بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘شادلو’

شجره نامه و خلاصه ای از زندگی نامه ی سردار علی خان بگ باغچیقی بوغانلو

۵ اسفند ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه
سردار علی خان بگ ایلخان بوغانلوخلاصه ای از زندگی نامه ی سردار علی خان بگ باغچیقی بوغانلو

کرد خراسان(کرمانج چامشگزگ) —> ایل بزرگ شادیلوی بجنورد —> ایل بوغانلو —> طایفه ی گرانلوی روستای باغچق —> حسین خان بزرگ —> سردار علی خان بگ باغچقی بوغانلو

سردار علی خان بگ باغچقی بوغانلو، خان طایفه ی گرانلوی باغچق و سردار و ایلخان ایل بوغانلو (بوقانلو یا باقانلو) و یکی از رجال شادیلوها در دربار قاجاریه بوده و از نزدیکان و اطرافیان و سرداران یارمحمد خان سهام الدوله(معروف به سردار مفخم، والی خراسان و بجنورد) و عزیزالله خان سهام الدوله (معروف به سردار معزز جانشین سردار مفخم) بوده است. ادامه ی نوشته

آشنایی با روستای نوده چناران (بجنورد)

۱۸ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

تاریخچه روستای نوده و خاستگاه کرمانجهای شمال خراسان

 کردها (کرمانج)

     کردها از ایلات «شادلو»، «قراچورلو» و «زعفرانلو» هستند و در دهستانهای «سملقان»، «حومه»، «کسبایر» زندگی می‌کنند.

     کرمانجهای بجنورد از زمان صفویه در این منطقه اسکان داده شده‌اند و در حفظ مرزهای این منطقه نقش بسزایی داشته‌اند. کرد زبانان ریشه چادرنشینی دارند. در دامداری فعالیت بیشتری داشته و تا حدودی در حفظ سنت‌های قدیمی کوشیده‌اند. پهلوانان کشتی «چوخه» که از این دیار راهی میادین بین المللی می‌کردند، همواره افتخارات فراوانی کسب کرده‌اند.

     کرد زبانان در «دامداری» فارس زبانان در «باغداری» و ترک زبانان در هر دو زمینه مهارت دارند.

     جمعیت عشایر این شهرستان حدود ۲۵۰ خانوار در قالب ۱۲ طایفه از کردها می‌باشد که مطالعات اسکان آنها در مراحل مقدماتی است.

     صلح و صفا و آرامشی که گروههای مختلف قومی در این ناحیه در کنار همدیگر دارند، از ویژگیهای بارز منطقه به شمار می‌رود.

ادامه ی نوشته

روستای کرمانج نشین چَرم کهنه کلات

۱۸ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

 

روستای زیبای چَــــــرَم کُــهنه

برگرفته از وبلاگ: روستای زیبای چَرَم کُهنه شهرستان کلات نادر

ادامه ی نوشته

کرد های کرمانج خراسان از نظر ایوانف

۶ فروردین ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

کرمانج خراسان از نظر ایوانف

منبع: حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم الله توحدی (کانیمال)

ایوانف دانشمند و جامعه شناس معروف شوروی از نظر فرهنگی حق بزرگی بر کردهای خراسان دارد. او در تحقیقات خود تحت عنوان نژادشناسی خراسان علاوه بر ذکر شمه ای از تاریخ و جامعه شناسی و موقعیت کردها در خراسان، بسیاری از ترانه ها و آهنگ های کرمانجی را ثبت و ضبط نموده و از خطر نابودی نجات داده است.۱

