خانه > تاریخ - Dîrok دیرۆک > نیم نگاهی بر «کعبه ی زرتشت و نام های باستانی در بین کُردهای خراسان»

نیم نگاهی بر «کعبه ی زرتشت و نام های باستانی در بین کُردهای خراسان»

نیم نگاهی بر «کعبه زرتشت و نام های باستانی در بین کُردهای خراسان»صمد قلی زاده

آنچه که بیشتر در این نوشتار عطف توجه هر خواننده ای است ،نه تعبیر وتفسیر های «گاه شماری» از ساختمان «بنای کعبه زرتشت» مانند تعبیر چهار پنجره به چهار فصل سال ، ویا اینکه تعبیر سی پله بر روزنگاری است.بلکه مطالب علمی از قبیل تاریخ این بنا ، ونیز ادعای «کرمانج بودن زرتشت» است. ودر این نقد به این دومطلب پرداخته می شود.

همانگونه که نویسنده محترم مرقوم فرموده است، در خصوص «کعبه زرتشت» نظریات بسیار متفاوت ومختلفی وجود دارد.در خصوص تاریخ کعبه زرتشت نظریات بسیار مختلفی وجود دارد.اما این نظریات مختلف از روی سلیقه وذوق پژوهشگران تاریخ باستان نیست. بلکه هر پژوهشگری از منظری وازیک دوره تاریخی به این «بنا » نگریسته است. وهمین دیدگاه های مختلف از مناظر متنوع دوره های تاریخی است که فرد کنجکاو را به این نتیجه رهنمون می سازد که تاریخ بنا، بسیار دیرینه تر از دوره ساسانی است.

دیرینگی این بنا ، از نوع شکل وفرم آن یعنی مکعب شکل بودن آن هویدا است.
بنا های مکعب شکل ، در میان «صابئیان»(۱) جایگاه سیاره «زحل» می باشد.(۲) این بناهای مکعب شکل در تاریخ ادیان «بیت الزحل »نیز خوانده می شوند.(۳)
اما اینکه نویسنده محترم مرقوم فرموده اند : «اما اتاقک کوچک کعبه زرتشت ، برای نگاهداری کتاب های دینی واسناد شاهی بسیار کوچک است.»
دقت نفرموده است که کسانی که معتقدند که کعبه زرتشت در دوره ای خاص ، مخزن اسناد بوده است ، سلیقه ای این چنین اعتقادی را به زبان نیاورده اند. بلکه با استناد به کتیبه ای بجا مانده از «کرتیر » (یکی از چهار موبد معروف وتاثیر گذار دین زرتشتی در دوره ساسانیان )(۴) ، معتقدند که کعبه زرتشت مخزن اسناد دینی واسناد شاهی بوده است.دکتر مهربان شروینی در کتاب «دانشگاه گندی شاپور در گهواره تاریخ »در این خصوص می نویسد : «- … از کرتیر ، کتیبه ای در نقش رستم به جا مانده است که خود را بزگ موبد داد می داند.وکعبه زرتشت کنونی را «بن خانه» به معنی مخزن آرشیو ساسانیان نام می برد.»(۵)
اما می توان اظهار داشت که این «بن خانه» با استناد به این کتیبه موبد زرتشتی ، در این دوره این نقش را داشته است.
همین «بن خانه» در دوره های ماقبل ، «نخستین رصد خانه جهان در ۳۷۰۰ سال قبل دانسته شده است که بوسیله زرتشت بنا شده است.»(۶)
بنابراین این «بنا» در ادوار مختلف تاریخی نقش های مختلفی را ایفا می نموده است. وبه سهولت نمی توان با نویسنده محترم هم عقیده شد که : «البته نظریات دیگری همچون معبدی برای آناهیتا ، میترا ، ویا تقویم آفتابی هم ذکر شده که کمتر مورد توجه هستند. »

