خانه > ایلات و طوایف کرد و کرمانج -Êl û Eşîretên Kurd (Kurmanc, فرهنگ و آداب و رسوم - Ferheng û Fûlklor فه‌رهه‌نگ و فوولکلۆر > دیدگاهی بر مقاله ی: “رقص کُردی / کُرمانجی در شمال خراسان از کجا نشات می گیرد؟”

دیدگاهی بر مقاله ی: “رقص کُردی / کُرمانجی در شمال خراسان از کجا نشات می گیرد؟”

دیدگاهی بر مقاله ی: "رقص کُردی / کُرمانجی در شمال خراسان از کجا نشات می گیرد؟"دیدگاه بر مقاله ی “رقص کُردی / کُرمانجی در شمال خراسان از کجا نشات می گیرد؟” (لینک مقاله) از جناب صمد قلی زاده

صمد قلی زاده

۱- کردهای خراسان در قالب چند ایل وارد این سرزمین بسیار بزرگ به نام خراسان شدند.کلیم الله توحدی به حق وبه درستی دراثر عظیم وبزرگ خویش به نام «حرکت تاریخی کرد به خراسان»، از چند «ایل » نام می برد.
معنای ایل چیست ؟ «ایل عبارتند از : یک کنفدراسیون ، یعنی اتحاد چند قبیله مختلف با یکدیگر جهت انجام امری»(۱)
این «امر » ممکن است که اتحاد چند قبیله جهت تشکیل یک دولت باشد ، مانند : حکومت ماد ها .
یا این «امر ممکن است که اتحاد چند قبیله با یکدیگر جهت تشکیل یک قشون باشد. مانند : قشون اولیه صفوی ها .»
در خراسان ، این کنفدراسیون ، جهت حراست از مرزها وثغور خراسان بزرگ بود که توسط کردها بوجود آمده بود.
بنابراین ، کردهای خراسان ، از قبایل مختلفی تشکیل شده اند که که از سرزمین های مختلفی تحت یک یا چند کنفدراسیون وارد خراسان شده اند.
این قبایل مختلف از سرزمین های مختلف ، فرهنگ وآداب ورسوم خاص را نیز با خود به همراه داشته اند. بنابراین به تعداد قبایل مختلف در خراسان ،فرهنگ وآداب وسنن وجود دارد.رقص های کردی خراسان نیز اینگونه است.برخی از کردها از ارمنستان ، برخی از آذربایجان (یعنی اران) ، برخی از ایالت های مختلف ترکیه ، برخی از مصر ،برخی از سوریه و… به خراسان وارد شده وبنابراین رقص های متنوعی نیز با خود به همراه آوردند.
برخی از این رقص ها ، با رقص های اقوام بومی در یکدیگر ادغام شده وترکیبی جدید بوحود آوردند.
و.برخی از رقص های کردی قبایل مختلف با یکدیگر ترکیب شدند.(یکی از زنان بسیار سالخورده برایم از رقصی نام برد که از ترکیب رقص های چند روستای مختلف بوجود آمده بود. او برایم می گفت که نخستین بار که این رقص را در مقابل امیر حسین خان زعفرانلو نگهبان ، انجام دادیم ، او حیرت زده شده و در عین زیبائی این رقص جدید ، برایش بسیار جذاب بود. وما را با اعطاء انعام مورد تشویق قرار داد.)
برخی از رقص های کردها ی خراسان نیز حامل اندیشه های جهان باستان می باشند.
برخی از رقص های چوب کردهای خراسان ، شباهت عجیبی به رقص های هندی دارند.. در عین خالی که رقص چوب های هندی ، به صورت بسیار کاملی اجرا شده و به صورت یک رقص دسته جمعی مخلوط زنان ومردان با یکدیگر می باشد.
بنا براین نمی توان در فرهنگ وآداب وسنن کردهای خراسان ، یک هویت مستقل را جستجو کرد.

۲- آئین علویت : واژه علویت مصدر است.مصدر در دستورزبان افاده عموم می کند.
بنابراین وقتی گفته می شود :« آئین علویت» ، می باید چندین فرقه مذهبی علوی وجود داشته باشد که با یکدیگر تفاوت های بسیار زیادی داشته یاشند.مانند اینکه وقتی گفته می شود «تشیع»، فرق بسیار زیادی را شامل می شود که «نوبختی » در کتاب خویش به نام «فرق الشیعه»، از دهها فرقه شیعی مذهب نام می برد.بنابراین آئین علویت نیز می باید دهها فرقه داشته باشد. ورقص های این فرق نیز با یکدیگر تفاوت داشته باشد.

