خانه > عمومی > «به کجا چنین شتابان» ؟ (در هم دردی با رمضان بردری )

«به کجا چنین شتابان» ؟ (در هم دردی با رمضان بردری )

نوشته صمد قلی زاده

تحقیق وپژوهش در فرهنگ وسنت کردی خراسان دو وجه مختلف ومتباین با یکدیگر دارد :

۱- تحقیق وپژوهش علمی : در این متد یک پزوهشگر با مساعدت از داده های مختلف علوم ودر یافته هائی که از علوم دارد به بررسی وتحقیق می پردازد.ومقصد وهدف پژوهشگر نیز نائل گشتن به حقیقت قضیه است.
حقیقت قضیه یا به عبارت معرفت شناسی : «صدق قضیه» ، در برخوردهای پژوهشگران مختلف با یکدیگر روشن شده ووضوح می یابد. یعنی حقیقت قضیه در نزد کسی نیست. بلکه با گفتگوها ومباحثات با یکدیگر است که قضیه خود را نمایان ساخته وپدیدار می گردد.
اگر من بعنوان شخص A اظهار بدارم که مثلا آلت موسیقی «دوتار »، در دوران باستان در میان سومریان وجود داشته است. وسومریان از آن در پرستشگاه های خویش سود می جستند.و فقط این بعد از قضیه را مورد بررسی قرار دهم؛ شخص B ممکن است که اظهار بدارد که در همان زمان سومریان آلت موسیقی «دوتار » درپرستشگاه های چین نیز نواخته می شده است.
وشخص C به این نتیجه رسد که در همان دوران در شرق آسیا یک آلت موسیقی به نام «تک تار» در معابد نواخته می شد. ما هریک جهت اثبات موضوع خویش به داده های باستان شناسی روی می آوریم.
اما هنگامی نظر من بعنوان شخص A اعتبار علمی می یابد که وجه علمی قضیه را که نظرات شخص B وشخص C وپژوهشگران دیگری را که در این خصوص به تحقیق می پردازند را هم به دقت مورد موشکافی علمی قرار دهم. وبه نفی آنها نپردازم.در این موشکافی علمی ، چیزی به نام تعصب وجانبداری ، واحساسات قومی وقبیله ای ویا ملی جائی ندارند.
حقیقت موضوعی نیست که نسبی یا مطلق ،ویا اینکه نیمی در نزد این شخص یا گروه ونیمی دیگر در نزد آن شخص یا گروه باشد. حقیقت در فهمیدن ها شکل می گیرد ونه در ادراکات.
فهمیدن ها ، فقط در رابطه افراد انسانی با یکدیگر شکل می یابند. در فهمیدن ها مرجع دانائی وجود ندارد.
اما در ادراکات ، فقط شخص بعنوان یک دانای کل ، درک می کند. حکم صادر می کند.وهر کسی که برخلاف او بیندیشد طرد می شود.
۲- تحقیق وپژوهش شبه علمی : شبه علمی معمولا به اندیشه های ایدئولوژیکی اطلاق می گرددکه بر علم حاکم می شوند.
اندیشه های ایدئولوژیکی بر خلاف علم ، از فناتیک خاصی برخوردارند.در هر موضوعی در هر اندیشه ای در پی آن هستند که فقط جزمیات ذهنی خویش را ، بدون ارتباط آن با واقعیت های اجتماعی به اثبات رسانند.
در اندیشه های ایدئولوژیکی ، فرهنگ وسنت یک قوم اعم ار ترک ، کرد ، یا فارس ، یا بلوچ و . . . ماهیتی وهویتی منفک وجداگانه از انسان ترک ، کرد ، فارس ، بلوچ و . . . پیدا می کند. ودر نتیجه فرهنگ وسنت که خالق آن ، صانع آن ، خود انسان است ، انسان به فراموشی سپرده می شود.وآن فرهنگ وسنت به صورت انتزاعی وذهنی برجسته می شود.وهویتی مستقل از انسان می یابد.
نمونه بارز آن رمضان بردری است . اونوازنده بسیاری از آهنگ ها ی کردی است. درکارنامه زندگی اش ، او بعنوان حامل سنت وفرهنگ کردی مشاهده می شود.او کاهن بخشی از سنت وفرهنگ کردی خراسان است.او می تواند درب های بسیاری از سنت وفرهنگ کردی خراسان را به سوی محققان وپژوهشگران مفتوح سازد.
اما خود او فراموش گشته است.
اندیشه های ایدئولوژیکی کردها ، جشنواره برقرار می سازند. جهت یادمان ها گرد هم می آیند. نویسندگان ایدئولوژیک ومتعصب کرد، کتاب منتشر می سازند. شاعران متعصب کرد ، شعر می سرایند. و محققان از تاریخ کرد سخن می گویند. و . . .
اما خود کرد در جهان امروز ، به فراموشی سپرده می شود. اما آیا این سنت وفرهنگ کردی ، بدون خود کرد هویتی مستقل دارد؟ حقوق اخلاقی وانسانی کرد چه می شود؟ آیا پژوهش در خصوص سنت وفرهنگ کرد چه هدفی دارد؟ یا به عبارت دیگر موضوع تحقیق وفلسفه تحقیق در سنت وفرهنگ کردی برای چه چیزی است؟ اینکه دیگران ما را بشناسند؟
آیا دیگران ما را بشناسند ویا اینکه دیگران ما کردها را بفهمند؟ جواب به این دوسوال ، دو مشرب کاملا متفاوتی را در پی دارد.
فهمیدن کردها ، یعنی فراموش نشدن رمضان بردری ، وهر انسان کرد دیگر.
اما شناختن کردها ، یعنی فرهنگ وسنت کردی در خارج از انسان های کرد ، هویت مستقلی داشته ، ودیگر نیازی به انسان کرد وجود ندارد.
در تمامی سیستم های ایدئولوژیکی ، که با تعصب وجانبدارانه حاکم بودند اعم از مارکسیسم ، فاشیسم ، نازیسم و… ، همیشه انسان فراموش شده است.
در مارکسیسم ، «پرولتاریا» فقط در فرمی ذهنی در نزد استالین وپیروانش وجود داشت. اما پرولتاریای واقعی ، زجر می کشیدو از حقوق اجتماعی محروم بود.
در نازیسم ، «نژاد آریائی» ، فقط به شکل ذهنی در نزد هیتلر وپیروانش وجود داشت. وخود آریائی قتل عام می شد.
در . . .
آیا ما کردهای خراسان نیز انسان را فراموش کرده و در پی ذهنیات خویش روان گشته ایم؟ در این صورت به کجا خواهیم رسید؟ حرکت شتابان ما به سوی چه چیزی وکدامین هدف است؟
آیا هنگام آن نرسیده است که تعریفی از انسان ارائه داده ودر این زیست جهان جدید موقعیت خویش را بفهمیم؟ وبدانیم که فرهنگ وسنت کردی بدون وجود انسان کرد ارزشی ندارد، وهر جشنواره ای هر بزرگداشتی ، می باید به گونه ای باشد که راهی برای انسان کرد بگشاید. نه اینکه به صورت تجریدی وذهنی وبدون وجود انسان واقعی که در عرصه اجتماع زندگی می کند باشد.

