خانه > ایلات و طوایف کرد و کرمانج -Êl û Eşîretên Kurd (Kurmanc, تاریخ - Dîrok دیرۆک > پژوهشی در نام ایل های کُرمانج، وجه تسمیه، پسوند لو Lo و کاربرد آن

پژوهشی در نام ایل های کُرمانج، وجه تسمیه، پسوند لو Lo و کاربرد آن

برات قوی اندام اماموردیخان - باچیانلو - قوچانبرات قوی اندام اماموردیخان

تاکنون به نام ایلها و طوایف کُرمانج دقت کرده اید؟ واژه هایی مثل کیوانلو، توپکانلو، زیدانلو، شادلو، میلانلو، بیچرانلو، رشوانلو، صوفیانلو، سیوکانلو، قهرمانلو و … چه ترکیب لغوی و معنایی دارند؟ این اسامی در میان کُرمانج ها و غیر کُرمانج ها چگونه تلفظ می شوند؟ نام ایل های کُرمانج چه ارتباطی با هویت و تاریخ و پیشینه و ویژگی های اجتماعی آنان دارد؟ در این پژوهش کوتاه قصد داریم پاسخ کوتاهی به این سوالات بلند بدهیم بلکه نمونه ای باشد تا جوانان کُرمانج در اصل و نسب و پیشینه ی خویش بیشتر کندوکاو نموده و نسبت به آن اگاهی بیشتری حاصل کنند.

مقدمه

کُرمانج ها به لحاظ اجتماعی دارای ساختار ایلی و طایفه ای اند. ایل های کُرمانج هر کدام دارای نام های ویژه ای می باشند که بیانگر هویت و اصالت آنان است و نشانی از پیشینه ی تاریخی، اجتماعی، جغرافیایی، اخلاقی، شغلی و … مردم آن ایل است. به گونه ای که می توان گفت هر کُرمانج ریشه در یکی از این ایل ها دارد و طبعا دارای خصوصیات ظاهری و اخلاقی و اجتماعی خاص افراد آن ایل می باشد. در قدیم و حتی امروز نیز به ویژه در میان مردم اصیل کُرمانج آنها همدیگررا بیشتر با نام ایلی می شناسند. پهلوانان و جنگاوران هر ایل در میادین مختلف با همین نام ایلی خود ظاهر می شدند  و افتخار کسب می کردند و افراد ایل نیز بدان می بالیدند و باالطبع با همین نام ها و اسامی در تاریخ مانده اند و جاودان شده اند: بگو کُرد عمارلو، گل محمد کلمیشی، سردارعیوض جلالی، پهلوان محمدباقرخاخیانلو، محمدعلی صحرایی باچیانلو، حاجی خان حمزکانلو و جعفرقلی زَنگِلی (زنگلانلو) ، پهلوان حاج بابا برجی زیدانلو و هزاران مرگان و بخشی و پهلوان و دلاور و جنگجو و سردار جهانگشای دیگر که در طول تاریخ برای سربلندی و عزت ایران زمین جانفشانی ها کرده اند. می دانیم که افراد هر ایلی خصوصیات ظاهری و اجتماعی خاصی را دارا می باشند و کسی که آشنایی کافی و رفت و آمد در میان کُرمانج ها داشته باشد به راحتی می تواند با توجه به خصوصیات چهره و ظاهر و یا دقت نظر در اخلاقیات و رفتارهای هر فردی به ایل و طایفه ی وی پی برد.

