خانه > تاریخ - Dîrok دیرۆک, عمومی > بزرگان،مفاخر و مشاهیر قوچان در طول تاریخ

بزرگان،مفاخر و مشاهیر قوچان در طول تاریخ

بزرگان،مفاخر و مشاهیر قوچان

بزرگان،مفاخر و مشاهیر قوچان ::

مجموعه ای بی نظیر از بزرگان،مشاهیر و مفاخر شهرستان قوچان.در این مجموعه از شرح مختصری از هر یک از این بزرگان مطلع می شوید.لازم به ذکر است این تمام آنچکه باید باشد نیست و بسیار دیگر بزرگان هستند که در این مجموعه سخنی از آنها نیامده است.برای اطلاع بیشتر از مشاهیر و بزرگان شهر قوچان می توانید به کتاب «رجال و مشاهیر قوچان» نوشته «علی حیدری» مراجعه نمایید. در این کتاب شرح احوال و نکات برجسته زندگی شخصیت‌های برجسته قوچان از حدود قرن چهارم هجری تا عصر حاضر فراهم آمده و به ترتیب حروف الفبای نام خانوادگی نظام یافته است .


نام: آقا نجفی قوچانی،سید محمد حسن نام پدر: سید محمد

شهرستان قوچان دوره: قاجر

تاریخ تولد: ۱۲۹۵ تاریخ وفات: ۱۳۶۳

آثار:

۱)سیاحت شرق ۲)شرح ترجمه رساله تفاحیه ارسطو ۳)رساله عذر بدتر از گناه   ۴)شرح کفایة الاصول ۵)شرح دعای صباح            ۶)سیاحت غرب

زندگینامه:

حجه الاسلام سید محمد حسن نجفی فرزند سید محمد، و معروف به آقا نجفی قوچانی از علمای بزرگ اسلامی است که در سال ۱۲۹۵هـ.ق/ ۱۲۵۷هـ.ش، در قریه خسرویه از توابع قوچان متولد شد و در همان ده به مکتب خانه رفت. سپس در سن سیطده سالگی رهسپار قوچان شد و علوم مقدماتی را در مدرسه علوم دینی قوچان فراگرفت. پس از سه سال ، با یکی از طلاب پیاده از راه سبزوار و نیشابور عازم مشهد شد و در مدرسه «دو در» ساکن گردید. ادبیات و سطح را تا قوانین در مشهد آموخت. خود در کتاب سیاحت شرق گفته است: « در ان سال در مشهد با ماهی یک تومان امور زندگانی خود را ادامه دادم و ایام تابستان نیز در خارج از شهر در مزارع به کار می پرداختم». او بعد از سه سال و چند ماه توقف در مشهد، بر اثر اختلافی که در تحصیل با همدرسان خود پیدا کرد از ادامه تحصیل متصرف شد و به قوچان مراجعت نمود و بلافاصله به قریه خود بازگشت و از آن جا برای دیدار خاله اش به بجنورد رفت. در بجنورد با همفکری یکی از دوستان همدرسش مصمم می شود که به مشهد برود و اثاثیه مختصر تحصیل خود را برداشته و برای ادامه تحصیل به اصفهان مسافرت کند. وی در سال ۱۳۱۳ ق. اوایل جلوس مظفر الدین شاه حدوداً در سن الگس همراه دوستش با یک الاغ پیر که اثاثیه مختصر شان را می رد، پیاده طی طریق نموده و پس از عبور از تربت حیدریه و گناباد و طبس از راه کویر و بیابان لوت با تحمل مشقات و مرارتهای زیاد به شهر یزد و سپس به اصفهان می رسند. او در اصفهان نزد آخوند کاشی « منظومه حاج ملا هادی سبزواری» را خواند و درس « رسائل» را از شیخ عبدالکریم «گزی» فراگرفت و حکمت را نزد میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل آموخت. و نیز فقه را نزد «آقا نجفی» برادر ثقه الاسلام و قوانین را نطد شیخ علی بابا تلمذ کرد.

او در سیاحت شرق می نویسد: « … در اوایل تحصیل، در اصفهان بسیار سخت گذشت به طوری که در مدت شش ماه اول، سه روز گرسنه به سر برده و ناچار شدم یکی از کتابهای خود را به نام معالی به دو قران فروخته سد جوع نمایم ….».

در این حال نسبت به مراقبت و تزکیه نفس سخت مقید بوده است، او می گوید: « عمده چیزی که انسان را انسان حقیقی کند و صفای باطنی آرد و «طلبه» را چیز فهم کند، بر حسب آنچه مفهوم و تجربه حاصل شد، دو چیز است: یکی ابتلائات بدنی و حیوانی و دیگر ابتلائات روحی و باطنی … سپس درباره آداب و رفتار طلاب علوم دینی می گوید: طلبه باید همیشه به یاد خدا باشد و توفیق فهم از او خواهد غذاهای غلیظ و زیاد نخورد و در برابر مشکلات بردبار باشد …».

مرحوم آقا نجفی از علمای متظاهر و عوام فریب تعبیر به دین فروشان و راهزنان کرده و معتقد است که نباید به آنها چیزی آموخت که سلاح به دست دزد و دشمن دین دادن است.

مار بد تنها همی بر جان زند                 یار بد برجان و برایمان زند

آقا نجفی قوچانی بعد از چهار سال توقف در اصفهان در روز شانزدهم ماه رجب سال ۱۳۱۸ق. یعنی در سن ۲۳ سالگی وارد نجف اشرف شد و در حوزه درس آخوند ملا محمد کاظم خراسانی حاضر شد. در نجف نزد آخوند و آقا سید محمد کاظم یزدی و شریعت اصفهانی، فقه و اصول و خارج را تلمذ کرد. وی شرح هدایه ملاصدرا را نیز نزد شیخ محمد باقر استهباناتی آموخت و در سن سی سالگی قوه استنباط احکام اسلامی را پیدا کرده و به مقام اجتهاد نایل شد. آقا نجفی در شب هیجدهم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۲۵ ق. با دختر یک خانواده ایرانی مقیم کربلا ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر و دو دختر شد که فرزند ذکورش در عراق فوت کرد. پس از بیست سال و پانزده روز توقف در نجف از قوچان خبر رسید که پدرش فوت کرده است. بنا به تقاضای مردم قوچان به قصد زیارت ارض اقدس و اقامت در قوچان روز سوم ماه مبارک سال ۱۳۳۸ ق. به همراه همسر و دو دخترش نجف را به قصد خراسان ترک کرده، در قوچان نشیمن گزید. وی متجاوز از ۲۵ سال در قوچان به ارشاد خلق و امور دینی مردم و حوزه علوم دینی قوچان اشتغال داشته است. او در دوران حیات خلق و امور دینی مردم و حوزه علوم دینی قوچان اشتغال داشته است. او در دوران حیات خود عالمی جلیل و وارسته و با فضیلت بود. زهد و تقوای او زبانزد خاص و عام و در موقعسختی پناهگاه محرومان و مستمندان بود. وی در مواقع بیکاری در باغچه مقابل منزل خود کار می کرد. و در نزد مردم قوچان احترام زیاد داشت. این عالم بزرگوار در شب جمعه ۲۶ ربیع الثانی سال ۱۳۶۳ ق. مطابق با نهم اردیبهشت سال ۱۳۲۳ ش. در سن ۶۸ سالگی در قوچان وفات یافت و او را در حسینیه خودش دفن کردند. مرقد او مورد توجه و اعتقاد اهالی قوچان است.

منابع:

تلخیص از کتاب سیاحت شرق یا زندگینامه آقانجفی قوچانی ،انتشارات امیرکبیر،تهران ۱۳۶۲.

نام: ابراهیم فخر،محمد نام پدر: ؟؟

شهرستان      قوچان            دوره: قرن ۱۴ه.ش

زندگینامه:

محمد ابراهیم فخر فرزند مسلم در سال ۱۳۳۲ ش. در شهرستان قوچان دیده به جهان گشود و دوره ابتدایی را در دبستان بهادری و دوره راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین شهر به پایان رسانید و مدرک دیپلم را از دبیرستان امیر کبیر( ملی تربیت سابق) اخذ نمود در سال ۱۳۵۸ ش. انستیتو مربیان امور هنر تهران فارغ التحصیل شد و در سال ۱۳۶۳ ش. دوره ممتاز خوشنویسی را از انجمن خوشنویسان ایران دریافت کرد. او به مدت دو سال با دانشگاه هنر تهران و نیز با آموزش و پرورش ، تربیت معلم و دانشگاه آزاد اسلامی قوچان همکاری داشته و به سبب علاقه و پشتکاری که دارد توانست در سال ۱۳۷۲ مدرک کارشناسی رشته فنی گرافیک را از دانشگاه هنر تهران دریافت کند. وی به مدت پانزده سال سرپرست انجمن خوشنویسان قوچان بود و از فعالیت و اقدامات او می توان تاسیس پژوهشکده معلم قوچان و تاسیس کتابخانه مخصوص دبیران و معلمان را نام برد.

این هنرمند زحمت کش و ارجمند قوچانی هم اکنون در تربیت معلم شهید بهشتی و مرکز آموزش ضمن خدمت دبیران و معلمان استان به کار مشغول است. نمونه ای از خط و هنر او در صفحه بعد آمده است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: ابراهیم نژاد ،حاج شیخ جعفر نام پدر: حاج شیخ عبد الله ریزه ای

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ جعفر ابراهیمی نژاد در خانواده ای روحانی و اهل فضل در روستای «ریزه» از توابع شهرستان قوچان به دنیا آمد. پدرش مرحوم حاج شیخ عبدالله ریزه ای روحانی ای پرهیزگار و با گذشت و از تظاهر و تملق بشدت گریزان بود، و با وجود این که سالها از رحلت ایشان می گذرد، نام و یاد آن بزرگمرد هماره در خاطره مردم قدرشناس شهرستان قوچان زنده است.

حجه الاسلام ابراهیمی نژاد در اوان کودکی به همراه خانواده عازم عتبات عالیات نجف اشراف گردید. پس از چندی به وطن بازگشته و مقدمات علوم اسلامی و ادبیات عرب را نزد پدر و دیگر استادان حوزه علمیه قوچان به پایان رسانید. سپس برای تکمیل تحصیلات خود عازم مشهد مقدس شد و بعد از سه سال تحصیل در مشهد بر اثر عشق و علاقه ای که به فراگیری فقه اسلامی داشت به منظور کسب فیض از محضر علمای بزرگ حوزه به شهر قم سفر کرد و در آن جا سطوح عالیه را به پایان رسانید و از مدرسه عالی قضایی و تربیتی قم فارغ التحصیل شد. حاج شیخ جعفر ابراهیمی نژاد در سال ۱۳۵۱ ش. بر اثر روشنگری و مبارزه با رژیم طاغوتی دستگیر و مدتی بازداشت بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مسؤولیتهای متعددی داشت، از جمله در حزب جهمری اسلامی قوچان به فعالیتهای سیاسی و آموزشی مشغول بود.

بنا به فرمان اما خمینی (ره) مبنی بر تشکیل کمیته امداد ایشان به سبب احساس مسؤولیتی که در قبال محرومان داشت، به عضویت شورای سرپرستی این نهاد در آمد و مدت چهار سال نیز مسؤولیت آن را به عهده داشت.

حجه الاسلام ابراهیمی نژاد به عنوان معلمی دلسوز و متعهد همواره در سنگر تعلیم و تربیت بوده و از جمله فعالیتهای ایشان می توان از موارد زیر نام برد:

سر و سامان دادن به امور تربیتی آموزش و پرورش ، تدریس و سرپرستی حوزه علمیه، تدریس در دانشگاه آزاد و مراکز تربیت معلم، نماینده دوره چهارم مجلس از قوچان و امامت موقت جمعه در این شهر.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: ابوالبرکات، نجم الدین خبوشانی نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ششم هجری

تاریخ تولد: ۵۱۰ تاریخ وفات: ۵۸۷

آثار:

المحیط فی شرح وسیط

زندگینامه:

نجم الدین محمد بن موفق بن سعید خبوشانی معروف به ابوالبرکات ، متولد ۵۱۰ ق. متوفای ذی القعده ۵۸۷ ق. از شاگردان اما محمد یحیی بود. وی از فقهای شافعی و ساحب کتاب «المحیط فی شرح وسیط» که در شانزده مجلد تنظیم شده است. صلاح الدین ایوبی وقتی بر مصر استیلات یافت ابوالبرکات را احترام کرد، مدرسه ای مجاور قبر شافعی عمارت کرد و تدریس آن را به ابوالبرکات سپرد.

مدفن نجم الدین خبوشانی در قاهره زیر پای امام شافعی است و میانشان یک پنجره فاصله است.

منابع:

برقعی قمی،علی اکبر،بی نا، قم،۱۳۲۸ص۲۶۰

نام: اسعدی عزت الله نام پدر: اسدالله

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

عزت الله اسعدی یاساقی فزند اسد الله در سال ۱۳۲۳ ش. در روستای یاساق واقع در شمال قوچان از پدری کشاورز و مادر خانه دار دیده به جهان گشود. پدر و مادر عزت الله هر دو سواد قرانی داشتند و با قرآن و قرآن خوانی مانوس بودند. او در دوره ابتدایی در همان روستا به پایان رسانید و در سال ۱۳۳۶ ش. علی رغم میل باطنی پدر و مادر، درس خواندن را کنار گذاشت و دست از تحصیل برداشت و مشغول کشاورزی و کمک به پدر شد. در سال ۱۳۴۱ ش. پدرش بر اثر تصادف دار فانی را وداع گفت و مادرش نیز بعد از دو سال به رحمت ایزدی پیوست. عزت الله سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت. او در سال ۱۳۴۴ ش. با درجه گروهبان سومی وارد نظام شد و با مشقت و دشواری فراوان ادامه تحصیل داد. در سال ۱۳۵۳ ش. توانست دیپلم ریاضی را دریافت کند، و در همان سال وارد آموزشگاه افسری شود، یک سال بعد به درجه ستوان سومی نایل آمد.

او بعد از تلاش و کوشش در نظام و خدمات خانانه به وطن و کشورش در سال ۱۳۷۱ ش. با درجه سرهنگ دومی در منطقه (جبهه) با تقاضای خود بازنشست شد و هم اکنون به کار « دکورسازی» مشغول است.

برای نگارنده نقل کرد: « از آغاز زندگی به شعر و ادب علاقه وافر داشتم و گاه گاهی زمزمه هایی می کردم ولی نمی دانستم چگونه بای بیان کرد و کسی هم مشوق بنده نبود تا این که در سال ۱۳۴۹ ش. هنگامی که به سبب سرماخوردگی شدید در بیمارستان بستری بودم اولین شعرم را به صورت مثنوی سرودم و تمام سرودهایم حرف دلم بود و هیچ گاه موفق نشدم که در جمعی وارد شده و یا اشعارم را به جایی برای نقد و بررسی بفرستم تا آن که پس از بازنشستگی به جمع ادب دوستان شهرمان، قوچان، وارد شدم و شعرهای خود را عرضه کردم.

عزت الله در اکثر قالبهای شعری، طبع آزمایی کرده ولی بیشترین ذوق و استعداد او در زمینه غزل است و به « شبرو» تلخص می کند.

