خانه > تاریخ - Dîrok دیرۆک > در ادامه «آیا کُردها به خراسان تبعید شدند»؟

در ادامه «آیا کُردها به خراسان تبعید شدند»؟

نوشته صمد قلی زاده
با تبریک وتهنیت سال نو

در مورخه ۲۶/ ۵/ ۱۳۹۴مطلبی تحت عنوان فوق الذکر «در ادامه «آیا کردها به خراسان تبعید شدند»؟» از سوی مدیریت محترم سایت الله مزار درج گردید. و با واکنش بسیار عالی از سوی خوانندگان سایت مواجه شد. اما در نهایت به دلیل حاشیه روی های بسیار ، پاسخی موجه به این پرسش داده نشد که آیا «کردها به خراسان تبعید شده اند؟ »
اینک که آن گرد وغبار ها فرونشسته است ، پس لازم است که یکبار دیگر به این پرسش رجعت داشته باشیم.
یک پژوهشگر کردهای خراسان با این پرسش ها مواجه است:
الف : آیا کردها به خراسان تبعید شدند؟ اگر تبعید شدند چه عواملی موجب این تبعید شد؟ واگر تبعید شدند عواقب سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی این تبعید برای کردها چه بوده است؟ آیا ما به عنوان اخلاف کردها هنوز نیز با عواقب تبعید مواجه هستیم؟
ب: آیا کردها به خراسان هجرت کردند ومجاهدان فی سبیل الله تشیع صفوی بودند؟ در این صورت آیا بجز کردها قبایل دیگری از لرها ویا ترکها یا عرب ها نبودند که این هجرت را بپذیرند؟ و جایگزین کردهای کرمانج در خراسان شوند؟ چرا فقط کردها این هجرت را پذیرفتند؟
وپرسش حائز اهمیت دیگر اینکه : آیا کردهای کرمانجی که به این ناحیه اعزام شدند به دلیل گرایش مذهبی شان بود؟ وآیا در همان هنگام گرایش مذهبی ، عامل تفرقه اندازی در میان کردها به شمار می آمد؟
ج: وظیفه پژوهشگرانی که در اندیشه ملی گرائی ویا به قولی دیگر در اندیشه وحدت ویکپارچگی ایران از سوی صفویه می باشند بسیا ر سخت تر است . چرا که می باید به پرسش های ذیل پاسخ دهند:
آیا حرکت تاریخی کردها به خراسان یک حرکت سیاسی در راستای اهداف استراتژیک نظام صفویه به ایران بوده است؟ قائلان به این موضوع ناگزیر از پاسخ دادن به سوالات ذیل هستند:
ج ۱ : اهداف استراتژیک حاکمیت صفویه چه بود؟
ج ۲ : آیا کردها صرفا ابزاری در ید قدرت حاکمیت صفویه بودند؟
ج ۳ : در این صورت کردها چقدر توانستند در راستای اهداف استراتژیک حاکمیت صفویه موفق باشند؟
ج ۴ : وآیا در راستای اهداف استراتژیک حاکمیت صفویه کردها نیز به قتل دگراندیشان پرداختند؟