در خراسان بیش از 300 ایل بزرگ و کوچک کُرد کُرمانج (کُردتبار یا کُردزبان) وجود دارند که در مناطق مختلف زندگی می کنند (استاد کلیم الله توحدی). در این میان کُردهایی که در اوایل سلسله ی زمان صفویه در چندین مرحله به خراسان کوچ کرده اند دارای اسامی متفاوتی با سایر ایل های کُرد (جابان، خدر، پازوکی، بابان، چگنی، زنگنه، اردلان، آلخاس…) هستند که نشان از یک تشکیلات خاص در نامگذاری آنهاست. این کُردها که به کُرمانج های چمشگزک معروف بودند اکثر آنان از ایل بزرگ زاخورانلو بودند که پس از ورد به خراسان و سکونت در قوچان و نواحی اطراف به زعفرانلو تغییر نام پیدا کردند و تعدادی نیز از ایل شادلو (شادیلو) بودند که در نواحی بجنورد مستقر شدند. این ایل ها قریب به اتفاق دارای پسوند “لو Lo” در نامشان هستند که نشان از یک ساختار تشکیلاتی ویژه در نام گذاری آنهاست. به عنوان مثال نام هایی مثل کاوانلو، کیکانلو، پیرانلو، قراچورلو، دیرانلو، کردکانلو، بادلانلو، گاوه شانلو، شادلو، باچیانلو، میلانلو، عمارلو(آمارلو، انبارلو)، زیدانلو، رَشوانلو، صوفیانلو، زَنگِلانلو، کیوانلو، قاچکانلو ، توپکانلو ، بدرانلو، قراباشلو، ترانلو، مادانلو، پالکانلو، زردکانلو و … که اغلب برخی از این نام ها مثل هِوَدانلو (در اصل هێوه‌دان Hêwedan) یا هیزولانلو(هێزولانHêzulan ) به دلیل نارسایی رسم الخط فارسی در نگارش کُرمانجی به اشتباه نوشته شده و به این سبب در میان کسانی که آشنایی کامل با کُرمانجی ندارند اشتباه تلفظ می شوند.

پسوند لو Lo در نام ایل ها و مفهوم و کاربرد آن

پسوند “لو Lo” که در نام بیشتر ایل های کُرمانج وجود دارد در کُرمانجی بیان نمی شود و در واقع در میان غیر کُرمانج ها و در استاد و مکتوبات به زبان های غیر از کُرمانجی است که نام ایل های کُرمانج ها را با پسوند لو ذکر می کنند. یا اگر بخواهیم واضح تر بگوییم پسوند لو بیشتر در ساختار تشکیلاتی و اجتماعی برای ساماندهی این ایل ها استفاده می شده است و یک حالت نسبیت بین افراد و اهالی ایل و صفت، منطقه، پیشنه، پیشینه یا سایر موارد مربوطه دارد (در مورد اصالت واژه لو شما را به مقاله “پسوند لو در نام خاندان کرد” نوشته رشی خراسانی ارجاع می دهم). وجود این پسوند در نام ایلها و طوایف همنام در سایر مناطق کُرمانج نشین مثل شمال غرب ایران (خلکانلو، قهرمانلو، کچرانلو و …)، همچنین کشور ترکیه و برخی نقاط دیگر این احتمال را قوی می سازد که این نامگذاری یعنی اضافه نمودن پسوند «لو» به نام اصیل و اصلی ایلات و طوایف کُرمانج از زمان خاصی و احتمالا در دستگاه حکومت امپراطوری عثمانی برای سازماندهی و ترتیب امور ایلات و عشایر در دفتر و دیوان آن زمان باب شده است.

