خانه > * شعر کرمانجی - Helbestên Kurmancî, شاعران و نویسندگان - Helbestvan û Nûser > صبح های گُلان (ماه می) ؛ احمدِ حسینی/ با ترجمه ی برات قوی اندام

صبح های گُلان (ماه می) ؛ احمدِ حسینی/ با ترجمه ی برات قوی اندام

صبح های گُلان (ماه می) ؛ احمدِ حسینی/ با ترجمه ی برات قوی اندام– یک

این صبح
تو،
در کرانه های تاریک قلب پاره پاره ام
چراغ و نوروزی
فریاد و طوفانی
شهید و آرمانی
قاصدک و شقایقی
کاروان و گردوغباری
تو،
سایه ی خدایی، سرزمین عشقی
چشم انتظاری مادری، اوج حرارتی
زبان بادی
تو،
در خلوت خانه ی من
مقدس ترین کتابی…!

 

–  دو

این صبح؛

آفتاب را مهمان گلزار چشمانت می کنم،

نام ممنوعه ات
همچون سرودی زیبا بر لبانم جاری می شود،
با دستان پر از گناهم
بر سینه ی مقدست
یتیم می مانم،
عطر تو
موج به موج
از من تراود،
رویاهای کودکی در دلم زنده می شوند،
می خواهم چیزی برایت بگویم
چیزی دشوار، همانند مرگ،
اما
پرتوهای آفتاب چشمانت را اسیر خود کرده اند.

–  سه

این صبح؛
آهوانِ درد من
بر دامنه ی سکوت تو می چرند،
آوازهای چون خروشِ بارانم را
به ابرهای سیاه پیشکش می کنم،
خودم را به آتش می کشانم
تا سوزش زخم هایت را از یاد ببری،
تنبیه نامه ام را
در لابلای غنچه ی سرخ لبخندت
پنهان می کنم،
نقشه هایم را
در پیشِ دستانِ غبار پهن می کنم،
و برایت پیراهنی سفید
از دار صبح
در دل شب
بر جای می گذارم.

–  چهار

این صبح؛
نام زیبایت را بر زبانم زمزمه می کنم،
یاد تو
همچون ابر بهار
زمین تشنه ی رویایم را سیراب می کند،
به دوردست ها می نگرم
و داستان های سوخته ی تو را می بینم،
دلم شوق پرواز به سوی تو را دارد،
اما
بال هایم را یارای عشق تو نیست،
می خواهم تو را در گهواره ی دلم تکان بدهم
اما
دستانم را یارای درآغوش گرفتن ترانه هایت نیست.

احمدِ حسینی (شاعر کُرد ؛ عامودا در شمال سوریه)
ترجمه:  برات قوی اندام