خانه > فرهنگ و آداب و رسوم - Ferheng û Fûlklor فه‌رهه‌نگ و فوولکلۆر > مقدّمه ای برقصه ها و افسانه های مهجور و مغفول کُردهای خراسان

مقدّمه ای برقصه ها و افسانه های مهجور و مغفول کُردهای خراسان

مقدّمه ای برقصه ها و افسانه های مهجور و مغفول کُردهای خراساننوشته صمد قلی زاده

مقدمه

افسانه وقصه هر قوم ونژادی ، انعکاس آئینه وار زندگی روزمره آن قوم ونژاد می باشد.به عبارت دیگر ، قصه ها وافسانه ها ، انعکاس عین در ذهن به شمار می آیند.هر عینی که با کار انسانی تبلور می یابد در ذهن منعکس می شود. جهانی جدید ونوین در ذهن انسان پدید می آورد که جهانی مستقل بوده وپدیدار های بسیاری را در خود پنهان می سازد.کارل پوپر این جهان ذهنی پدید آمده را «جهان سوم» می نامد.(۱)
عینیت اجتماعی انسان ها ، با تمامی تلخی ها ومرارت ها، کار وپیکار انسان برای زیستن بهتر ، آینده ای شکوفاتر ، وامید به بهروزی وسعادت در زیستن در جهانی والا تر ، در داستان ها وافسانه ها انعکاس یافته اند.
قصه ها وافسانه ها در حقیقت «هویت انسانی»(۲) اقوام در یک روابط اجتماعی تولیدی خاصی میان انسان ها به شمار می آیند.شناخت دقیق وعلمی یک افسانه ، داستان ، حکایت تاریخی وخاطره، شناسائی علمی روابط اجتماعی تولیدی میان انسان ها وشناخت روان کاوی اجتماعی آن قوم ، در جامعه شناسی تاریخی است.
مسطور شد که ریشه داستان ها وافسانه ها ، از کار وپیکار عینی اجتماعی انسان برای زیستن بهتر نشات می گیرد.در این قصه ها وافسانه ها ، امید ها وحرمان ها ، عشق ها، شکست ها ، مصایب ، خوشی ها، تلخی ها ، ناکامی ها وهر چیزی که ما در زندگی روزمره خویش با آنها مواجه هستیم وجود دارد.
قصه ها وافسانه ، که اشکال تحریف یافته اسطوره ها می باشند، امروزه با فرم های معقول تری خود را به ما می نمایانند.اما در همین شکل معقول ، زندگی سخت وبا مرارت در قاره های مختلف جهان هویداست.