د: آیا بخش هائی از خراسان بزرگ که هنوز در تملک خاندان تیموری قرار داشت و خاندان شیبانی چون خود را وارثان به حق خاندان تیموری می پنداشتند ، بنابراین در این بخش ها از خراسان صفویان را غاصب ومتجاوز می شمردند. و آیا کردها در تداوم غصب خراسان از سوی صفویه به این ناحیه گام گذاشتند؟
وآیا …
بدین ترتیب دهها پرسش دیگر در مقابل یک پژوهشگر تاریخ کرمانج خراسان قرار می گیرد.
اما موضوع مهم تر این است که یک پژوهشگر کرمانج خراسان در پاسخ به هریک از سوالات فوق الذکر چه چیزی را می خواهد تبیین بنماید؟ وبه عبارت دیگر ضرورت تحقیق پژوهشگر چه می باشد؟
از همان پرسش اول هویداست که یک پژوهشگر کرمانج صرفا نمی تواند به تاریخ سیاسی اکتفا کرده وآنچه را که در کتب تاریخ سیاسی نگاشته شده است را گلچین نموده ودر معرض دید خوانندگان خویش گذارد.امروزه دیگر کسی به این شکل وسیاق تاریخ نمی نویسد. وهیچ عالم وپژوهشگر تاریخ نیز به این فرم تاریخ نویسی وقعی نمی نهد.
از آنجا که پدیده ها آنگونه نیستند که خود را می نمایانند ؛ وهر پدیده ای ابعاد بسیار مختلفی دارد که می باید از زوایای گوناگونی مورد بررسی قرار گیرد، از این رو پزوهشگر ی که با پرسش های فوق الذکر مواجه می شود ، در گام نخست برایش محقق می گردد که «علم تاریخ» ناگزیر از مصرف تولیدات علوم گوناگون است.یعنی برای یک رویداد تاریخی ، علم تاریخ از همان ابتدا از علومی همانند : «زبان شناسی ، جامعه شناسی ، روان شناسی ، اقتصاد ، علوم سیاسی ، فلسفه و…» می باید تغذیه نماید.
مثلا : آیا در پرسش :«آیا کردها به خراسان تبعید شدند ، ویا اینکه آیا کردها به خراسان هجرت کردند؟» دو وازه «تبعید وهمچنین هجرت» می باید در بستر تاریخی واجتماعی خویش مورد بررسی قرار گرفته وبه درستی ریشه یابی ومعنا شوند.
ویا اینکه آنگاه که سخن از قبایل یا ایل های کرمانج به میان می آید جامعه شناسی قبایل وموقعیت «فرد» تعریف «فرد» واینکه آیا اصلا صحیح است که در قبیله از واژه ای به نام «فرد» استفاده کرد؟ یا اینکه اصلا در قبیله پدیده ای به نام فرد وجود ندارد وفرد وفردیت از وازه های جدید ومتاخر علوم انسانی است که بار معنائی نوینی را با خود دارد؟
وهمچنین موقعیت سیاسی – اقتصادی ایران ، قبل از حرکت کردها به خراسان چگونه بوده است؟ وکردها در این موقعیت اقتصادی چه نقشی داشته اند؟آیا کردها در موقعیت اقتصادی نظام حاکم عثمانی ها نقشی نیز داشته اند؟ آیا بحران اقتصادی شدیدی که در عهد شاه عباس ایران بدان گرفتار شد ، این بحران چه تاثیری بر کردها وحرکت آنان به خراسان داشته است؟
ارتباط کردها با بازرگانان اروپائی چگونه بوده است؟ آیا شیوه تولیدی کردها فقط شبانکارگی بوده است؟ودر این اقتصاد طبیعی خویش هیچ ارتباطی با بازرگانان اروپائی ویا بازرگانان کشورها ی مجاور نداشته اند؟
آیا تحریم تجاری کردها از سوی فقه شیعه (۱) شامل کردهای کرمانجی که به سوی خراسان حرکت کردند نیز می شد یا خیر؟
ارتباط سران کرد با شاهان صفویه چگونه بوده است؟ آیا نسبت های خویشاوندی نسبی وسببی با شاهان صفویه داشتند یا خیر؟اگر با شاهان صفویه نسبت داشتند این نسبت های خویشاوندی چه تاثیری بر کوچ کردها به خراسان داشته است؟
موقعیت سیاسی کردها در عهد شاه عباس ودیگر شاهان صفوی چگونه بوده است؟
آیا کردها هیچگاه مشمول کشتارهای سبعانه وسیع صفویه در ایران نشدند؟
صفویه از لحظه ای که به مسند قدرت دست یافتند تا هنگامی که سقوط کردند میلیونها ایرانی را به دلایل مختلف ومنجمله به سبب دگر اندیشی به قتل رساندند. (۲)
آیا کردها هیچگاه دچار تهاجم سفاکانه صفویه نشدند؟ و آیا …
پاسخ به این سوالات ، خود مصرف کنندگی علم تاریخ را آشکار می سازد.ودر عین حال عیان می نماید که پرداختن به حرکت تاریخی کردها به خراسان از عهده یک یا دونفر بر نمی آید.ودهها پژوهشگر که آشنائی با علوم مختلف اقتصادی ، سیاسی ، جامعه شناسی ، روان شناسی ، فقهی ، حقوقی و… وهمچنین کسانی که به السنه مختلف آلمانی ، فرانسوی ، انگلیسی ، ترکی استانبولی ، ترکی ازبکی ، و روسی تسلط داشته باشند ، می باید دست به دست یکدیگر داده وبه این مهم بپردازند.وهویداست که این امر نیز فقط از یک مرکز آکادمیک ویا اینکه پارا اکادمیک ساخته است؛ که اساتید وصاحب نظران مختلف در آن گرد آمده باشند.
مسلما در شناخت حقایق تاریخی ، معرفت شناسی یعنی شناخت خطاهای ذهنی ، اجتناب از احساسات قومی ، که فی نفسه مغالطه های منطقی را بوجود می آورد در در جه بندی معرفتی در مرتبه اول قرار دارد.

