خانه > * کُشنی - کوشنی (کُشتی کُردی یا کشتی باچوخه) - Kuşnî > بَرو قِرِم Bero Qirim ، نامی آشنا برای کُردهای خراسان

بَرو قِرِم Bero Qirim ، نامی آشنا برای کُردهای خراسان

بَرو قِرِم Bero Qirim ، نامی آشنا برای کُردهای خراسانیکی از نام هایی که در ۳۰-۴۰ سال اخیر در منطقه ی شمال خراسان به ویژه در قوچان و درگز و چناران و مشهد همیشه بر سر زبان ها بوده و کمتر کسی است که این نام را نشنیده باشد، بَرو قِرِم است. پهلوان «برات محمد وحدتی» معروف به « بَرو قِرِم Bero Qirim» متولد ۱۳۳۸ شمسی در روستای پهلوان پرور شفیع قوچان می باشد. این پهلوان کُرد از طایفه ی ورانلو و توپر دوکانلو می باشد. چون بسیار سریع رقبا را ضربه فنی می کرد به او لقب بَرو قِرِم را داده بودند. قِرِم Qirim در کُردی به معنای داس است و قِرِم کِرِن یا قِرکرکن Qir kirin به معنای از بین بردن است.

بَرو قِرِم Bero Qirim از اولین نام ها و شخصیت هایی است که از دوران کودکی در یادم مانده است. زمانی که شاید ۴-۵-۶ ساله بودم و همراه خانواده هم به تماشای کُشنی های ۱۴بدر روستا در سلطان زیرابه می رفتم، یادم هست که مردم دور گود بَرو قِرِم را به هم نشان می دادند و می گفتند: ” Berê qirim kiriye nav xelkê به‌رێ قرم کریه‌ ناڤ خه‌لکێ” یعنی برات همه رو درو کرده و از جلوی خودش برداشته!

بَرو قِرِم شخصیتی کُردانه، شجاع و بی باک داشت و البته پهلوان صفت.

دوستانی در منطقه ی جلگه ی ماروسک نیشابور به ویژه روستاهای چارگوشلی داستان های خیلی جالبی از پهلوانی ها و البته شجاعت ها و شیوه برخورد با مردم بَرو قِرِم تعریف می کردند که واقعا شنیدنی بود. بَرو قِرِم فراز و نشیب های زیادی در زندگی داشته، لیکن با تمام اینها همیشه روحیه ی پهلوانی و شجاعت خود را حفظ کرده است.

این روزها دنبال رد و نشان و یا عکسی از بَرو قِرِم بودم و خیلی تمایل داشتم که مطلبی در رابطه با این پهلوان بنویسم. تا اینکه دوستم ویژه نامه قوچان شناسی ۱ از نشریه «اترک» را به من معرفی نمود که در ۴۳ خود مطلبی با عنوان «کیست پهلوان بَرو قِرِم را نشناسد!» چاپ نموده است.

اصل مطلب به نقل از نشریه اترک در زیر تقدیم می شود.

قوی اندام

کیست پهلوان بَرو قِرِم را نشناسد!

در این دنیای پرهیاهو که انسان غرق زندگی روزمره شده و مدرنیسم روز به روز سنگرهای سنت را در می نوردد و اخلاق جایش را به بی اخلاقی می دهد سخن از رسوم و پهلوانی و مردانگی جلوه ای از گذشته را برایمان تداعی می کند. این گذشته نشاید بسیار قدیمی هنوز در خاطرات پیران ما هست و قهرمانان این خاطرات نیز هنوز میان ما هستند و د رمیان روزمرگی های ما گم شده اند. به طوری که انگار نبوده اند. یکی از قهرمان خاطرات پهلوانی خراسانی ها بَرو قِرِم بود! کسی که در یک روز هجده نفر را ضربه فنی می کرد و کسی نمانده بود که او پشتش را به خاک نمالد.