الف : داستان ها وافسانه در فلات خشک ایران

زندگی اجتماعی انسان ها در فلات خشک ایران، موقعیت ووضعیت خاص طبیعی را جهت ساکنان این منطقه فراهم آورده است. بی آبی ، خشکسالی های پی درپی ، در نتیجه گرسنگی ها ، مرگ ومیر ها ی فراوان ، واز سوئی نیز تجاوزات مختلف اقوام بی شماربه فلات ایران به صورت پی در پی ، هم نظام اجتماعی خاصی برای ساکنان این منطقه به همراه داشت؛ وهم اینکه باعث نگرش نوعی نسبت تقدیرگرایانه زروانیستی خاصی از جهان گردیده است.که مسلما این نوع نگرش ، با نگرش ها وتفاسیر اقوام دیگر در قاره های دیگر متفاوت می باشد.
انسان یونانی ، در وفور نعمت دریا وجنگل، وطبیعت بکر، بر علیه خدایان «اورفئیکی » (۳) عصیان می ورزد.وفلسفه ای را پدید می آورد که در این فلسفه ، خدا یکبار وبرای همیشه ماده بالقوه را به ماده بالفعل تبدیل کرده وبعد از آن خود را بازنشسته کرده وبه نظاره جهان می نشیند.(۴) وانسان در این جهان ارسطوئی به حال خویش تفویض می شود.واینک این انسان است که می باید خود را وجامعه انسانی خود را ، حاکمیت سیاسی – اجتماعی خود را به دور از مقررات خدایان وتشریعات الهی بسازد.وجهان را آنگونه که خود می خواهد شکل دهد.جهان در فلسفه یونانی رنگ ونقش انسان را به خود می گیرد.(۵)
اما در فلات خشک ایران ، نه تنها انسان قادر به مقابله با طبیعت نمی شود وطبیعت «آشوب ازلی »(۶) را بر انسان ساکن فلات ایران تحمیل می نماید؛ که حتی این طبیعت پرقدرت شاهانی را به انسان اجبار می نماید که بوسیله این شاهان می باید «آبها»مدیریت شوند(۷)
واین مدیریت «آبها»در فلات خشک ایران ، که خود تحلیل بسیار مفصلی دارد،وتوجه پژوهشگران وشرق شناسان را به خود جلب کرده است،وآثار بسیار قابل توجهی را در این خصوص پدید آورده اند، در شکل افسانه ها ، قهرمانانی یافت می شوند که اژدهائی را به قتل می رسانند مدیریت «آب» را در دست می گیرند تا ساکنان یک شهر مشروب شوند.
قوم سرکش آریائی ، هنگامی که گام در فلات ایران گذارد ، آن تیره هائی که همچون اکراد ، پارس ها ، وپارت ها ، بالاجبار وبه هر دلیلی در این منطقه ساکن شدند، جسم وروح سرکش آنان منقاد نظام اجتماعی حاکم بر فلات ایران گردید.
اگر اندک نگاهی به «افسانه زرتشت پیامبر»بیفکنیم ، وباور ذهنی آریائی را بپذیریم که این زرتشت پیامبر، از جانب خداوند جهت هدایت آنان در میان آنها ظهور کرده است، در غایت مقصود این پیامبر آریائی مشاهده خواهیم نمود که چگونه روح آزادیخواه اقوام آریائی در چنبره قدرتمند جهان شناسی اقوام بومی سخت گرفتار شده وتوان خارج شدن از این حبس آهنین را ندارد.
یعنی قوم آریائی با برتری نظامی خویش، بر ساکنان فلات ایران حاکم گردید؛ اما اسیر فرهنگ واندیشه های اقوام بومی شد. پیکار اهورا مزدا برای غلبه بر جهان با اهریمن ، نمونه ای از پیکار میان اندیشه های آریائی با اقوام بومی ومحلی است.در این خصوص می توان در افسانه ها به داستان هائی اشاره کرد که شاهزاده ای از چاهی به زیر زمین می رود ، با دیو هائی پیکار می نماید ودیو ها را به قتل می رساند و شاهزاده خانم هائی را نجات می دهد وهنگامی که این شاهزاده خانم ها را از چاه به بالا می فرستد ، مورد حسادت برادران قرار می گیرد وبرادران مجددا او را به چاه می افکنند.