ادامه ی نوشته

اسفراین

۴ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

اسفراین

اسفراین‏ که اسفرایین هم گفته‏اند، شکل دگرگون شده اسپرایین است.در باب وجه تسمیه این شهر آمده است که چون مردم این منطقه عادت داشته‏اند همیشه با خود سپری حمل کنند، از این جهت موطن آنها به سپر آئین یا اسپر آئین نام یافته است.این وجه ارتباط بیشتری با واژه سازی عامیانه دارد تا ایتمولوژی تاریخی.بنابراین، با مراجعه به فرهنگهای مختلف ریشه‏ های اسپر و سپر در کلمه سپر، سپردن و اسپردن و همچنین در واژه‏های اسپیتر، سپهر و سپرا مورد بررسی قرار گرفت.با اندکی تأمّل از مجموعه اوّل که به معنی تسلیم کردن و سپردن می‏باشد در گذشتیم، امّا در مجموعه دوّم، تطور کلمه«سپر»را که از لحاظ حالت و شکل هم، با سپهر و آسمان و گردون مشابهت دارد مورد توجه قرار دادیم.لمات سپیهر، هوسپیتر و اسپر در پهلوی و سپیتره در پارسی باستان که برای واژه سپهر به کار رفته‏اند و کلمه رایج لهجه افغانی سپرا arpeS که برای رنگ خاکستری آسمانی به ار می‏رود و مخصوصا اسپر پهلوی ه با واژه اسپر به معنی سپر یگانگی خاصی دارد؛مجموعه‏ای از واژه‏هایی را نشان می‏دهند که چگونگی تطوّر سپهر آئین را به اسپر آئین توجیه می‏کند و البته این وجه اشتقاق معنی و مفهوم پذیراتری نیز دارد.

ادامه ی نوشته

طایفهٔ قندکانلو

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

طایفهٔ قندکانلو

طایفهٔ قندکانلو داراى ۸ باو است اما در موقع آمارگیرى در تابستان ۶۴، باو عثمان حَوِه در ییلاق حضور نداشت. از آنجا که ریشهٔ این طایفه نیز مانند سایر طوایف ایل جلالى در خاک ترکیه است، قسمت کثیرى از خانوارهاى طایفه در آن سوى مرز تمرکز دارند و قسمت دیگرى نیز در زمان حکومت رضاشاه به قزوین، همدان و تویسرکان تبعید شدند که از این میان تعدادى مراجعت کردند و تعداد دیگر ساکن آن مناطق شدند و قسمت کثیرى نیز در آن هنگام به ترکیه فرار نموده و در آن کشور سکنى گزیدند. این طایفه در حال حاضر ۱۱۳ خانوار کوچنده دارد که عموماً در ۱۰ اوبه سازمان یافته‌اند. مناطق ییلاقى طایفهٔ قندکانلو نیز مورد دستبرد روستائیان ‘شادلو’ قرار گرفته و زیر کشت گندم دیم رفته است. در عین آنکه آب و هواى منطقه شرایط لازم براى این قبیل کشت‌ها را فراهم نمى‌کند و غلات قبل از خوشه‌بندى با سرماى پائیزى مواجه مى‌شوند. اما این نوع عملیات در منطقه تنها به‌عنوان تخریب مراتع براى تصرف اراضى بیشتر و ممانعت از کوچ عشایر صورت مى‌گیرد. از کتاب ساختار سازمان ایلات و شیوه معیشت عشایر اذربایجان غربى ـ ابراهیم اسکندرى‌نیا.

 

ایل شادلو و پیشینه آن در بجنورد

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل شادلو و پیشینه آن در بجنورد

دوشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۰

ایل شادلو یا شادی در اوایل قرن یازدهم هجری قمری (۱۰۱۰ هجری قمری) بوسیله شاه عباس بزرگ همراه دو ایل هم نژاد و هم زبان کرد دیگر به نامهای زاخوری « زعفرانلو» و کاوی « کیوانلو» به خراسان کوچانده و در نواحی شمال خراسان که مرکز آن در غرب نسا (عشق آباد کنونی) بود اسکان داده شدند که جلو هجوم ازبکها را سد نمایند.
کلمه « لو» به ترکی معنی « یای » نسبت را در فارسی می دهد. به همین دلیل ایلات شادی, زاخوری و کاوی به تدریج نام شادلو, زعفرانلو و کیوانلو یافتند.
در سالهای آخر سلطنت شاه عباس, حکومت کردهای خراسان به شخصی بنام یوسف سلطان که از قورچیان شاه عباس بود واگذار شد. خانواده خوانین شادلو از اولاد این شخص هستند.
زبان کردهای شمال خراسان , « کرمانجی» به لهجه کردی شمال آذربایجان غربی نزدیک است.
آخرین حاکم محلی بجنورد عزیزالله خان سردار معزز فرزند یار محمد خان بود که با روی کار  آمدن رضا شاه و اعمال سیاست تمرکز و قلع و قمع طوایف محلی در تیرماه ۱۳۰۴ شمسی در مشهد اعدام و حکومت ۳۳۰ ساله خانواده شادلو در گرگان و خراسان غربی پایان یافت.