در متدلوژی علمی ، سخن قطعی ونهائی وجود ندارد.تمامی روش های پژوهشی علمی تاریخی در تمامی دانشگاه ها وآکادمی های تاریخ ، هنوز هیچ سخن قطعی ونهائی ارائه نداده اند.روش وپژوهش علمی تاریخ ، آنگونه که فلسفه علوم به ما می آموزد دو مرحله الف : گرد آوری منابع واسناد ، ب : مرحله داوری دارد.
علم تاریخ بشری هنوز در تمامی پژوهش های خویش در مرحله گرد آوری منابع واسناد تاریخی است.وهنوز کسی در خصوص یک مرحله تاریخی نتوانسته است سخن قطعی ونهائی بگوید. چرا که در هر لحظه ای ممکن است که سندی یافت شود ، یا کتیبه ای مکشوف شود ، یا لوحی پیدا شود ، وآن سخن قطعی ونهائی را ابطال سازد.چون تمامی پژوهش های تاریخی هنوز در مرحله گرد آوری منابع می باشند ، از این رو سخن هر پژوهشگری به آرشیو منابع تاریخی سپرده می شود.نه مردود می شود ونه مقبول. بنابراین نمی توان به سهولت بیان داشت که : «البته نظریات دیگری هم ذکر شده که کمتر مورد توجه هستند.»
با نظریات علمی ، نمی توان اینگونه برخورد های غیر علمی داشت.
اما اینکه نویسنده محترم مرقوم داشته اند که : «اما از آنجا که ثابت شده اشو زرتشت ، یک پیامبر کرمانج واز کوردها ی ماننا بوده … »
نگریستن به یک دین ، پیامبر ، یا یک شیء مقدس وجوه مختلف وگوناگونی دارد.که به دو وجه آن اشاره می شود :

اول اینکه :

با اعتقاد به یک پیامبر ، یا صحیفه یک پیامبر ایمان بیاوریم که پیامبر دیگری هم در میان قومی وجود داشته است. مثلا اینگونه تصور نمائیم که وقتی قرآن ، از مجوس نام می برد ، میان مجوس ودین زرتشتی پیوندی برقرار سازیم ومعتقد گردیم که مقصود قرآن از مجوس ، همان زرتشتی ها می باشند. وچون در قرآن مجوس جزء اهل کتاب به شمار آمده اند ، بنابراین زرتشتی ها که همان مجوسیان می باشند جزء اهل کتاب بوده وکتاب آنان همان اوستا و پیامبرآنها نیز شخصی به نام زرتشت بوده است. واین شخص از میان قومی به نام «ماننا یا همان کرمانج ها» مبعوث گردیده است.
اما واقعیت قضیه این است که در قرآن نامی از زرتشت برده نشده است.
برخی از پژوهشگران کرمانج معاصر براین هستند که زرتشت پیامبر همان ابراهیم پیامبر است. مثلا کلیم الله توحدی در کتاب «دیوان عرفانی جعفر قلی زنگلو» در پاورقی صفحه ۱۰۴ اینچنین اظهار می دارد : «به قول فردوسی علیه الرحمه ابراهیم پیامبر همان زرتشت پیغمبر است وکرد تبار.»(۷)
استناد کلیم الله توحدی به شاهنامه فردوسی است (۸) فردوسی در داستان بر تخت نشستن بهرام گور ، هنگامی که بهرام گور خودش را جهت اشراف واعیان مملکت ایران معرفی می نماید در بیت شماره ۶۲۹۱ اینچنین می گوید :
« بر آن زرتشت پیغمبرم / زراه نیاکان خود نگذرم /
/نهیم دین زرتشت به روی / براهیم پیغمبر راست گوی/» (۹)

علاوه بر فردوسی ، «شهرزوری» هم در کتاب خویش به نام « نزهه الارواح وروضه الا فراح – یا تاریخ الحکماء» به چنین مطلبی معتقد است.(۱۰)

وجه دوم قضیه :

وجه دوم قضیه ، بررسی متدولوژیک است که از شک آغاز می شود :
۱- آیا شخصی به نام زرتشت که پیامبر الهی باشد ، وصحیفه او هم همان «اوستا »معروف باشد در تاریخ بعنوان یک شخصیت حقیقی وجود داشته است؟چگونه می باید به اثبات چنین شخصیتی پرداخت؟ آیا در کتاب «عهدین» ویا تفسیر کتاب تورات یعنی «تلمود» ، ویا در کتاب مقدس مسلمانان نام چنین شخصیتی ذکر شده است؟

۲- چگونه در تورات ، نام کووروش وهمچنین خشایارشاه، ذکر گردیده است ، اما از نام بردن چنین شخصیتی در این کتاب امتناع شده است؟

۳- اصلا به کتاب مقدس هیچ استنادی نداشته باشیم، آیا در کتیبه هائی که تاکنون از قوم ماننا که در آذربایجان وحومه دریاچه اورمیه (۱۱) می زیستند نامی از زرتشت ذکر شده است؟

۴- تمامی کتیبه های مکشوفه از قوم ماننا ، که تاکنون در آذربایجان ،(۱۲) ودریاچه اورمیه وهمچنین دریاچه وان ، بدست آمده اند، اصلا قوم ماننا را بعنوان قومی یکتا پرست معرفی نمی کنند. واصلا از شخصیتی به نام زرتشت که جزء قوم ماننا باشد ودر این منطقه ظهور کرده باشد ، نامی وجود ندارد.