ب: داستان ها وافسانه ها در میان کرد های خراسان

مقصود من در اینجا از افسانه : آن داستان هائی است که به نحوی با اسطوره ها ، وموجود غیر انسان پیوند دارند. مثلا : داستان هائی که با دیو ها، پریان ، اجنه و… سروکار دارند.
در میان کرد های خراسان سه گونه افسانه وداستان وجود دارد :
اول : افسانه ها وداستان هائی که مادران جهت فرزندان خویش بیان می نمایند؛ تا در شبهای سرد وظلمانی زمستان ها، سرگرمی کودکان باشد.در این افسانه ها وداستان ها ، تجارب نسل های پیشین به انحاء گوناگون بیان می شود. در ضمن آنکه ارزش های اخلاقی در گوش کودکان زمزمه می گردد. وداستان ظلم ها وستم ها، داستان نیکی ها وبدیها ، داستان خیر ها وشرها، آموزش چگونه اندیشیدن وچگونه از عقل استفاده کردن که به نوعی منطق ارسطوئی را به کار می برند، به کودکان القاء می شود.
این نوع داستان ها بوسیله پژوهشگران گرد آوری وتالیف شده. وبه صورت کتاب نشر داده شده است. همانند کتاب «چهل دستان»اثر کلیم الله توحدی ، که یکی از ارزشمند ترین تحقیقات در این خصوص است.ویا برخی از این افسانه ها ، به صورت پایان نامه های دانشجوئی در دوره های کارشناسی ارشد ودکترا به صورت طبقه بندی علمی گرد آوری ، تحلیل وبررسی شده وبه دانشگاه ها ارائه شده اند.
این نوع داستان ها، گاه مشترک میان اقوام ساکن در فلات ایران می باشد. ومرز مشخصی میان این نوع از داستان ها وافسانه ها با داستان ها وافسانه های دیگر همانند افسانه های آذربایجان، کردستان ، لرستان ، اصفهان ، بوشهر، بندر عباس, افغانستان ، تاجیکستان ، ارمنستان ، ترکیه و… وجود ندارد.داستانی با یک قهرمان خاص ، اما با نامهای گوناگون ومختلف بیان می شود.برخی از این داستان ها ، از «هزار ویکشب»،اخذ شده اند.(۸) برخی از این داستان ها از اسکندر نامه ، داراب نامه بیغمی ، وداراب نامه طرسوسی ، طوطی نامه و… اقتباس شده اند.
برخی از این داستان ها ، در خط طولانی «راه ابریشم»،دهان به دهان گشته سینه به سینه نقل شده وکاستی ها وافزودنی های بسیاری به خود گرفته اند.واز قید قومیت خاصی خود را رهانده، وبه شکل فراء ملی ظاهر گشته اند.همانند افسانه «شاه بز»، که در عین حالی که در اقوام مختلف ایران اشکال مختلفی پیدا کرده ، همین افسانه هم در میان افسانه های اروپائیان ، هم سرخ پوستان ، وهم آفریقائیان ، با شکل ها ی مختلف دیده می شود.***
دوم :بخش دوم از داستان ها وحکایات کرد های خراسان ، شرح دلاوری ها ، پیکار ها ، ومبارزاتی است که آنها در مقابله با «ازبک ها ، وترکمن های مهاجم»، در طی ۴۰۰ سال اخیر داشته اند.
این حکایات وداستان ها ، مقابله های فردی یا گروهی ، ویا جنگ های پارتیزانی وهمچنین نبرد های تن به تن است که کردهای خراسان با این مهاجمان در تمامی خراسان بزرگ داشته اند.