به نقل از: مهران گلی

 

ایل کرد کرمانج شادلو

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایل کرد کرمانج شادلو

ایل شادلو یا شادی در اوایل قرن یازدهم هجری قمری به وسیله شاه عباس صفوی به همراه دو ایل هم نژاد و هم زبان کرد به نام های زاخوری (زعفرانلو) و کاوی (کیوانلو) به خراسان کوچانید ه و در نواحی شمال خراسان که مرکز آن درون در غرب نسا (عشق آباد کنونی ) بود اسکان داده شدند به منظور آنکه هجوم ازبک ها را پیش گیرند . چون این طوایف شیعی مذهب هستند طبعآ می توانستند از تجاوز طوایف و اقوام آسیای مرکزی که به مذهب دیگری بودند دفاع کنند . این طوایف در طول مدت حدود سیصد و سی سال ، یعنی تا قبل از تشکیل ارتش منظم مرکزی ، نگهبان مرزهای کشور در آن ناحیه بودند.

ایل شادی و دو ایل زاخوری و کاوی بتدریج نام شادلو ، زعفرانلو و کیوانلو یافتند . کلمه ( لو ) یای نسبت در ترکی است که منشیان صفوی در نوشته های خود استعمال می کردند .

در سالهای آخر سلطنت شاه عباس صفوی حکومت کردهای خراسان به شخصی به نام یوسف سلطان که از قورچیان شاه عباس بود واگذار شد . خانواده خوانین شادلو از اولاد و احفاد این شخص اند . حکومت کردها بعد از یوسف سلطان به خانواده چشمگزک ( زعفرانلو ) رسید ولی ایل شادلو تحت ریاست اولاد یوسف سلطان باقی ماند .

ادامه ی نوشته

فلسفه حرکت تاریخی کّرد به خراسان – قسمت دوم

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

فلسفه حرکت تاریخی کّرد به خراسان – قسمت دوم

گردآورنده: محمد محمودی – خراسان شمالی

قسمت دوم

کاوانلو را به سمت مشهد مقدس انداختند. به این معنی که از اول سملقان یورت شادلو شد. گاوانلو را به سمت مشهد مقدس انداختند. به این معنی که از اول خاک چلای خانه که در شمال مشهد واقع و تا قلعه کردنشین یوسف خان که در چهار فرسخی سمت شمال قوچان است امتداد دارد یورت طایفه جانی قربانی باشد و کوه شمال چشمه گلپ معروف به چشمه گیلاس (در شمال منطقه چناران و رادکان) که کوه عمارت نام دارد و یک سمت آن (در شمال منتهی) خلاصه طوایف مزبور در محلات مذکور بماندند و بعد از قراخان پسرش بنام بیک وکیل، ریاست داشت پس از او پسرش محمدحسین خان از دولت (نادرشاه پس از مراسم تاجگذاری در دشت مغان به سال ۱۱۴۸ قمری) ایلخانی لقب یافت بعد از آن پسرش امیرگونه خان ایلخانی شد و پس از او رضا قلی خان بن امیر گونه ایلخانی گردید.بعد از اوسام خان بن رضاقلی خان (دلیرترین و سیاستمدارترین خوانین زعفرانلو حاکم مشهد و فاتح هرات) ایلخانی و بعد از سام خان امیرحسین خان برادرش ایلخانی طایفه زعفرانلو و ملقب به شجاع الدوله گردید، از جماعات گرائیلی در خراسان طایفه بغایری حالا در بام و صفی آباد سکنی دارند . پس از تسخیر قوچان مرکز فرمانروایی ایلخانان کرد زعفرانلو در سال ۱۲۴۸ قمری، عباس میرزا قاجار پسر فتحعلیشاه برای تضعیف قدرت رزمی کردها، اتحاد آنها را از هم پاشید و یک ایلخانی دیگر کرد را در بجنورد تشکیل داد که نخستین ایلخانی شادلو بود و نجفعلی خان شادلو پدرزن رضاقلی خان بخاطر همکاری باعباس میرزا قاجار به این سمت منصوب شد.

ادامه ی نوشته

پراکندگی ایل‌های کرد و کرمانج ایران

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

 پراکندگی ایل‌های کرد و کرمانج ایران

جغرافی‌دانان و مورخان اولیه، گروه‌های صحرانشین و نیمه‌صحرانشین ایرانی را نیز به عنوان کلی اکراد ذکر می‌کرده‌اند و منظور آن‌ها لزوماً مردمان کردنژاد نبوده بل‌که همه چادرنشینان و گله‌داران ایرانی غیر عرب و غیر ترک را به همین نام می‌خواندند.

