خانه > ایلات و طوایف کرد و کرمانج -Êl û Eşîretên Kurd (Kurmanc, روستاها و شهرها - Gund û Bajar > «لو Lo» پسوندی غیرکُرمانجی و غیرایرانی در نام ایلهای کُرمانج و برخی مناطق

«لو Lo» پسوندی غیرکُرمانجی و غیرایرانی در نام ایلهای کُرمانج و برخی مناطق

برات قوی اندام  Berat Qewî Endamبرات قوی اندام اماموردیخان – قوچان

همانگونه که در مقاله ی قبلی ام توضیح داده ام پسوند «لو Lo» در نام ایل ها و طوایف کُرد کُرمانج در خراسان و سایر نقاط یک پسوند بیگانه – غیرکُردی و غیرایرانی – بوده و در کُرمانجی تلفظ نمی شود. (برای توضیح بیشتر به مقاله “پژوهشی در رابطه با پسوند لو در نام ایل های کُرمانج ، وجه تسمیه و کاربرد آن” مراجعه نمایید.)

تاریخچه : لو پسوندی است که بیش از ۵۰۰ سال قبل در زمان حکومت عثمانی در مناطق کُردنشین شمالی بر نام ایل های کُرد نهاده شده است و از آن زمان تاکنون رواج پیدا کرده است. با اینکه کُرمانج ها تاکنون این پسوند را قبول نکرده اند و پس از صدها سال نام ایلی همدیگر را به روال قبل از این نامگذاری ها و به کُرمانجی می خوانند. لو هیچگاه در کُرمانجی تلفظ نمی شود و فقط در میان غیر کُرمانج ها و در نوشتن و مکتوبات (که طبعا غیرکُرمانجی بوده است) بیان می شده است و می شود. مثل زاخورانلو، شادلو، بیچرانلو، آمارلو، رَشوانلو و … .

این پسوند تاکنون در نام ایلها به همین ترتیب رواج یافته است، بدون توجه به اینکه آیا چه ریشه ای دارد و در زبان خودی آیا جایگاهی دارد. بیشتر کُرمانج ها با اینکه ناخودآگاه می دانند که «لو» کُرمانجی نیست لیکن بازهم استفاده می کنند. نام بسیاری از این ایل ها چه در میان کُرمانج ها و چه در میان غیره به اشتباه تلفظ می شود گرچه در گفتار کسانی که مسلط به زبان کُردی هستند هیچ گاه لو تلفظ نمی شود و همان نام اصلی را به کار می برند.

چند مثال و نمونه

برای روشن شدن مطلب یک مثال می زنم. قاچکانلو یک ایل بزرگ کُرمانج است که هم در خراسان و هم در برخی مناطق کُردنشین و نیز در منطقه ی آذربایجان زندگی می کنند (که گویا قاچکانلوهای آذربایجان اکنون ترک زبان اند). در خراسان قاچکانلوها برخی هنوز کوچ نشین اند و در مناطق قوچان و چناران تردد می کنند و برخی نیز در روستای قاچکانلوی قوچان ساکن اند که بیشتر آنها سیّد می باشند. اما قاچکانلو در زبان کُردی تلفظ نمی شود و صرفا قاچکی (یک فرد از ایل قاچکانلو) یا قاچکان – قاچکیان – (قاچکانلوها ، افراد ایل قاچکانلو) است که تلفظ می شود. همین طور در رابطه با سایر ایلها مثل بادلانلو، باچیانلو، نامانلو و … که کُرمانج ها لو را نمی شناسند و در گفتار آنها نیز وجود ندارد. «ان» قبل از «لو» در نام ایلها بیانگر خاصیت جمع در کُرمانجی است مثل «ها» در فارسی. البته «لو»ی موجود در کُرمانجی متفاوت از این «لو»ی مورد نظر در پسوند نام ایل ها است. این «لو»ی پسوند به یک معنا تداعی کننده همان پسوند «ستان» در میان ایرانیان است مثل «کُردستان» ، «بلوچستان» و … «لو»ی موجود در زبان کُردی و به ویژه کُرمانجی هم یک دستگاه و سبک نواختن و خواندن در موسیقی و آهنگ و هم حرف ندا برای جنس مذکر است.

خود پسوند لو یک طرف اما نوشتن و تلفظ نام کُرمانجی و اصلی ایل ها و طوایف نیز از یک طرف دیگر معمولا به ویژه در میان غیرکُرمانج ها و البته کُرمانج هایی که از زبان مادری فاصله گرفته اند نیز یک طرف بحث است.. به مثال های زیر دقت کنید.