۳- رقص کردی ، به معنای «لیستک =بازی» نیست.بلکه رقص کردی «اویناک» نامیده می شود.
لیستک ، کلیه بازی های کودکان ، نوجوانان ، جوانان ، وحتی قمار را شامل می شود.
اما «اویناک»، فقط مختص رقص است.بنابراین لیستک ، یک عنوان عام است. و«اویناک» یک عنوان خاص است.ورابطه میان این دو با یکدیگر در اصطلاح منطقی ، رابطه عموم وخصوص مطلق می باشد.
۴- رقص های کردی در خراسان ، به دلایل متفاوت مذهبی وسیاسی ، بتدریج در سایه واقع شده ، وبا درگذشت معمرین ، این رقص ها نیز به سینه خاک سپرده شدند.همانگونه که موسیقی شاد کردها ، به تدریج راه نسیان وفراموشی گرفته ، وجای آن را یک موسیقی «من در آوردی به نام عرفانی گرفته است. »

…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

(۱) – مقاومت شکننده تاریخ تحولات اجتماعی در ایران – نوشته : جان فوران – ترجمه : احمد تدین – انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا – چاپ پنجم – ۱۳۸۳ – صفحه ۵۲

  1. میثم
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۳:۰۰ | #1

    من چند ساله که دنبال یه دکلمه کردی میگردم.
    خوانندش یه زن بود
    البته فک کنم از کرمانج های ترکیه بود. ممنون میشم کسی بتونه کمکم کنه

  2. صمد قلی زاذه
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ در ۲۲:۵۰ | #2

