خانه > لباس و پوشش - Cil û Berg , Kinc - جل و به‌رگ ، کنج > پیرایه هایی که بر پیراهن مان افزوده اند

پیرایه هایی که بر پیراهن مان افزوده اند

پیرایه هایی که بر پیراهن مان افزوده اندلباس هر قوم و ملتی بخشی از فرهنگ و هویت آن مردم است. لباس زنان و مردان کرد خراسان در بلندای تاریخ توانسته است به زیبایی شکوه فرهنگ این مردم را در کنار سایر اقوام ایران عزیز به زیبایی حفظ کند. لباس سنتی کردهای شمال خراسان در بین مردان معمولا شامل کلاه، دستمال دور گردن، پیراهن، شلوار گشاد کردی،شال کمر، پای تابه، جوراب کردی و کفش چاروق است. در این میان پیراهن کردی که برخی هنرمندان ما از جمله برخی گروه های حرکات موزون، اهالی موسیقی و هنرمندان در این سالیان بر تن کرده اند نه تنها هیچ شباهتی با پیراهن سه دکمه ای کردهای خراسان ندارد بلکه با پیرایه بستن بر این پیراهن ها و استفاده از برخی تزئینات پوشاک زنان در دور یقه و روی پیراهن، عملا این لباس را به لباس بانوان نزدیکتر کرده است چیزی که در لباس هیچ قوم و مردمی مشاهده نمی شود.

خانم ناهید امیدی در کتاب ارزشمند«دیده و دل و دست» که پژوهشی در پوشاک و هنرهای سنتی خراسان است در توصیف پیراهن کردی مردان در خراسان می نویسد:« قد پیراهن تا بالای رانها می رسید و آستین های راسته و بلندی داشت با یقه گرد وساده که از زیرگردن یا سرشانه با دو یا سه دکمه بسته می شد.» که امروز این پیراهن های اصیل و بی پیرایه را کمتر بر تن هنرمندان کرد خراسان می بینیم.

ظاهرا برخی تن پوش دوزان کرد دیار ما، از سر ناآگاهی یا برای تنوع بخشی به تولیدات شان به این شیوه و این بدعت بی دلیل روی آورده اند که جایگاه پیراهن مردانه هنرمندان را در نگاه مردم کوچه و بازار به شدت تنزل داده است و سوگمندانه باید گفت خیلی از هنرمندان با همین پیراهن های دوردوزی شده رنگارنگ که بی شباهت با لباس های بانوان نیست در مراسم های عمومی حضور می یابند یا در برخی شبکه تلویزیونی داخلی حضور پیدا می کنند که این نوع پوشش و این نوع پوشاک می تواند به مرور زمان نقش الگویی داشته باشد و به عنوان لباس معیار شناخته شود که این نوع پوشش، ضربه بزرگی به پوشاک اصیل مردان کرد خراسان وارد می کند.

 از آنجا که لباس این مردم بخشی از هویت این مردم است و دارای حرمت و جایگاه بالایی است زیبنده نیست برخی افراد با برتن کردن این پیراهن های نیمه مردانه اسباب تمسخر مردم شان شوند و از سویی پوشاک دوزان کرمانج هم باید توجیه شوند که مرز بین لباس زنان و مردان را حفظ کنند و این در هم آمیختگی و آشفتگی ایجادشده در این سالیان را به عنوان تنوع در پوشش توجیه نکنند.

امید است کار به دستان فرهنگی، اصحاب رسانه و به ویژه فرهنگ دوستان کرد خراسان با روشنگری و پای پیش نهادن در این زمینه اجازه ندهند لباس سنتی مردم ما این گونه به سمت قهقرا پیش رود و در بین دیگر اقوام ایران عزیز، این لباس اصیل و سنتی که باید نماد هویت و فرهنگ مردم ما باشد به اسباب استهزاء تبدیل شود.

اسماعیل حسین پور

  1. چیا
    ۲۰ تیر ۱۳۹۶ در ۲۳:۳۸ | #1

    قوشمه ساز خراسان نیست بلکه کرمانجهای ما اونو از کردستان با خودشون منتقل کردند این ساز از جنوبی ترین مناطق کردنشین یعنی ایلام تا بهدینان و شمال کردستان استفاده میشه و بهش دوزله میگن در ضمن هرقومی فرهنگش به پیشینه خودش برمیگرده فکرنمیکنم اختلاط نژادی در خیلی از روستاهای کردنشین تا این اواخر که مهاجرت به شهرها زیاد شده وجود داشته باشه نسل اندر نسل پدران ما از همین نژاد بودند نه ترک یا فارس خراسانی