چنانچه می بینیم این گونه نامگذاری در زمان و محدوده ی جغرافیایی خاصی و تنها بر روی عده ای خاص از ایل های کرد قرارداد شده است و می بینیم که سرشاخه های اصلی بعضی از این ایل ها دارای چنین پسوندی نیستند. مثل جافکانلو (ساکن در محدوده چناران) که ریشه در ایل بزرگ جاف دارد که اکنون در کرمانشاه سکونت دارند. یا ایل کُرد رَشْوانلو که در خراسان و ترکیه و سوریه و برخی نقاط دیگر نیز ساکن اند و با ایل بزرگ رَشْوند (ریشوند یا رشنو) که اکنون در مناطق قزوین و لرستان و سایر نقاط پراکنده اند و عده ای با لهجه ی لری صحبت می کنند از یک خانواده اند. برخی از همین رَشْی ها در مناطق ذکر شده دارای پسوند لو نیستند که تائید کننده مطالب ذکر شده در بالاست. همچنین در شاهنامه فردوسی از رَشْی ها با عنوان رَشْنواد نام برده شده است (ر.ج کُردان خراسان به روایت شاهنامه به گواهی تاریخ) . همچنین است برای ایل هایی مثل برزانلو (بارزانلو)، بدرانلو، زیدانلو و … . در واقع باید گفت که نام اصلی ایل های کُرد همان بخش بدون پسوند «لو» می باشد که قدمت آن گاه به هزاران سال برمی گردد.

این نکته نیز قابل توجه است که کرمانج ها هیچ وقت به این نامگذاری ها از سوی دیگران توجهی نکرده و همیشه نام ایلی یکدیگر را طبق همان اصالت و دیرینگی خود خوانده و حفظ کرده اند.

برای روشن شدن مطلب توضیحاتی در ادامه بیان می گردد.

ان an” قبل از لو در نام ایل ها بیانگر خاصیت جمع در زبان  کُرمانجی است. به عنوان مثال کُرمانج ها فردی را که از ایل بادلانلو باشد بادل Badil می خوانند

بادل+ان+لو = بادلانلو  …   Badil+an+lo = Badilanlo

بادل+ان = بادلان »» جمع افراد ایل بادلانلو

و یا فردی را که از ایل باچیانلو باشد باچی Baçî می خوانند، فرد رَشوانلویی را رَشی Reşî می خوانند، فرد هِوَدانلویی را هِوَدی (هێوه‌د Hêwedî)، فرد خَلِکانلویی را خَلِکی Xelikî و فرد توپکانلویی را توپی Topî می خوانند. به افراد ایل بادلانلو، بادلان Badilan(بادل ها) به اهالی ایل باچیانلو، باچیان Baçîyan(باچی ها) می گویند، به مردمان ایل خَلِکانلو، خَلِکان Xelikan و به افراد ایل زیدانلو، زیان Zîyan(یا زیدیان) و به افراد ایل هِوَدانلو، هێوه‌دان Hêwedan می گویند؛ در نوشتجات و اسناد و در گفتار در میان غیر کُرمانج ها نیز بادلانلو Badilanlo یا باچیانلو Baçîyanlo یا زیدانلو Zîdanlo خوانده می شوند.

لازم به ذکر است که روستاهای زیادی در خراسان به نام ایل ساکن در آن نامگذاری شده اند. مثل روستاهای قاچکانلو، پیرانلو، کردکانلو، حمزکانلو، خلکانلو در قوچان، پالکانلو و زنگلانلو… در درگز، سیل سپورانلو، ترانلو … در شیروان، بدرانلو، چخماقلو، قوپرانلو در بجنورد، شیخکانلو در چناران، پرکانلو، میلانلو و خراسکانلو در اسفراین و ده ها روستا با چنین نام هایی در شمال خراسان که در میان کُرمانج ها نه با اسامی بالا بلکه به صورت جمع و بدون “لو” نامیده و خوانده می شوند: یعنی قاچکان، پیران، کردکان (کرتکان)، بدران، پالکان، برزان، خادمان …

وجه تسمیه ایلات کُرمانج

نام هر کدام از این ایل ها معنا و مفهوم و ریشه ای دارد که گاه به هزاران سال و دوران باستان بر می گردد. در طول تاریخ پادشاهان، دانشمندان، نام آوران، پهلوانان و دلاوران بسیاری از زنان و مردان هریک از این ایل ها برخاسته اند و نامشان در تاریخ جاودان شده است. به عنوان نمونه دانشمند کرد ابن خلکان (خلکانلو)، سویدی (سویدانلو) و … این اسامی بر اساس دلایل گوناگونی قرارداد شده اند.