یکی از دلایلی که کرد های خراسان ، برای کشتی با چوخه ، وپهلوانی وهمچنین چوب بازی اهمیت فراوانی قائل هستند در همین مبارزات فردی وگروهی با مهاجمان بوده است. مهاجمان ، سرزمین آنها را لگد کوب سم های اسبان خویش ساخته واین سرزمین را مورد غارت وچپاول قرار می دادند.وکرد ها می باید همیشه آمادگی جسمانی خویش را حفظ می نمودند. موسیقی رزمی کردها که با دهل وسرنا نواخته می شود ، در نتیجه این رزم ها وپیکار ها شکلی دیگر یافته است که با دهل وسرنای ، کردهای کردستان ولرستان تفاوت عظیمی دارد.
اما اکثریت معمرین کرد خراسان ، چهره در نقاب خاک کشیده واین حکایات وداستان های دلاوری های کرد های خراسان را با خود به سینه خاک برده اند. وتاکنون هیچ پژوهشگرکرد ، اقدامی به عمل نیاورده است که این حکایات وداستان ها را گرد آوری نماید.
در این حکایات دلاوری ها ، تنها نقش مردان مشاهده نمی شود. بلکه حکایات شیر زنان کرد خراسان نیز کاملا مشهود است. زنانی که به اسارت برده می شدند، در بازار های ازبکستان ، قزاقستان ، وقرقیزستان به فروش می رفتند ، وآنگاه با به قتل رساندن ارباب خویش ، یکه وتنها مسیری بسیار طولانی را پشت سر گذارده وخود را به خانواده های خویش در خراسان می رساندند.
ویا شیر زنانی اسیری که گاه در مسیر حرکت روی به ازبکستان یا ترکمنستان ، از میان قشون مهاجمان فرار کرده وخود را به پناه گاه های امن خراسان می رساندند.
چرا شرح این دلاوری ها ، شرح ماجرای این شیرزنان کرد باید به فراموشی سپرده شود؟.
در میان داستان های اروپائی ها ، با دلاوری به نام «ویلهلم تل»، یا «ویلیام تل»، مواجه می شویم که با اربابی به نام «گسلر»، به پیکار بر می خیزد . ویلیام تل ، این دلاور سوئیسی، پایه گذار «اتحادیه سوئیس»خوانده می شود.(۹) شرح دلاوری های ویلهلم تل (ویلیام تل) علاوه بر درج در کتب درسی ، به صورت فیلم های مختلف سینمائی ، سریال های تلویزیونی ، نمایشنامه ها ، که در تئاتر های مختلف در سرزمین های مختلف به نمایش در آمده است . سوئیسی ها ، با گرامی داشتن یاد وخاطره ویلیام تل(ویلهلم تل)، پایه گذار اتحادیه سوئیسی را گرامی می دارند.
اتحاد شوروی در جنگ کبیر میهنی خویش ، هزاران داستان را در شرح دلاوری های افراد خویش به تحریر در آورد. صدها فیلم سینمائی ساخته شد.تا یاد قهرمانان جنگ کبیر میهنی را گرامی دارند.
نیکوس کازانتزاکیس ، نویسنده برجسته یونان ، با نگارش رمان «آزادی یا مرگ»، شرح دلاوری های یونانی ها را در مقابله با ترک های عثمانی در معرض دید جهانیان قرار داد.
اما ، ما که وارثان شیر زنان وشیر مردان کرد خراسان هستیم ، هیچ گامی در این خصوص برنداشته ایم. کدامیک از پژوهشگرانی که به ادبیات کردی خراسان پرداخته اند ، گوشه چشمی نیز به این دلاوری ها ورشادت ها داشته اند؟
مگر ما مدعی نیستیم که اجداد ما گام در خراسان گذارده اند تا از تمامیت ارضی ایران حراست نمایند؟ اگر این ادعا درست باشد ، پس شرح این دلاوری ها چه شده است ؟
گرد آوری این حکایات که در وسعت خراسان بزرگ پراکنده است ، بازی با احساسات به شمار نمی آید. بلکه بخشی از تاریخ کرد های خراسان محسوب می شود.