منابع:

ملاقات و گفتگوی نگارنده با اسعدی در شهریور ماه۱۳۷۴«کتاب رجال و مشاهیر قوچان»

نام: اسماعیلی قوچانی ،علی اکبر نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱ـ کتاب جوامع الحکم ( یا سخنان کوتاه امام رضا علیه السلام) به خط نستعلیق و ثاث ، چاپ هندوستان. ۲ـ خودآموز خوشنویسی، تعلیمی نو در خطوط نستعلیق، ثلث و نسخ، انتشارات آستان قدس. ۳- کلک خوشنویسی در چهل حدیث رضوی به خط ثلث ، نستعلیق ثلث، انتشارات آستان قدس. ۴ـ کلک خوشنویسی در مقام معلم به خط چلیپا نستعلیق و ثلث ترکیبی ، انتشارات آستان قدس. ۵ـ تنزیل نور به خط ثلث و نسخ، چاپ نفیس، از انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ۶ـ تجلی هنر، به خط ثلث و نستعلیق ، انتشارات شرکت صحیفه مشهد. ۷ـ هفت قلم خوشنویسی ، چاپ روزنامه قدس با همکاری سنبله . ۸ـ آموزش خط نو‌آموزان در سه جلد، انتشارات امامت. ۹ـ زیارت عاشورا و دعای علقمه، انتشارات امامت، (نسخ و نستعلیق). ۱۰ـ زیارت امام رضا علیه السلام، انتشارات امامت، (نسخ و نستعلیق). ۱۱ـ مجموعه سوره قرآنی و دعای هفتگی، انتشارات امامت، (نسخ و نستعلیق). ۱۲ـ قسمتی از کتاب امام حسین علیه السلام ، انتشارات کارتوگرافی سحاب. ۱۳ـ دستورات بهداشتی حج، از انتشارات آستان قدس رضوی. ۱۴ـ مجموعه پنج خط آموزشی، شامل نستعلیق ، پلث، دیوانی، نسخ و کوفی. ۱۵ـ نقطه و رمز راز بسم الله در یک صدو و چهارده طرح و یک صدوچهارده حدیث. ۱۶ـ مفاتیح الجنان. ۱۷ـ کلیات حافظ با ۴۵ تابلو نفیس به خط ثلث، ترکیبی از ۵۴۵ صفحه.

زندگینامه:

استاد علی اکبر اسماعیلی قوچانی فرزند اسماعیل در سال ۱۳۲۳ ش. در قوچان متولد شد. قبل از تولد، پدرش فوت کرد و مشکل نبود پدر تا مدتها او را آزار می داد. ولی این کمبود در مدرسه و توسط معلمی دلسوز و علاقه مند به نام عبدالحسین توفیقی پر گردید. ولی دوره تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در قوچان گذرانید، و در همان جا نزد استاد عبدالحسین توفیقی خوشنویسی را آغاز کرد.

استاد اسماعیلی، از همان دوران کودکی علاقه بسیار زیادی به خط داشت و همین علاقه و استعداد او باعث شد که استاد مسلم خط شود. او پس از به پایان رساندن دبستان راهی دبیرستان شد و چون علاقه خاصی به خط پیدا کرده بود، به منظور تکمیل این فن عازم تهران گردید. در تهران از محضر استادانی چون سید حسن میرخانی و استاد معصومی معروف به نجفی زنجانی بهره ها برد. از محضر استاد ابراهیم بوذری در تکمیل خطوط نسخ، ثلث و شکسته استفاده کرد و تا آن جا پیش رفت که مقام استادی را در این رشته به دست آورد و جزو خوشنویسان برجسته معاصر گشت.

وی به نوشتن عظیم ترین قرآن در تاریخ اسلام دست یازید، ولی با مشکلاتی رو به رو گردید و به انجام نرسید. او علاوه بر خط، در نقاشی نیز استاد است. خط او با طرح همراه است. کتاب امام حسین (ع) و قسمتی از خطوط حج که هر دو مربوط به کار توگرافی سحاب می باشد از آثار اوست. همکاری در نقاشیها و لایه چین های برجسته هتل عباسی در اصفهان، لایه چین های تالار آیینه مجلس شورای اسلامی، تهیه قرآن با همکاری حاج حسن هریسی برای انتشارات علمی، قرآن جیبی از انتشارات امامت و تهیه دهها پوستر و شرکت در نمایشگاههای متعدد خط از دیگر کارهای ایشان است. کتاب «جوامع الحکم» به تصحیح شیخ عزیز الله عطاردی با خط ثلث و نستعلیق که در حدود ۴۰۰ صفحه است و اخیراً در هند به چاپ رسیده از دیگر کارهای استاد اسماعیلی است.

استاد اسماعیلی در حادثه سیل ۱۳۵۵ ش. به کمک همشهریانش در قوچان آمد. سپس در آن جا به تعلیم خط مشغول شد و از سال ۱۳۵۶ش. در مشهد سکونت اختیار کرد.

از ویژگیهای آثار این هنرمند تسلط وی به انواع خطها و قلمهای کهن است و دیگر تنوع و نوآوری در طرحهای ترکیبی است . حروف و خطوط پیچیده ، هماهنگ و موزون ، گاه بر روی خطی مستقیم و گاهی همراه با پیچ و خمی دلنشین و ترکیبی بدیع، سرشار از موازنه ها و تقارنهای چشم نواز و شگفتی آفرین است.

شیوه کار او در نستعلیق رعایت امانت داری و بر گرفته از سبک استاد بزرگ و عارفش مرحوم سید حسن میرخانی است. در ثلث و نسخ از استد احمد نجفی زنجانی پیروی می کند . به هر حال سرعت و تسلطش بر ترکیبهای اصیل و زیبا از هر جهت ستودنی است. وی از معدود خوشنویسانی است که در اقلام مختلف خوشنویسی قدرت قلم فوق العاده ای دارد. مهارت و توانایی خدادادی او در اقلام جلی و بسیار درشت ، همراه با پیچ و تاب پرشکوه نقش و نگارها قابل توجه است. او با همان تسلطی که بر یک صفحه کوچک کاغذ می نویسد، کتیبه ای چهل متری را نیز خوشنویسی می کند. در قرآن «موزه آب انبار» ، هر صفحه با آیه شروع و به آیه ای دیگر ختم می شود. در سایر قرآنهایی هم که در قطع کوچکتر نوشته باز هم این اصل رعایت گردیده که نشان از استادی ایشان است. خوشنویسی کتیبه های اماکن متبرکه و مذهبی رشت، اصفهان، شیراز، نکاء، تهران، مشهد و مسجد مسلمانان در هامبورگ و فرانسه به عهده او بوده است.

این هنرمند بزرگ هر روز اثری تازه و اصیل تقدیم گلستان هنر ایران می نماید.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: افشار علی اکبر نام پدر: میرزا حسن منشی باشی

شهرستان         قوچان  دوره: ۱۴ و ۱۵ه.ق

آثار:

الف ـ مناجات منظوم منسوب به مولای متقیان علی علیه السلام با ترجمه و خط ایشان. ب ـ انیس الافشار (جنگ نامه) خطی، مورخه ۱۳۱۰ق. د ـ مجموعه الدرر. هـ. تاریخ قوچان قدیم و جدید ، خطی.

زندگینامه:

علی اکبر افشار معروف به مدیر دیوان مردی فاضل و هنرمند (خطاط و شاعر) بود. او فرزند میرزا حسن منشی باشی مخصوص امیر حسین خان شجاع الدوله بود که در سال ۱۳۲۱ ش. در قوچان در گذشت. وی در سال ۱۲۴۹ ش. در شهر کهنه قوچان در خانواده ای اهل علم دیده به جهان گشود و در زمان حیات خود رئیس دیوان رسایل محمد ناصرخان و عبدالرضا خان شجاع الدوله و چندی نیز امین مالیه بود.

مدیر دیوان مردی فاضل و آگاه و به چهار زبا فارسی ، عربی، روسی و فرانسه مهارت داشت او از نویسندگان و دبیران زبردست بود و از هنر خوش نویسی نیز بهره کافی داشت و گاه شعر نیز می سرود.

بنا به گفته فرزند فاضل و دانشمندش، علاء الدین ، یکی از اقدامات او تاسیس دبیرستان مهرداد در قوچان بود. علاوه بر این، آثاری از خود به یادگار گذاشته.

مرحوم مدیر دیوان افشار در سن ۷۵ سالگی وفات یافت و در آستانه شهر کهنه (قوچان عتیق) به خاک سپرده شد. از وی آثار فراوان دیگری نیز باقی مانده است که جای امیدواری است در آینده به چاپ برسد.

منابع:

نقل قول از فرزند ایشان آقای علا الدین افشار

نام: افشار، علا الدین نام پدر: علی اکبر افشار

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱ـ آثار یک عمر طی شده ، خطی، سال تحریر ۱۳۲۱ ش. ۲ـ گنجینه افشار ، به نظم، خطی، سال تحریر مشخص نیست. ۳ـ خاطرات من، جلد ۱ و ۲ خطی، سال تحریر ۱۳۲۳ش. ۴ـ میهمانان حجاز، خطی، سال تحریر ۱۳۲۷ش. ۵ـ زمزمه ها (شعر)، خطی، سال تحریر ۱۳۳۰ش. ۶ـ ناله ها (شعر) ، خطی، سال تحریر ۱۳۳۹ش. ۷ـ ترانه ها (شعر)،خطی ۸ـ نغمه ها (شعر)خطی ۹ـ یادواره، به نظم ۱۰ـ یادنامه، به نظم ۱۱ـ مدایح الرضویه، (جنات النعیم) ، به نظم ۱۲ـ سفرنامه های حج، در سه جلد ۱۳ـ مناقب الشریفه، به نظم ۱۴ـ بوستان افشار، به نظم ۱۵ـ شمس الشموس، به نظم ۱۶ـ انیس النفوس، به نظم ۱۷ـ گلشن افشار(هنرمندان آستان قدس) ۱۸ـ ارمغان افشار، به نظم ـ (نقاشی و تذهیب) ۱۹ـ آلبومهای هنری، خط و نقاشی و شعر، ۸ جلد.

زندگینامه:

علاء الدین افشار شاعر و هنرمند معاضر قوچانی در سال ۱۳۰۰ ش. در قوچان دیده به جهان گشود. پدرش علی اکبر افشار معروف به مدیر دیوان و مادرش بی بی آغا قریشی شاعره گمنام و با ذوق قوچان بود.

علاء الدین از دوران کودکی علاقه ای وافر به شعر و هنر خطاطی داشت. خط را نزد پدر فرا گرفت و بعد از پایان تحصیلات ابتدایی وارد دبیرستان شد و بعدها به خاطر خوشنویسی و خوش خطی به استخدام اداره دارایی درآمد. از آن جا به فرمانداری (وزارت کشور) منتقل شد و در فرمانداری در سمتهای مختلف خدمت نمود. به خاطر مبارزه با رشوه خوراری و مفاسد اداری آن زمان به شهرهای سرخس، تهران و بیجار کردستان تبعید شد. زمانی که در بیجار به عنوان شهردار خدمت می کرد، دوری از وطن و فراق امام رضا (ع) باعث می شد که خود را با اشعارش تسکین دهد.

استاد افشار در سال ۱۳۴۷ ش. به مشهد منتقل شد و آن جا ساکن گردید. او در حال حاضر از صاحب منصبان بازنشسته وزارت کشور است که در کتابخانه مرکزی آستان قدس مشغول به کار است. دیوان شعری که با خط زیبای خود نگاشته هنوز به چاپ نرسیده است. استاد افشار دارای فضایل اخلاقی و هنری چندی است. نگارنده آثار نقاشی و خطاطی و اشعار و آثار خطی او را در منزلش از نزدیک مشاهده کرده و اخیراً نیز آستان قدس از تمام آثارش میکروفیلم تهیه نموده است. امید است که بزودی آثار استاد افشار شاعر و هنرمند گرانقدر قوچانی به چاپ برسد.

علاء الدین افشار علاوه بر دیوان شعری به نام افسانه من دارای آثار متعدد دیگری هستم.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان           پ

نام: اوغازی مقدم نام پدر: اسماعیل

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱ـ رادیو و تعمیر آن ۲ـ ترانزیستور و مدارت آن (دوجلد) ۳ـ تلویزیون و تعمیر آن (سیاه و سفید) ۴ـ سیستمهای استریو ۵ـ تجزیه و تحلیل مدارات الکترونیکی و مدارات آن، (سه جلد) ۶ـ ریاضیات الکترونیک ۷ـ تلویزیون رنگی و تعمیر آن.

زندگینامه:

استاد محمد حسن اوغازی مقدم فرزند اسماعیل در روستای باجگیران از توابع قوچان دیده به جهان گشود. او تحصیلات مقدماتی خود را در باجگیران و قوچان به اتمام رسانید. پس از گذراندن دوره کمک آموزشی آموزگاری قوچان با رتبه شاگرد اولی معلم شد و برای تدریس به زادگاه خویش رفت . او در طول خدمت توانست دیپلم بگیرد و در دبیرستان جوینی قوچان به تدریس مشغول شود. اما طبع بلند و هوش سرشار او سبب شد که به آن مقدار اکتفا نکند. از این روی معلمی را ترک گفت و در دانشکده فنی به تحصیل پرداخت و به استخدام ارتش درآمد. وی دانشکده فنی نیروی هوایی را به پایان رساند. بعد برای ادامه تحصیل به امریکا عزیمت نمود. او مدت چهار سال در دانشکده الکترونیک مشغول تحصیل بود و به اخذ درجه لیسانس مهندسی الکترونیک نایل شد. سپس به ایران بازگشت و در رشته الکترونیک دانشکده فنی و خلبانی نیروی هوایی به تدریس پرداخت. استاد اوغازی مقدم از پایه گذاران رشته الکترونیک در نیروی هوایی به شمار می رود. او در دانشکده فنی پلی تکنیک ملی به تدریس اشتغال داشت. در سال ۱۳۴۹ به واسطه کسالت ناشی از فعالیت و کوشش شبانه روزی با درجه سرهنگ دومی بازنشسته گردید و در حال حاضر دارای آموزشگاه شبانه الکترونیک مقدم می باشند.

منابع:

جابانی ، محمد؛سرزمین و مردم قوچان،صص۱۳۲-۱۳۳.

نام: بزرگ نیا، ابوالقاسم نام پدر: میرزا محمود

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۲۷ـ اولین درس احتمال ، با همکاری دکتر نیرومند ، دکتر آذرنوش ، دکتر مشکانی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، ۱۳۷۴ ۲۸ـ سریهای زمانی، با همکاری دکتر نیرومند ، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، ۱۳۷۴.

زندگینامه:

دکتر ابوالقاسم بزرگ نیا، فرزند میرزا محمود در سال ۱۳۱۳ ش. در خانواده ای مذهبی و عالم در قوچان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و سه سال اول متوسط را در دبستان مهرداد و در دبیرستان جوینی قوچان به پایان برد. سپس به مدت دو سال دانشسرای مقدماتی را به صورت شبانه روزی سپری کرد و به زادگاه خود برگشت و به عنوان آموزگار در مدارس قوچان به کار مشغول شد، سپس موفق به دریافت دیپلم طبیعی و ریاضی شد و بعد از انجام تعهد خدمت، در آزمون دانشسرای عالی شرکت نمود؛ پس از قبولی توانست ظرف سه سال موفق به دریافت لیسانس ریاضی شود. دوباره به قوچان بازگشت و در دبیرستانهای قوچان مشغول تدریس ریاضی شد. او سپس در آزمون مدرسی ریاضیات شرکت کرد و موفق شد دوباره برای کسب علم راهی تهران شود. او بعداً برای انجام تعهد، به دانشگاه مشهد مامور گردید و مشغول به تدریس شد. سپس از بورسیه وزارت فرهنگ و آموزش عالی استفاده کرد و برای تحصیل دکترا عازم انگلستان شد و مدرک فوق لیسانس خود در رشته آمار اجتماعی از دانشگاه شفیلد (cheflid) انگلستان دریافت کرد. دوره دکترا را نیز در همان دانشگاه به پایان رسانید. او در سال ۱۳۵۴ به دانشگاه فردوسی مشهد برگشت، و دوره استاد یاری را گذراند، وی اکنون استاد پایه ۱۷ دانشگاه فردوسی است.

دکتر ابوالقاسم بزرگ نیا از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۱ مامور مطالعه در انگلستان و امریکا شد. او هم اکنون حدود چهل و چهار سال است که مشغول تدریس مداوم است. تلاش و کوشش و تحقیق و مطالعه مداوم او باعث شده که آثار متعددی از خود به یادگار بگذارد تا مورد استفاده حال و آیندگان قرار بگیرد.

وی علاوه بر زبان انگلیسی با زبان فرانسه نیز آشنایی کامل دارد و به هر دو زبان مسلط است. از اقدامات او می توان تاسیس دانشگاه خیام مشهد را نام برد. دکتر بزرگ نیا در سمتهای مختلف خدمت کرده، از جمله : مدیریت گروه آمار، معاونت پژوهشی دانشکده علوم، عضو شورای ارتقاء، عضو شورای دانشگاه ، عضو انجمن ریاضی کشور، عضو انجمن آمار و عضو انجمن MRS نیز هست.

