خانه > * موسیقی - Mûzîk, فرهنگ و آداب و رسوم - Ferheng û Fûlklor فه‌رهه‌نگ و فوولکلۆر > از «لوتک و لوتکوانی» تا لوتی های کُرمانج و لوتی گری Lotî û Lotikvanên xorasanî

از «لوتک و لوتکوانی» تا لوتی های کُرمانج و لوتی گری Lotî û Lotikvanên xorasanî

از «لوتک و لوتکوانی» تا لوتی های کُرمانج و لوتی گری Lotî û Lotikvanên xorasanîکُرمانجستان – واژه ی «لوت Lot» (با تلفط «ت» ویژه ی کُرمانجی همانند «ط» در عربی) در زبان کُردی کُرمانجی به معنای حرکات و جهش پا است، به عنوان مثال حرکات پای بره ای که در حال بازی و جهش و جفتک انداختن است. به همین ترتیب واژه ی «لوتک Lotik» مترادف واژه ی کُردی «پین Pêhn» به معنای لگد و جفتک است (همردیف واژه های zîtik, pên, zîçik) و در معنای زبانی کنایی و محاوره ای به عنوان سخنان طنزآمیز و فکاهی و جفتک انداختن زبانی (قلمبه پراکنی) است. همچنین فعل Lotik Avêtin یعنی جفتک انداختن یا لگدپراکنی در زبان محاوره کاربرد دارد.

واژه ی «لوتی Lotî» یا «لوتکوان Lotikvan» در معنای لغوی یعنی جفتک انداز و در معنای اجتماعی آدمی که حرف های قلمبه و حرکات خارج از عرف اجتماع دارد ، یعنی کسی که زبان ظنزآمیز و و حرکات و نمایش بدنی خاصی دارد. این واژه نیز ریشه در واژه ی لوت Lot دارد. طبیعتا این واژه در گذرزمان و به نسبت کاربردی که در زبان محاوره پیدا کرده است، معنای مختلفی به خود گرفته است.

***

لوتی (لوطی) یا قلندر در موسیقی کُردی خراسان به چه کسی گفته می شود؟

لوتی ها همانند عاشق (نوازنده و خواننده) و بخشی ها دسته ای از موسیقی دانان و هنرمندان کُرد موسیقی مقامی در شمال خراسان هستند (بودند!).

لازم به ذکر است که لوتی یا قلندر با درویش فرق می کند، چونکه درویش ها بیشتر در بارهء دین و مذهب (بخصوص آئین صوفی گری) می خوانند و فعالیت می کنند. درویش که معمولأ تبرزین (نوعی تبر کوچک) و کشکول (که از کش کول یعنی کشیدن به کول – کیسه گدایی یا صدقه که از جنس چوب است و مخصوص درویش است و روی دوش خود آویز می کند) دارند و در میان مردم می گردند و معرکه گیری می کنند. لوتی‌ها (قلندرها) در واقع پیام‌رسانان جامعه کردی خود بوده‌اند که وسیله آنها یک دایره (دف) بوده که آهنگهای رقص را می‌خوانده‌اند یا می‌نواخته‌اند (گاهأ تئاتر و نمایش در می آورند). ولی هنرنمایی لوتی ها به خوبی عاشق ها نمی شود. لوتی ها دایم در سفر بوده‌اند و معمولأ ناقلان اخبار و وقایع تاریخی ملیت خود بوده اند که از راه موزیک و ترانه و فکاهی و شوخی و رقص و تئاتر اجرا و بیان می کردند. بعضی ها، لوتی (قلندر) را متکدیان دوره گردی می دانند که همراه با دایرهء زنگوله دار خویش نقال و نقاد مردم جامعهء خود است، ولی قلندر یا لوتی در جامعه دارای شخصیتی محترم و اجتماعی بوده است. کلمهء لوتی در اصل خود یک کلمهء کُردی است lot / Lotik / lotî)) از جهیدن / خزیدن و پریدن می آید، چونکه حالت دایره زدن و رقص و تئاتر و نمایش و هنرنمایی لوتی ها بیشتر از راه خم و راست شدن، پست و بلند شدن و جهیدن و پریدن درست می شوند و اجرا می شوند.

یکی دیگر از ویژگیهای لوتی ها (قلندرها) نیز این بوده که برای انجام دادن هنر خویش دایم در میان مردم در حال سفر بوده اند: در میان کوهها و جلگه ها، روستا به روستا (ده به ده)، منزل به منزل، اردوگاه به اردوگاه، منزلگاه به منزلگاه می رفتند (از اینجا می پریدند / یا می رفتند جای دیگر، و از جای دیگر می رفتند جای آنطرفتر).

لوتی ها (قلندرها) نیز در زمان قدیم مانند عاشق ها حق انتقادکردن را داشتند، و همیشه در سفر و رهرویی و گشتن، بودند که امروزه تفریبأ بی امید شده اند و قوتی و رمقی رغبتی در آنها نمانده است. لوتی ها معمولأ گوینده و ناقل اخبار و اتفاق و حادثه و حتی امور تاریخی در میان مردم بوده اند. امروزه در شمال خراسان لوتی ها یا قلندرها کم شده اند و این قسمت از موزیکدانان و بازیگران (هنرپیشه ها)ی تئاتر محلی / قومی متأسفانه تقریبأ از بین رفته اند.