  • گاه نسب و ریشه در باستان دارند همانند کاوانلوها (کاوان یا کاویان = کاوه ای ها) که نسب خود را به کاوه آهنگر می رسانند و یا مادانلوها که نسب خود را به ماد می رسانند (گرچه به گواهی تاریخ کردها همگی از تبار مادها هستند)  یا رشوانلو ها که از نژاده ترین و باستانی ترین کردان اند و ویژگی ها ظاهری آنها در شاهنامه نیز ذکر شده است.
  •  گاه ریشه در محل سکونت اولیه ایل دارند مثل بادلانلو که احتمالا منسوب به منطقه ای به نام بادل و سیوکانلو منسوب به منطقه ای به این نام «سیورک یا سیوک» در کردستان شمالی واقع در کشور ترکیه یا هِوَدانلو ها که احتمالا منسوب به «هیوه دل» هستند که مکانی در جزیره (کردستان کنونی عراق) اند و شرفخان بدلیسی در شرفنامه آنها را کردهای ایزدی معرفی نموده است.(کلیم الله توحدی – جلد دوم حرکت تاریخی کرد به خراسان)
  • گاه ریشه در شغل و پیشه افراد ایل داشته مثل بریوانلو که بیانگر شغل دامداری انهاست یا ملوانلو که بیانگر شغل ملوانی آنها در دریاچه وان است.
  • گاه ریشه در صفت اجتماعی یا وضعیت اقتصادی و معیشتی دارند مثل …
  • گاه ریشه در واقعه ای تاریخی دارد مثل ایل سیل سپرانلو که گفته می شود در سال 1012 قمری کردان سیل سپر در کردستان ترکیه رمیان را به شدت قتل و غارت نمودند و همچون جاروب آنها روبیدند و به همین سبب لقب و عنوان «سیل سپور» را از شاه عباس صفوی گرفتند. (سیل سپورها در نقاط مختلف از جمله شیروان و ورامین و شمیران زندگی می کنند. (شیرزن شجاع و دلیر کبری سیل سپور اهل شمیران (همسر شهید اندرزگو که خاطراتش با شهید اندرزگو در مبارات دوران پهلوی خواندنی است) از این ایل است.)
  • گاه ریشه در نوع زندگی اجتماعی و پراکندگی دارد مثل توپکانلو که توپان جمع توپ است و توپ یعنی گروه(این یک گمان است). می دانیم که توپکانلو ها به ویژه در خراسان به صورت گروه گروه در همه ی مناطق پراکنده اند و می توان در هر شهری ردی از آنها یافت.
  • و …

نام ایلی ما شاخصه ی هویت و پیشینه و تاریخ و اصالت ماست. به جاست که آگاهی و دانشمان را درابطه با نام ایل و طایفه و نسب مان بالا برده و بدانیم که این نام ها ریشه در چه تاریخ طویل و درازی دارند. تا بدانیم ما چه گنج غنی و گهرباری در اختیار داریم. تا به آن ببالیم و مباهات کنیم. نه اینکه هزاران کیلومتر دورتر رفته و پای داستان ها و افسانه ها و قهرمانان ملت های بیگانه بنشینیم و آنان را سرمشق قرار داده و برای آنان اشک بریزیم. متاسفانه خیلی از افراد اطلاع و آگاهی کافی نسبت به این نام ها ندارند و گاها آنرا برچسبی نامناسب دانسته و حذف می کنند.

در رابطه با توضیح نام ایلات و عشایر کرمانج خراسان از میان منابع به زبان فارسی مطالعه ی جلد دوم کتاب ارزشمند حرکت تاریخی کرد به خراسان تالیف استاد کلیم الله توحدی پیشنهاد می گردد. هر چند مطالب این کتاب نیز کافی به نظر نمی رسد و نیاز به بحث و واکاوی بیشتری دارد و دست همت دوستداران و علاقه مندان را می طلبد.