هِوَدانلو (در کُرمانجی  Hêwedan هێوه‌دان) یک ایل بزرگ کُرمانج است که در نواحی جنوبی قوچان و دامنه کوه مَمَد بَگ در چند روستا زندگی می کنند. اما در زبان مردم و حتی بیشتر کُرمانج های امروزی هَوَدانلو نامیده و نوشته می شود. حتی تابلوی روستاهای منطقه هم با حروف انگلیسی Havadanlo نوشته شده است که نشان از عدم آگاهی کامل از نام اصیل آن است.

شیخکانلو یا شیخوانلو (در کُرمانجی Şêxan , Şêxuwan , Şêxikan شێخان ، شێخووان ، شێخکان) نام گروهی از کُردهاست که برخی در خراسان و برخی نیز در مناطق کُردنشین شمال سوریه وسایر مناطق کُردنشین زندگی می کنند. آنها در خراسان در مناطق مختلف از جمله روستاهای شیخوانلو یا شیخکانلو در چناران و درگز و لاین زندگی می کنند. یک فرد از این ایل را Şêxo, Şêxuwanî شێخۆ، شێخووانی می نامند چنانکه  اسامی همچون احمد شێخۆ و یا هر ترکیب اسم+ شێخۆ یک نام معمول در مناطق کُردنشین است. وقتی از مشهد به سمت قوچان حرکت می کنیم در حوالی چناران تابلوی روستای “شیخ کانلو” را می بینیم. در جاده ی قوچان به درگز در منطقه ی درونگر هم تابلویی به نام “شیخ وانلو” جلب توجه می کند! یعنی نهایت بی اطلاعی! لو به کنار، شیخ را از نام شیخکانلو و شیخوانلو جدا کرده اند ولی با خود فکر نکرده اند که خب شیخ+وانلو یا شیخ+کانلو چه معنی می دهد؟ کانلو یا وانلو چیست؟

توپکانلو (در کُرمانجی توپان یا توپکان) نام ایلی بزرگ و تاریخ ساز در خراسان و همچنین در سایر مناطق کُردنشین است. اشتباه ذکر شده در بالا در نام روستای شورَک توپان (شورَک توپکانلو) که در آغاز جاده ی قوچان باجگیران قرار دارد نیز تکرار شده است و نام این روستا به صورت “شورک توپ کانلو” نوشته شده است.

… و مواردی از این دست که فراوان است.

آنچه مشخص است این که در مرحله ی اول باید بدانیم این پسوند «لو Lo» غیر کُردی (کُرمانجی) و غیر ایرانی است – که میراث سلطه ی امپراطوری عثمانی بر مناطق غرب و شمال غرب ایران بزرگ و پهناور و رواج و گسترش زبان و نشان های آنان در میان ایرانیان است – و همانطور که در زبان و گفتار کُردی تلفظ نمی شود در گفتار و نوشتار فارسی نیز دقت کنیم تا بی جهت واژه های غیر ایرانی را تکرار نکنیم.

در مرحله ی بعد نیز باید ریشه ی این نام ها – که شناسنامه و نشانی از هویت ما هستند –  را بشناسیم و ببینیم در زبان کُردی چگونه تلفظ می شوند و چه فلسفه ی نامگذاری را دارا هستند تا آنها را اشتباه بکار نبریم.

یک پیشنهاد

پیشنهاد من تجدید نظر در نامگذاری و نوشتن تابلوی معرفی مناطق و روستاهایی است که به نام ایل ساکن در آن روستا هستند. ما چند ده روستا و منطقه در شمال خراسان داریم که دارای همین پسوند غیر ایرانی لو هستند بی آنکه به آن توجهی داشته باشیم. البته واضح است که منظور از ایرانی بودن زبان صرفا زبان فارسی نیست. چرا که خانواده زبان های ایرانی بسیار وسیع تر و گسترده تر از دایره ی زبان فارسی است و شامل همه ی زبان های ایرانی از جمله زبان کُردی (کُرمانجی، سورانی، …)، تاتی، فارسی و … می شود. می شود از واژگان ایرانی و خودی تر استفاده کنیم و نام ها و نشانهایمان را شایسته بکار ببریم. می شود به جای قاچکانلو بنویسیم قاچکان که هم کاملا کُرمانجی هست و هم ایرانی است و نشانی از زبان بیگانه ندارد. همینطور هَوَدانلو» هِوَدان ، بَدرانلو » بَدران ، نامانلو » نامان یا نامانان ، آمارلو» آماران، کُردکانلو » کُردکان یا کُرتکان ، خادمانلو » خادمان ، خَنلانلو » خَنلان ، شادلو » شادیان ، شانلو» شامالان، زعفرانلو یا زاخورانلو » زاخوران ، چَخماقلو » چَخماقان ، بَرزانلو » بَرزان، رَشوانلو» رَشیان یا رَشوان، توپکانلو» توپان، پیرانلو» پیران، خَلکانلو» خَلکان، کَچَرانلو» کَچَران، جافکانلو» جافکان، باچیانلو» باچیان، بیچَرانلو» بیچَران، حَمزکانلو» حَمزکان، سینانلو» سینان، زورتانلو» زورتان و …