بخش بسیار کوچکی از این طوایف هنوز نیمه کوچگرد هستند. فهرستی از ایل‌ها و طوایف ساکن و غیر کوچگر کرمانج، گوران، کرد و غیره که تحت نام کلی کرد جمع‌بندی می‌شوند در زیر می‌آید. کردها در سراسر .ایران پراکنده‌اند. ادامه ی نوشته

وجه تسمیة بجنورد

۱ شهریور ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

وجه تسمیة بجنورد

     شهر بجنورد واقع در ْ۵۷ وَ۲۰ طول شرقی و ْ۳۷ و َ۲۸ عرض شمالی در ۲۸۴ کیلومتری شمال غربی مشهد (مرکز استان خراسان ) با آب و هوای معتدل و مرطوب و حدود ۱۱۲۴۲۶ نفر جمعیت.

مهمترین آثار باستانی بجنورد عبارت است از:

خرابه‌های شهر قدیمی «بیژن یورت» در شمال غربی بجنورد ـ بقعة سلطان سید عباس برادر امام رضا (ع)ـ مقبرة بابا توکل شاعر قرن چهارم ـ آیینه خانة مفخّم ـ عمارت خانة سردار مفخّم.

ادامه ی نوشته

ملا محمد شریف ( زنده تا سال ۱۲۹۶ ه. ق )

۲۹ مرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ملا محمد شریف ( زنده تا سال ۱۲۹۶ ه. ق )

ملا محمد شریف، از شاگردان مولانا ملا اسماعیل عارف روئینی اسفراینی (‌م.۱۲۸۰ ه.ق) است. ملا محمد، حکمت را در خدمت عارف فرا گرفت. گهگاهی نیز اشعاری می‌سرود و «شریف» تخلص می‌کرد. وی در زمره کاتبان قرن سیزدهم هجری قمری به شمار است. کتابهای اسرار العرفان[۱][۱] و انوار العرفان[۲][۲] عارف اسفراینی به خط ملا محمد شریف است. ملا محمد در روستای ایرج اسفراین به دنیا آمد و در آن جا نشو و نما کرد. تولیت آستان مقدس امامزاده حسین بن علی بن موسی الرضا (ع) در فریمان بر عهده او بوده است. این مراتب از احکام صادره از طرف خوانین شادلو ـ که در این زمان حاکم فریمان بوده‌اند ـ‌ معلوم می‌شود.

ادامه ی نوشته

عشایر کرد کرمانج در استان گلستان

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

به نام خدا

ساماندهی جایگاه عشایر در توسعه استان گلستان

(اکراد و تراکمه)

چکیده:

جامعه عشایری استان گلستان را دو تیپ از عشایر کوچنده اکراد (شمال خراسان رضوی و خراسان شمالی) و عشایر کوچنده تراکمه تشکیل می دهند. قلمرو زیستی این عشایر حدود ۳۷۰ هزار هکتار از مراتع بخش های داشلی برون و مراوه تپه از شهرستان های گنبد و کلاله را در بر می گیرد. بر اساس آخرین سرشماری عشایر کوچنده در سال ۱۳۸۷، عشایر کرد در قالب ۲۱ طایفه مستقل و ۱۹۸۷ خانوار و ۱۰۹۹۱ نفر به این استان وارد می شوند که این تعداد با توجه به شرایط مختلف متغیر است. همچنین عشایر ترکمن شامل ۳ ایل یموت، طوایف مقدس و گوگلان با ۱۵۵۲ خانوار و جمعیتی معادل ۹۶۹۶ نفر می باشند. جمعیت ۲۰۶۸۷ نفری عشایر گلستان، با دارا بودن حدود ۷۳۵۰۰۰ راس دام سبک سهم بسزایی در اقتصاد و توسعه استان داشته و سالانه حدود ۴۳۵۰ تن گوشت قرمز، ۳۳۰۸ تن شیر، ۱۰۲۹ تن پشم، ۳۸۰ تن کشک و حدود ۲۰۵۰۰ مترمربع انواع مختلف صنایع دستی (گلیم، جاجیم، پلاس، قالی، سفره و …) تولید می کنند که میزان تولیدات گوشت و مواد لبنی عشایر با توجه به نوسانات بارندگی های سالانه و تولید علوفه مرتع، متغیر است. مدیریت امور عشایر گلستان جهت برنامه ریزی در راستای چشم انداز ۲۰ ساله، در حال مطالعه و تدوین برنامه جامعه عشایری بر اساس مدل SWOT می باشد. در این مطالعه ابتدا نقاط ضعف، قوت و فرصت ها و تهدیدات جامعه عشایری شناسایی گردید و سپس بر اساس تجربیات و دانش کارشناسان و کارمندان، استراتژی SO (تهاجمی) انتخاب و طرح ها و پروژه هایی برای توسعه جامعه عشایری پیشنهاد گردید.