او علاوه بر این با ریاضی دانان مشهور دنیا از جمله پروفسور Sltaglor و پروفسور Paterson ارتباط و همکاری دارد. دکتر بزرگ نیا هم اکنون در دانشگاه فردوسی مشهد مشغول تدریس است.

منابع:

مذاکره نگارنده با استاد بزرگ نیا در مرداد ۱۳۷۴.(کتاب رجال و مشاهیر قوچان)

نام: بشیری ، احمد نام پدر: حاج قربان علی

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱ـ کتاب آبی، (هشت جلد) ( ترجمه مجموعه استاد سیاسی وزارت خارجه انگلستان)، نشر نو، تهران، ۱۳۶۳ ـ ۱۳۶۹. ۲ـ کتاب نارنجی ،(ترجمه مجموعه اسناد سیاسی وزارت خارجه روسیه تزاری)، نشر نو تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۶۷. ۳ـ عملیات چکمه، (ترجمه خاطرات سیاسی « سی ام وودهاوس» مامور سیاسی وزارت امور خارجه انگلستان ، برپاکننده کودتای سیاسی ۲۸مرداد)، نشر نو، تهران ۱۳۶۴. ۴ـ جلد یکم، (دیوان ابوالقاسیم لاهوتی کرمانشاهی)، انتشارات امیر کبیر، تهران ۱۳۵۸.

زندگینامه:

احمد بشیری از نویسندگان و شاعران برجسته و بنام قوچان است. او به سال ۱۳۱۰ ش. از پدری به نام حاج قربان علی و مادری به نام خورشید خانم در شهرستان قوچان زاده شد. او از کردان (کرمانج ) ایل هودانلو است و اجداد او از بزرگان این ایل به شمار می رفتند. مادر او نیز دختر مرحوم حاج آخوند مجتهد قوچانی بود که می گویند آخوندی دل آگاه و مردم دوست بوده و از راه کشاورزی و با رنج بازوی خویش نان می خورده است. او تحصیلات خود را در مکتب آخوند ملامهدی (ره) در قوچان آغاز کرد و پس از فراگرفتن قرآن و صرف و نحو عربی و خواندن کتابهای گلستان و کلیله و دمنه و کتب دیگر ادبی نخست در بخش باجگیران در مرز شمالی قوچان با گذراندن آزمایش، در پایه سوم دبستان پذیرفته شد و از سال چخارم ، در دبستان مهرداد قوچان تحصیلات دوره ابتدایی را گذراند . دوره دبیرستان را تا سال سوم در دبیرستان جوینی قوچان سپری کرد. سپس برای اخذ دیپلم راهی دانشسرای کشاورزی فریمان گردید و آن گاه به تهران عزیمت نمود و پس از دریافت دیپلم رشته ادبی به دانشکده حقوق دانشگاه تهران راه یافت و از آن دانشکده فارغ التحصیل گردید.

او برای نگارنده نقل کرد: « حدودا از سال ۱۳۲۸ ش. همکاری با مطبوعات را آغاز کردم و مقالات و اشعارم به صورت پراکنده در جراید خراسان منتشر می گردید از سال ۱۳۳۱ که به تهران آمدم این همکاری را با مطبوعات پایتخت (تهران) دنبال کردم ….»

او در پاره ای از روزنامه ها  و مجلات تهران عضو دائم یا موقت هیات تحریریه بود، از جمله «تهران مصور» که به روزگار خود از مهمترین مجله ها بود. مدتی نیز سردبیر و نزدیک به بیست سال عضو همبستگی هیات تحریریه آن مجله بود. وی پس از مجله «تهران مصور» با مجلات «امید ایران»، «سپید و سیاه» ، «کیهان سال» و …. همکاری داشت.

او در کار نویسندگی غیر از نام حقیقی خود با نامهای مستعار بابک، مزدک، ب. الف و غیره … نیز مقاله می نوشت. تخلص او در اشعارش «سمندر» است.

بشیری از سال ۱۳۴۲ وارد خدمت قضایی در وزارت دادگستری شد. تا سال ۱۳۶۱ قاضی دادگستری بود و در آن سال بازنشسته گردید. او هم اکنون در تهران به کار نویسندگی و وکالت در دادگستری مشغول است.

منابع:

گفتگوی نگارنده با احمد بشیری در مهر ۷۴.(کتاب رجال و مشاهیر قوچان.


نام: بلوریان علی اصغر نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

تاریخ تولد:         ۱۳۳۶    تاریخ وفات:

زندگینامه:

دکتر علی اصغر بلوریان در سال ۱۳۳۶ در قوچان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان فرخی، ثابت و دبیرستان امیر کبیر گذراند. در تمام سالهای تحصیلی دارای رتبه اول بود. او در ۱۳۵۴ وارد دانشکده پزشکی شد و در ۱۳۶۰ دکترای عمومی را از دانشکده پزشکی مشهد کسب نمود و بلافاصله دوره تخصصی جراحی عمومی را شروع کرد. در ۱۳۶۴ تخصص جراحی عمومی را به پایان رسانده و در امتحانات بورد تخصصی جراحی عمومی موفق شد. بلافاصله دوره فوق تخصصی جراحی قلب و عروق را در دانشگاه علوم پزشکی ایران آغاز کرد و در سال ۱۳۶۸ به افتخار کسب بورد فوق تخصصی جراحی قلب و عروق نایل آمد. در ادامه دوره فوق تخصصی جراحی قلب و عروق به مدت دوسال در دانشگاه لوزان از محضر استاد عالی مقام پروفسور حسین صادقی تلمذ نمود و دیپلم دوره تکمیلی فوق تخصص جراحی قلب و عروق را اخذ و به میهن اسلامی مراجعت کرد.

در آذر ۱۳۶۸ جراحی قلب باز را برای اولین بار در دانشکده پزشکی مشهد با موفقیت آغاز نمود. سرپرستی بخش جراحی قلب باز را نیز به عهده گرفته و در سال ۱۳۶۹ با مشارکت افراد خیر، بخش مجهز و فوق تخصی جدید جراحی قلب را احداث و راه اندازی نمود. تا سال ۱۳۷۵ بالغ بر ۲۵۰۰ بیمار قلبی در این بخش جراحی و درمان شدند. در طی مدت مذکور همه ساله در مجامع علمی جهانی شرکت و یا سخنرانی کرده و مقالاتی به چاپ رسانده است.

ایشان در حال حاضر عضو هیات علمی گروه جراحی قلب دانشگاه علوم پزشکی مشهد، رئیس بخش جراحی قلب باز دانشگاه، سرپرست دوره های تخصصی و فوق تخصصی دانشگاه، عضو و نماینده رسمی جامعه بین المللی جراحی قلب و عروق ، عضو رسمی جامعه جراحان قلب و عروق سوئیس، عضو انجمن قلب ایران ، عضو کمیته تخصصی قلب و عروق کشور، عضو هیات علمی کنگره قلب و عروق ایران و عضو هیات مدیره انجمن خیریه خدماتی پژوهشی قلب و عروق است.

منابع:

گفتگوی شفاهی با دکتر بلوریان در خرداد ۱۳۷۵.(کتاب رجال و مشاهیر قوچان)

نام: بیرم ابادی،شیخ علی نام پدر: ؟؟

تاریخ وفات:       ۱۳۳۳

زندگینامه:

شیخ علی بیرم آبادی معروف به شیخ علی قوچانی فرزند شیخ قاسم از اجله علما و از مدرسان و محققان عصر خود بوده است .صاحب الذریعه می نویسد: وی در زمان مرحوم آخوند خراسانی درس معظم له را برای فضلا تقریر می کرده است و بعد از درگذشت وی مرجع تدریس خارج شد و بیش از صد نفر در درس خارج او حاضر می شدند. حاشیه ای بر «کفایه الاصول» نوشته که تحت شماره ۲۳۱ چاپ شده است. وی با دختر سید محمد لواسانی متوفای ۱۳۱۷ ق. ازدواج نمود. از دوران کودکی شیخ علی اطلاع دقیقی در دست نیست ولی تا جایی که شواهد تاریخی معلوم می کند، او معاصر مرحوم آقا نجفی قوچانی بوده و در ماه رمضان سال ۱۳۳۳ ق. در سن چهل و چند سالگی فوت نموده و در نجف اشرف مدفون گردیده است.

منابع:

آقا بزرگ طهرانی،الذریعةالی تصانیف،ج۱۴،ص۳۴.

نام: پولادی ، محمد نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

استاد محمد پولادی از هنرمندان ونقاشان معاصر ایرانی به شمار می رود. او در پانزدهم بهمن ۱۳۲۰ ش. در قوچان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را بسختی و مشقت گذراند. با این همه به خاطر علاقه وافری که به نقاشی داشت درس را با نقاشی توام کرد. در همین سالها پس از پایان دوره اول دبیرستان راهی تهران شد و در هنرستان هنرهای زیبای پسران مشغول فراگیری نقاشی گردید. او در ۱۳۳۹ش. به دانشکده هنرهای تزیینی رفت و در سال ۱۳۴۴ ش. به دریافت فوق لیسانس در رشته گرافیک هنرهای چاپی و نگارشی با رتبه اول نایل گردید و به واسطه این کوشش و ارتقاء درجه بورس فرانسه را دریافت کرد و به مدت یک سال نیز در فراگیری و تکمیل هنر خود در پاریس به سر برد. سپس برای خدمت سربازی به تهران بازگشت . پس از خدمت در سال ۱۳۴۸ ش. همکاری خود را با صدا و سیما شروع کرد. در سال ۱۳۵۵ ش. بنا به دعوت سازمانهای رادیو و تلویزیون کشورهای فرانسه، انگلستان و آلمان غربی دوره های تلویزیون رنگی ( از  نظر تولید۹ را در مدت سه ماه گذراند که در ادامه کارهای او بسیار موثر افتاد.

استاد پولادی فردی بذله گو و شوخ طبع است. هنر نقاشی نیز طبع او را ظرافت خاصی بخشیده و خود او می گوید :« هیچ رشته ای به اندازه هنر بویژه نقاشی مرا به خود جلب نکرد، هر چند بار دیگر متولد شوم ترجیح می دهم نقاش باشم» . استاد پولادی با این گفتار علاقه مندی خود را به کارش نشان می دهد . او از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۶۶ ش. در نمایشگاههای گروهی فعالیت مستمر داشته و نمونه ای از آنها ذکر می کنیم: نمایشگاه گروهی هنرستان هنرهای زیبا (پسران) ، نمایشگاه اختصاصی گالری صبا، نمایشگاه گروهی پارک ولی عصر، نمایشگاه خانه آفتاب، جشنواره هنری و ادبی روستا جهاد سازندگی سال ۶۵ ـ ۱۳۶۶. پولادی در حال حاضر در سمت گرافیست ارشد شبکه دو در صدا و سیما مشغول خدمت است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: پهلوانی احمد نام پدر: ملا عبدال پهلوانی

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

احمد پهلوانی فرزند ملاعبدل پهلوانی، در ۲۵ شهریور ۱۳۱۳ ش. در قوچان متولد شد. اجداد او اصلاً اهل قره باغ(روسیه) بوده اند و پس از قرارداد عهدنامه « گلستان» و ترکمن چای و واگذاری قره باغ به روسیه عده ای میهن دوست و از جمله احمد پهلوانی‌ ( جد بزرگ احمد پهلوانی) از قره باغ راهی خراسان شدند و سپس به شهر قدیم قوچان آمدند.

احمد پهلوانی تحصیلات خود را تا ششم ابتدایی در دبستان فرخی قوچان به پایان دریافت نمود. دو سال بعد سال ششم ادبی(قدیم) را به طور متفرقه در مشهد گرفته و مدتی نیز به کشاورزی پرداخت. ولی عشق به تحصیل او را به دانشکده ادبیات مشهد کشاند و با کسب نمرات عالی موفق به اخذ لیسانس از این دانشکده شد. او برای ادامه تحصیل وارد دانشسرای عالی تهران شد، ولی بعد از یک سال با مدرک ناقص به استخدام آموزش و پروش درآمد.

ار سال ۱۳۴۴ ش. در شهرستان قوچان به سمت دبیری و معاون و رئیس دبیرستان مشغول به خدمت شد. به خاطر علاقه و عشقی که به ادبیات داست در کنار کار، شعر نیز می سرود. او در اکثر قالبهای شعری طبع آزمایی کرده است. ایشان پس از سی سال خدمت صادقانه در سال ۱۳۷۳ بازنشسته شد. از اقدامات مهم او تاسیس و احداث باشگاه باستانی قوچان است که منحصر به فرد است و به باشگاه پهلوانی معروف است. از این باشگاه قهرمانان و پهلوانان زیادی به جامعه ورزش کشور معرفی شده اند.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: تفتازانی،ملاسعد نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: قرن هشتم هجری

تاریخ تولد: ۷۱۲ تاریخ وفات: ۷۹۷

آثار:

۱ـ اربعین در حدیث ۲ـ ارشاد الحادی در نحو ۳ـ التلویح فی شرح (کشف) حقایق التنقیح در اصول فقه که تنقیح الاصول … را شرح کرده است و از کتب مفید بوده و در سال ۱۳۰۴ هـ. در استانبول و در ۳۲۷هـ. در قاهره چاپ شده و یک نسخه خطی آن نیز به شماره ۹۰۵ در مدرسه سپهسالار تهران موجود است. ۴ـ تهذیب المنطق و الکلام که از متون بسیار متقن و قسمت منطق آن بهترین کتابی است که در این علم شریف نوشته شده است، به همین جهت مشهور آفاق و محل توجه اکابر محققین و از کتابهای درسی و بحثی بوده و شرحهای بسیاری بر آن نوشته اند که اتقن آنها شرح ملا عبدالله یزدی است که به حاشیه و حاشیه ملا عبدالله معروف است و با چند کتاب دیگر در هند و بارها در ایران نیز به طبع رسید و از کتابهای درسی حوزه می باشد و خود تهذیب المنطق نیز با الفیه ابن مالک یکجا چاپ شده است. ۵ـ شرح اربعین نوویه در حدیث که در سال ۲۹۵ هـ. در تونس و در ۱۳۱۶ هـ در استانبول چاپ شده است. ۶ـ شرح تصریف عزی در صرف که نخستین تالیف تفتازانی است و در سال ۷۳۷ هـ. در پانزده سالگی تالیفش کرده و در استانبول و قاهره چاپ شده است. ۷ـ شرح شمسیه کاتبی در منطق که در سال ۱۳۱۲ هـ. در ۱۹۲ صفحه در استانبول چاپ سنگی شده است. ۸ـ شرح عقاید نسفیه که کتاب توحید و عقاید ابوحفص عمر نسفی را شرح کرده و بارها در استانبول و مصر و قازان و قاهره و لکناهور چاپ شده است. ۹ـ شرح کشاف. ۱۰ـ شرح مختصر الاحوال حاجبی ۱۱ـ شرح مفتاح العلوم سکاکی ۱۲ـ شرح مقاصد الطالبین فی اصول الدین ۱۳ـ شرح منتهی السوال و الامل فی علمی الاصول و الجدل ۱۴ـ شرح نهج البلاغه ۱۵ـ شرح هدایه سروجی ۱۶ـ ضابطه انتاج الاشکال در منطق ۱۷ـ الفتاوی الحنفیه ۱۸ـ کشف الاسرار و عده الاسرار و عده الابرار که تفسیر پارسی است. ۱۹ـ مفتاح الفقه ۲۰ و ۲۱ ـ مختصر و مطول که بارها در ایران و جاهای دیگر چاپ شده ، و هر دو شرح تلخیص المفتاح خطیب دمشقی است و به تالیف مطول در بیست سالگی شروع کرده است. ۲۲ـ مقاصد الطالبین فی اصول الدین که در سال ۷۸۴ هـ.ق در سمرقند تالیف شده و خود تفتازانی شرحی بر آن نوشته که در سال ۱۲۷۷ هـ. چاپ و خود کتاب مقاصد نیز در حاشیه آن است. ۲۳ـ النعم السوابغ فی شرح الکلم التوابع للزمخشری که در بیروت و قاهره چاپ شده و غیر اینها در فنون مختلفه که مورد توجه و رغبت و استفاده عموم و علما و تمامی طبقات دانشمندان بوده و شاهدی عادل و برهانی قاطع بر جلالت مقامات علمیه و متانت رای و استقامت سلیقه وی می باشند . کلمات او دارای تمامی مراتب فصاحت و بلاغت می باشد.