سوم : افسانه وداستان های مغفول ونانوشته :

این نوع افسانه وداستان ها ، که در میان کردهای خراسان ، حتی برخلاف کردهای کردستان ایران، ترکیه ، عراق، سوریه ، ودیگر کردها ، شکل خاص ، فرم خاص ، ومحتوای خاص دارد؛ فقط در میان کرد های خراسان ، با عنایت به وجود اقوام دیگری که در خراسان می زیند ، پرورده شده است.اقوام ترک ، تات ، ترکمن ، بلوچ ، وعربی که ساکن خراسان بوده اند در خیال پروری این نوع افسانه ها ، با کرد های خراسان سهیم می باشند.
در میان پژوهشگران ومحققان کرد خراسان ومحققانی که به فولکلور اقوام دیگر ی که در خراسان ساکن هستند پرداخته اند، هیچ عنایت وتوجهی به این نوع افسانه ها نشده است.وتحصیل کردگان کرد وغیر کرد خراسان ، این افسانه ها را با برچسب «خرافات» ، «بیهوده گوئی»، «غیر معقول»، و«غیر علمی»، طرد کرده اند.
اما این افسانه ها اهمیت به سزائی در اندیشه کرد های خراسان دارند. وصرفا با برچسب های مختلف نمی توان آنها را مطرود ساخت.
در این افسانه ها ، «اجنه ها»، «عروسی اجنه ها»، «عزاداری برای اجنه هادر میان کرد های خراسان»(۱۰)، «پری هائی که به شکل کبوتر سفید » ، خود را می نمایانند . رفتار های گوناگون «میر دزما»،( یا مزدرما) ، ازدواج افرا د انسانی با پری ها،اجنه ها، وهمچنین افرادی که موسوم به «ملا» بوده وبا شاهان اجنه ها خود را مرتبط دانسته ودارای عساکر ولشکر های اجنه می باشند؛ یا افرادی که به قول کردهای خراسان «استخوان سنگین» بوده ودر نتیجه می توانند این اجنه ها وپری هارا مشاهده نمایند. وهمچنین داستان ها وافسانه های جادو وجادوگری ، وعاشقانی که با توسل به جادوگران به وصال معشوق می رسند. وجادوگرانی که اعمال خارق العاده از خود نشان می دهند. و…. تماما حکایاتی هستند که زندگی روزمره کرد های خراسان را حتی امروزه روز (یعنی در ربع اول قرن بیست ویکم)، تحت الشعاع قرار داده اند.
این نوع افسانه ها وداستان ها ، بخش بسیار مهمی از فولکلور کرد های خراسان می باشد ، که به نوعی حاکمیت تقدیر گرائی زروانیستی را دراذهان کرد های خراسان بر عهده دارند.
اما این فولکلور ، تماما نادیده انگاشته شده است.
در حالی که این نوع از افسانه ها ، میراث بسیار غنی وگران بهائی برای «سبک ادبی رئالیسم جادوئی» می باشد. سبک داستانی رئالیسم جادوئی، با «صد سال تنهائی » گابریل گارسیا مارکز ، به اوج خود رسید.
بختیار علی محمد ، رمان نویس شهیر کردستان عراق ، رمان های خویش را با این سبک ادبی زینت بخشید و کردها را با این سبک ادبی آشنا ساخت.(۱۱)
در ایران ابتدا صادق هدایت در «بوف کور»، وسپس دکتر غلامحسین ساعدی ، رویکردی به سبک رئالیسم جادوئی داشت.غلامحسین ساعدی در آثار خویش برخلاف صادق هدایت که بیشتر براندیشه شهرنشینان تکیه دارد؛، بر باورهای عامه مردم روستائی تکیه نموده است. او در داستان های «عزاداران بیل»، «واهمه های بی نام ونشان»، به شکل زیبائی از این نوع افسانه های مغفول بهره برده است.
در طی ۴۰ سال اخیر رمان نویسان ایرانی ، همچون «عباس معروفی»، «شهرنوش پارسی پور»، ونیز «منیرو روانی پور»، با استفاده از افسانه های پریان واجنه ، به سبک رئالیسم جادوئی روی آورده اند.
رمان معروف «اهل غرق» نوشته منیرو روانی پور، نشات یافته از افسانه های محلی (پریان دریائی)، مردم بوشهر می باشد که یک شاهکار ادبی در ایران معاصر به شمار می آید. ونوعی نقد سنت ودر عین حال پیوند میان سنت ومدرنیته است.منیرو روانی پور در این رمان بسیار زیبای خویش ، پل ارتباطی میان سنت واندیشه هاوفرهنگ جدید بورژوازی بوجود آورده است. او توانست با سبک رئالیسم جادوئی سنت واندیشه های کهن مردم بوشهر را از تهاجمات فرهنگی بورژوازی نجات بخشد.
اما این نوع از افسانه ها ، که می توانند دست مایه رمان نویسان وداستان نویسان جوان کرد های خراسان شوند، از سوی تحصیل کردگان ومحققان وپژوهشگران کرد خراسان نادیده انگاشته شده وبا برچسب «یاوه گوئی» ،پوشانده می شوند. (۱۲)
داستان اجنه ها، در میان کرد های خراسان ، داستان های طلسمات ، داستان ترس ها ودغدغه های کردهای خراسان ، حکایات واهمه هائی است که تمامی آنها در «حافظه جمعی »کردها بر روی یکدیگر انباشته شده است.
این رئالیسم جادوئی کرد های خراسان، منبع عظیم تحقیقاتی وپژوهشی ومردم شناسی کردهای خراسان است. ودر حال حاضر سبک ادبی رئالیسم جادوئی ، روشی جهت پیوند میان فرهنگ سنتی کرد ها ، وفرهنگ بورژوازی عصر جدید به شمار می آید.