    نقد ها را آیا بود که عیاری گیرند؟
    دوست عزیز ومنتقد گرامی اینچنین نگاشته است:
    م.کورد : «لطفا در مورد واژه ها علمی تر کار کنید. این شیوه تشریح واژه ها کاملا غیر علمی وعامیانه است. در ریشه یابی واژه ها بهتر است تابع یک متدلوژی علمی باشید. روش گریم در ریشه یابی روش خوبی است.می توان از آن الگو برداری کرد.»
    اول : منتقد گرامی اساس وشالوده خویش را بر مجهولاتی نهاده است ، که به دلیل اطاله کلام وهمچنین به دلیل اینکه سایت محترم الله مزار ، سخن پردازی در این خصوص را حاشیه روی خواهد دانست ، پس ناگزیر از رعایت بوده واغماض بر این مجهولات خواهم داشت.
    دوم : گویا منتقد گرامی ، گمانش براین است که بحث در خصوص «الفاظ» فقط در حوزه «فیلولوژی» میسر است. وهر علمی که بخواهد خارج از مباحث «فیلولوژی» به بحث در خصوص واژه ها بپردازد ، نه تنها کارش غیر علمی ، بلکه حتی عامیانه نیز به دشمار می آید. کسی که «متدلوژی علمی » را توصیه می نماید ، گویا بی خبر ازآن است که در متدلوژی علمی ، علم زبانشناسی ، یک علم مصرف کننده به شمار می آید ونه علمی تولید کننده. یعنی علم زبان شناسی نیازمند علم منطق وگرایش های مختلف این علم وهمچنین فلسفه زبان وفلسفه هرمنوتیک ، ونیز علوم مختلف دیگری همچون تاریخ وجامعه شناسی و…است. بنابراین چون از این علوم مختلف سود می جوید در متدلوژی علمی از آن به نام علم مصرف کننده نام برده می شود.
    سوم : یاکوب لودویک گریم، در سال ۱۸۶۳ در گذشته است . یعنی از زمان مرگ او تاکنون ۱۵۴ سال سپری می شود. یاکوب گریم در حیات فکری خویش با «علم منطق» نزاع داشت.وهیچگاه به سوی منطق گرایش نیافت. او سعی داشت در زبان شناسی خویش مسائل مورد بررسی اش را خارج از علم منطق انجام دهد. ومباحث «الفاظ» در علم منطق را که هنوز اولین گام هایش را در خارج از زبان لاتینی و یونانی برداشته بود به رسمیت نمی شناخت.چون معتقد بود که مباحث الفاظ علم منطق فقط مختص زبان یونانی ولاتین است.
    چهارم : این اندیشه یاکوب گریم (یعنی موضع گیر ی او در خصوص منطق) امروز نه مورد تایید زبان شناسان ، نه فیلسوفان زبان ونه منطقیون است. منطق امروزه در ابعاد بسیار وسیعی گسترده شده است.وگرایش های مختلفی از آن بوجود آمده است که در سطوح دکتری وفوق دکتری بدان پرداخته می شود.
    پنجم : اما در ایران وضع بدینگونه که یاکوب گریم می پنداشت ، وهنوز نیز بسیاری از پیروان یاکوب گریم در ایران می پندارند نبود.ابن سینا ، منطق ارسطو را کاملا دگرگون ساخت. ومبحث «الفاظ» علم منطق را که فقط مختص زبان یونانی بود ، به زبان عربی وفارسی وارد ساخت. ودر این دو زبان گستراند.
    وعلاوه برابن سینا ، علمای علم اصول ، با سود جستن از مبحث «الفاظ» ، وبا تبعیت از فیلون (زبان شناس شهیر قرن دوم میلادی ، که امروزه علم فیلولوژی ، به نام او نامیده می شود.) باب مباحث بسیار گسترده وژرفی را در زبان های فارسی وعربی گشودند. «علم اصول» به دلیل قرابت بسیار نزدیکی که با «منطق دئونتیک deontic logic » دارد ، در غرب به همین نام خوانده می شود.
    کسی که حتی یک صفحه از کتاب «معالم الاصول» ویا برگی از «اصول مظفر» را مطالعه ودرک کرده باشد، ویا اینکه پای درس استادی آنها را تلمذ نموده باشد ، اینگونه مباحث علم منطق در «بحث الفاظ» را «غیر علمی وعامیانه» نمی خواند.
    ششم : آنچه که در این نوشتار متنازع فیه ، در خصوص واژه «اویناک» بیان شده است، بر مبنای علم منطق وفلسفه می باشد. در این نوشتار بسیار فشرده واژه «اویناک» از چند منظر: «فلسفه زبان ویتگنشتاین ، هرمنوتیک گادامر ، منطق دئونتیک ، فلسفه منطق ، ومنطق کاربردی ، وبخش بسیار کوتاهی از آن بر مبنای اندیشه توین بی در فلسفه تاریخ » مورد بررسی قرار گرفته است. وارجح آن بود که منتقد گرامی ، حداقل اطلاعات لازم در خصوص فلسفه ومنطق می داشت وآنگاه دیگران را به «غیر علمی وعامیانه» بودن متصف می ساخت.
    هفتم : در خارج از گود ایستادن وبا صلای بلند ندا در دادن که «لنگش کن» از دست هرمدعی بر می آید.بهتر آن است که منتقد گرامی ، خود خامه در دستان مبارک گرفته واز دیدگاه فیلولوژیک یاکوب گریم ، واژه های کردی را مورد بررسی قرار دهد. تااینکه دری در سنت کردی مفتوح شود. نه آنکه بخواهد در های مفتوح را نیز مسدود سازدوانسدادی در باب علم پدید آورد.

  3. م.کۆرد
    ۵ بهمن ۱۳۹۵ در ۰۰:۴۲ | #3

    لطفا در مورد واژە ها علمی تر کار کنید. این شیوە تشریح واژه ها کاملا غیر علمی و عامیانە است. در ریشە یابی واژه ها بهتر است تابع یک متدلوژی علمی باشید. روش گریم در ریشە یابی روشی خوب است می توان از آن الگوبرداری کرد.