زندگینامه:

مسعود بن عمربن عبدالله خراسانی هروی ـ شافعی یا حنفی ـ ملقب به سعد الدین و معروف به ملاسعد تفتازانی، به نوشته روضات و دیگری کتب تراجم مذهب شافعی داشت. در فواید الهیه از علمای حنفیه شمرده شده است. به هر حال از اکابر علمای متبحرین می باشد. در سال ۷۱۲ تا ۷۲۲ هـ.ق در دهی تفتازان به نام ، در زندگی شهر «نسا» از بلاد خراسان زاده شد. در فقه و اصول و تفسیر و کلام و منطق و تمامی فنون ادبیه و اکثر علوم متداوله استاد کل و محقق و وحید عصر خود بود . سید شریف جرجانی با آن همه جلالت علمی در بدایت حال بر عظمت و احاطه علمی تفتازانی گواهی داشت و در کار تحقیقاتش التفاظ می نموده است. تا آن که در نتیجه یک بحث علمی که در مجلس تیمور لنگ در میان ایشان وقوع یافت وفاق شان بر نفاق مبدل شد و چنانچه مشهود است بعد از آن در رد و طعن تالیفات تفتازانی اهتمام به کار برد، و اصلاً فروگزاری نمی کرده است.

آقای مقیمی مولف کتاب جغرافیای تاریخی شیروان در مورد محل دفن تفتازانی چنین بیان می کند :«… به منظور آگاهی بیشتر از نحوه زندگانی و محل دفن این دانشمند بزرگ در بهار سال  ۱۳۵۵ ش. به روستای تفتازان رفتم. پس از مدتی پرس و جو در روستای قدیمی تفتازان و بازدید از آثار قدیمی و سنگ قبور آثار و علایمی از سنگ قبر این عالم عارف نیافتم. مردم خونگرم روستا هنگامی که از جرین مطلع شدند . ضمن راهنمایی اظهار داشتند معصوم زاده به نام ملاسعد در روستای (کاکلی) سه کیلومتری تفتازان وجود دارد که دارای مقبره و سنگ نوشته نیز هست. با راهنمایی یکی از اهالی به کاکلی که در امتداد دره تفتازان قرار داشت رفتیم. در آن جا خانه ای گلی و نیمه مخروبه دیدم که دو سنگ نوشته قدیمی به رنگ تیره در داخل خانه به صورت عمودی قرار گرفته بود و پارچه سیاه بر روی سنگها کشیده بودند که با اجازه متولی، پارچه را از روی سنگها برداشتیم . بر روی سنگ اصلی نوشته شده بود :«المرحوم المغفور سعد بن حسام الدین بن المرحوم سعد الدین مسعود تفتازانی شب آدینه دهم محرم در تاریخ سنه ثلاث و تسع مائه» با توجه به این سنگ نوشته و اظهار نظر معمرین محلی مقبره مذکور متعلق به نوع سعد الدین تفتازانی است.

… و نیز بر روی سنگ دیگر جمله « فی عاشر محرم الحرام سنه تسع و سبعین و سبعمائه عمل استاد سید الدین» نوشته شده بود. با این قراین و قدمت دره تفتازان و آثار قدیمی و احتمال بردن سنگ قبر ملاسعد الدین اهالی تفتازان در این مورد تاکید زیادی داشتند می توان پذیرفت که قبر این عارف نامی نیز در این جاست .

در فرهنگ معین چنین آمده است .« تفتازانی سعد الدین مسعود بن عمر ( ولادت در تفتازان وفات در سرخس به سال ۷۹۷ یا ۷۹۱ هـ.ق»

منابع:

۱)مدرس تبریزی،میرزا محمد علی؛ریحانة الادب،انتشارات خیام، تهران۱۳۶۹،ج۱،صص۳۳۷-۳۴۰(نقل به مضمون) ۲)مقیمی،محمد اسماعیل،جغرافیای تاریخی شیروان،انتشارات آستان قدس رضوی,مشهد ۱۳۷۰،ص۲۵۰.

نام: توحدی ،کلیم الله نام پدر: شیخ اسد الله

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱- حرکت تاریخی کرد به خراسان (در هشت جلد) که چهار جلد آن به چاپ رسیده است (ج۱ ۱۳۵۹، ج۲ ۱۳۶۴، ج۳ ۱۳۶۷، ج۴ ۱۳۷۳). ۲ـ تصحیح دیوان جعفر قلی زنگلی (اشعاری به ترکی، کردی، عربی و فارسی)، مشهد ۱۳۷۱. ۳ـ موسیقی در زمینه موسیقی (لیستکی کرمانجیی) رقص کردی(دو نوار به قوشمه علی آشوری). ۲ـ آلبوم موسیقی شمال خراسان، ۱۳۷۴. ۳ـ ترانه های کرامانجی خراسان، ۱۳۷۴. ۴ـ اسفراین در گذر تاریخ. آثار چاپ نشده: ۱ـ نادر صاحبقران ۲ـ دایره المعارف کرمانج ۳ـ ضرب المثلهای شمال خراسان(کردی، ترکی، فارسی ). ۴ـ لیلی و مجنون (کردی ، ترکی، فارسی بر اساس دو نسخه خطی). مقاله ها: ۱ـ «دگرگونی مراتع عشایر کرد خراسان در چهار صد ساله اخیر»، فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب شماره ۶، بهار ۱۳۶۸. ۲ـ «زنجیره لبنیات در نزد عشایر کرد خراسان»، فصلنامه عشایری، ذخایر انقلاب، شماره ۱، بهار ۱۳۶۹. ۴ـ مصاحبه فرهنگی در مورد کردهای خراسان در مجله پیشه نگ، شماره ۲۰ زمستان سال ۱۹۹۰.

زندگینامه:

کلیم الله توحدی، فرزند اسد الله توحدی در سال ۱۳۲۰ش. در خانواده ای مذهبی و اهل علم در روستای اوغاز مرکز ایل سیوکانلو دیده به جهان گشود. پدر او شیخ اسدالله، روحانی ایل بود . خانه شیخ اسدالله یک مجمع کوچک فرهنگی و محل تجمع دوستداران و برای شنیدن آوای قران، روضه، کتاب خوانی و تاریخ و ادبیات و هنر بود. توحدی تحصیلات ابتدایی را در اوغاز به پایان برد. سالهای نوجوانی خود را به چوپانی گذراند. دنیای او دنیای طبیعت و کوهستان بود. سپس همراه ایل به کوچ رفت و میان خراسان و ترکمن صحرا به ییلاق و قشلاق پرداخت. در این دوره توانست شناخت و تجربه زیادی در مورد فرهنگ و زبان چادرنشینان کرد شمال خراسان، و نیز فرهنگ مردم ترکمن صحرا به دست آورد. او در سال ۱۳۴۲ علی رغم میل خود زندگی شبانی را رها کرده و در شهربانی قوچان استخدام شد. با پشتکار زیاد توانست تحصیلات دبیرستان را به پایان برساند. در حین خدمت در شهربانی قوچان در رشته معارف دانشگاه فردوسی مشهد قبول و به تحصیل مشغول شد. در سال ۱۳۵۵ش. از این دانشگاه فارغ التحصیل شد.

در دوره سربازی مقالات و اشعار او در ماهنامه های ارتش و سپس در برخی مطبوعات منعکس شد. او صدها برگ از اسناد خطی ایران را گرد آوری کرده است، و از سالها پیش به جمع آوری و ضبط موسیقی محلی شمال خراسان مشغول است.

توحدی تا به حال چهار جلد از هشت جلد کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان را به چاپ رسانده است.

خانه محقر او در مشهد یک خانه فرهنگ کوچک و محل رفت و آمد موسیقی دانان و فرهنگ دوستان خراسان است.

منابع:

)توحدی کلیم الله؛ موسیقی شمال خراسان؛مشهد۱۳۷۱، ۱۹-۳-۲۱. ۲)گفتگوی نگارنده با کلیم الله توحدی در شهریور۱۳۷۴.(کتاب رجال و مشاهیر استان خراسان)

نام: جابانی ، محمد نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱ـ سیر فرهنگ قوچان، ۱۳۴۳ ۲ـ کتابهای آسان (دو جلد برای استفاده کودکان کلاس اول) ۳ـ جغرافیای طبیعی قوچان ۳ـ فرهنگ مدارس ناحیه یک ۵ـ خانخاتی، ۱۳۶۳. ۶ـ تربیت در گلستان سعدی، ۱۳۶۳ ۷ـ سرزمین و مردم قوچان، ۱۳۶۳ ۸ـ با کودکان محروم از محبت پدر چه باید کرد؟ ۱۳۶۴. کتابهای دیگر او نیز که آماده چاپ است عبارتند از: ۱ـ سرزمین و مردم قوچان ج۳ ۲ـ تاریخ حکومتهای محلی ۳ـ فقر ۵ـ گرگ هار ۶ـ مردم شناسی قوچان ۷ـ چگونه ادبیات را به کودکان بیاموزیم ۸ـ خاطرات زندگی (گذرها و نظرها).

زندگینامه:

محمد، جابانی فرزند احمد در سال ۱۳۰۷ ش. در قوچان چشم به جهان گشود. او قرآن را در مکتب خانه شیخ محمد حسین فرا گرفت. دوره ابتدایی را در دبستان مهرداد سپری کرد. پس از جنگ جهانی ، برای ادامه تحصیل راهی دبیرستان شد. همزمان با هجوم بیگانگان دبیرستان را ترک کرد و به مدت دو ماه در روستای جعفر آباد سفلی به بقالی پرداخت و پس از فوت مادر آن جا را به قصد قوچان ترک نمود. مدتی نیز در نزد استاد رجبعلی خیاط به کار خیاطی مشغول شد. او بعد از شش ماه راهی مشهد مقدس شد و دوباره به قوچان برگشت و مدتی در کاروانسرای بازار قوچان مشغول به کار شد. در سال ۱۳۲۳ ش. به کمک آموزگاری مشغول شد و در مهرماه ۱۳۲۵ش. به خدمت معلمی آموزش و پرورش درآمد و به روستای زوارم شیروان اعزام شد. پس از پنج سال زندگی و خدمت در روستا به شهر برگشت و دیپلم را به صورت داوطلب امتحان داد و در دانشسرای مقدماتی مشهد که برای معلمان تشکیل شده بود، پذیرفته شد. او در سال ۱۳۴۰ش. به عنوان مامور به خدمت، به تهران اعزام شد و پس از فراغ از تحصیل دوباره به شهر و زادگاه خود برگشت. او تا سال ۱۳۵۳ ش. در قوچان با سمتهای مختلف خدمت نمود بعد به مشهد منتقل شد و در سال ۱۳۵۸ش. پس از ۳۵ سال خدمت به فرهنگ این مرز و بوم بازنشسته شد. او هم اکنون در مشهد زندگی می کند. این مرد فاضل و ادیب علاقه زیادی به شعر دارد و اشعاری به زبان محلی سروده که نمونه ای از آنها ذکر می شود.

مَه اُردی بهشته کی می آیی               زمانهِ چون بهشته کی می آیی

ببین بلبل به پای گل نِشسته               اِی کار سرنوشته کی می آیی

یا :

دلُم از دست تو مثل تنُوره                    اَتیش اُفْتِیه، می گی کوه طوره

مِشُم خاکستر کوی محبت                  نِشــُونِ پــای مــو، کُــنج تــنُوره

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: جوانبخت ، عباسعلی نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

دکتر عباسعلی جوانبخت فرزند حسن در تاریخ ۱۳۱۲ ش. در شهرستان قوچان دیده به جهان گشود. عباسعلی پس از پشت سرگذاشتن دوران کودکی وارد دبستان شد. او دوره ابتدایی، سیکل و اول دبیرستان را در قوچان به پایان رسانید سپس در دانشسرای مقدماتی مشهد قبول شد. مدت دو سال در آن جا مشغول تحصیل شد و پس از پایان دوره دو ساله به قوچان بازگشت و به مدت چهار سال به عنوان آموزگار در دبستانها و دبیرستانهای قوچان مشغول به کار شد. او در این مدت بدون استفاده از معلم موفق به دریافت دیپلم طبیعی می شود. در سال ۱۳۳۸ در کنکور دانشگاه تربیت دبیر که برای معلمان برگزار شده بود در رشته فیزیک قبول شد. پس از قبولی، شبها در کلاس درس دانشگاه حاضر می شد و روزها به تدریس فیزیک می پرداخت. در سال ۱۳۴۲ بعد از پایان دوره دانشسرای عالی تهران به خاطر تعهد خدمت به فیروزکوه رفت و مشغول به تدریس گردید. حدود یک سال بعد به مشهد منتقل شد و علاوه  بر تدریس در آموزش و پرورش با دانشکده علوم نیز در دروس علمی و تئوری همکاری داشت. تا این که در سال ۱۳۴۴ ش. به دانشکده علوم مشهد منتقل شد و بعد از شش سال تدریس از ماموریت تحصیلی دو ساله استفاده نموده و جهت تکمیل تحصیلات خود به فرانسه اعزام شد. بعد از پنج سال، موفق به دریافت مدرک فوق لیسانس و دکترای فیزیک شد و به ایران برگشت و در دانشکده علوم با درجه استادیاری مشغول به کار شد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ به مدت یک سال و نیم برای سفر مطالعاتی به فرانسه عزیمت کرد. در این مدت حدود هشت مقاله علمی (فیزیک) در مجلات معتبر از وی به چاپ رسید. در سال ۱۳۶۶. به درخواست خود از دانشکده علوم بازنشست شد و در سال ۱۳۶۸ بنابه پیشنهاد و درخواست مسئولان شهر، تصدی دانشگاه آزاد قوچان را بر عهده گرفت و از طرف سازمان مرکزی دانشگاه به عنوان رئیس دانشگاه معرفی و منصوب شد. وی هم اکنون نیز در این سمت مشغول به خدمت است. در این مدت فعالانه تلاش و کوشش نموده و توانسته رشته های متعدد به این واحد اضافه نماید. ایشان دارای دو دختر و یک پسر است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: دکتر حسین خانی نام پدر: حاج غلامرضا خانی

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

دکتر حسین خانی از مردان فرهنگی، فاضل، دانشمند و دانش دوست قوچان است. این مرد فاضل از سیبویه شروع و به سیبویه نیز ختم نمود. وی در اول اسفند ۱۳۱۸ ش. در روستای نیت از توابع قوچان دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم حاج غلامرضا خانی مردی وارسته و پرهیزگار بود و در همان روستا به کشاورزی اشتغال داشت . او در سال ۱۳۶۰ش. چشم از جهان فروبست. دکتر خانی در زمانی که هنوز در اغلب روستاها مدرسه وجود نداشت، روخوانی قرآن را درمکتب و نزد مرحوم ملا محمد ابراهیم بلبلی فرا گرفت و در ده سالگی به دبستان «سیبویه» ـ که تازه در روستای نیت تاسیس شده بود‌ـ قدم گذاشت. دوران ابتدایی را تا سال چهارم ابتدایی در همان دبستان گذراند. پس از آن به قوچان آمد؛ و پنجم و ششم ابتدایی را در دبستان مهرداد،(که در جای دبیرستان دخترانه عطار فعلی قرار داشت) به پایان رسانید و در خرداد سال ۱۳۳۳ ش. موفق به دریافت گواهینامه پایان تحصیلات ابتدایی شد. پس از آن به مدت شش سال در حوزه های علمیه قوچان و مشهد به فراگیری دروس عربی، فقه و اصول پرداخت و از مهر ۱۳۳۸ دوره متوسطه را به صورت متفرقه در دبیرستانی شبانه روزی در مشهد شروع کرد. پس از پایان سوم متوسطه از سال ۱۳۴۰ ش. به خدمت آموزش و پروش درآمد و در ضمن تدریس در روستای ابرده سفلی در مشهد تحصیل را نیز ادامه داد و سه سال دیگر متوسطه را بدون استفاده از کلاس و معلم در خرداد ۱۳۴۳ به پایان برد و موفق به اخذ دیپلم در رشته ا دبی شد. از تاریخ۱/۲/۱۳۴۴ تا ۱/۸/۱۳۴۵ ش. خدمت مقدس سربازی را در لباس سپاه دانش سابق در روستای گوگلی از توابع شیروان به پایان رسانده و به مدت سه سال در « شمس آباد دزفول» و در دبستان «کوردن گلاب» خدمت نموده و بعد از آن به قوچان منتقل شد. در قوچان در دبستانها مشغول تدریس شد و در خرداد ۱۳۵۰ در امتحان ورودی کاردانس دانشسرای راهنمایی تحصیلی پذیرفته شد. در سال ۱۳۵۱ در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی قبول شد.