ترجمه ی این بخش به کُرمانجی:

Lûtî (Qelender), Lûtî ya Qelender bi Derwîş va ferq dike, çinku derwêş pirtir li barey dîn û mezheb (bi xisûs sûfîgerî) dixwînin û xebat dikin. Drewîş ku bi piranî teberzîn (bivirê qiçik) û keşkûl (tûrikê darîn)ên xwe hene ew jî li nav xelkê digerin. Lûtî der esil qasid û peyamgihan li nav xelkî xwe li menteqê ne ku aleta mûzika wan jî Def (dayre) ye ku aheng û meqamên lîstik û carina jî torê (tore derxistin / şano / tiatr / nemayîş) lêdixin û kilaman jî dibêjin. Lê honernemayîya Lûtîyan bi rindî û qencîya Aşiqan nabe. Lûtîyên kurd ku timêşe li nav xelkê digerîyan îtifaq û bûyer û tiştên nav xelkê ji rêya mûzîka xwe bi kilam û ken û henek û lîstik û torevanîyê va radigihînin û sa xelkê ra neqil dikin. Helbete hinek Lûtîyan / Qelenderan feqîrên gerok dizanin ku bi defa (dayra) xweye zengildar li nav xelkê neqil û xebat dikin, hema qelender ya lûtî li nav xelkê bi êhtiram bûne. Kelema lûtî / lotî der esil ji kelema lot / lotik (bazdan, hilperîn, hilfirîn, xwe xem û rast kirin, û çeng kirin) der tê, çinku rewş û haleta dayre lêxistina wan û lîstik û torevanî û hunera wan pirtir ji rêya xwe xem û rast kirin, pest û bilind kirin û bazdanê çê dibe û îcra dikin.

Yêk din ji xasîyetên lûtîyan (qelenderan) jî va bûye ku sa encam dayîna hunera xwe dayîm li nav xelkê digerîyane; li nav çîyan û colegan, kele bi kele (gund bi gund), menzîl bi menzîl, bîne bi bîne, war bi war diçûne (ji vê dera bazdidane / diçûne dera din, û ji dera din diçûne ya wêdatir).

Lûtîyan (qelenderan) jî li zemana berê mîna Aşiqan heq û mafên xweyî neqid û rexne kirinê hebûne, û dayîm li sefer û gerîn û rêwîtî kirinê bûne ku li vê zemana îro kêmzêde bêmefer bûne û qowet û remex û rexwet li wan nemaye. Lûtî bi piranî goyende û naqil ên xeber û îtifaq û bûyer û heta tiştên tarîxî li nav xelkî xwe bûne. Li vê zemana îro li bakûra xorasanê lûtî kêm bûne û va qisma mûzîkvanan û torevanan bi esefî (mixabin) kêmzêde ji beynê çûne.

(این بخش معرفی لوتی برگرفته از مقاله ی به نام: موسیقی مقامی (آوایی، آهنگی) کُردهای خراسان در اینترنت)

***

در رابطه با واژه ی لوتی یا لوطی در زبان فارسی، دیگران این گونه نوشته اند:

لوتی – لغت نامه دهخدا

لوتی . (ص نسبی ) لوطی . منسوب به لوت . لوت خوار. شکم پرست . لوت دوست . و شاید از لوت به معنی عریان ، برهنگی ، عریانی ، لختی و عوری باشد.

لوطی – کسائی (از فرهنگ اسدی چ اقبال ص ۱۸۶).
لوطی . (ص ) منسوب به قوم لوط. لاطی . لواطه کار. غلامباره . کودک باز. (غیاث ). هرزه کار و قمارباز و شراب خواره . (غیاث از چراغ هدایت ). بی باک و نامقیدی که هندیان بانکا گویند. (غیاث از مصطلحات ). رند و حریف و شوخ و بی باک و شلتاق که در هندوستان آن را بانکا گویند و رسم است که هر لوطی ولایتی به یکی از سلاطین و امرا منسوب میباشد، مثلاً گویند فلان لوطی بهمان امیر است یا لوطی فلان پادشاه است . مردیکه بز، میمون و خرس رقصاند با نواختن تنبک و خواندن شعرهای زشت . اصل این کلمه ممکن است منسوب به لوط نبی و مراد صاحب عمل غیرطبیعی قوم او بوده و سپس از آن معنی به معانی دیگر نقل شده باشد و این بعید است و ممکن است با تاء منقوطه بوده است که معنی اولی آن شکم خواره و مانند آن است و سپس معانی دیگر گرفته . و رجوع به الواط و لوتی شود :
عمرو خلقان گر بشد شاید که منصور عمر
لوطیان را تازید هم تاز و هم مکیاز بس .

در بلخ ایمنند ز هر شری
می خوار و دزد و لوطی و زن باره . ناصرخسرو.

 

… به گرو کردن با لوطیان
باید پرسید از اهل بصر
تا ز خرد باشد یا از سفه
تا بود از آهویا از هنر. – سوزنی .

کنده ای رالوطیی در خانه برد
سرنگون افکند و در وی می فشرد
… گفت لوطی حمد ﷲ را که من
بد نیندیشیده ام با تو به فن . – مولوی .

 

گفت شوهر را که ای مأبون رد
کیست آن لوطی که بر تو می فتد. – مولوی .

 

همچو لوطی کاسه گردانا. – (عبید زاکانی ).

 

سوزنی : لوطی اللهی ؛ لوطی خدائی . رجوع به مدخل لوطی اللهی در ردیف خود شود.
|| سخی . بخشنده . جواد. جوانمرد ۞ . مقابل پینتی .
مردی راست گو و درست و بذال و آزاده و جوانمرد. صاحب مروت : نالوطی ؛ ناجوانمرد. ج ، لوطیون . (مهذب الاسماء). لوطیان :
خَرِ مرکوب لوطیان قدیم
بی جو و جفر و جوبه و شلماب .

 

خرسواران لوطیش کردند
پای بی پنجه در دهان رکاب . – سوزنی .