  4. صمد قلی زاذه
    ۱۴ دی ۱۳۹۵ در ۱۴:۲۰ | #4

    صمد قلی زاده
    مدتی این مثنوی تاخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد (۱)

    با عرض پوزش فراوان از تمامی عزیزان ، بابت تاخیر در پاسخگوئی. فرصت های تنگی که مجال اندکی را جهت مکالمه باعث می گردند؛ موانعی بزرگ محسوب می گردند . اما به هر حال مکالمه نباید هیچگاه قطع گردد. دیالوگ ها به صورت دوجانبه یا چند جانبه همیشه سبب پدیداری حقایق می گردند. سخن در خصوص «رقص» کرمانجی ما را به واژه شناسی کشانده است. اما پیش از هر چیزی می باید یاد آور گشت که کلیه مباحثی که تاکنون از اندیشه راقم این سطور در این سایت تراویده است ، در نقطه مقابل اندیشه های پوزیتیویستی و ساختارگرایانه قرار دارد.مبنای سخن بر اساس گفتگو ودیالوگ های دو یا چند جانبه قرار دارد.وراقم این سطور هیچگاه اندیشه خویش را حقیقت مطلق محسوب نمی د ارد. حقیقت نه مطلق ونه نسبی ، بلکه حقیقت در گفتگو ها پدیدار می گردد وخود را می نمایاند.
    بنابراین ، راقم این سطور ، نه خود را محور حقیقت می داند ، ونه اینکه به اندیشه های دیگران به صورت مطلق یا نسبی می نگرد ونه اینکه اندیشه دیگران را خطا می داند.
    *** *** *** ***
    زبان کردی منبعث از سنت کردی است.زبان از بطن سنت ، از لابلای هزاران توی سنت کردی خارج شده واین بطون مختلف کردی در زبان پدیدار می گردند. زبا ن ، فقط یک گفتار شفاهی ویا کتبی نیست. زبان یک فعل است. همانگونه که رقص یک فعل است.زبان انجام دادن کاری وفعلی در یک سنت به شمار می آید.چون زبان یک فعل است بنابراین معنای واژه ها را نباید در فرهنگ لغت جستجو کرد.فرهنگ لغت ، مجموعه ای از واژه هائی است که محصور بوده ولغات در آن در حالت جامد وتجسدی به سر می برند.
    چون زبان فعل است ولغات نیز در این فعلیت خود را پدیدار می سازند از این رو لغات ووازه ها دائما در تغییر وتحول ، در بده وبستان به سر می برند.چرا که در عرصه پدیدار های ا نسانی جریانی دیالکتیکی دائما در حرکت است.(۲)
    تاریخ کردها نشان دهنده آن است که کردها به صورت مداوم در حال مهاجرت بوده اند.از «سرزمین اولیه آریائی ها »(۳) تا فلات موسوم به ایران ، واز این فلات تا اروپا وتا تمامی قلمرو آسیا وآفریقا ، کردها دائما در حال مهاجرت بوده اند.ومسلما در این تاریخ طولانی هجرت کردها ، زبان کردی لهجه های مختلف کردی ، اززبان های مختلف متاثر بوده وهمچنین متقابلا بر این زبان ها تاثیر گذارده اند.کردها در این مهاجرت دائمی خویش ، بسیاری از واژها را از اقوام مختلف اخذ کرده وبسیاری از واژه های خویش را در این زبان ها به یادگار گذارده اند.واین خود از کتیبه های باستانی مکشوف هویداست.(۴)
    بنابراین منازعه بر اینکه فلان واژه کردی است ، ترکی است ،فارسی است ، یا مغولی یا عربی است ویا … نزاع بی ثمری است که هیچ فایده ای بر آن مترتب نیست.
    انسان ، موجودی است مطلق. این موجود مطلق دارای هیچ حد ومرزی در قلمرو فرهنگی اش نیست. چرا چنین است؟ زیرا انسان موجودی تاریخی است. واین موجود تاریخی خود تاریخ خویش را پدید آورده است.
    پس چگونه می توان بر روی یک واژه تعصب شگفت انگیزی از خود نشان داد ولی کرمانج را در تاریخ ندید!. آیا کرمانج در تاریخ بسیار طولانی خویش در خلاء زیسته است؟ وخارج از روابط متقابل میان انسان ها در عرصه اجتماعی بوده است؟
    اما تاریخ کردها اینچنین چیزی را نشان نمی دهد. کردها در تاریخ پر فراز ونشیب خویش هم حاکم بودند وهم محکوم.یعنی هم حاکمیت سیاسی را در دست داشتند وهم اینکه روزگاران بسیار طولانی مقهور حاکمیت ها بوده اند.
    تاریخ کردها تاریخ زیسته شده است.تاریخ زیسته شده همچون خود کردها تاریخ جانداری است.هگل می گفت : «تنها آن اقوامی را که خودشان از داشتن تاریخ واز زیستن در تاریخ آگاه بودند می توان به عنوان اقوام تاریخی در نظر گرفت.» (۵)
    نگرش و آگاهی نسبت به زیست تاریخی کردها ، می تواند یک پژوهشگر را از چارچوب تنگ وفشرده انحصار طلبی وخود محوری خارج ساخته وپرسپکتیوی همه جانبه به او دهد.
    کردهای کرمانج چون زیست تاریخی داشتند ، بنابراین واژه های بسیاری را در خود پذیرفتند و هنوز نیز می پذیرند. و متقابلا واژه های بسیاری را به دیگر فرهنگ ها واقوام مختلف صادر کردند وهنوز نیز صادر می نمایند.
    پس این نوع عبارات که : « فلان واژه وکلمه کردی نیست ، ترکی است ، یا کردی است وفارسی نیست و…» تماما بی معنا است واز چارچوب فلسفه ودانش نیز خارج است.