در سال ۱۳۵۲ . مدرک فوق دیپلم را از دانشسرای عالی گرفت. در سال ۱۳۵۵ نیز در رشته زبان وادبیات عربی با رتبه اول و امتیاز عالی فارغ التحصیل شد. موضوع رساله ختم تحصیلاتش در این دوره «آَثَرُ العَمی فی شعر بَشّار» بود که آن را با راهنمایی استاد دانشمند دکتر محمد فاضلی به عربی تحریر کرد. این رساله در کتابخانه دانشکده ادبیات مشهد موجود است.

در همین زمان از وی جهت تدریس در دانشکده ادبیات دعوت شد. اما به سبب مشکلات و نبود مسکن به قوچان برگشت و در دبیرستانها مشغول به تدریس شد. از زمستان ۱۳۶۲ همزمان با تاسیس تربیت معلم قوچان در آن جا مشغول به کار شد. در سال ۱۳۶۵. که نخستین بار شرط سنی از تحثیل در دانشگاها برداشته شد در امتحان ورودی دانشگاه آزاد اسلامی رشته زبان و ادبیات عرب با رتبه دوم قبول شد و در واحد تهران مشغول به تحصیل گشت. در سال ۱۳۶۸. با نوشتن رساله ختم تحصیلاتش تحت عنوان « علم تجوید قرآن» به راهنمایی «دکتر سید علی مدرس موسوی بهبهانی» موفق به دریافت مدرک فوق لیسانس با درجه عالی شد و بلافاصله در امتحان ورودی دوره دکتری تخصصی رشته زبان و ادبیات عربی شرکت کرد و با رتبه عالی پذیرفته شد. با این حساب از مهر ۱۳۶۸ در دوره دکتری مشغول به تحصیل شد، و بعد برای استفاده از کتابخانه های مشهد و انجام تحقیقات و تدوین رساله دکتری با عنوان «بررسی آراء صرفی و نحوی سیبویه» به راهنمایی دکتر محمود شکیب خود را به مشهد منتقل کرد و در مرکز تربیت معلم شهید بهشتی و دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشغول تدریس شد. او ضمن تدریس به کتابخانه های مختلف مراجعه کرده و برای تحقیق و تدوین رساله بخصوص از کتابخانه آتان قدس رضوی بهره ها برده است. در شهریور ۱۳۷۳ توانست با موفقیت دوره دکترا را به پایان برساند.

این مرد فاضل و با تقوا علاوه بر تحقیقات علمی و فعالیت فرهنگی که در قوچان داشته زبانزد عام و خاص است. خط خوش دارد و در خط نسخ استاد است، و جزو قاریان قران بوده و بارها از طرف اموزش و پرورش ، اداره اوقاف و یا ارشاد اسلامی به عنوان داور در مسابقات قراءت قرآن در سطح قوچان و شهرستانها حضور داشته است. یکی از اقدامات او ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی قوچان است. ایشان هم اکنون (۱۳۷۴ ) در مشهد ساکن است و با داشتن ۵۹ سال سن در دانشگاههای آزاد و تربیت معلم و ضمن خدمت قوچان ، شیروان ، مشهد و بجنورد به تدریس مشغول است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: خبوشانی حاج شیخ محمد نام پدر: ؟؟

زندگینامه:

اطلاعات ما درباره این شیخ محمد، خبوشانی منحصر است به آنچه که در تذکره هایی نظیر مذکر احباب و هفت اقلیم آمده است. در این جا عین این آگاهیها را می آوریم.

ذکر جمیل حضرت حاجی شیخ محمد خبوشانی قدس الله تعالی سره العزیز، از اعاظم مشایخ بوده اند و کثیری از درویشان به یمن متابعت و شرف مبایعت ایشان از حضیض طبیعت بشری به اوج فلک ملکی عروج نموده و درجات کمال سیر نموده اند و به عز ارشاد معزز گردیده اند و به برکت جود با وجود ایشان سلسله شریفه کبرویه در اقطار عالم نشر تمام یافته و خوارق عادات از ایشان بسیار منقول است و سند سلسله اند و کسی را چون عماد الدین فضل الله مریدی بوده باشد به وصف محتاج نیست. بس کنم چون زیرکان را این بس است.

مولویت تمام داشته اند و در فن انشا و ابداع چیزی فرو نمی گذاشتند، گاهی ارادت غیبه را در سلک نظم منتظم گردانیده جوهریان بازار معانی را بدان درر شاهوار و لآلی آبدار روز بازاری می بخشیده اند و این غزل از گفتار شریف ایشان است.

ای بر سر هر کوی ز تو گلفت و شنیدی       وی سر تو در سینه هر پیرو مریدی

تنها نه منم کشته به تیغ ستم تو     افتاده چون من به سر هر کوچه شهیدی

حاجی چو طواف حرم دوست نمودی      زان رو به گدایان در دوست رسیدی

مرقد منورش در شهر و زیر خوارزم واقع شد.

در کتاب «هفت اقلیم» نیز چنین آمده است:

«شیخ حاجی محمد از نیکان زمان خود بوده نسبت ارادتش چهار واسطه به میر سید علی همدانی می پیوندد و سی و هفت خلیفه صاحب ارشاد داشته از آن جمله یکی شیخ عماد الدین فضل الله است که ربیع احوالش به ابر عنایت حضرتش باری همیشه سرسبز و شاداب می بوده و دیگری مولانا محمد زاهدست که سالها در بلخ به ارشاد فرق عباد می پرداخت و همچنین خلیفه صدر الدین هروی که در بلخ مس وجود مریدان به طلای قابلیت تبدیل می داد شیخ نور الدین محمد خوانی(خوافی) که بکثرت عبادت بر ماسوی رجحان داشت و نبیره ایشان شیخ عبداللطیف که در خوارزم جمیع سلاطین غاشیه مریدی او بر می داشتند و شیخ حاجی محمد کاتبی لب به شهد شیرین می ساخت چنانچه این بیت را می فرماید:

به قدر طاقت خود هر دلی غمی دارد     دل من است که اندوه عالمی دارد

منابع:

خواجه بهاء الدین نثاری بخاری،مذکر احباب به تصحیح و مقابیه و مقدمه سید محمد فضل الله ، به نقل از دیوان نوعی خبوشانی به تصحیح امیر حسین ذاکر زاده،انتشارات ما تهران ۱۳۷۴،ص۱۴.

نام: خبوشانی محمد حسین نام پدر: مولانا علی اصغر

شهرستان         قوچان  دوره: قرن سیزدهم هجری

تاریخ تولد:         ؟؟         تاریخ وفات:       ۱۲۶۲

زندگینامه:

از دوران کودکی و از زندگی او اطلاع دقیقی در دست نیست ، اما وفاتش را به سال ۱۲۶۲ هـ ق نوشته اند ، در کتاب تاریخ علمای خراسان چنین آمده است.

العامل الکامل الذی هوللفضائل راس و عین مولانا محمد حسین طیب الله ثراه و جعل الجنه مثواه.

او از اجله علمای بلده خبوشان بود، مولدش سبزوار و والد بزرگوارش مولانا علی اصغر معروف به صفی آبادی بود. در مشهد مقدس تحصیل مقدمات و تکمیل ادبیت و عربیت نمود و پس در خدمت مرحوم «شهید» علوم عقلیه و نقلیه و فنون حکمیه و شرعیه را استقصا و استکمال فرموده تا به مدارج عالیه فضل و ارشاد و مراتب سائبه صلاح و سداد فائز گردیده توطن خبوشان و ارشاد مردم آن سامان را به استدعای ایشان گزیده همواره در رتق امور مسلمین و نشر علوم و ترویج دین مبین مساعی جمیله مبذول می داشته تا در ماه ربیع الاول سنه ۱۲۶۲ چشم از جهان فانی برداشته «روی به عالم باقی گذاشته و جسدش را نقل به ارض فیض قرین در توحید خانه مبارک دفین ساختند گویند: کتب علمیه از تصانیف آن سد نبیل بسیار به یادگار مانده است. فرزند ارجمند شیخ الاسلام در خبوشان متولی امورات شرعیه مسلمانان است.

منابع:

مدرس،میرزا عبد الرحمن؛تاریخ علمای خراسان،با مقدمه و تصحیح محمد باقر ساعدی خراسانی ص ۸۷-۸۸


نام: ذبیحی نجفی،حاج شیخ ذبیح الله نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره:    ؟؟

زندگینامه:

حجه الاسلام حاج شیخ ذبیح الله قوچانی از علمای عامل و مجتهد نامی معاصر ، در سال ۱۳۳۹ ق. در قریه خیر آباد مایوان از توابع قوچان متولد شد. در سن سیزده سالگی برای تحصیل به قوچان آمد. سه سال در این شهر ، مقدمات را تحصیل کرد و در سال ۱۳۴۵ق. به مشهد عزیمت کرد و در ارض اقدس به تکمیل ادبیات و سطح پرداخت. پس از شش سال توقف در مشهد به سال ۱۳۵۱ ق. عازم نجف اشرف گردید. در آن جا درس فقه و اصول را نزد مرحوم آیت الله آقا ضیاء عراقی و آیت الله حاج سید محمود شاهرودی و سایر استادان حوزه تلمذ کرد و مدت بیست سال تمام در نجف اشرف ساکن بود.

او پس از فراغت از تحصیل در سال ۱۳۷۱ ق. به قوچان مراجعت کرد و چون مردم قوچان کمال احتیاج را به وجود معظم له داشتند، در قوچان به امور شرعی مردم و تدریس علوم دینی اشتغال ورزید. پس از ده سال توقف در قوچان ۱۳۸۱ ق. به مشهد عزیمت کرد و در ارض اقدس ساکن گردید. علاوه بر مقام علمی و جامعیتی که داشت، مراتب وارستگی و معنویت و تواضع ایشان نیز زبانزد خاص و عام است.

از جمله اقدامات ایشان تاسیس مدرسه علوم دینی محمودیه فاروج است که در آن تعدادی طلبه علوم دینی تا سطح لمعتین و رسائل ادامه تحصیل می دهند.

منابع:

شاکری،رمضانعلی؛/ترکنامه،ص۲۵۰

نام: ربوبی، حاج شیخ رمضانعلی نام پدر: آقا بزرگ حکیم

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۴ و۱۵ ه.ق

تاریخ تولد: ۱۳۱۷

آثار:

۱)کتاب شرحی در پیرامون قضا و قدر ۲)کتاب اربعیت از صحاح اصول کافی

زندگینامه:

حاج شیخ رمضانعلی ربوبی از علمای فعلی قوچان ، در اسل ۱۲۷۵ ش. در قریه رشوانلو در ۴۲ کیلومتری قوچان دیده به جهان گشود . وی مقدمات را در قوچان تحصیل کرد و در سن بیست سالگی راهی مشهد شد. ادبیات را نزد مرحوم ادبیت نیشابوری ، منطق را نزد مرحوم محقق، فقه و اصول را نزد میرزا محمد آقا زاده و فلسفه و حکمت را نزد میرزا مهدی و پدر خود آقا بزرگ حکیم تلمذ کرد. آثاری از ایشان موجود است که هنوز انتشار نیافته است. کتاب « شرحی در پیرامون قضا و قدر» به خط آقای صاحب الزمانی، و « اربعین از صحاح اصول کافی، ترجمه و شرح گردیده و رساله ای در باب تکوین و تشریع از ایشان موجود است که هنوز به چاپ نرسیده است.

منابع:

اترکنامه،ص۲۵۰

نام: رجبی پرویز نام پدر: غلامعلی

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

ترجمه :کویرهای ایران،سفرنامه کارستن نیبور،مارکوپولو در ایران وماه اصل ایرانی(خاطرات سیاسی) تحقیق و تالیف:جندق و ترود(در باره کویرهای ایران)،کریم خان زند،معماری معاصر ایران،جشنهای ایرانی. قصه:دشنه و سیب گمشده ، زمزمه،ماهی قرمز حوض همسایه و شهر ما

زندگینامه:

وی در روستای امام قلی از توابع شهرستان قوچان دیده به جهان گشود . او بعدها آموزگار روستاهای خراسان شد، سپس به جست و جوی کار به تهران رفت و چندی بعد برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد.

در جوانی موفق به اخذ درجه دکترا در رشته ایران شناسی از دانشگاه گوتینگن آلمان شد. پس از بازگشت در سال ۱۳۵۰ به عضویت هیات علمی دانشگاه اصفهان درآمد. از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ عضو عال رتبه وزارت علوم و آموزش عالی و از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ رئیس مرکز تحقیقات ایران شناسی و استاد دانشگاه ملی شد. از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ ماهنامه فرهنگی و اجتماعی فرداری ایران را منتشر کرد. در سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۴۴ م. استاد رشته زبان شناسی دانشگاه گوتنیگن آلمان بود.

دکتر پرویز رجبی، استاد رشته تاریخ و ایران شناسی، از چهره های بارز جامعه فرهنگی و از معدود ایران شناسان معاصر است که سالیان مدید در دانشگاههای معتبر آلمان به امر تدریس مشغول بوده است.

او همچنین صاحب بیش از پانزده کتاب در حوزه تالیف، تحقیق و ترجمه است که سه اثر او به زبان آلمانی است. همچنین نشر بیش از ۴۵۰ مقاله در نشریان فارسی زبان و جراید روز اروپا گوشه ای از فعالیت های این ادبی بی ادعاست. استاد رجبی هم اکنون مسؤول گروه ایران شناسی در سازمان دایره المعارف بزرگ اسلامی است.

منابع:

۱)مجله دنیای سخن ، سال یازدهم، شماره ۶۸،بهمن و اسفند ۱۳۷۴.ص۶س-ص(سید علی صالحی) ۲)مجله دریچه،سال اول،شماره ۳،آبان ۱۳۷۵،ص۶۴.

نام: رحمانی قوچانی ، محمد رضا نام پدر: محمد حسین

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

محمد رضا رحمانی قوچانی فرزند محمد حسین به سال ۱۳۴۴ در قوچان دیده به جهان گشود. وی از کودکی با شعر الفت داشت و با خواندن دیوانهای حافظ و سعدی و مولانا و شاهنامه فردوسی بیش از پیش به شعر علاقمند گردید.

از دوره دبیرستان به شعر گفتن پرداخت و در همین زمان تحولی روحی و فکری در سرودن شعر در وی پدید آمد و مطالعه در احوال و آثار بزرگان و شعرای قدیم و معاصر را به اوج رساند.

بیشتر اشعارش شامل غزلیات، مثنوی، قطعه و دوبیتی به هم پیوسته است. در ترکیب بند و ترجیع بند نیز اشعاری سروده است. بیشتر اشعارش به سبک عراقی و تخلصش «رضا» است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: رستگار مطلق ، سید علی نام پدر: سید عبد الله

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

سید علی رستگار مطلق فرزند سید عبدالله ، اجداد او اصلاً از رکن آباد یزد بودند و در حوادث زلزله های قوچان و احداث قوچان جدید که پذیرای مهاجرین بوده اجداد او نیز به قوچان مهاجرت کردند.