ادامه ی نوشته

شرحی بر ساکن و تاریخچه و هم چنین صنایع موجود در اسفراین

۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

شرحی بر ساکن و تاریخچه و هم چنین صنایع موجود در اسفراین

قومیت هاطبق اثر جواد زاده (۱۳۸۰)، مردم اسفراین از چهار قوم تشکیل شده اند که شامل تات ها (فارس ها)، ترک ها، کردها و هزاره ها (بربری ها) می باشند:

 ۱. تات ها :

فارسی زبا نهایی هستند که پس از کشتارهای مردم اسفراین در اواخر قرن دهم و اویل قرن یازدهم به روستاهای دوردست کوچیدند و اکنون در دو روستای نیش کیش و گنجدان یا گیجدان زندگی می کنند و دارای لهجه خاص و آداب و رسوم قدیمی خود هستند.

 ۲. کردها :

در گذشته شاه اسماعیل، شاه عباس و نادر شاه افشار اغلب کردها را برای مرزداری و دیگر مسائل سیاسی به مناطق مختلف استان خراسان کوچاند. طوایف مختلف کرد عبارت‌اند از کرمانج، کلهر، گوران، شادلو، زعفرانلو، میلانلو، ایزانلو، توپکانلو، دیرانلو که عموماً در روستاهای شمالی و حومه اسفراین زندگی می کنند.

ادامه ی نوشته

پیشینه پژوهشهای زبان شناختی درباره گویش کرمانجی خراسانی

۱۸ اسفند ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

پیشینه پژوهشهای زبان شناختی درباره گویش کرمانجی خراسانی

حسنعلی ترقی اوغاز-شیروان

  مقدمه

قریب پانصد سال از سکنی گزیدن قبایل کرد زبان در خراسان و به ویژه بخشهای شمالی آن می گذرد. گویشی که این گروه بدان تکلم می کنند متعلق به گروه شمالی زبان کردی است که این زبان نیز خود به خانواده شمال غربی زبانهای ایرانی وابسته است.
این گویش با توجه به این که دیگر با زبان کردی رایج در کردستان ارتباط ندارد و از سویی دیگر با زبان فارسی محلی رایج در خراسان مراوده و بده ـ بستان داشته است، برخی از ویژگیهای زبان کردی را از دست داده و ویژگی های دیگری پذیرفته است.
این گویش به میزان قابل توجهی تحت تأثیر زبان فارسی خراسانی قرار گرفته است. این گویش در شمال خراسان با زبان ترکی و در جنوب خراسان با زبان فارسی مراوده داشته است و واژه هایی به این دو زبان داده است و واژه هایی را از آنها گرفته است.
در بعضی از مناطق تأثیر زبان ترکی بسیار زیاد بوده است؛ به عنوان نمونه به طایفة «شادلو» می توان اشاره کرد که از اولین اقوام کرد زبان بوده اند که به خراسان مهاجرت کرده اند اما در حال حاضر بیشتر به زبان ترکی صحبت می کنند .
باید خاطر نشان کرد که نخستین مهاجرانی که در خراسان سکنی گزیدند، به لهجه های متفاوتی تکلم می کردند، و اقامت طولانی آنها در خراسان و ارتباط نزدیکی که با یکدیگر پیدا کردند، باعث به وجود آمدن گویشی تقریباً «معیار » برای گویشی وران شده است.
این گویش معیار احتمالاً از لهجة طایفه ای مقتدر گرفته شده است. دو زبانگی . و چند زبانگی در بین کرمانجهای خراسان رایج است آنها به زبان های ترکی و فارسی هم سخن می گویند که همین عامل نیز خود باعث تأثیر پذیری از این زبانها و همچنین تأثیر گذاری بر آنها شده است.

ادامه ی نوشته

کردها (کرمانج)ی شمال خراسان

۱۰ مهر ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

کردها (کرمانج)ی شمال خراسان

     کردها از ایلات «شادلو»، «قراچورلو» و «زعفرانلو» هستند و در دهستانهای «سملقان»، «حومه»، «کسبایر» زندگی می‌کنند.