۵- کتیبه های بدست آمده از قوم ماننا ، از آداب ، سنن ، واز خدایان مختلف این قوم که مورد پرستش بوده اند ، در میان این قوم سخن می گویند؛اما از شخصیتی به نام زرتشت کلمه ای به میان نمی آورند. پس با چه چیزی ثابت شده است : که«اشو زرتشت ، یک پیامبر کرمانج واز کورد های ماننا بوده …»؟
آیا صرف استناد به دو بیت از شاهنامه فردوسی که برخی از شاهنامه پژوهان ، این دو بیت را افزوده به شاهنمامه ومجعول می خوانند ، می تواند به اثبات رساند که «اشو زرتشت کرمانج یا کرد » بوده است؟

۶- دین زرتشتی در تاریخ ایران ، یک دین خاص همانند اسلام، یا نصرانیت یا یهودیت نبوده است.بلکه تاریکی وظلمت ومجهولیت ، چنان براین دین سایه افکنده است که هر محقق وپژوهشگر ، نه با یک دین خاص به نام زرتشتی ، بلکه با مذاهب زرتشتی مواجه است.این مذاهب ، قرائت ها وتفاسیری از یک دینی به شمار می آیند که این دین کاملا مجهول است. وبعد اصلا مشخص نیست که کدامیک از این مذاهب زرتشتی ، راباید بعنوان بنیاد واصل شناخت.مثلا قرائت وتفسیر اجداد اردشیر بابکان ، با قرائت وتفسیر زرتشت خرگه ، ویا قرائت وتفسیر مزدکیان ، با قرائت وتفسیر خرمدینان ، با یکدیگر متفاوت است.بیشوعا ستیلت، واقع نگار سریانی ، که در زمان قباد ساسانی در ایران به سر می برد، از بسیاری از این مذاهب که به نام زرتشتی وجود داشته اند نام می برد.(۱۳)

۷- هر محقق واندیشمند کرمانج ، در بررسی ها وپژوهش های خویش ، در فرهنگ کرمانجی در همان بدو امر به این نتیجه می رسد که فرهنگ واندیشه کرمانجی در خراسان ، یک هویت مستقل ویکپارچه ای که از یک وحدت فرهنگی حکایت کند ، وجود ندارد.بلکه تحقیق در فرهنگ کرمانجی ، در موسیقی ، سروده ها ، رقص ها، باورها ، آئین ها، ما را به این نتیجه می رساند که دهها فرهنگ مستقل ومنفک از یکدیگر ،در میان کرمانج های خراسان وجود دارد.مثلا رقص ، خود یک جهان بینی است.که از طریق این جهان بینی ، می توان جهان شناسی خاص آن قوم را شناخت.شناخت رقص های کرمانجی ، پژوهش هرمنوتیکی هر رقص، حرکات مختلف دست ،پا، سر ، پیچ وتاب های مختلف بدن ،یک محقق را به این نتیجه رهنمون می سازد که هر حرکتی ، بیانگر بخشی از جهان بینی آن طایفه کرمانج است.زیرا که تمامی رقص های کرمانجی در مناطق مختلف کرمانج نشین خراسان با یکدیگر متفاوت است.نگاهی به تنوع رقص ها در روستاها ی کرمانج نشین شیروان ، ویا بجنورد، خود مخبر از از فرهنگ های مختلف در میان این طوایف است.اگر زرتشت ، یک پیامبر کرمانج بوده باشد، ونسب به کوردها ی ماننا ببرد ، پس این تنوع فرهنگی وجهان بینی های مختلف وجهان شناسی های گوناگون ، در میان این طوایف کرمانج چه معنائی دارد؟

۸- ارجح آن است که ما کرمانج های خراسان ، سعی نداشته باشیم که هویت تاریخی وفرهنگی خویش را به دینی مجهول به نام «زرتشتی» که توسط خاندان ساسانی ، با نسل کشی ، قلع وقمع وکشتار بسیار دگراندیشان ،صدها سال در ایران حکومت کرد پیوند زنیم.گواه بر نسل کشی دگر اندیشان ، وقلع وقمع ادیان ومذاهب مختلف ایران ، هم در کتاب «تاریخ ارمنستان اثر موسیس خورناسی ، معروف به موسی خورنی»،(۱۴)وهم در کتاب بیشوعا ستیلت ، که هردو در عهد ساسانیان در ایران می زیستند می باشد.