او در سال ۱۳۰۳ ش. در قوچان متولد شد. حدوداً در سن ۷ سالگی پدرش را از دست داد و به مدت یک سال در مکتب خانه های قدیم مشغول به تحصیل شد. به سبب فقر و تنگدستی، مسؤولیت سنگین خانواده بعد از پدر، به دوش او افتاد و همین امر باعث شد که تحصیلات خود را کنار بگذارد و برای امرار معاش خانواده ، در مغازه نانوایی مشغول به کار شود . به سبب هوش و ذکاوت و علاقه ای که داشت، در سن دوازده سالگی دوباره روی به تحصیل آورد و به مدت یک سال در مدرسه مرحوم منتظری ـ که در ان زمان اکابر نام داشت ـ شبانه تحصیل کرد. چون عشق و علاقه شدیدی به شعر داشت از سن پانزده سالگی شروع به شعر گفتن نمود، ولی گرفتاریهای خانواده که از طرف او را در محاصره قرار داده بود او را مجبور کرد تحصیل و سردون شعر را کنار بگذارد . سید علی مجدداً با صبر و شکیبایی که داشت بر مشکلات غلبه کرد و دنبال عشق و علاقه خود (شعر) رفت، تاجایی که خود گوید:

جز غم نبود مرا دگر دادرسی                جز غصه مرا نگشت فریاد رسی

هم اکنون این شاعر توانا به فروش فروشی اشتغال دارد و در کنار آن شعر نیز می سراید. بیشتر سروده های او به مناسبتهای میلاد و یا مصیبت و مرثیه خاندان ائمه اطهار است. بعضی از اشعار او در روزنامه خراسان به چاپ رسیده است. در شعر به «رستگار» تخلص می کند و امید است بزودی دیوان اشعار او به چاپ برسد.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: رحیمیان غلامحسین نام پدر: حاجی رحیم خان

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۴ و ۱۵ ه.ق

زندگینامه:

غلامحسین رحیمیان فرزند حاج رحیم در سال ۱۲۸۲ هـ ش در باجگیران از توابع قوچان دیده به جهان گشود. دوره تحصیلات مقدماتی را در باجگیران و قوچان به پایان رسانید. تحصیلات وی در حد متعارف و شغلش تجارت بوده است، او دو دوره چهار دهم و پانزدهم در قوچان نماینده مجلس شورای ملی بود، دوره نمایندگی او همزمان با ملی شدن صنعت نفت بود وی یکی از هم رزمها و هم سنگران و بازوی توانمند دکتر مصدق به شمار می رفت و جزء نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس بود در مدت نمایندگی درباره لغو امتیاز کشورهای انگلستان و روسیه اقداماتی انجام داده بود و طرحهای ارزنده ای به مجلس آن زمان پیشنهاد کرده، ولی پس از عمری تلاش و کوشش در راه وطن و خدمت به مردم و مبارزه با بیگانگان بالاخره در سال ۱۳۶۵ هـ ش در کلاردشت مازندران به سکته قلبی دارع فانی را وداع کرد.

در کتاب «نمایندگان ملت» درباره رحیمیان چنین آمده است:

«پسر حاجی رحیم خان از کوچکی دارای ایده خوبی بود ولی ایده های وی هیچ وقت راه علمی نداشت، در دوره چهارده چند رده خوب پیشنهاد نمود که عبارت است از : تشکیل دادگاه ملی، رسیدگی به حساب ۲۰ ساله ، منع شرکت نمایندگان دوره چهاردهم در دوره پانزدهم و لغو تمدید استخراج نفت جنوب….

رحیمیان آدم چاق و گوشتالویی است، وی عاشق شکار آهو بوده است رنگ قرمز و کتب انقلابی را دوست دارد. نه کمونیست است ، نه آدم بی قید و خیال و نه مرد جنجال و آشوب… انگلیسیها به مناسبت تقدیم لایحه لغو تمدید نفت جنوب به وی لقب «آنتی پترولیوم» داده بودند که به معنی ضد نفت است.

رحیمیان  دو دانگ قوچانی خوبی می خواند، در آن موقع انسان به یاد تپه های سرسبز قوچان و گله های گوسفندی می افتد و در جلوی چوپان در حرکت می باشد.

حسین مکی در کتاب «تاریخ بیست ساله» درباره رحیمیان می نویسد:

«در جلسه دوازدهم آذرماه ۱۳۲۳ نماینده قوچان (غلامحسین رحیمیان) طرحی ، برای الغای امتیاز نفت جنوب به مجلس تقدیم نمود که متن آن به قرار زیر بود:

ماده واحده مجلس شورای ملی ایران امتیاز نفت جنوب را که در دوره استبداد شرکت دارسی واگذار شد. و در دوره دیکتاتوری نیز آن را تمدید و تجددی نموده اند به موجب این قانون الغاء می نماید.

رحیمیان پس از قراءت طرح پیشنهادی خود خطاب به دکتر مصدق نموده و گفت: « آقای دکتر شما طرح مفید دیروز راجع به عدم اعطای هر گونه امتیاز به خارجیها پیشنهاد گردیده و تصویب شد اکنون باید اولین کسی باشید که این طرح را امضاء کنید…. دکتر مصدق از امضای طرح فوق استنکاف کردو گفت نمی توانیم قرارداد را یک طرفه فسخ نماییم.

نگارنده کتاب « عملیات چکمه» از زبان رحیمیان درباره طرح پیشنهادی خود به مجلس چنین نقل می کند:

« روزی که طرح را در مجلس خواندم رو کردم به دکتر مصدق و گفتم آقای دکتر شما که طرح مفید دیروز را راجع به عدم اعطای هر گونه امتیاز به خارجیها پیشنهاد کردید و تصویب شد اکنون باید اولین کسی باشید که این طرح را امضاء می کنید. این را گفتم و از پشت تریبون پایین آمدم و یکسر رفتم به کنار دکتر مصدق و طرح را پیش روی او گرفتم که آن را امضاء کند. دکتر مصدق گفت من این طرح را امضاء نمی کنم و خواهش می کنم فردا بیا به خانه من تا در این باره با هم گفتگو کنیم. من حرفی نزدم و فردای ان روز رفتم به خانه دکتر مصدق. همین که من را دید از جایش پرید و صورت من را بوسید و گفت تو دیروز کار شجاعانه و وطن پرستانه کردی آفرین! گفتم پس جرا شما کار من را تایید نکردید؟ دکتر مصدق گفت : جان کلام همین جا است . تو که دیروز کار میهن پرستانه ای کردی حالا باید با یک کار میهنی دیگر آن را تکمیل کنی، گفتم چکار کنم، گفت اصرار در بردن این طرح به جلسه علنی مجلس نداشته باشی. با تحیر پرسیدم چرا؟ گفت اگر تو دیدی که دیروز مجلس طرح پیشنهادی من را با فوریت تصویب کرد برای آن بود که طرح من در عین حالی که به روسها یا دولتهای دیگر لطمه می زند و دست آنها را از نفت ایران کوتاه می کرد به منافع انگلیسیها زیانی نمی رسانید چون آنها امتیاز خودشان را داشتند و خوشحال هم می شدند که رقیب از سر راه برداشته شده است، و به همین خاطر کلیه نمایندگان طرفدار انگلیسی طرح من را صمیمانه پذیرفتند و به آن رای موافقت دادند . ولی طرحی که تو آورده ای با طرح من خیلی فرق دارد. تو مستقیما دست رد بر سینه انگلیس گذاشته ای و محال است که نمایندگان انگلیسی مجلس ـ که متاسفانه عده شان هم زیاد است ـ بگذارند طرح تو به تصویب برسد … و بعد گفت حالا فهمیدی من چرا دیروز از امضای طرح تو خودداری کردم؟ سخنان دکتر مصدق به دلم نشست و قلباً آنها را تایید کردم و تازه دریافتم که با خطر چه بدنامی بزرگی رو به رو هستم».

منابع:

۱)شیفته،نصر الله؛نمایندگان دوره پانزدهم(نمایندگان ملت، بیوگرافی۸۱ نفر از نمایندگان)،چاپ لری تهران،چابخانه علمی،تهران۱۳۲۷،ص۸۷ ۲)همان ص۸۸

نام: رضوانی علی اکبر نام پدر: قدرت

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

استاد علی اکبر رضوانی فرزند قدرت در سال ؟؟ش. در قوچان متولد شد. وی جوانی شاداب ، سرزنده ، پیگیر و جستجو گر است که از انجمن خوشنویسان ایران با درجه ممتاز فازغ التحصیل شده است. او علاوه بر تدریس در انجمن خوشنویسان ، دبیر هنر مدارس راهنمایی شهرستان قوچان نیز هست. رضوانی از کودکی علاقه وافری به خط و هنر داشته و همین علاقه باعث شد تا از محضر بزرگانی مانند استاد عباسعلی صحافی مقدم، استاد امیر احمد فلسفی و استاد ید الله کالی خوانساری بهره ها ببرد، و به طور کامل خوشنویسی را فرا بگیرد. استاد رضوانی در نمایشگاههای گروهی زیادی شرکت کرده و نمایشگاههایی نیز در شهرستان قوچان انفرادی برگزار کرده است؛ از جمله :

۱۳۶۸ تهران ـ مرکز تربیت معلم هنر ( گروهی از هنرمندان خطاطی).

۱۳۶۸ قوچان ـ هفته معلم ، انفرادی.

۱۳۷۱ قوچان ـ دهه فجر، گروهی.

۱۳۷۲ قوچان ـ هفته معلم ، گروهی.

۱۳۷۲ امریکاـ دانشگاه کلمبیا ، گروهی .

۱۳۷۴ قوچان ـ هفته دولت ، انفرادی.

کارهای تازه این هنرمند جوان بر گرفته از آثار عارفان و شاعرانی است که در راه رسیدن به کمال مطلوب خویش عمری از سردرد سوخته اند و از خاکستر وجود خویش آثاری پدید آورده اند که ابدیت نیز در برابر آنها بی مقدار است.

همین بس که استاد کابلی درباره هنر و ارزش کار این جوان چنین می گوید:

«آقای رضوانی در شمار چهره های راستین و دلباختگانی است که به دور از جنجال شهرنشینی و بی توجه به هیاهوی فریبنده بازار هنر، بسان دو همقدم و همقدم موفق دیگر خود آقای صحافی مقدم (قوچانی) و آقای اسماعیلی (بیرجندی) طیف وسیعی از خوشنوسی کشور را در خطه خراسان بزرگ احیا کرده و آبرو بخشیده اند.

ـ بازتاب تلاش آغازین این هنرمند همواره آینده ای درخشان را تصویر می نمود و با بروز استعدادهای نهفته خویش و تحصیلاتی که در رشته هنر آموخته است، اکنون تجربیات فراوانی را در خدمت خوشنویسی به دست آورده و در شناخت سمت و سوی کاغذ و صفحه ارایی و کمپوزسیون، قابلیتهای خط شکسته را در عرضه کارهای نمایشگاهی با آگاهی تمام به اجرا درآورده است.

ـ او با بهره وری از گنجینه های شعر و ادب پارسی و سخنوران نامی ایران و با دلی لبریز از شور و شوق و انگشتانی توانا در نوشتن به مرحله ای از تجربه ، کاردانی و لیاقت رسیده است که قطعات و نوشته هایش با نمونه های موجود کهنه کاران شکسته نویس معاصر قابل قیاس است. به طوری که بارها مجموعه هایی را که جهت  بررسی و اصلاح ارسال می داشتند به عنوان یک تلاش جدی و مستمر در کلاسهای فوق ممتاز ارائه گردیده و ایشان برای هنر جویان و مدرسان خط شکسته تهرانی نامی آشنا و یادآور یک هنرمند پویا ، خلاق و خستگی ناپذیر است.

ـ استاد امیر خانی که همواره در قضاوت آثار هنری مشکل پسند بوده و طبعی بلند، دارند، کارهای اخیر ایشان را بارها مورد تعریف و تمجید قرار داده و با تفقدی مرشدانه قطعه ای بسم الله از میان آنها برگزیدند .

ـ این مقبولیت و تحول در کار هنرمند بسادگی حاصل نمی شود و شرایط بسیاری باید جمع شود تا انسان بتواند به چنین توفیقی دست یابد.

ـ در طول سالهایی که شاهد تلاش وقفه ناپذیر ایشان بودم هیچ گاه او را راضی نیافتم و هر گاه از سر صدق دل، بیان احساس و دریافت حقیقی خود را در قضاوت کارهایش ابراز داشتم بعد از ادای شکرانه ای، از کمند تعریف و تحسین گریخته است تا مبادا در دام خودپسندی و غرور که همواره آفت جان هنرمند و هنر می شود گرفتار شود.

ـ وی بارها برای برگزاری نمایشگاه کار کرد و آماده شد ولی از ان جا که همواره توان اجرای کارهای بهتر را در خود احساس می نمود این امر مهم را به بعد موکول می نمود:

آب کم جو تشنگی آور به دست                        تا بجوشد آبت از بالا و پست

ـ نیک نفسی، هوشمندی و درک موقعیت تلاش ، عوامل موثری بود تا او بتواند گامهای بلندی بردارد و به دوره های تازه ای که زمانی آرزویی بلند به شمار می آمد قدم بگذارد.

ـ در نمایشگاه «برگزیده آثار هنرمندان معاصر ایران» که در سال ۱۳۷۲ در دانشگاه کلمبیای امریکا برگزار گردید و در بخش خط تنها آثار انگشت شماری از خوشنویسان معاصر ارائه شده بود، کارش با استقبال بسیار روبرو شد.

ـ در کنار تدریس و رونق کلاسهای شکسته نویسی قوچان که ده سال است ادامه دارد، مجموعه های شکسته نویسی منتشر شده را بارها با نهایتت دقت دوره کرده و با این همت بلند و پشتوانه قوی و غنی- خود نیز صاحب ابتکار عمل و خلاقیت گردیده است و در کنار صدها قطعه نفیس، مناجات خواجه عبدالله انصاری و رباعیات خیام اتمام پذیرفته و کلیات سعدی که با قلمی شیرین در دست نوشتن دارد از جمله کارهای ارزشمند اوست.

استاد رضوانی هم اکنون ساکن قوچان است و مشغول نوشتن نسخه خطی و قدیمی رباعیات خیام ، که به زودی چاپ خواهد شد.

منابع:

نام: رمضان پور ، رمضان نام پدر: علی

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

رمضان رمضان پور فرزند علی در سال ۱۳۱۶ ش. در روستای حاجی تقی واقع در غرب قوچان و خبوشان قدیم دیده به جهان گشود . او از کردهای ایل زعفرانلو است که قران را در مکتب خانه روستا ، نزد پدر خود به پایان رسانید و مدتی نیز در دبستان مهرداد قوچان تحصیل کرد؛ سپس دست از فراگرفتن علم و دانش برداشت و به دنبال کار و شغل آزاد رفت.  او در سن بیست سالگی از روستای خود کوچ کرد و به مدت بیست سال در فاروج ساکن شد و بعد به قوچان نقل مکان کرد. شغل اصلی او آهن فروشی است ولی از کودکی به شعر و شاعری علاقه داشته و خود را برای نگارنده نقل کرد: «هفده سال داشتم که روحانی روستا بر روی منبر ده بیت شعر خواند و من بلافاصله ، با یک بار خواندن او ، تمام ده بیت را حفظ کردم و الان نیز آنها را حفظ هستم ».

این حکایت علاقه و شور رمضان پور را به شعر و شاعری می رساند. او در دوران کودکی و نوجوانی در روستای خود حمله حیدری و شاهنامه را برای مردم می خواند و آنها لذت می بردند، نیز اکثر سوره های قرآن را از حفظ است. آنچه دارم همه از دولت قرآن دارم، زبان حال او نیز هست.

رمضان پور به خاطر استعداد و طبع لطیفش استاد مسلم غزل است و از سال ۱۳۳۸ رسماً وارد شعر و شاعری شده و در زمینه غزل ، قصیده ، رباعی و … طبع آزمایی کرده است. بیشتر اشعار او در مجله سپاه دانش آن زمان به چاپ رسیده و بعضی از اشعارش نیز در روزنامه قدس به چاپ می رسد. او از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ عضو دائمی انجمن فرهنگی عطار نیشابور بود و از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ جزو اعضای فرهنگ تبلیغات مشهد بود.

او هم اکنون در مغازه آهن فروشی خود در قوچان مشغول به کار است و دارای دو همسر و نه فرزند (چهار پسر و پنج دختر) می باشد.

منابع:

مذاکره شفاهی با رمضان پور در شهریور۱۳۷۴.