  2. برات زاده
    ۱۷ دی ۱۳۹۴ در ۰۱:۴۰ | #2

    با سپاس فروان از نظرات دوستان فرهنگدوستمون .
    واقعا تعامل و گفتگوهایی که بصورت منطقی ایجاد میشن همیشه باعث پیشرفت و جرقه های ذهنی انسانها شدن . آیا میدانستید در روزگار ما بزرگترین دشمن بشریت در راه پیشرفت و تفکر ٬ تعصبات غیرمنطقی و تاریخی شناخته شده است؟؟

    اگر در عصر کنونی ما نتوانیم چشمه فرهنگ و سنت هایمان را با هنر و ایده های نو لایروبی کنیم بدون شک در آینده فرزندانمان باید از آب وارداتی چشمه های مسموم فرهنگ بیگانه را برای رفع تشنگی روح و جسم خویش آنهم با منت بنوشند !! همچون تاریخ و ورزش و هنرها و بزرگانی که امروز به اسم کشورهای دیگر با رنگ و لعابی نو ثبت میشوند…!!!

    دوستان عزیز چشمه ای زیباست که از هر گوشه اش گلی به رنگی متفاوت با عطری خاص رویش کرده باشد و زلالیت آبش قوت بخش زمینهای خشک ومترک و دلهای تشنه شود .

    بنده اعتراف میکنم این لباس عالی نیست ٬ اصیل هم نیست ٬ ولی از لباسهای ساتن قرمز مردانه بدون نقش و نگار که در مجالس دیده میشود ٬ از منظری هنری ٬ حداقل دارای نوآوری و تفکری آئینی است. من در پست قبلی توضیح دادم که تنها لباس اصیل که میتوان مدعی شد برای مردان کرمانج باقیمانده است چوق ( لباس کشتی چوخه ) نام دارد و زمانی که ما این مدل را طراحی کردیم تقریبا تا حدودی بر اساس همانشکل بود که اتفاقا تصمیم بر استفاده از نمادهای کهن را هم داشتیم اما در استان کسی را برای طراحی مناسب این اشکال کهن نیافتیم و در نهایت در سال ۸۹ بنا بر بضاعت مالی ضعیف و بخاطر اجرای نمایش های آئینی به اینگونه دوخته شد که بسیار هم مورد توجه قرار گرفت .بطوریکه امروزه میبینیم این طراحی ها سرآغازی شده برای تفکر و نقد بیشتر در راه رسیدن به یک لباس فاخر و زیبا برای قوم کرمانج و حتی ترک خراسان که همه با هم در این استان بگونه ای ادغام و حتی فامیل شده ایم.سالهاست که کرد و ترک در این استان با هم میرقصند با هم وصلت میکنند با هم شریک میشوند و حتی با هم در یک جبهه میجنگند پس چرا در فرهنگ به این نتیجه نرسند که با یک خلاقییت در نماد یا لباسی زیبا در یک استان واحد شوند ؟؟

    دوران تعصبات غیر منطقی بسر آمده و باید همه به همدلی و پیشرفت و تکامل فکر کنیم . این خیلی زیباست که فرهنگها عامل تکامل و اتحاد یکدیگر شوند که در طول تاریخ این اتفاقات در بعضی مناطق مختلف رخ داده و یک فرهنگ زیباتر شکل گرفته. البته در اینزمینه بزرگان باید با تفکر و منطق و پشتوانه های هنری و تاریخی وارد شوند و حتی از جوانان یاری بطلبند.

    اما در مورد رقص کرمانجی نکته ای وجود دارد که ذهن بنده را مدتهاست مشقول نموده. اگر توجه کرده باشید رقص کرمانجی با هییچ مدلی از رقص های کردی در کشورهای مختلف همخوانی ندارد حتی کرمانجهای ساکن ترکیه و سوریه هم جایی نشنیده ام که به اینگونه برقصند . با اینحال احساس میشود این رقص تا حدودی از فرهنگ کهن سرزمین خراسان و آئین های مهر که ریشه در ستایش کائنات داشت نشات گرفته باشد که با کوچ قوم کرمانج خراسان با فرهنگ و موسیقی این قوم میتواند وصلت کرده باشد.

    اگر بدرستی دقت کنید رقص های کردی ستونی و دست در دست هستند ولی در این رقص منطقه ما ٬ حرکات دستها همچون بال زدن پرندگان بنظر می آید که حتی بصورت انفرادی هم میتواند تفاسیرش را حفظ و منتقل نماید . این ویژگی منحصر بفردیست که در بسیاری از رقصهای محلی جهان وجود ندارد.