چاوکانی: مَرخ

www.Merx.blogfa.com

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

سلام کُرمانج – اسامی ایل های کُرمانج خراسان

پژوهشی در رابطه با پسوند لو در نام ایل های کُرمانج و کاربرد آن

  1. علی اکبر جغتائی رحیم
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۶:۵۶ | #1

    با سلام = اتفاقا سایت شما را دیدم مختصرا واژه لو (lo) پسوندی است که ما ترک ها از ان بعنوان نسبت استفاده می کنیم – مثلا اگر کسی جغتائی باشد می گوئیم جغتای له – به همین ترتیب تهران له – تبریزله و چون بیش از ۱۰۰۰ سال ترکان بر ایران حکومت کردند مخصوصا دوران صفوی همه طوایف و ایلها را با پسوند لو خطاب می کردند – این برای ما ترکها خیلی راحت است که یک نفر سبزواری یا جوینی را – سبزوارله =لو – جوین له =لو خطاب کنیم – اگر شما هم کمی ترکی بلد باشید انوقت مفهوم ساده می شود مثلا قوچان له عزیز —

  2. باچکی
    ۲۷ دی ۱۳۹۵ در ۱۹:۰۵ | #2

    با سلام دوستان،من فرهاد باچکی قوچانی هستم۰ یک پرسش از استادان زبان کردی دارم، آیا پسوند لو ترکی شده ی واژه ی لاو در کردی است؟ چون اگرترکی باشد پس چرا در میان تاتارهای آسیای میانه نیست زبان ترکی [اوغوزی] شاخه ای از زبانهای تاتاری است، ولی پسوند لی که درترکیه است گویا از ایلی برامده زمان آغازین عثمانیان ۰ بدرود

  3. YÛSIF KULONEK
    ۱۵ آبان ۱۳۹۵ در ۰۰:۱۲ | #3

    silav,
    li ûrmiyê gelek gund hene ku paşgira wan*lû* ye: wek gundê Hesenlû,Nazlû,Zêynalû,lê Kurd paşgira *î* ji bo wan gundan dixebitînin ku dibe Hesenî,Nazî,Zênalî.Helbet gelek gund û navçe jî hene ku turk wan ciyan bi awayê resmî dibêjin lî kurd bi awayê xwe wan bilêv dikin û dinasin:wek gundê Aşinabad,kurd jê re Şînewe dibêjin her wiha kotelan/kotela,Lernî/Renîka,Nowcewan/Navcihan,Umarabad/Omerava ….
    sipas ji bo keda te

  4. ۴ خرداد ۱۳۹۳ در ۱۳:۲۳ | #4

    herbijî
    pirr xwaşû . ji xwedê sewa te ra serselametiyê dixwazim û her tim xweş bimînî
    malava

  5. ۱ خرداد ۱۳۹۳ در ۲۰:۳۸ | #5

    نکته ظریف و بسیار مغفول افتاده ای است این بحث! بازنگری در اسم گذاری ها و وجه تسمیه “روستا” ها و “آبادی”ها و “ایل” ها و “محل” ها و “بوم” ها، برای رفع ابهامات موجود، و رهنمون به درستی نام گذاری در جای محل ها و روستا ها و ایل ها و طایفه های کرمانج و غیر کرمانج و… یک ضرورت جدی است. اسم بسیاری از روستا های ما حتی به اشتباه درج شده است و مآخذ آن هم سهل انگاری در ثبت اسنادی توسط مأموران آغاز مدرنیزاسیون ایران بوده که اغلب آموزش درست، سواد و حوصله و دقت نظر کافی در ثبت خود نداشته اند.
    اینجانب در فروردین 92 چند موردی از ابهام در نام برخی روستای های قوچان را تحت عنوان “بازنگری در نام برخی روستاها” را در “قوچان و این روزهایش” آن موقع و “تلخند” امروز به اشارت مطرح کردم ولی برای طرح درست، ژرف و گستره موضوع، تحقیق، مطالعه اسناد، مصاحبه های حضوری با کهنسالان هر محل و روستا و…. ابزار اساسی در این پژوهش است که فعلا این فقیر را میسور نیافتاده است!(اینجاست که کار جناب توحدی به بزرگی رخ می نماید. کسی که بسیار از محل ها، روستاه ها، اوبه ها، طایفه ها را پیاده رفته و به جمع آوری اشعار جعفر قلی پرداخته است)

  6. Ebas Ferhadî Topkanlû
    ۱ خرداد ۱۳۹۳ در ۰۹:۵۳ | #6

    Dembaş heval Berat ramaneke hêja ye