___________________________________________________

پاورقی ها وتوضیحات

(۱) – جستجوی ناتمام – اثر کارل پوپر – ترجمه دکتر ایرج علی آبادی – انتشارات : سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامی – چاپ اول ۱۳۶۹
(۲) – قصه ها وافسانه های مردم ایسلند – در روایت می وهالبرگ هالماند سان – ترجمه محمود حبیبی – انتشارات کیمیا – با همکاری مرکز بین المللی گفتگوی تمدن ها – چاپ اول – ۱۳۸۳ – صفحه ۲۱۱
(۳) – اورفئیکی : نوعی آئین اسرار آمیزی بود ، که از خارج یونان ، وارد شده بود. اندیشه های این آئین بر همه خدایی استوار بود، که با نوشیدن شراب و رقص های ممتد به جذبه روحانی می رسیدند.اندیشه آنها ، به دلیل اینکه تناقض روح وماده را با خود داشت ، بنابراین مورد انتقاد یونانی ها واقع گردید.
منبع : نخستین فیلسوفان یونان – نوشته دکتر شرف الدین خراسانی – انتشارات : شرکت سهامی کتاب های جیبی – چاپ دوم : ۱۳۵۷ – صفحه ۱۰۶

(۴)- تفسیر برتراند راسل از فلسفه ارسطو – در کتاب :تاریخ فلسفه غرب – نوشته برتراند راسل – ترجمه نجف دریا بندی – انتشارات پرواز – ۱۳۶۵ –

(۵)– ارزنده ترین وشایسته ترین انتقادی که از فلسفه یونان ، در این خصوص وجود دارد، نقد ها وبررسی های «ابوالحسن اشعری»، بنیان گذار مذهب کلامی اشاعره، در کتاب «مقالات الاسلامیین » و«اللمع» وی می باشد. او شناخت بسیار دقیقی از فلسفه یونان ارائه داده و همچنین به صورت برجسته ای به نقد اسطوره های یونانی در کتب خویش می پردازد.حتی امروزه با تمامی انتقاداتی که به فرهنگ غرب می شود، بخصوص از جانب هایدگر وپیروان هایدگر در ایران ، هیچکس ارزنده تر از ابوالحسن اشعری که انسان فلسفه یونانی را «فاعل مختار انسانی »می نامد، نتوانسته است همچون وی با درک عمیق وعمق پیچیدگی های فلسفه وفرهنگ یونان واسطوره های یونانی را به نقد کشد.اندیشه های ابوالحسن اشعری از چنان عمق وژرفائی برخوردارند که حتی اندیشمند چیره دستی همچون خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب «تجرید الاعتقاد»وشاگردش «علامه حلی»، در شرح تجرید الاعتقاد ، در مقابل انتقادات وی از فرهنگ وفلسفه یونان ، نتوانسته اند پاسخ مقنعی ، به وی دهند.ودر عین حال از نقدی که او به اسطوره های یونانی نوشته است شگفت زده بوده ونتوانسته اند عمق پیچیدگی نقد اسطوره های یونانی را دریابند. مطالعه عمیق اسطوره های یونانی از سوی ابوالحسن اشعری ، همانگونه که امروزه برای ما شگفت آور است ،از سوی منتقدان وی یعنی خواجه نصیرالدین طوسی وعلامه حلی نیز حیر ت آور بوده است.می توان اظهار داشت که او نخستین فردی از میان اندیشمندان ایرانی است که به نقد وبررسی اسطوره های یونانی پرداخته است. وهمین رویکرد نقادانه وی به اسطوره های یونانی ، باعث حیرانی وسرگشتگی علامه حلی وخواجه طوسی گردیده ، به نحوی که آنها در نمی یابند که اصلا ابوالحسن اشعری از چه مقوله ای سخن می گوید.
امروزه ، ابوالحسن اشعری ، در مراکز علمی ایران ، به دلیل ارائه نظریات خاصی ، که به اشعری گری معروف است ، مطرود می باشد.
اما نظریات وی بالاخص در نقد وبررسی فلسفه یونان ، ونقد وبررسی اسطوره های یونانی سرشار از اندیشه های بکری است که یک اندیشمند برجسته ایرانی ارائه داده است.
(۶) – از اسطوره تا تاریخ – اثر : مهرداد بهار – نشر چشمه – چاپ ششم – زمستان ۱۳۸۷

(۷) – چرا ایران عقب ماند وغرب پیش رفت؟ نوشته دکتر کاظم علمداری – انتشارات : نشر توسعه – چاپ شانزدهم – ۱۳۸۸

(۸) – مقایسه این داستان ها در هزار ویکشب ودیگر کتب ، خود تحلیل وبررسی، مفصلی می طلبد. که راقم این سطور تعدادی از این داستان ها را فیش برداری نموده وبا کتبی همانند هزار ویکشب و… موردمقایسه قرار داده است، که اگر روزی وروزگاری فرصتی یابد آنها را در همین سایت نشر خواهد داد.