    کسی که چنین ادعائی داشته باشد ودر پی اصالت واژه ها و لغات کرمانجی باشد در حقیقت شاق ترین وظایف را بر عهده می گیرد. او باید توانائی آن را داشته باشد که تاریخ زیسته شده کردها یعنی فرهنگ کردی را در تاریخ گسترده اش مورد مطالعه قرار داده وتمامی برخوردهای متقابل کردها را با فرهنگ های مختلف و با اقوام مختلف در سیری بسیار طولانی مورد بررسی وپژوهش قراردهد. بعنوان نمونه چه کسی می تواند نوع رابطه کردها را با یونانی ها مشخص کرده وتاثیر وتاثر متقابل فرهنگی این دو را مشخص سازد؟. ما کردها در زندگی روزمره خویش از واژه «جوهر» استفاده فراوانی داریم. ودر تعریف وتمجید فردی با زبان کرمانجی اظهار می داریم : «فلانی را می گوئی ؟ او تماما جوهر است.» این واژه جوهر که اصطلاحی کاملا فلسفی است ومعرب «گوهر» می باشد چگونه وارد زبان کرمانجی گردیده است؟ آیا خود این واژه نوری بر فرا راه پژوهشگر کرمانج نمی گشاید که پس کرمانج ها ممکن است با یونانی ها ارتباطات فرهنگی نیز داشته اند؟ مگر یونانی ها به مدت ۱۵۰ سال برایران حاکمیت نداشتند؟ مگر در این ۱۵۰ سال فرهنگ هلنیستی آنان در ایران نفوذ نکرد؟ مگر این فرهنگ هلنیستی در دوره اشکانیان به صورت کامل بر ایران حاکم نبود؟ مگر نوع قرائت خاص ساسانیان از دین زرتشتی ، عکس العملی بر علیه این فرهنگ هلنیستی نبود؟
    *** *** *** ***
    حال واژه «اویناک» آیا کردی است ویا ترکی ؟ چگونه می توان اینگونه به راحتی وسهولت قضیه را مورد داوری قرار داد که : «واژه های اویناک وتیترمه واژه های ترکی هستند که تعداد اندکی از کردهای خراسان که با ترک ها ی خراسان خویشاوندی دارند بکار می برند …»
    اول :فرض اول این است که واژه «اویناک» ترکی است. اما در نقطه مقابل این فرض مشاهده می شود که این واژه مورد استعمال بسیاری از طوایف کرد می باشد. اگر فرض ما این باشد که «تعداد اندکی از کردهای خراسان » که این واژه را مورد استفاده قرار داده اند با «ترک های خراسان خویشاوند» باشند ؛ آیا در این صورت این اصل علمی که این «کردهای اندک» آن را مورد استفاده قرار داه ومیان «لیستک واویناک» یک ارتباط منطقی عموم وخصوص مطلق برقرار کرده اند ، کاری بیهوده بوده است؟ دایره شمول عموم لیستک تخصیص یافته ، و«اویناک» شکل خاص منطقی به خود گرفته است . چگونه می توان این اصل مهم متدلوژیک را در اینجا نادیده انگاشت؟ وبه راحتی داوری نمود که این به سبب «خویشاوندی تعداد اندکی از کردها با ترک های خراسان » بوده است؟
    دوم : اصلا گام خویش را فراتر از آنچه که منتقد محترم فرموده که : « واژه های اویناک وتیترمه ترکی هستند که تعداد اندکی از کردهای خراسان که با ترک ها خویشاوند ی دارند بکار می برند … » بگذاریم واصلا مدعی شویم که این طوایف کردهای کرمانج نیستند. بلکه اصالتا ترک هستند که خود را منتسب به کردها نموده اند.
    آیا در این صورت بخش اعظمی از سنت کردی را از دایره معرفت وپژوهش خویش خارج نساخته ایم؟ آیا سنت کردی با آن غنای شگفت انگیز خویش که در طول زیست تاریخ خویش بطون مختلفی را بر روی هم انباشته است از صحنه خارج نمی شود؟
    سوم : فهم سنت شگفت انگیز کردی ، واحاطه وتعمق در ژرفای آن نه برای نسل ما ، بلکه شاید برای دهها نسل دیگر سخن برای گفتن داشته باشد.البته همچنین است اقوام دیگری که زیست تاریخی داشته وبه این زیست تاریخی خویش آگاهی داشته باشند. (مطابق آنچه که هگل بیان کرده است.)
    چهارم : اصلا چه دلیلی وجود دارد که واژه «اویناک» ترکی است؟ آیا صرف استعمال یک واژه در میان یک قوم دلیل براین است که که آن واژه متعلق به همان قوم است؟ چرا نباید به واژه به صورت زیست تاریخی ننگریست ونپنداشت که این واژه «سومری» است؟ یا شاید واژه ا ی مربوط به اقوام«آشوری ، آکادی ، فینیقی ، عیلامی ، یا حتی هیتی » است؟ (هیتانی ها نزدیک ترین خویشاوند کردها به شمار می آیند.)
    واژه ها چون در میان زیست جهان انسان ها پدید می آیند ،از این رو تاریخی هستند. واصلا مشخص نیست که واژه هائی که بکار برده می شوند ساخته کدام قوم می باشند.چرا که واژه ها وقتی وارد استعمالات یک قوم می شوند شکل کامل فرهنگی آن قوم را به خود می گیرند.ودر میان قوم جدید صیقل یافته و مورد استفاده قرار می گیرند.
    پنجم : هیچ واژه ای به راحتی وسهولت وارد یک فرهنگ نمی شود. مگر اینکه ترتب منطقی بر او حاکم گردد.هر واژه ای در زبان در عملکرد خویش ارتباطات منطقی نسب اربع با واژه های دیگر را در سرلوحه افعال خویش قرار می دهد. تمامی واژه های یک زبان بدون استثناء ترتب منطقی دارند. که مطالعه این واژها در« فلسفه منطق » مورد بررسی وپژوهش قرار می گیرد.بنابراین اگر بر فرض نیز واژه «اویناک» واژه ای وارداتی به سنت کرمانجی باشد ، فرمول منطقی نسب اربع به صورت کامل بر این واژه چیره گشته ، وخارج ساختن این واژه از زبان کردی به صرف وارداتی بودن ، معادلات زبان کرمانجی را در هم می ریزد.
    پس سعی کنیم با مطالعه دقیق منطق وفلسفه منطق ، به واژه ها بنگریم ونه با احساسات . حتی در صورتی که واژه ای وارداتی باشد ، اما اگر جای خاص خویش را در سنت یافته باشد ، حق نداریم آن واژه را از سنت خارج گردانیده وبخشی از مطالعه سنت را مجهول سازیم.
    ششم : بیائید از محصوریت معانی ساختارگرایانه وپوزیتیویستی خارج شده وبا تعمق فلسفی با قضایا مواجه گردیم. هم پوزیتیویسم وهم ساختارگرائی تاریخی خونین ودهشتناک و وحشت آوردر قرن بیستم دارند.
    ………………………………………………………………………………………………..