    این رقص با پیوستن افراد دیگر تبدیل به دایره و یا میدان کائنات میشود که انگار بازیگاه زندگی انسانهاست و از رقص سامه تا شرنگی در چرخش ها و فراز و نشیبهای روزگار به بازی و آئینی نیایشی و ستایشی در می آید که منحصر بفرد است.

    اگر توجه کنید کرمانج نمیگوید رقص بلکه میگوید بازی !! لیستک !!

    بنظر بنده این زیباترین و کهن ترین تصویرسازی آئینی و بازیگونه از زندگی و چرخشهای روزگار است که قوم کرمانج همچون گاردی قدرتمند آن را از تاریخ باستان تا به امروز بانشر در دل آئین های خود حفظ و تکاملش نموده و اگر بیشتر دوستان در این زمینه تحقیق نمایند شاید به حقایق بیشتری برسیم.

    بنظر بنده این بازی میتواند جزو برترین آئین های سماواتی و کهن جهان جای بگیرد که باید برای ثبت جهانی آن تلاش فراوان نماییم تا به سرنوشت شوم ثبت بنام قومی دیگر دچار نشود . چون در ورزش این اتفاقات بسیار رخ داده و همینک هم بنده شنیده ام دوستانی در شمال و کرج و سیستان در حال ثبت رقص چوب بنام قوم خود هستند . قوشمه را هم اعراب بجای نی انبان جدیدا مورد استفاده در رقص های عربی میکنند و شاید فردا قوشمه هم بنام ساز عربی ثبت گردید .

    وقتی ما هوای یکدیگر را نداریم و بجای حمایت و تعاملات منطقی دست به تخریب یکدیگر میزنیم یقینا غریبه ها از این فرصت در جهت منافع خود استفاده میکنند و دارایی های یک قوم را با سندسازی های دروغین بنام خود ثبت مینمایند .

    ما واقعا در این راه نیاز به کمک همه داسوزان و فرهنگدوستان داریم چون این بازی زیبا و فلسفی به همراه ساز قوشمه حیف است که بنام کرمانج خراسان ثبت جهانی نشود . از لحاظ دراماتیک و نمادگرایی اگر ریزبینانه‌ توجه کنید حرکات در این رقص بنوعی گرفتن رحمات یا انرژی از آسمان و شکل دادن آن توسط دستهای انسان و انتقال آن بر زمین است .

    این استدلال بنده چه اشتباه باشد چه ناقص و یا درست ٬ در حد یک فرضیه است و جای بررسی بزرگان و تاریخ شناسان را میطلبد و هر کسی بنا بر تحقیقات حتی ناقص خود در اینزمینه شاید روزی بتواند بزرگترین خدمات را به حفظ و جهانی شدن این فرهنگ غنی انجام دهد.
    باز هم میگویم تعصبات نباید باعث شود که ما از واقعییات و یا منطق دور شویم و منطق میگوید تمام کردهای جهان بجز کرد خراسان تقریبا به یک شکل و متحدانه و ستونی میرقصند و لباسهایشان هم در یک چارچوب است ولی با تنوع ها و رنگ بندی مختلف .

    در هر صورت بنده با استقبال از نظرات و مقالات دوستان در این زمینه سعی در طراحی یک لباس زیبا و برازنده برای قومیت خودم خواهم کرد.

    موفق و پاینده باشید .

  3. اینانلو
    ۱۴ دی ۱۳۹۴ در ۰۱:۳۷ | #3

    ترکها رقص و موسیقی کردی و قفقازی را به نام خود می کنندو شما کردان هم تیشه به ریشه خود بزنید.جالب است در ترکیه رقص کردی را به نام هالای ، و یک نوع رقص ترکی معرقی می کنند. همان کاری که با رقص و لباس قفقازی شد و در ایران آن را آذری نام نهادند. به نظر من لباس های جدید با انجام تغییرات کوچکی ، یک هویت جدید و برازنده است و در دهه های بعد کردان خراسان به آن افتخار خواهند کرد

  4. شریفی
    ۱۱ دی ۱۳۹۴ در ۲۲:۳۸ | #4

    این لباس هیچ گونه اصالتی ندارد. اینکه برخی با دستاویز قراردادن قزلباشها و حتی دورتر هخامنشیان(که البته اجداد ما کردها یعنی مادها پیش از انان دارای دولتداری بودند)می خواهند ان را توجیه کنند ره به جایی نخواهد برد.این لباس نه در منطقه خراسان و نه در کردستان حتی در میان کردهای علوی نیز نمونه مشابهی ندارد.

برگه نظرات
1 2 33049