نمودار درختی ایلات کرد (کرمانج) خراسان

 درخت تنومند ایل های کُرد (کُرمانج) خراسان
***

برای روشن شدن مطلب درد خصوص چگونگی نامیدن نام ایلی افراد در میان کُرمانج ها در ادامه جملاتی به زبان کُرمانجی ذکر می گردد.

Ez caylek je Baçiyan im

من جوانی از باچیانلو هستم

ئه‌ز جایله‌ک ژه‌ باچیانم

Navoxiyan kuşnîger in

ناوخی ها (ناوخلو) کشتی گیر هستند

ناڤۆخیان کوشنیگه‌رن

Caylê topan çav û birî reş û navzirav in

جوانان ایل توپکانلو دارای چشم و ابروان سیاه رنگ و کمر باریک اند

جایلێ تۆپان چاڤ و بری ڕه‌ش و ناڤزراڤن

Tagmeran (Tekmeran) rêkoça qeremanan e

ته‌گمه‌ران (ته‌کمه‌ران) ڕێکۆچا قه‌ره‌مانانه‌

تکمران کوچ راه ایل قهرمانلو است.

Ziyan le Qoçanê û Kelatê ne

زیدانلو ها در قوچان و کلات هستند

زیان له‌ قۆچانێ و که‌لاتێ نه‌

Memê çû fatê Kurtikî hilgirt

محمد رفت و دختر کردکانلویی را گرفت

مه‌مێ چوو فاتێ کورتکی خواست

Bedran le bijnûrtê ye

روستای بدرانلو در بجنورد واقع است

به‌دران له‌ بژنوورتێ یه‌

Min hevalek xwa yê Hêwedî heye

من یک دوست هِوَدی (هِوَدانلویی) دارم

من هه‌ڤاله‌ک خوا یێ هێوه‌دی هه‌یه‌

Hevalê minî topî le her derê hene

من همه جا دوستان توپی (توپکانلویی) دارم

هه‌ڤالێ منی تۆپی له‌ هه‌ر ده‌رێ هه‌نه‌

Bûka metî min birîv e

عروس عمه ی من بریوانلویی است

بووکا مه‌تی من بریڤه‌

Badil pez û maldar in

بادل په‌ز و مالدارن

بادل ها دام و احشام زیادی دارند

Birîvan le Çinaranê ne

بریڤان له‌ چنارانێ نه‌

بریوانلو ها در چناران اند

Pelwan bego Kurd je amaran e

په‌لوان به‌گۆ کورد ژه‌ ئامارانه‌

پهلوان بگو کرد از عمارلوهاست

Hebîbxan je Hêwedan e

هه‌بیب خان ژه‌ هێوه‌دانه‌

حبیب خان از ایل هودانلو است

Kohistanî Hêzolî ne

کۆهستانی هێزۆلی نه‌

“کوهستانی ها” هیزولانلویی اند

Ce’ferqulî je zengilan e

جه‌عفه‌رقولی ژه‌ زه‌نگلانه‌

جعفرقلی از ایل زنگلانلو ست

Serdar Êwez je Celaliyan e

سه‌ردار ئێوه‌ز ژه‌ جه‌لالیانه‌

سردار عیوض از ایل جلالی است

Keçkê Badilî dilê min bir !

که‌چکێ بادلی دلێ من بر !

دختر بادلانلویی (بادلی) دلم را برد!