    (۱) – مثنوی معنوی – مولانا جلال الدین بلخی – مطابق نسخه نیکلسون – نشرپروان – چاپ اوا – پاییز ۱۳۸۸ – دفتر دوم صفحه ۱۶۴
    (۲) – مقصود از دیالکتیک در اینجا ، مکالمه ها ، برخورد های در حین مکالمه ، تاثیر ها وتاثر ها ی مداوم انسانی در یک کلیت بزرگ اجتماع انسانی است. یعنی مقصود از دیالکتیک در اینجا یک دیالوگ مداوم میان انسان هاست.
    (۳) – اصطلاح «سرزمین اولیه آریائی ها»، فقط مسامحتا به کار برده شده است.وسبب آن نیز تقریب به ذهن فهم تاریخ شش هزار ساله اخیر کرد ها است. وگرنه خود تر کیب« سرزمین اولیه آریائی ها »(چیزی که اصلا مشخص نیست) وتاکید برآن خطاست.
    (۴) – مثلا بعنوان نمونه واژه ننه «Nane »کرمانجی است، که نخستین بار زبان شناس معروف سوری تبار فرانسوی «بن ونیست» آن را دقیقا معادل «ننه » کرمانجی از زبان سومری ترجمه کرد. «ننه» نام مادر تمامی خدایان سومری بوده است. در این خصوص کتاب «دین ایران» که مجموعه سه سخنرانی از «بن ونیست» است ، توسط دکتر بهمن سرکاراتی به زبان فارسی ترجمه گردیده، وتوضیحاتی در این خصوص داده شده است. وهمچنین کتاب «فرهنگ نامه خدایان بین النهرین» ترجمه پیمان متین ، توضیحاتی در خصوص «ننه » داده است.
    (۵) – درآمدی بر تاریخ پژوهی – نوشته : مایکل استنفورد – ترجمه : دکتر مسعود صادقی – انتشارات : دانشگاه امام صادق – تهران ۱۳۸۵ – صفحه ۱۹۱

