خانه > * ادبیات - Wêje - وێژه > و این صبح، در جست و جویت بودم

و این صبح، در جست و جویت بودم

و این صبح،
در جست و جویت بودم،
در جست و جوی رد پای ناله هایت،
در جست و جوی کاروان خاطراتت،
در جست و جوی خوشه های سرودی
برآمده از انتظارت،
در جست و جوی سنگ هایی که در آن آرام گرفته ای،
در جست و جوی سبزیِ مزارت،
در جست و جوی طلوعِ آمدن و
و غروبِ رفتنت،
در جست و جوی زیر باران ایستادنت،
در جست و جوی بنفشه ی لبانت،
در جست و جوی سیاه پوشیِ درختان روییده بر سینه ات،
در جست و جوی پناهگاه یادت،
در جست و جوی داستان زخمیِ سرزمینت،
در جست و جوی شکوفه های سیاهِ گُل کرده
بر گونه های شبستانت بودم!
تو همراه با کاروان ها بر پیکرم عبور می کردی
و من هم در جست و جویت می گریستم!

احمد حسینی (شاعر کُرد – از آمودا در شمال سوریه)

برگردان از کُردی به فارسی: برات قوی اندام

 

 

 

Vê sibê li te digeriyam

Vê sibehê,
li te digeriyam,
li şûnşopa nalîna te,
li karwanê bîranînên te,
li genimê sirûda te ya ji bendemanê,
li kevirên aramkêşana te,
li keskê goristana te, li rojçêbûn û rojmirina te,
li rawestana te ya li bin baranê, li binefşa lêvên te,
li reşgirêdana darên sînga te, li penagehên bîra te,
li dastanên birîna zemîna te,
li kulîlkên reş ên hinarkên şevistana te digeriyam!
Tu bi karwanan re di ser laşê min re dibuhurî
û ez jî li pey te digiriyam!

Ehmed Husêynî