باور فرهنگی “لومه” / لومه کرن Lomekirin

باور فرهنگی "لومه" / لومه کرن Lomekirin جلال دامن افشان
مقدمه: فرهنگ کرمانجی(کردی کرمانجی) از آنجایی که برگرفته از تجربه ها و سنت های مستمر و مداوم مردمان کرمانج اعم از زن و مرد در طول سده ها تا چند هزارسال می باشد، لذا عموم باورها و رفتارها و آیین ها و اندیشه هایش مبتنی بر واقعیت است.
شرح اینکه وقتی ما با اندیشیدن صرف به یک نتیجه می رسیم هم می تواند درست باشد و نیز غلط. اما اگر یک روش را نسل اندر نسل و جد اندر جد انجام داده باشیم -نه بصورت قطعی- اما بصورت نسبی می توان به درست بودنش اطمینان داشت.
مثلا باوری می گوید که جوشانده ی عناب سینه را صاف می کند. در این باور، علم وجود ندارد اما بر اثر تجربه و تکرار فراوان اثبات می شود. یعنی هزاران نفر در طول صدها سال این جوشانده را خورده اند و همه شان نیز احساس سبک شدن تنفس داشته اند. خب این یعنی این باور مبتنی بر واقعیت است.

البته توجه کنید که منظور بنده واقعیت است نه حقیقت. چونکه “حقیقت” را “علم و اثبات آزمایشگاهی و محاسبات” تعیین می کند. اما “واقعیت” را “اطمینان یافتن از تکرار و تجربه”
این یعنی واقعیت می تواند غلط باشد مثل انبوه باور سنتی اشتباه که می دانیم. اما “حقیقت” عموما درست است مگر استثنایی پیش آید.

بهرحال در بخش “واقعیت” می توان روش های سنتی مردم را قابل اتکا دانست و چون اسطوره ی اندیشه ی شرق و الگوی فکری بنده جناب “ابن سینا” ی بزرگ می گوید: (هر امری را تا دلیل محکمی بر ردش نداری ممکن بدان) ، لذا می توان آن باورها را ممکن دانست.

در زبان کرمانجی واژه ای وجود دارد که خود دارای یک باور فرهنگی می باشد.

لۆمه‌ کرن Lome Kirin

واژه ی لومه یک “اسم عام” است. که در جمله اینگونه بکار برده می شود: بعنوان مثال “آهای فلانی! لوم نکن” یا “لوم کردن کار پسندیده ای نیست”

گناهانی وجود دارند که شخص گناهکار بنابر جبر زمانه یا فقر یا ضعف یا هر چیزی ازین دست، دچارشان شده.
به “دچار شدن” دقت کنید. چون که در این نوع گناهان شخص دچار گناه می شود نه اینکه از آن گناه سود ببرد و رشد کند ولو دنیایی.
مثلا کلاهبرداری و نزول خواری و قدرت طلبی و طمع ورزی و امثالهم گناهانی هستند که انسان را در دنیا رشد می دهند تا حدی که بالا و بالاتر می روی و خود را برتر از همه می بینی و حس خدایی می کنی.
اما گناهانی وجود دارند که انسان با حس گناه و اشتباه و حتی ظلم و بدی و امثالهم واردشان میی شود اما بخاطر ذات آن گناهان و یا ظرفیت شخص و محیط، نه تنها رشد نمی کند بلکه هر روز بیچاره تر و دچارتر و درگیرتر می شود.
مثلا هوس بازی و بی بندوباری جنسی
گرایش به مواد مخدر، سیگار و تنباکو، الکل و مشروبات،گراس و اکستازی و…
بلوف زنی(اگر دقت کنید بلوف زن ها واقعا بیمارگونه و بی اختیار بلوف می زنند.)
ابنه(عادت کردن به مفعولیت جنسی در مردان)
عصبی و جوشی و غرغرو بودن
بالاکشیدن حق یتیم و مظلوم و درگیر بدبختی های بی سرانجامش شدن.
و امثالهم

این گناهان و خطاها بخاطر اینکه پس از مدتی اختیار را از فرد گرفته او را درگیر خویش می کنند، در دایره ی تعریف کلمه ی “لوم” در فرهنگ کرمانجی قرار می گیرند.

و اما باور فرهنگی:

و اما باور فرهنگی:

فرهنگ کرمانجی معتقد است: گناهانی که در این حیطه قرار می گیرند اگر توسط شخصی دیگر مورد تمسخر یا تحقیر قرار گیرند، قطعا برای شخص تحقیر یا مسخره کننده اتفاق خواهد افتاد.
یعنی مثلا اگر فردی  یک شخص معتاد را تحقیر یا تمسخر کند -ولو در غیابش بصورت غیبت- ، قطعا در طول روزگار، خودش نیز معتاد خواهد شد یا بنحوی اعتیاد وارد زندگی خودش و خانواده اش می گردد.
و نکته ی بسیار حائز اهمیت اینجاست که بصورت تجربی همه ی ما بارها و بارها مشاهده نموده ایم که این موضوع واقعیت دارد. یعنی به احتمال بسیار قوی این اتفاق برای شخص لوم کننده پیش خواهد آمد.