وقتی قرار شد به سراغ یکی از پهلوانان کشتی چوخه برویم پیشنهادات همه بَرو قِرِم بود. پهلوان برات محمد وحدتی معروف به بَرو قِرِم متولد ۱۳۳۸ ه.ش از روستای پهلوان پرور شفیع قوچان است. این کُرد پهلوان خود را منتسب به طایفه ی ورانلو و توپر دوکانلو می داند و از نوجوانی شروع به آموختن کشتی چوخه کرد و چندی نگذشت که آوازه اش د ر منطقه به عنوان قوی ترین پهلوان پیچید. متن زیر بخشی از گفتگوی صمیمی ما با این پهلوان پیشکسوت کشتی با خوخه است. وی در پاسخ به اینکه شما مربی هم داشتید پاسخ دادند: در ابتدا مربی به صورت حرفه ای و تخصصی نداشتم اما بعدا که موفقیتم در کشتی بیشتر شد، پهلونانی همچون حسین مهرافروزیان و قدیر نخودچی و علیرضا رستمی آموزشم را بر عهده گرفتند. از صحبت های وی چنین برداشت کردیم که او روند پیشرفت را بسیار سریع طی نمود و توانست که در مدت کوتاهی در خراسان برای خود صاحب فن و سبک شود. او بیشتر در روستای آلماجق کشتی می گرفت و چون بسیار سریع رقبا را ضربه فنی می کرد اهالی روستا به او لقب بَرو قِرِم را داده بودند. قِرِم Qirim واژه ای کُردی به معنای داس است و قِرِم کِرِن Qirim kirin یا قِرکرکن Qir kirin به معنای از بین بردن است. (در متن اصلی به این صورت آمده است که اشتباه می باشد: قرم در ترکی به معنای ریشه کن کردن، درو کردن و تمام کننده است) کنایه از شکست دادن است.

قبل از ملاقات با ایشان گمان داشتم با کوهی از ماهیچه قرار است دیدار کنیم اما قد وی ۱۶۵ سانتی متر و وزنی معادل ۷۰ کیلوگرم داشت که به نقل از خود ایشان در دورانی که وی کشتی را به صورت حرفه ای دنبال می کرده کمتر از ۶۵ کیلوگرم وزن داشته و این تعجب همه ی ما را برانگیخته بود! او د ر کشتی گرفتن بسیار بی باک بود و از هیچ پهلوانی هراس نداشت و جالب انکه پشت پهلوانان سنگین تر از خودش را نیز به خاک می مالید. او در اکثر شهرهای شمال خراسان کشتی می گرفت اما در شهرهای: مشهد، قوچان، چناران، نیشابور، بجنورد، سرخس، شیروان، کلات نادری، درگز، تربت جام و فریمان شهرت بیشتر یداشت و کشتی های بیشتری گرفته بود.

بَرو قِرِم Bero Qirim ، نامی آشنا برای کُردهای خراسان

فنونی که پهلوان وحدتی بر آنها تسلط کامل داشت عبارت بودند از: گارد چپ، لنگ کمر، سورته و شال چپه. او در کشتی هایش عموما ابتدا گارد چپ می گرفت. شگرد شال چپه او در بین کشتی گیران به نام «فن پهلوان برات» معروف بود.

مشوقان و حامیان اصلی وی در کشتی افرادی چون: زنده یاد سروان جعفری، پهلوان حسن خان حسن پور، پهلوان محمد بهابسته (مَمَد کُرده) و پهلوان سلیمان زمانی بودند.

پهلوان وحدتی می گوید: اگر چنانچه پهلوان محمد بهابسته (مَمَد کُرده) در زمانیکه او کشتی می گرفت نبود، مردم و کشتی گیران رقیب به او حمله می کردند.

پهلوان نام برخی از پهلوانان زمانش را مثل پهلوان امیر خدایی، برات انوری، عزیز نظری، حسن خان حسن پور، زینل فاتحی، علی شهیدی، حسن اخروی، شیدا، احمد دشتکی و … را نام برد.

از پهلوان ار خاطرات دوران کشتی اش پرسیدم او تعریف می کرد: در نیشابور من هشت پهلوان از پهلوانان خطه ی نیشابور را ضربه فنی کردم. کشتی گیران شکست خورده به سراغ یکی از پهلوانان بنام نیشابور به نام پهلوان دشتکی رفتن تا با من کشتی بگیرد او وزنش خیلی از من بیشتر بود من او را نیز دو بار ضربه فنی کردم.