***: در این خصوص در کتاب «زبان رمزی قصه های پریان نوشته : م. لوفلر – دلاشو – ترجمه جلال ستاری – » بوسیله مترجم توضیحات مفصلی داده شده است.

(۹) – افسانه های مردم سوئیس – اثر : فریتس سولر گوگنبول – ترجمه : مجتبی عبد الله نژاد – انتشارات کیمیا – با همکاری مرکز بین المللی گفتگوی تمدن ها- چاپ اول ۱۳۸۱ – صفحه ۳

(۱۰) – در کتاب قصص العلماء نوشته : میرزا محمد تنکابنی انتشارات علمیه اسلامیه (تاریخ چاپ وتاریخ ثبت کتاب ندارد)، آمده است که : «زعفر جنی ، در زمان مظفرالدین شاه ، فوت کرد. وبرای وی مجا لس عزاداری در سرتاسر ایران برگذار شد.» . پدر بزرگ راقم این سطور نیز نقل می نمود که وقتی زعفر جنی فوت نمود؛ هم در روستای ما ، وهم درمساجد شیروان ، برای وی مجلس عزاداری برگذار گردید.
در خصوص زعفر جنی ، وسر گذشت وی و اینکه او چه کسی بود؟ رجوع شود به کتاب «تحفه المجالس – انتشارات علمیه اسلامیه – تاریخ چاپ ۱۳۳۲
(۱۱) – بختیار علی محمد متولد ۱۹۶۰ درسلیمانیه عراق از نویسندگان کرد زبان ، که به سبک زیبای رئالیسم جادوئی می نویسد. در سبک زیبای رئالیسم جادوئی وی ، سیر در اندیشه ها و ذهنیت خاص کرد های عراق وجود دارد که بختیار علی محمد با این سبک خاص به نقد وبررسی اندیشه های تقدیر گرایانه و نقد هر نوع اندیشه برتری طلبانه در میان کرد های عراق روی آورده است.
برخی از رمان های وی به زبان فارسی ترجمه شده است. رمان های ترجمه شده وی در سبک رئالیسم جادوئی به فارسی عبارتند از :

۱- آخرین انار دنیا – مترجم: آرش سنجانی (این کتاب بوسیله دو مترجم به زبان فارسی ترجمه شده است.)
۲- شهر موسیقی دان های سفید- مترجم : رضا کریم مجاور
۳- قصر پرندگان غمگین – ترجمه : رضا کریم مجاور
۴- مرگ تک فرزند دوم – ترجمه : سردار محمدی
۵- عمویم جمشید خان – ترجمه : رضا کریم مجاور

(۱۲) – با این نوع برچسب ها ، این افسانه هاوداستان ها ، فقط در زیر لایه ها پوشانده شده ولی حذف نمی شوند.وهمیشه در ضمیر نا خود آگاه تک تک کردها ، وجودخواهند داشت. بنابراین پوشاندن این قصه ها وافسانه ها ، وبه زیر پرده مستوری کشاندن آنها راه حل درستی نیست. بلکه ، تنها راه حل ، هدف دارنمودن آنها ، جهت مردم شناسی اجتماعی – سیاسی کردها است. تا اینگونه افسانه ها هدف دار نگردند ، تقدیر گرائی زروانیستی حاکم براندیشه های کرد های خراسان ، سیادت خویش را از دست نخواهد داد.این افسانه ها، ستون های اساسی تقدیر گرائی در میان کرد های خراسان می باشند.

  1. دکتر سارا کیوانلو
    ۵ شهریور ۱۳۹۵ در ۰۱:۱۸ | #1

    بسیار زیبا بود . مدیریت سایت تشکر قلبی من را بپذیرید .