    • ۱۴ دی ۱۳۹۵ در ۱۹:۲۷ | #5

      درود بر شما جناب قلی زاده

      نظرات تخصصی و مفصل شما بسیار ارزشمند است

      امیدوارم دیالوگ و گفت و گو و واقع بینی در میان ما بیشتر شکل بگیرد و از بحث های احساسی و ظاهری که همیشه بی نتیجه بوده است، دوری گردد.

  5. زنار
    ۲۲ آذر ۱۳۹۵ در ۱۲:۰۷ | #6

    سلام
    سپاس به خاطر زحمت هایی که میکشین
    ولی واژه اویناک بک واژه ترکی بوده و مابین ترک زبان ها رواج داره ، واژه اویناک بین کرد های خراسان کاربردی نداره واژه کاربردی واسه رقص واژه لیستک بوده و هست ، گوند گرتن هم هست خواهشا واژه هاس ترکی رو به کردای خراسان نچسبانید
    واژه اویناک و تیترمه واژه های ترکی هستند که تعداد اندکی از کردهای خراسان که با ترک ها ی خراسان خویشاوندی دارند بکار میبرند نمونه کاربرد این دو واژه هم در کلیب های خنده دار ( علی خان ، قربان ، میرز ) بکار رفته است

  6. ۷ آبان ۱۳۹۵ در ۲۳:۵۶ | #7

    Silav û rêz
    Xebatên birêz Qevîendam li malpera Ellahmezar ji bo çand û wêjeya kurdî re pîroz dikim. Gelek spas, her bijî.

  7. امیری – قوچان
    ۸ شهریور ۱۳۹۵ در ۲۰:۰۲ | #8

    البته « اوین» در ترکی همان آیین در فارسی است. به همین خاطر هم می گویند رقص های آیینی . ضمن اینکه لطفا درباره ریشه کلمات بحث نشود. زبان شناس ، آنهم از نوع برجسته و دانشمند ، فقط می تواند درباره اصالت کلمات نظر دهد. حتی بسیاری از این زبان شناسان برجسته هم ، با آمدن نظریات جدید ، متوجه اشتباه خود میشوند.بنابراین ریشه یابی کلمات کار مشکلی است و شایسته نیست هر کسی از دیدگاه خود کلمات را ریشه یابی کند. همان کار اشتباهی که پان ترکها کرده اند و در محافل علمی مورد تمسخر قرار می گیرند

  8. احمدی نیت-قوچان
    ۵ شهریور ۱۳۹۵ در ۱۴:۰۳ | #9

    با سلام کلمه اویناک یک کلمه ترکی بوده ودقیقا به معناب رقص می باشد.