  1. ناشناس
    ۵ تیر ۱۳۹۶ در ۱۶:۲۹ | #1

    به عبارت ساده تر شاید بتوان انچه را که مد نظر جناب اقای قلی زاده است چنین توضیح داد در سالهای اخیر در خراسان شمالی تلاش های در جهت خفظ و احیای زبان و فرهنگ کرمانجی در حال انجام است انتشار جند مجموعه شعر توسط شاعران کرمانج زبان به زبان کرمانجی در کنار ترجمه فارسی ان ٰ ترجمه کتابهایی از فارسی یا زبانهای دیکر به کرمانجی ٰ اتشار کتاب جیروک برای کودکان به زبان کرمانجی ٰایجاد سایتهای در فضای مجازی در همین رابطه ٰ ترویج سه خشتی کرمانجی و گرد هم ایی و عروسی های بزرگ به سبک و سیاق سنتی کرمانی به منظور حفظ و ترویج پوشش و موسقی کرمانجی و حضور جوانان در فضای مجازی و نوشتن کرمانجی با رسمالخط لاتین و تلاشهای در زمینه موسیقی و ترانه های کرمانجی و خلاصه فعالیتهای از این قبیل که با وجود نقص و کم کاستی خود مفید و قابل تقدیر است اما مشکل بزرگ در این مبان ٰ کاهش روز به روز گویش ور کرمانج است بطوری که اکثر خانواده های کرمانج ربان متاسفانه با کودکان خود فارسی صحبت میکنند و اگر به همین منوال پیش برود حداکثر تا پنجاه سال اینده کسی کرمانج ربان نخواهد بود و لذا این محصولات فرهنگی کرمانجی که برای تولید انها تلاش می شود شنونده بیننده و خواننده ایی نخواهد داشت و لذا قدم اول در این مسیر پرورش انسانهای کرمانج زبان است که البته روش درست و علمی ان از طریف اموزش و پرورش است اگر چه در حال خاضر این روش میسر نیست اما لااقل مکالمه معمول در خانواده ها ی کرمانج زبان با کودکان می تواند از مرگ تدریجی این زبان جلو گیری کند و صد البته به گفته دوست گرامی فراموش نکردن امثال بردری ها و بطور کلی ترویج فرهنگ با محوریت انسان