نام: زنگلی ، جعفر قلی نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: قرن سیزدهم

زندگینامه:

جعفر قلی زنگلی از اعاظم شعرای کرد خراسان است که به سبب شیدایی و شیوایی گفتار و رسایی اشعارش به ملک الشعرای کرد مشهور و معروف گشته است. وی در اوایل قرن سیزدهم در یکی از روستاهای قوچان ، به نام گوگان در دامنه هزار مسجد، در سحرگاه یکی از روزهای بهاری دیده به جهان گشود… و بنا به گفته مصحح دیوانش « جعفر قلی در عنفوان جوانی در کوهستانهای هزار مسجد دچار اشراق شده و عاشق سپید رویی به نام ملواری شده، آن گاه مدتی به دنبال گمشده اش سر به کوه و بیابان می نهد تا بالاخره در می یابد که ملواری را که او دیده بهانه ای بوده تا سر از گریبان دنیا بردارد و دیده اش به نور حضرت روشن شود. «ملواری» جعفر قلی همان شاخ نبات حافظ یا شمس تبریزی مولاناست».

بالاخره پی به این نکته می برد که سوز عشق اگر این است بگذار خرمن وجودم در آتش عشق ازلی محو شود و پس از طی مراحل ، عارفی کامل و شاعری برجسته می شود.

زمینه شعر جعفر قلی که قالب شعر کرمانجی است، مدح خاندان نبی و ائمه اطهار است که بسیار نغز و دلنشین هستند.

اشعار و غزلیات او بسیار زیاد و ملمعهای او بسیار شیرین و رساست. او بیشتر اشعارش را در قالبهای ترکیب بند، ترجیع بند، غزل، قصیده و « کلام» که قالب خاص شعر کرمانجی است سروده است. همچنین در قالب سه خشتی یا سه مصرعی که در شعر کردی رایج است، اشعاری سروده است. ایوانف مستشرق روسی و دانشمند معروف هم هنگام تحقیق در خراسان پاره ای از اشعار او را در سفرنامه خود آورده است. جعفر قلی در نزد مردم کرد تنها یک شاعر نیست، بلکه معلم اخلاق است که گذشته از محبوبیت اشعارش ، در میان کردها تا حد تقدس پیش رفته است. اشعار جعفر قلی را کردها با دید دیگری می نگرند و این است که اشعار او را «بخشی» ها و خوانندگان کرد در مجالس عارفانه بیشتر می خوانند. از میان اشعار معروف جعفر قلی ملمع معروف «دلوارمن» که به سه زبان کردی و فارسی و ترکی است، بسیار شیرین و دلنشین می باشد. این ترجیع بند به وزن عروضی «فاعلات فاعلات فاعلات» است.

زنگلی در اشعارش درس اخلاق ، ایثار و فداکاری را به پیروانش می آموزد و خود را از پلیدیهای دنیا بر کنار می دارد و به معنویات روی می آورد. دین، مذهب و اخلاق را با آوای زیبای دوتار در هم آمیخته و به روح شنونده تزریق می کند و او را از عالم سفلی به عالم علوی می برد.

او به بیشتر کشورهای آسیایی مسافرت کرده و با اندوختن دانش و تجربه ، گلستانی از خود به جای گذاشته است. اشعاری که در کشورهای چین، هندوستان، افغانستان ، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، عراق ، عربستان، سوریه ، مصر و دیگر کشورها و جاهای دیگر گفته بی گمان از بین رفته و به دست ما نرسیده است و احتمالاً اکثر آنها عربی و ترکی بوده است.

منابع:

زنگلی،جعفرقلی؛دیوان،به کوشش کلیم الله توحدی،مشهد۱۳۶۹.


نام: زین الدین صاعد خبوشانی

زندگینامه:

اما صاعدبن محمد بن احمد بن عبدالله استوائی از علمای مشهور و رجال معروف قوچان قدیم است که از دوران کودکی و احوال او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها در لباب الباب در شرح احوال وی چنین آمده است : « الصدر الاجل زین الدین صاعد الخبوشانی رحمه الله علیه صدری باذل بادل سحاب بنان شهاب بیان که در خراسان لقب حاتم الزمانی یافته و نام برآورده و آثار نیک یادگار گذاشته او به بست آمده بود و کلید دار سلطان سکندر بوده و در آن سال که ممالک ماوراء النهر مضبوط شد ورایات دولت شهریار(منصور سلطان سنجر) بر آن دیار فائق گشت او رنجور شد و از بخارا اجازت مراجعت یافت و به خبوشان آمد هم در آن موقع به جوار رحمت آفریدگار انتقال کرد و او را ابیات لطیف است.

منابع:

امین احمد راضی ؛ هفت اقلیم،به تصحیح جواد فاضل،۲/۳۰۷.

نام: سیاح قوچانی،علی رضا

زندگینامه:

حاج علیرضا سیاح قوچانی خوش نویس و شاعر ، که به سیاح تخلص می کرد ، اشعار خوبی سروده است . متاسفانه از وضع زندگی، دوران کودکی و جوانی او اطلاع چندانی در دست نیست.

بنا به قول صنیع الدوله « در سال ۱۳۸۶ به حکم والده ایلخانی ایوان که توسط زلزله شکسته شده بود بر چیده اند و از بیخ عمارت نموده اند و نقاشی کردند و کتیبه به اسم مشارالیها از نتایج افکار حاجی علی رضا متخلص به «سیاح» که اصلاً قوچانی است و در مشهد مقدس وفات شده است…»

منابع:

صنیع الدوله،محمد حسن خان؛مطلع الشمس ، انتشارات پیشگام،تهران ۱۳۶۲.

نام: سیاهدشتی ، محمد

زندگینامه:

از دوران کودکی و زندگی این عالم عارف هیچ اطلاع درست و دقیقی در دست نیست ، ولی وفات او را حدوداً در ۱۳۵۵ قمری نوشته اند. در کتاب تاریخ علمای خراسان چنین آمده است: العالم العارف الموید مولانا محمد رفع الله مقامه الی دار قربه و محل انسه جوانی با ذکاوت و فراست بود، از غالب علوم بهره تمام داشته مولدش در یکی از قرای خبوشان معروف به سیاهدشت است.

تحصیل مراتب معقول در حضرت مولانا الحاج محمد هادی و تکمیل فقه و اصول در خدمت مولانا الحاج سید محمد فرموده از سبک عرفان و طریقه اهل ایقان حظی یافت و به مسلک ایشان شتافت.

مغبچه ای می گذشت راهزن دین و دل

در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

چندی در خبوشان به نشر انواع فنون اشتغال ورزید کوکب حیاتش در سن شباب افول و ایام عمرش به آخر رسید و رد سنه هزار و دویست و پنجاه این گنج معانی در کنج زمین بیارامید و سنین او از ثلاثین زیاد نگردیده رحمه الله تعالی علیه.

منابع:

تاریخ علمای خراسان

نام:       شاکری،رمضانعلی        نام پدر: آقا بابا

شهرستان         قوچان  دوره:    معاصر

آثار:

۱ـ جغرافیای تاریخی قوچان، ۱۳۴۶ ۲ـ فهرست کتب خطی کتابخانه عمومی فرهنگ و هنر مشهد ، ۱۳۴۸ ۳ـ سیاحت غرب یا سرنوشت ارواح بعد از مرگ، به قلم آقا نجفی قوچانی، ۱۳۴۹ ۵ـ سیاحت شرق یا زندگی نامه آقا نجفی قوچانی، به اهتمام رمضانعلی شاکری، ۱۳۵۱ ۶ـ مزاری در آغوش تاریخ، ۱۳۵۴. ۷ـ تاریخچه کتابخانه عمومی فرهنگ و هنر مشهد در ۵۰ سال، ۱۳۵۵ ۸ـ انقلاب اسلامی و مردم مشهد از آغاز تا استقرار جمهوری اسلامی ، ۱۳۵۹ ۹ـ اصول مقدمات کتابداری یا کتابداری آسان، ۱۳۶۱ ۱۰ـ اترکنامه، تاریخ جامع قوچان، ۱۳۶۵ ۱۱ـ گنج هزار ساله ، کتابخانه آستان قدس رضوی، ۱۳۶۷ ۱۲ـ دو سفر به جنوب ایران ، (دست نویس) ۱۳ـ خاطرات سفر حج، (دست نویس).

زندگینامه:

رمضانعلی شاکری فرزند آقا بابا مشهور به «ملا آقا بابا سماور ساز» در سال ۱۳۰۰ شمسی در قوچان متولد شد و از شش سالگی در دبستان اسلامی قوچان به تحصیل پرداخت. دوره شش ساله ابتدایی را در همان دبستان به پایان رسانید. حدوداً چهار ده سال داشت که پدرش طی کسالتی در سن ۴۴ سالگی درگذشت. او را در مشهد به خاک سپردند. با فوت پدر در مشهد، اداره خانواده ( مادر، دو برادر و دو خواهر) بر عهده او قرار گرفت. با اشتیاق و علاقه ای که داشت به تحصیل نیز ادامه داد، تا این که در سال دوم دبیرستان رئیس فرهنگ وقت به اصرار ، او را به استخدام فرهنگ درآورد. او علی رغم میل باطنی در سال ۱۳۱۹ به استخدام رسمی فرهنگ درآمد و بعد از سه سال خدمت در فرهنگ قوچان در سال ۱۳۲۳ به فرهنگ مشهد منتقل شد و در مشهد ضمن خدمت در اداره کارگزینی فرهنگ خراسان به تحصیل شبانه در دبیرستان پرداخت. و تا پنجم متوسط علمی( قدیم) توفیق یافت. سپس مدت یک سال مقدمات ادبیات عرب را در مدرسه نواب آموخت و از محضر استادات علم و معارف اسلامی بهره ها برد. در سال ۱۳۳۹ ازدواج نمود. ثمره این ازدواج سه پسر به نامهای سعید ، مسعود و حمید و دو دختر به نامهای فاطمه و مرضیه است.

خستگی کار اداری و شروق وافر به مطالعه سبب شد که در سال ۱۳۳۷ از اموراداری و آموزشی به کتابخانه فرهنگ انتقال یابد. تا سال ۱۳۵۴ به عنوان کتابدار و مسؤول کتابخانه فرهنگ مشهد خدمت نمود و در همین سال بعد از ۳۵ سال خدمت به فرهنگ به تقاضای خود بازنشست شد.

آقای شاکری در طی زندگی و خدمت به فرهنگ مسافرتهای زیادی انجام داده از آن جمله سه نوبت به زیارت حج تمتع و چهار نوبت حج عمره به مکه معظمه و مدینه منوره و چهار نوبت به عتبات عالیت مشرف شده است. همچنین از جانب وزارت فرهنگ و هنر در سال ۱۳۵۲ به کشورهای سوریه ، لبنان و مصر جهت بازدید از کتابخانه های سفر کرده است. او در سال ۱۳۵۸ بعد از پیروزی انقلاب به دعوت هیات امنای آستان قدس از طرف مقام تولیت ابتدا به سمت مشاور امور اداری و از فروردین ۱۳۵۹ به سمت سرپرست کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی منصوب گردید. او در سال ۱۳۶۳ از طرف آستان قدس رضوی به چهار کشور اروپایی(آلمان غربی، ایتالیا، اسپانیا و انگلستان) جهت بازدید از کتابخانه های این کشورها مسافرت کرد. در سال ۱۳۶۴ نیز به منطور آشنایی با نحوه حفاظت اسناد و کتب خطی و ضد عفونی کردن و مرمت کتابها ، به کشورهای پاکستان و هندوستان به ماموریت رفت.

همچنین در سال ۱۳۷۱ به کشورهای یمن و بحرین و امارات متحده به منظور بازدید از کتابخانه های آن منطقه سفر کرده است. مطالعه دقیق و دانش اندوزی از ویژگیهای بارز او کند و از محضرشان بهره ها گیرد.

منابع:

مذاکره شفاهی نگارنده با آقای رمضانعلی شاکری در دی ماه۱۳۷۴

نام: صاحب الزمانی علی اکبر نام پدر: حسین

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۵ه.ق

آثار:

منتخب الختوم

زندگینامه:

حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی اکبر صاحب الزمانی (ره) در سال ۱۳۰۲ ش. در خانواده ای روحانی و اهل علم دیده به جهان گشود . پدرش مرحوم حاج شیخ حسین صاحب الزمانی از معدود معمم و ملبس به لباس علمای دین در عصر خفقان پهلوی اول بود.

وی تحصیلات مقدماتی رانزد پدرش آموخت و پس از آن از محضر اساتیدی بزرگوار همچون حاج شیخ سینگلکی و حاج شیخ حسن سلامی استفاده نمود . هر چند به دلیل دلبستگی و ممانعت خانواده از هجرت به عتبات عالیات صرف نظر کرد، ولی تحصیل علوم حوزوی را تا مدارج عالیه ادامه داده و در کنار آن تدریس را شروع کرد. علاوه بر آن حدود شانزده سال در دبیرستانهای به خصوص دانشسرای مقدماتی و تربیت معلم تدریس کرد و در جریان انقلاب اسلامی یکی از محورهای حرکت فرهنگیان بر ضد نظام ستم شاهی بود. به گفته دانشجویان و استادان دانشسرا ایشان علی رغم توصیه ها و منعهای دوستانه ، اولین راهپیمایی را از دانشسرا شروع کرد و خود در پیشاپیش حرکت کرد . چندین بار از طرف ساواک، ظاهراً به دلیل توزیع رساله علمیه و عکس امام خمینی (ره) – جلب شده بود که یک بار همراه دو برادرشان ، (شهید علی اصغر و قاسم صاحب الزمانی) به اداره ساواک برده می شوند و سخت مورد بازجویی قرار می گیرد ولی چون مدرکی به دست نمی آورند او را آزاد می کنند ، اما دو برادر ایشان را بشدت مرود ضرب و جرح قرار می دهند.

وی یکبار همراه دو تن از دوستان خود قبل ز پیروزی انقلاب اسلامی به حضور امام خمینی(ره) رسیده و پس از صحبت در مورد شهر و مردم قوچان تعدادی رساله و عکس ایشان را از بیت امام گرفته و بازگشته اند. به هر حال ایشان در متن مبارزه ملت مسلمان و غیور ایران با رژیم خود کامه پهلوی بودند تا حدی که در بحبوحه پیروزی انقلاب گروهی از اراذل و اجیر شدگان حکومتی با هدایت عوامل رژیم به منزل ایشان حمله بردند و خانه را غارت کرده، در و پنجره ها را شکسته ، کتابهای کتابخانه ایشان را پاره کرده یا با خود می برند و در باغ منزل و خیابان اطراف منزل پراکنده می کنند که در این حادثه بر اثر پرتاب سنگ همسرشان زخمی شده بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایشان چند سال متصدی مدرسه علمیه عوضیه (جامع امام) و چند سال سرپرست حوزه علمیه و سپس تا پایان عمر متصدی و مدرس مدرسه علمیه امام بود.

گرچه ایشان به تمام معنی وارسته از دنیا بود ولی گویا دنیا هم سر جنگ با این عالم ربانی داشت و به جرات می توان گفت از همان سنین جوانی، سختی، مشقت و مصیبت  پی در پی بر ایشان وارد می شد، از جمله : شهادت برادر رشیدشان، حاج علی اصغر در شلمچه و پس از آن شهادت فرزند برومندشان و طلبه فاضل محسن صاحب الزمانی در عملیات کربلای پنج و قبل از آن شرایط دشوار محیطی و اقتصادی که در یک مورد پس از سالها تدریس در حوزه و آموزش و پرورش به دلایلی ناچار از همه کناره گرفت و مجبور به فروش یک قطعه زمین از کل مایملک مادی خود شد، که محل کار و کشاورزی ایشان بوده است.

مرحوم صاحب الزمانی مردی با ایمان ، بردبار، پرکار، خیرخواه و با اخلاق پسندیده بود. او خطی خوش و زیبا داشت؛ قناعت، ساده پوشی ، تواضع ، وقت شناسی، قوت اداره و مهربانی نسبت به همگان از خصایص و ویژگیهای اخلاقی او بود. او تمام جمعه ها روزه دار بود و بر طبق نوشته ای که مربوط به بیست و چند سالگی ایشان است، سه ساعت (حداقل) عبادت در شبانه روز را بر خود واجب کرده بود. مرحوم صاحب الزمانی، سرانجام در حادثه ای ناگوار هنگام بازگشت از مدرسه علمیه در فروردین ماه سال ۱۳۷۱ دار فانی را وداع گفت و پس از تشییع جنازه ای شکوهمند ، در باغ بهشت قوچان به خاک سپرده شد.