……………………………………………………………………………………………………..

(۱) – علامه حلی ، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، موسسه الوفاء ، بیروت لبنان، ۱۹۸۳ ، صفحه ۲۸۴ و۲۸۵ – (این کتاب در سال ۱۴۰۹ قمری از سوی انتشارات استقلال در تهران تجدید چاپ گردید. وهم اکنون نیز در دانشگاه ها در مقاطع کارشناسی فقه ومبانی حقوق اسلامی ، وهمچنین کارشناسی ارشد رشته حقوق قضائی از منابع درسی به شمارآمده وتدریس می شود.)
ونیز این کتاب با ترجمه ابوالقاسم بن احمد یزدی ، با کوشش محمد تقی دانش پژوه ، در ۴ جلد ، نخستین بار در سال ۱۳۴۶ توسط دانشگاه تهران چاپ گردید. وبعد از ان نیز بارها توسط دانشگاه تهران تجدید چاپ شده است.

(۲) – حقیقت عبد الرفیع ، تاریخ عرفان وعارفان ایرانی از بایزید بسطامی تا نورعلیشاه گنابادی، انتشارات کومش ، تهران ۱۳۷۰

وهمچنین : طبری احسان ، جستاره هائی از تاریخ ایران ، انتشارات نیلوفر ، تاریخ چاپ ۱۳۶۱ ، صفحه ۱۷ – طبری در این کتاب خویش از تعداد پانصد نفر از زنده خواران (چییگ یین لر) ومیر غضبان سخن می گوید که همیشه در اختیار شاه عباس «کبیر» بودند. واین زنده خواران وظیفه داشتند که مجرمان را با اشاره شاه عباس همانند جانوران درنده تکه تکه کرده وزنده زنده آنان را طعمه خویش سازند.

  1. ولی الله
    ۲۸ فروردین ۱۳۹۶ در ۱۷:۲۲ | #1

    بنده یکی از نفراتی میباشم که از ایل عمارلو در شمال رودبار جیرنده واقع شده است چه شده که کرمانجها از هم خون خود هیچ خبری ندارند در ۲۸۰ سال پیش که ولی خان به دستور نادر شاه برای دفاع از مرزها وارد جنگ با دشمنی چون تزارهای روس شدند و این مرد کرمانجی از ایل عمارلویها غیرتش قبول نکرد و وارد جنگ شد والحمدالله رب العالمین پیروزمندانه از جنگ خارج گردید. حال آقایانی چون الله مزار یا بعضی دیگر از محققین در حیات خلوت یا زنگ تفریح جملاتی چند از عمارلوی جیرنده مینویسند کرمانج فقط رقص کرمانجی نیست کرمانج یعنی از حال همدیگر با خبر بودنه: انشاا….
    هر کجا که هستید سلامت باشید و اتحاد داشته باشید.

  2. ولی الله
    ۲۸ فروردین ۱۳۹۶ در ۱۷:۲۰ | #2

    بنده یکی از نفراتی میباشم که از ایل عمارلو در شمال رودبار جیرنده واقع شده است چه شده که کرمانجها از هم خون خود هیچ خبری ندارند در ۲۸۰ سال پیش که ولی خان به دستور نادر شاه برای دفاع از مرزها وارد جنگ با دشمنی چون تزارهای روس شدند و این مرد کرمانجی از ایل عمارلویها غیرتش قبول نکرد و وارد جنگ شد والحمدالله رب العالمین پیروزمندانه از جنگ خارج گردید. حال آقایانی چون الله مزار یا بعضی دیگر از محققین در حیات خاوت یا زنگ تفریح جملاتی چند از عمارلوی جیرنده مینویسند کرمانج فقط رقص کرمانجی نیست کرمانج یعنی از حال همدیگر با خبر بودنه: انشاا….
    هر کجا که هستید سلامت باشید و اتحاد داشته باشید.