و این همان نکته ی “باورهای سنتی مبتنی بر تجربه” است که “واقعیت” در آن جریان دارد.

حال در زبان کرمانجی وقتی می خواهیم به شخص مسخره کننده بگوییم این کار را نکن وگرنه خودت نیز دچار آن گناه خواهی شد می گوییم: (( لوم نکن))

پس کاربرد واژه ی لوم به گونه ی فوق الذکر است.

درواقع دایره ی مفهومی “لوم” فقط به گناهانی که شرحش رفت محدود می شود نه همه گناهان.

((جلال دامن افشان))

————————————————-

پی نوشت نخست:
وقتی شخصی گناه می کند، روحش را به “جهان تاریکی ها” تسلیم نموده است.  از آن پس، او خودش نیست که مکررا گناه می کند بلکه “جهان تاریک” او را تکان و هل می دهد.
(بخشی از یک فیلمنامه)

پی نوشت دوم:

معنی واژه در دهخدا

لوم . [ ل َ ] (ع مص ) لومَه. ملام . ملامه. (منتهی الارب ). اِلامه. نکوهش . سرزنش . سرکوفت . بیغار. بیغاره . سراکوفت . تعییر. توبیخ . تعنیف . سرزنش کردن . (ترجمان القرآن جرجانی ). نکوهیدن . (تاج المصادر) (دهار). ملامت کردن . (زوزنی ). عَذل :
نصیحتگری لومش آغاز کرد
که خود را بکشتی در این آب سرد.

سعدی (بوستان ).

پی نوشت سوم:

پیامبر اسلام: «کسى که شخصی را بر گناهى سرزنش کند، نمیرد تا آنکه خود مرتکب آن گناه شود»

بودا: ضمانت می کنم که هر رفتاری از ما در چرخه جهان نابود نمی شود و قطعا بسمت خودمان بازخواهد گشت.

 

***

منبع با اندکی تغییر: رها شویم از تردیدها

http://shir11.mihanblog.com/

***

***

توجه: لومه در کُردی کُرمانجی واژه ای ماده است و به معانی سرزنش، انتقاد و اعتراض نیز بکار می رود. همچنین می تواند به معنای شکایت و گله هم به کار رود. از ترکیبات این وازه می توان به موارد زیر اشاره نمود:

Lomekirin, lomekirî, lomebar, lomebarî, lomeker

  1. ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ در ۰۴:۴۸ | #1

    نکته ی حائز اهمیت این است که نباید خیلی به معنی اصل واژه در عربی بپردازیم.
    لوم و لائم و امثالهم مشخصا واژه گان عربی هستند به معنای سرزنش کردن.
    کمااینکه در قرآن نیز ترکیب “لومه لائمه” وجود دارد.
    اما برخی واژگان وقتی وارد یک فرهنگ قوی و متشخص مثل کرمانجی و سایر فرهنگهای قوی می شوند، گاها تغییر چهره و تغییر معنی میدهند.
    مثلا واژه “عزیز” در عربی یعنی باعزت و شکوه. اما در فارسی به یک کلمه برای عشقبازی با معشوق و یار تبدیل شده.
    یا شراب در معنای عربی یعنی نوشیدنی اما در فارسی نوین تنها به معنی شراب میوه که مسکر و دارای الکل است تبدیل شده.

    این از صفات یک زبان زنده و فرهنگ قوی است که واژه را از هم بصورت ظاهری و هم معنایی، تغییر داده و از آن خود می کند.

    لوم نیز در عربی تنها میشود سرزنش کردن.
    اما در کرمانجی یک بار و باور فرهنگی بخود گرفته که خیلی فراتر از معنای خام و عربی اش،است.
    لوم نکن در کرمانجی یعنی سرزنش نکن وگرنه خودت نیز،دچار میشوی.
    این خیلی متفاوت است با سرزنش کردن عادی.

    درواقع، لوم، صدها سال است که در زبان و فرهنگ کرمانجی، بومی شده و متعلق به ما نیز هست هر چند که اصلش از عربی باشد.
    مثل واژه ی سلام که قرنهاست توسط خیلی از جوامع بومی شده و خاص زبان عرب شبه جزیره عربستان نیست.

    بادرود و احترام

  2. رها
    ۲۹ خرداد ۱۳۹۴ در ۰۲:۳۸ | #2

    لوم؛ (عربی) ملامت کردن، سرزنش کردن؛

    ” نصیحت گری لومش آغاز کرد، که خود را به کشتی در این آب سرد” (بوستان)
    (امص) ملامت، نکوهش، سرزش
    فرهنگ معین حرف ل صفحه ی ۳۶۵۸

  3. Ebas Ferhadî Topkanlû
    ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ در ۲۱:۰۵ | #3

    سلام
    سپاسگذار از تلاش و همت شما
    لومه: واژه ای عربی که در معنای اعم کسی که مقصر از نیست. لومه در معنای اخص سرزنش است [۱]. اتلاف را بصورت نامستقیم انجام داده و تسبیب می باشد و در عربیِ مصری پرکاربرد می باشد.
    https://ku.wiktionary.org/wiki/lome
    [۱] مفرادت راغب اصفهانی/ قم؛ دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۹۰ مترجم خداپرست.