۹- قوم کرمانج آنگونه که از کتیبه های مکشوفه ماننا ، هویداست، در آذربایجان وکردستان ، از پلورالیسم دینی ، برخوردار بود.وکسانی که از جور وظلم ساسانیان می گریختند ، پناهگاه خویش را در همین پلورالیسم دینی قوم کرد وکرمانج می جستند.سران جان به در برده مزدکیان ، خرمدینان ، از کشتار وحشیانه خسرو انوشیروان ، به کردستان وآذربایجان پناه بردند.پیروان دین زرتشت خرگه ، از ستم شاپور ذوالاکتاف ، به کردستان پناه بردند.پیروان مانی ، نصرانیان ، یهودیان ،وپیروان ادیان ومذاهب دیگر به کردستان پناهنده شدند.حتی در بعد از تهاجم اعراب به ایران ، کردستان وآذربایجان ، پناهگاه فرق مختلف دینی ومذهبی از خوارج تا فرق مختلف شیعه بوده است.این است که کرمانج های خراسان ، دارای فرهنگ ها واندیشه های متنوعی هستند.چون پناهگاه تمامی ادیان ومذاهب ودگر اندیشان بوده اند.

………………………………………………………………………………………
پاورقی ها وتوضیحات

(۱) – دقیقا مشخص نیست که مقصود از صابئیان که شهرستانی ونیز ابوریحان بیرونی می گویند چه کسانی هستند؟ آیا همان میترا ئیست ها (مهریون) هستند ویا ممکن است گروه های دیگری از ادیان ومذاهب دیگری باشند. اما شهرستانی در کتاب «الملل وانحل » ۶ فرقه دینی را تحت عنوان «صابئیه» توضیح داده واز افکار وعقاید آنان پرده بر میدارد.

(۲) – توضیح الملل – ترجمه الملل والنحل – تالیف محمد بن عبد الکریم بن احمد شهرستانی – جلد دوم – ترجمه وتصحیح سید محمد رضا جلالی نائینی – انتشارات اقبال – چاپ ششم – پاییز ۱۳۸۷ – صفحه ۸۱

(۳) – همان منبع صفحه ۳۷۵

(۴) – احسان طبری در کتاب خویش به نام «بررسی هائی در باره برخی از جهان بینی ها وجنبش های اجتماعی در ایران» تاریخ انتشار ۱۳۴۸ صفحه ۱۰۴ – چهار موبد زرتشتی را که نقش بسیار بزرگی در تشکل جهان بینی زرتشتی داشته اند به ترتیب ذیل اسم می برد : تنسر – ارداویراف – کرتیر – آذر مهر سپندان .

(۵) – دانشگاه گندی شاپور در گهواره تاریخ – نگارش وپژوهش دکتر مهربان شهروینی – انتشارات پور شاد – تهران ۱۳۸۱ – صفحه ۵۱

(۶) – همان منبع صفحه ۱۶۸

(۷) – دیوان عرفانی جعفر قلی زنگلو – کلیم الله توحدی – کانیمال – انتشارات واسع – چاپ دوم ۱۳۸۷

(۸) – البته کلیم الله توحدی در این کتاب ، دو بیت شاهنامه را به هر دلیلی نیاورده است. وقتی من با ایشان تماس گرفته واز ایشان سند خواستم مرا به این دوبیت شاهنامه رهنمون شد.

(۹) – شاهنامه فردوسی – بر اساس نسخه ژول مول – انتشارات : تهران – چاپ اول ۱۳۸۸ صفحه ۱۰۸۰

(۱۰) – نزهه الارواح وروضه الافراح – یا تاریخ الحکماء – اثر : شمس الدین محمد بن محمود شهروزی – به تصحیح وکوشش : محمد تقی دانش پژوه ومحمد سرور مولایی – انتشارات شرکت علمی وفرهنگی – ۱۳۶۵

(۱۱) – استاد تاریخم ، زنده یاد دکتر نوغانی می گفت : «واژه اور »، به معنی مقدس ، وواژه «میه »، به معنای آب، واورمیه به معنای «آب مقدس » می باشد.

(۱۲) – البته مقصود من از آذربایجان در اینجا ، منطقه بسیار وسیعی است که شامل آذربایجان ایران ، جمهوری آذربایجان ، ارمنستان وبخش هائی از ترکیه فعلی است که سکونت گاه قوم ماننا بوده است می باشد.

(۱۳) – کتاب بیشوعا ستیلت ، از سوی دانشگاه کانادا در سال ۱۹۰۸ به زبان انگلیسی ترجمه شده است. واز سوی همین دانشگاه هم اکنون در اینترنت موجود است.که علاقمندان به تاریخ ساسانی ، ومحققان تاریخ ادیان ، می توانند به نوشته انگلیسی این کتاب در اینترنت مراجعه کرده ومذاهب مختلف زرتشتی را مورد مطالعه قرار دهند.

(۱۴) – تاریخ ارمنستان – نوشته موسیس خورناسی – انتشارات دانشگاه ئیروان – تاریخ نشر۱۹۸۰

  1. ناشناس
    ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ در ۰۹:۴۸ | #1

    ممنون