     کرمانجهای بجنورد از زمان صفویه در این منطقه اسکان داده شده‌اند و در حفظ مرزهای این منطقه نقش بسزایی داشته‌اند. کرد زبانان ریشه چادرنشینی دارند. در دامداری فعالیت بیشتری داشته و تا حدودی در حفظ سنت‌های قدیمی کوشیده‌اند. پهلوانان کشتی «چوخه» که از این دیار راهی میادین بین المللی می‌کردند، همواره افتخارات فراوانی کسب کرده‌اند.

ادامه ی نوشته

فلسفه حرکت تاریخی کرد به خراسان – قسمت سوم

۱ مهر ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

فلسفه حرکت تاریخی کرد به خراسان – قسمت سوم

 فصل سوم

حرکت تاریخی کرد به خراسان

  پیشینه ی کردهای خراسان

کردهای خراسان را کرمانج می نامند . پیش از پرداختن به پیشینه ی کردهای کرمانج شمال خراسان در مورد واژه ی کرمانج توضیحاتی ارائه می گردد سپس به اصل موضوع یعنی کردهای خراسان پرداخته می شو د.

ادامه ی نوشته

حکام و ایلخانان بجنورد

۲۷ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

حکام و ایلخانان بجنورد

     در ابتدای ورود به خراسان، ریاست آن‌ها بر عهده‌ی ایل کرد چشمگزکگ بود که بعداً زعفرانلو نامیده شدند و مرکز فرمانروایی آنها ابتدا درونکر و شیروان و سپس قوچان بود.

این حکام به ترتیب عبارت بودند از:

۱-    شاه علی سلطان چمشگزگ که پس از سرکوب ازبکان در خراسان به لقب‌خانی از سوی شاه عباس نایل آمده و شاه علی‌خان شد و پس از استقرار کردها در خراسان از سال ۱۰۰۷ تا ۱۰۱۰ چون بیشتر مورد توجه و عنایت شاه قرار گرفت به شاه‌قلی سلطان معروف شد. یعنی سلطان غلام مخصوص شاه و امیر الامرای خراسان.

ادامه ی نوشته

طرح، نقش و رنگ در قالی قوچان

۱۲ مرداد ۱۳۸۷ ۱ دیدگاه

طرح، نقش و رنگ در قالی قوچان

احساسات انسان وقتی به کشف پدیده های طبیعی پرداخت، ناخودآگاه رنگ را جزء جدایی ناپذیر طبیعت یافت. بشر از همان ابتدا که با برگ گیاهان به رنگ‌آمیزی می پرداخت گوئی رنگرزی را آغاز نمود.
احساسات انسان وقتی به کشف پدیده های طبیعی پرداخت، ناخودآگاه رنگ را جزء جدایی ناپذیر طبیعت یافت. بشر از همان ابتدا که با برگ گیاهان به رنگ‌آمیزی می پرداخت گوئی رنگرزی را آغاز نمود. رنگرزی طبیعی که در عهد ساسانیان و سلاجقه رونق داشت درعهد صفویه به اوج تکامل رسید اما در سلسله قاجاریه با ورود بازرگانان خارجی استفاده از رنگهای شیمیایی رایج گشت و به علت ارزانی وسهولت رنگرزی و شفاف بودن رنگها رنگرزی شیمیایی بسیار متداول گردید.
جو و هوا نیز بر چگونگی دریافت ذهن انسان از رنگ اثر دارند، ترکیب رنگها می‌تواند تهاجمی باشد یعنی در چشم بیننده رسوخ کند یا آرام باشد و بیننده را به آرامش برساند (دانشگر۱).
تجسم بهتر نقوش و زیبایی طرح با رنگ صد چندان می شود.رنگ فرش با محل بافت فرش ارتباط تنگاتنگ دارد.گیاهان رنگزای متفاوت در مناطق مختلف، رنگهای متفاوتی را در فرش هر منطقه می نمایاند.
مناطق شمالی خراسان مرکز تجمع گروهی از کردهای ایران است که به کردهای خراسان شهرت یافته‌اند. طرح و نقش دست بافته‌های کردی خراسان از شهرت بسیار برخوردار است. نقش‌ها، رنگ آمیزی و نوع الیاف پشم مورد استفاده آنها با بافته‌های کردهای غرب کشور بسیار متفاوت است.

ادامه ی نوشته