در گود امام مرشد قوچان (که در حال حاضر جزء شهرستان فاروج است) در روز ۱۴ فروردین از صبح تا ظهر ۱۸ دست کشتی می گرفتم که همگی را ضربه فنی کردم. پهلوان در ادامه ی صحبت هایش می گوید: من برای کشتی با چوخه مخفیانه به گودهای کشتی مشهد می رفتم و برای اینکه پهلوانان مرا نشناسند کلاهی بر سر می گذاشتیم، پس از اینکه کشتی گیران رجز خوانی می کردند و حریف طلب می کردند و می گفتند از کوچک تا بزرگ از غرب تا شرق حریف می طلبند، من به یکباره اعلام امادگی می کردم و چون همگی را ضربه فنی می کردم ومرا پهلوان سه سوته، پهلوان خراب کن و بَرو قِرِم خطاب می کردند. پهلوان وحدتی می گوید: پهلوان نامی مشهد به نام خسرو دلیر را در سال ۱۳۶۸ در روز ۷ فروردین د رمدت ۳۰ ثانیه ضربه فنی کرده است. پهلوان همچنین درباره یکی از کشتی هایش می گوید: با پهلوان بهروز پرهیزگار ۲۸ دقیقه کشتی گرفتم و بعدا در یک لحظه غفلت بهروز پرهیزگار را ضربه فنی کردم که بهروز پرهیزگار مرا سیلی زد. بهترین کشتی پهلوان وحدتی (بَرو قِرِم) در اسفراین بود. در حالی که او ۶۵ کیلو بیشتر وزن نداشت توانست پهلوان اسماعیل اکبری را که در ان زمان از پهلوانان نامی منطقه بود را شکست دهد. بدترین خاطره ی ایشان این بود که در تمرین کشتی در روستای شفیع با یکی از هم ولایتی هایش به نام علی مهرطینت که او هم کشتی گیر و صاحب عنوان چهارمی نیروهای ژاندارمری کل کشور است از ناحیه ی ترقوه (کتف) آسیب دید و به مدت سه ماه خانه نشین شد. در حین مصاحبه با پهلوان چندین بار از او درباره اینکه با کدام یک از کشتی گیران قوچانی کشتی گرفته اند او طفره می رفت و می گفت: از جوانمردی به دور است که نام همشهریانم را بگویم. در گذشته رقابت کشتی با چوخه بین کُردها وفارس ها بود. پهلوان برات می گوید: اگر چنانچه جزء مسئولین ورزش استان بودم در تمامی روستاهای بزرگ سالن ورزشی احداث می کردم، ایشان در حال حاضر از مسئولین انتظار دارند تا حداقل در زادگاهش روستای شفیع سالن کشتی احداث کنند تا بو بتواند تجربیات و فنون کشتی را به جوانان روستا آموزش دهد.

پهلوان د رسال ۱۳۶۱ ازدواج کرد ولی به خاطر کشتی تا سال ۱۳۶۵ مراسم عروسی اش را به تاخیر انداخت. او صاحب ۴ پسر و ۳ دختر می باشد. پهلوان د رمورد همسرش می گوید که همسرش در تمام زندگی او را مورد تشویق و حمایت قرار می داده است. با آرزوی موفقیت برای پهلوان نامی خراسان

عکس از : سید امیر حسینی عطار

  1. وحدتی
    ۲۷ تیر ۱۳۹۵ در ۱۴:۴۰ | #1

    سلام و خدا قوت،من پسر عموی پهلون برات وحدتی هست. از مطالب ارزنده شما در خصوص ایشان سپاسگزارم

  2. شویشکاهشن
    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۱۰:۳۱ | #2

    گلک سپاس دلوفان،ممنون ودست مریزادهواله دل بش،حرکت بسیاربجاومطلوبیه که هرازچندگاهی یادی ازاین قهرمانان وپیشکسوتان بشه تاهم یادوخاطراین نابغه هازنده بمونه،وهم تلنگری برای مسئولین ورزشی باشه که کل بودجه ورزش ایران درفوتبال خلاصه شده.بایک حساب سرانگشتی،بادستمزد”روزانه ۱۵میلیون تومانی”جناب کی روش”میتوان هزینه زندگی چند(بروقرم)راتامین نمود؟؟؟که تاجاییکه من اطلاع دارم ازطبقه ضعیف جامعست،وروزگاری که خودم شاهدوناظرآن بودم این کوچولوی دوست داشتنی بااجرای فنون اصیل وناب خراسانی(قال پیچ،لنگ وسط پا،یانباش،…)درگودهاوبخصوص سالن بهشتی مشهدچنان موج مکزیکی بین تماشاچیان بوجودمیآوردکه هربیننده ای رامات وخیره ی خودش میساخت،درپایان واجب ولازم میدانم مسولین مملکتی ورزش ایران کمی تأمل برسایررشته های ورزشی(ازجمله کشتی که رشته تخصصی وسنتی آریائیست)داشته باشند.سرله ژوریه وسربلندیه مدادکم.ماناهوالو

  3. قلیزاده
    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۰۹:۲۴ | #3

    با سلام /// در باب کلمه : قرم /// بایستی گفته شود این کلمه ترکی اصل میباشد وبرگرفته از ریشه فعلی قیرماق Qırmaq بمعنای نابود کردن / کشتار و هلاک کردن و از بین بردن است / کلمه پرنده قرقی Qırqı هم بخاطر توان سریع این پرنده در هلاک کردن پرندگان ضعیفتر از خود برای این پرنده نامگذاری شده که وارد زبان فارسی هم شده است / با تشکر