آن جانشان به پرواز درمی آید و در طرفه العینی فاصله زمین تا آسمان را درمی نوردند.
ساز بخشی های خراسان شمالی که روزگاری نه چندان دور، گرد غریبی بر آن نشسته و جز در محافل و مجالس مردمی کمتر از غلاف بیرون می آمد، به عنوان نمادی از هنر و فرهنگ این خطه شناخته شده و توسط یونسکو در سیاهه آثار معنوی جهان به ثبت رسیده است.
موسیقی مقامی خراسان شمالی ریشه در باورها، اعتقادات، ارزشها، حکایات و تاریخ این خطه دارد که نسل به نسل و سینه به سینه نقل و منتقل شده و امروزیها با شنیدن آن تمام تاریخ قوم خود را به مرور می نشینند.

ادامه ی نوشته

ترک های شمال خراسان و تفاوت‌های فرهنگی آنها با کردها و فارس‌ها

۴ مهر ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

منبع: پاپلی یزدی، دکتر محمد حسین: کوچ نشینی در شمال خراسان، ترجمه اصغر کریمی، انتشارات آستان قدس رضوی ، 1371

در روستاهایی که در شمال خراسان قرار دارند، به استثنای روستاهای ترکمن نشین و بلوچ نشین، به سه اجتماع مختلف برمی‌خوریم. ترک‌ها‌، کردها و فارس‌ها که دارای تاریخ و روحیه و اخلاق جداگانه‌ای هستند. منتها هر سه گروه در مقابل یک مساله مشترک قرار گرفته‌اند و ‌آن افزایش سریع جمعیت آنهاست. این سه جامعه با یک روش مشابه در مقابل این مسئله عکس العمل نشان نداده‌اند. ملاحظه می‌شود که روستاهایی که ساکنان آن فارس هستند افزایش جمعیت خودشان را بهتر از روستاهای کرد تحمل کرده‌اند و کردها بازهم بهتر از ترک‌ها متحمل آن شده‌اند.     ادامه ی نوشته