Rem je Xelikan e

ڕه‌م ژه‌ خه‌لکانه‌

رمضان از ایل خلکانلو است

Berê hevalek minî pelwanî hebû

به‌رێ هه‌ڤاله‌ک منی په‌لوانی هه‌بوو

قبلا یک دوست پهلوانلویی داشتم

Mala badilan le çiyay kûrçê ye

مالا بادلان له‌ چیای کوورچێ یه‌

بینه ییلاقی بادلانلو ها در کوه کوشک است

Baçî zivistanan terin merawê û bihar û temozê tên çiyay Emaretê û kela xîn

باچی زڤستانان ته‌رن مه‌راوێ و بهار و ته‌مۆزێ تێن چیای ئه‌ماره‌تێ و که‌لا خین

باچوانلوها زمستان ها به مراوه تپه و بهار و تابستان را در کوه عمارت (قوچان) و مناطق اطراف سپری می کنند.

Memelî seraîy je Baçiyan e

مه‌مه‌لی سه‌رائیی ژه‌ باچیانه‌

پهلوان محمدعلی صحرایی از باچوانلوهاست

Hevalek mine wêneger je Zîyan heye

هه‌ڤاله‌ک منه‌ وێنه‌گه‌ر ژه‌ زییان هه‌یه‌

یک دوست عکاس از زیدانلوها دارم

Jinê Qaçikî xwa we cilê we refş dexemilînin

ژنێ قاچکی خوا وه‌ جلێ وه‌ ڕه‌فش ده‌خه‌ملینن

زنان قاچکانلویی خود را با لباس های زیبا می آرایند

Îgî kawî ne

ئیگی کاوی نه‌

مردم روستای یدک (قوچان) کاوانلویی اند.

Mala me le karî Xaxiyan e

مالا مه‌ له‌ کاری خاخیانه‌

منزل ما در شیب خاخیانلو (مکانی) است

Îzolan le bijnûrt û şîrwan û Isferaynê ne

ئیزۆلان له‌ بژنوورت و شیروان و ئسفه‌راینێ نه‌

ایزانلوها در شیروان و بجنورد و اسفراین هستند

Xadiman je şadiyan in

خادمان ژه‌ شادیانن

خادمانلوها جزء ایل شادلو هستند

Hacîxan je hemzikan e

حاجی خان ژه‌ حه‌مزکانه‌

حاجی خان از حمزکانلو هاست

Dîrî le Sarmeranê û toy û çarbûrcê ne

دیری له‌ سارمه‌رانێ و تۆی و چاربوورجێ نه‌

دیرانلو ها در روستاهای سارمران و توی و چهاربرج (اسفراین) زندگی می کنند

Palikan le deregezê û şîrwanê ne

پالکان له‌ ده‌ره‌گه‌زێ و شیروانێ نه‌

پالکانلوها در درگز و شیروان زندگی می کنند

Virî le qoçanê û çinaranê ne

ڤری له‌ قۆچانێ و چنارانێ نه‌

ورانلوها در قوچان و چناران اند.

Xelkî keley Emrodekê reşî ne

خه‌لکی که‌له‌ی ئه‌مرۆده‌کێ ڕه‌شی نه‌

مردم روستای امرودک(مشهد) از رشوانلوها هستند

63 jin û keçkê Baçiyan hîsîr kirin

63 ژن و که‌چکێ باچیان هیسیر کرن

63 زن و دختر از باچیانلو ها را اسیر کردند

Huseynqulîyê topî çû destgirtîyê xway hîsîr je destê dijminan azad kir

هوسین قولییێ تۆپی چوو ده‌ستگرتییێ خوای هیسیر ژه‌ ده‌ستێ دژمنان ئازاد کر

حسینقلی توپکانلویی رفت و نامزدش اسیرش را از دست دشمنان آزاد کرد.

——————-

پیروز و سربلند باشید – بژی (زنده باشی) کورمانج

  1. باچکی
    ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ در ۲۰:۲۷ | #1

    پدر پدربزرگم از ایل یا طایفه ی باچکان بوده. چرا از باچکان اگاهی میست در سایت ها من چیزی از اجداد باچک خود نمیدانم ای برادران

برگه نظرات
1 2 3 4 17793