منابع:

گفتگو با خانواده زنده یاد صاحب الزمانی

نام: صادقی حسین نام پدر: میرزا حسن

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

پروفسور حسین صادقی در ۱۳۰۸ شمسی در قریه چکنه سفلی مرکز بخش سرولایت به دنیا آمد. پدرش میرزا حسن صادقی معروف به مدیر خود از معلومات حوزوی بهره مند بود و مدتها از محضر میرزا جلال الدین ـ از مشاهیر آن عصر و آن خطه ـ در قریه فشائی که در آن زمان دار العلم بخش سرولایت بود، بهره برده بود. پدر بزرگ پروفسور صادقی میرزا حسین منشی نام داشت و خود از مستوفیان و خوشنویسان کم نظیر بود که علاوه بر شغل دیوانی چهار جلد قرآن به خطی زیبای نوشته بود که هم اکنون دست فرزندانش به یادگار مانده است.

این میرزا حسین منشی بر اثر اشتیاق زاید الوصفی که به تحصیل فرزندش میرزا حسن داشت او را در قوچان به تنها مدرسه ملی آن ایام گذاشت میرزا حسن پس از فراغت از تحصیل مدرسه، مدتی را هم نزدیک یک فرانسوی که وابسته بازرگانی فرانسه بود به ماهی دو توکان آن زمان کار کرد و زبان فرانسه را نیز فراگرفت سپس به تحصیل حوزه در مدرسه عوضیه مشغول گردید.

پرفسور صادقی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به قوچان نزد پدرش رفت و سیکل اول را در آن جا گذراند سپس برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و در دبیرستان شاهرضای سایق تا اخذ دیپلم کامل در همان دبیرستان درس خواند. ناگفته نمایند که ایشان از کلاس اول ابتدایی تا اخذ دیپلم شاگرد اول بود و نه تنها در تحصیل که در ورزش و اخلاق نیز نمونه بود. در سال ۱۳۲۸ هم که دولت ایران برای تدریس در دانشکده های پزشکی که ـ کم کم در مراکز استانها پا می گرفت ـ مسابقه ای در سطح کشور برگزار نمود، در میان بیست نفر مورد نیاز باز هم ایشان پیشتاز و نمونه بود.

نامبرده با بورسیه دولت عازم سویس شد و در شهر لوزان مشغول تحصیل در رشته پزشکی گردید تا این که موفق به اخذ تخصص در جراحی گردید. در آن موقع جراحی در امریکا پیشرفته تر و حدس و گمانهایی نیز در مورد جراحی قلب زده می شد. ایشان از سویس راهی امریکا شد و مدت پنج سال برای فوق تخصص و مطالعه در آن دیار ماند. با این که در آن زمان دولت امریکا حاضر شده بود سالیانه صد هزار دلار به علاوه منزل و سایر خدمات در اختیارش بگذارد و قبول نکرد و به سویس مراجعت نمود. در این بین پدر ایشان که بسیار مایل بوده فرزندش به ایران بیاید و در مشهد به مردم خدمت نماید به سویس رفت. با هم به ایران برگشتند، اما در وظن هر چه دید کارشکنی و حسادت بود. امریکایها که در آن زمان در مشهد بیمارستانی داشتند به سراغش آمده و یک ساله با حقوق مکفی با او قرارداد بستند. اما دکتر صادقی که با آرمانی مقدس به مملکت آمده بود و جز ناملایمات در وطن خود چیزی ندید بناچار یک سال بعد راهی سویس شد و به معاونت پروفسور هان رئیس بخش جراحی بیمارستان منصوب و مشغول کار شد. پس از دو سال تجربه و کار فوق العاده و با ارزش به درجه رفیع پروفسوری نایل و در کرسی ریاست جراحی مشغول کار شد.

در ابتدای تعویض قلب انسان که پروفسور بارنارد دست به کارهایی زد پروفسور صادقی اعلام نمود که هنوز مشکلاتی بر سر راه عمل پیوند وجود دارد که تا آن مشکلات مرتفه نشده عمل پیوند موفقیت آمیز نخواهد بود ،  همان گونه هم شد، ولی بسیار اتفاق افتاده که همزمان عمل پیوند قلب و ریه در آن واحد به دست توانای ایشان انجام گرفته و نگرانی هم در پی نداشته است. تا همین اواخر استادی کرسی قلب اروپا در اختیار پروفسور صادقی بود.

ایشان در حال حاضر در مشهد هستند و همین بس که بسیاری از سران ممالک از اقصی نقاط دنیا به ایشان رو می آورند.

ضمناً شهرت صادقی در این خانواده، در ارتباط با صادق بیک جد بزرگ آنهاست که از سرداران و محارم نادرشاه افشار بوده است . این سردار رشید به این دلیل که حاضر نشد با قاتلان و مخالفان نادر همراهی کند خد نیز قربانی این فتنه شد و در همان شب به قتل رسید.

منابع:

کتاب مشاهیر و رجال قوچان

نام: صادقی حسین نام پدر: میرزا حسن

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

پروفسور حسین صادقی در ۱۳۰۸ شمسی در قریه چکنه سفلی مرکز بخش سرولایت به دنیا آمد. پدرش میرزا حسن صادقی معروف به مدیر خود از معلومات حوزوی بهره مند بود و مدتها از محضر میرزا جلال الدین ـ از مشاهیر آن عصر و آن خطه ـ در قریه فشائی که در آن زمان دار العلم بخش سرولایت بود، بهره برده بود. پدر بزرگ پروفسور صادقی میرزا حسین منشی نام داشت و خود از مستوفیان و خوشنویسان کم نظیر بود که علاوه بر شغل دیوانی چهار جلد قرآن به خطی زیبای نوشته بود که هم اکنون دست فرزندانش به یادگار مانده است.

این میرزا حسین منشی بر اثر اشتیاق زاید الوصفی که به تحصیل فرزندش میرزا حسن داشت او را در قوچان به تنها مدرسه ملی آن ایام گذاشت میرزا حسن پس از فراغت از تحصیل مدرسه، مدتی را هم نزدیک یک فرانسوی که وابسته بازرگانی فرانسه بود به ماهی دو توکان آن زمان کار کرد و زبان فرانسه را نیز فراگرفت سپس به تحصیل حوزه در مدرسه عوضیه مشغول گردید.

پرفسور صادقی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به قوچان نزد پدرش رفت و سیکل اول را در آن جا گذراند سپس برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و در دبیرستان شاهرضای سایق تا اخذ دیپلم کامل در همان دبیرستان درس خواند. ناگفته نمایند که ایشان از کلاس اول ابتدایی تا اخذ دیپلم شاگرد اول بود و نه تنها در تحصیل که در ورزش و اخلاق نیز نمونه بود. در سال ۱۳۲۸ هم که دولت ایران برای تدریس در دانشکده های پزشکی که ـ کم کم در مراکز استانها پا می گرفت ـ مسابقه ای در سطح کشور برگزار نمود، در میان بیست نفر مورد نیاز باز هم ایشان پیشتاز و نمونه بود.

نامبرده با بورسیه دولت عازم سویس شد و در شهر لوزان مشغول تحصیل در رشته پزشکی گردید تا این که موفق به اخذ تخصص در جراحی گردید. در آن موقع جراحی در امریکا پیشرفته تر و حدس و گمانهایی نیز در مورد جراحی قلب زده می شد. ایشان از سویس راهی امریکا شد و مدت پنج سال برای فوق تخصص و مطالعه در آن دیار ماند. با این که در آن زمان دولت امریکا حاضر شده بود سالیانه صد هزار دلار به علاوه منزل و سایر خدمات در اختیارش بگذارد و قبول نکرد و به سویس مراجعت نمود. در این بین پدر ایشان که بسیار مایل بوده فرزندش به ایران بیاید و در مشهد به مردم خدمت نماید به سویس رفت. با هم به ایران برگشتند، اما در وظن هر چه دید کارشکنی و حسادت بود. امریکایها که در آن زمان در مشهد بیمارستانی داشتند به سراغش آمده و یک ساله با حقوق مکفی با او قرارداد بستند. اما دکتر صادقی که با آرمانی مقدس به مملکت آمده بود و جز ناملایمات در وطن خود چیزی ندید بناچار یک سال بعد راهی سویس شد و به معاونت پروفسور هان رئیس بخش جراحی بیمارستان منصوب و مشغول کار شد. پس از دو سال تجربه و کار فوق العاده و با ارزش به درجه رفیع پروفسوری نایل و در کرسی ریاست جراحی مشغول کار شد.

در ابتدای تعویض قلب انسان که پروفسور بارنارد دست به کارهایی زد پروفسور صادقی اعلام نمود که هنوز مشکلاتی بر سر راه عمل پیوند وجود دارد که تا آن مشکلات مرتفه نشده عمل پیوند موفقیت آمیز نخواهد بود ،  همان گونه هم شد، ولی بسیار اتفاق افتاده که همزمان عمل پیوند قلب و ریه در آن واحد به دست توانای ایشان انجام گرفته و نگرانی هم در پی نداشته است. تا همین اواخر استادی کرسی قلب اروپا در اختیار پروفسور صادقی بود.

ایشان در حال حاضر در مشهد هستند و همین بس که بسیاری از سران ممالک از اقصی نقاط دنیا به ایشان رو می آورند.

ضمناً شهرت صادقی در این خانواده، در ارتباط با صادق بیک جد بزرگ آنهاست که از سرداران و محارم نادرشاه افشار بوده است . این سردار رشید به این دلیل که حاضر نشد با قاتلان و مخالفان نادر همراهی کند خد نیز قربانی این فتنه شد و در همان شب به قتل رسید.

منابع:

کتاب مشاهیر و رجال قوچان

نام: صادقی،میرزا حسین نام پدر: حسن خان بیگ

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۴ و۱۵ ه.ق

تاریخ تولد: ۱۲۷۸ تاریخ وفات: ۱۳۲۳

زندگینامه:

محمد حسین معروف به میرزا حسین پدر بزرگ پروفسور صادقی و فرزند حسن خان بیگ است که پشت در پشت به صادق بیگ سردار معروف نادرشاه می رسند.

میرزا حسین در سال ۱۲۷۸ ق. در روستای چکنه سفلی مرکز بخش سرولایت دیده به جهان گشود. او به مدت شش ماه در مکتب خانه ملا غلام به تحصیل پرداخت . چون از شوق و استعداد و قریحه ذاتی برخوردار بود توانست سرآمد اقران عصر خود گردد. وی خطی زیبا داشت و از خوشنویسان بنام عصر خود در قوچان بود.

میزرا حسین بعدها به قوچان نقل مکان کرد و در محله حاجی ملکی ساکن شد. به سبب خط خوشی که داشت منشی و از مستوفیان حکومتی گردید. او علاوه بر شغل دیوانی چهار جلد قرآن کریم را به قلم زیبای خود به رشته تحریر در آورد که هم اکنون در دست فرزندان اون به یادگار باقی مانده است. وی دارای سه پسر به نامهای : ۱ـ میرزا حسن صادقی ( پدر پروفسور صادقی) ۲ـ قدرت الله صادقی (پدر دکتر حسین صادقی) و ۳ـ ابوالقاسم صادقی می باشد.

میرزا حسن و قدرت الله صادقی از معلمین با سابقه بوده اند، که قدرت الله در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ طبق صورت مجلس تنظیمی کمیسیون امنیت از کار منفصل و تحت تعقیب رژیم قرار گرفت؛ در مبارزات انقلاب اسلامی توسط حجه الاسلام شیخ محمد ولی عزیزی با اعلامیه های حضرت امام خمینی (قدس سره) در ارتباط بوده است و در جریان انقلاب نیز مورد اعتماد حضرت آیت الله العظمی شیرازی و حضرت آیت الله مرعشی بوده است که نامه هایی از این دو بزرگوار ، مبنی بر خواباندن کشمکشها و تشنجها درباره انقلاب در نزد قدرت الله صادقی موجود است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام:       صدر السادات،مهران      نام پدر: حبیب الله

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱ ـ یکصد طرح از انتشارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان ۲ـ گل و بوته در هنر اسلامی، از انتشارات بنیاد پژوهشهای اسلامی ۳- هنر نوین و هنر دوران اسلامی، (مقایسه تطبیقی و تحلیل نظری) ۴ـ زشتی و زیبایی در هنر شهر ۵ـ حرکت در هنر دوران اسلامی ۶ـ هاله نور مقدس ۷ـ زیارت و سیاحت در مشهد مقدس ۸- بیا قصه ببینیم ۹ـ مقاله «حجاب در هنرهای تجسمی» که در مجله هفتمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان سراسر کشور به چاپ رسیده است.

زندگینامه:

مهران صدرالسادات فرزند حبیب الله در دوم اردیبهشت ۱۳۲۹ در قوچان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در همان شهر گذراند و از دبیرستان امیرکبیر قوچان در رشته طبیعی (قدیم) دیپلم گرفت، سپس به عنوان سپاهی دانش به مدت دو سال در یکی از روستاهای ساوجبلاغ کرج معلمی کرد. پس از خاتمه دوره سربازی با حمایت مالی پدر به ایتالیا رفت. او علی زغم این که می توانست در رشته های مهندسی و پزشکی بدون منع کنکور تحصیل کند، اما رشته هنر و نقاشی را انتخاب کرد. در واقع قصد او از مسافرت به ایتالیا آشنایی با مشاهیر هنر و آثار هنرمندان بزرگ نقاش بود.

او از دانشگاه هنر «رم» در رشته نقاشی فارغ التحصیل شد و در مدت پنج سال اقامت خود در ایتالیا و مسافرت به کشورهای دیگر اروپایی با آثار بسیار ارزشمند هنری از ادوار مختلف تاریخی آشنا شد و از موزه ها و آثار هنرمندان بازدید کرد و توانست تجارت هنری محیطهای مختلف را مطالعه و بررسی کند.

پس از طی این دوره، در مقوله اجرایی، هنر معاصر محیط غرب نمی توانست چیز تازه ای به او بیاموزد و موضوعات محیطی و فرهنگی آن جا روح او را ارضاء نمی کرد، بدین رو به ایران مراجعت کرد. او عقیده داشت که عنوان موضوعات ایرانی را از راه دور مصور نمودن مانند خواب و خیال به ایران نگاه کردن است؛ بلکه باید در خود محیط بود و از نزدیک الهام و تاثیرات هنری را با لمس واقعی به کار برد، به دور از مهجور بودن هنر نقاشی و هنر منزوی شدن در این عالم او در هنر نقاشی به شیوه های فردی و مستقلی دست یافته و در میان رویدادهای اجتماعی با بدایع تصویری خالصترین احساسات هنری خود را به تصویر می کشد. شیوه های اجرایی او در هنر هر چند گاه تغییر می کند و چون نمی خواهد کارهایش تکراری و فاقد خلاقیت و ابتکار هنری باشد، هر زمان به سبک و شیوه ای مستقل و جدید روی می آورد. او به هنرهای جهانی می اندیشد و پیشرو و همسو با تحولات هنری معاصر تلاش می کند.

یکی از کارهای بسیار زیبای او سرح جلد کتاب المعجم الاحصائی نوشته دکتر محمود روحانی است که با خط کوفی طاحی و نقاشی شده است.

او علاوه بر کار هنری، ۲۰ سال است که در زمینه تدریس هنر طراحی، نقاشی ، رنگ شناسی، تاریخ و هنر و گرافیک در مراکز مختلف آموزشی به مدت که فعالیت می کند؛ از جمله در هنرستان هنرهای تجسمی ، هنرستان هنرهای سنتی و اسلامی آستان قدس و مراکز تربیت معلم مشهد به عنوان مدرس هنر و در سمت مدیر هنر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس و در حال حاضر در سمت کارشناس مسؤول هنرهای تجسمی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان به کار مشغول است. در زمینه هنر مقالات و تالیفاتی انجام داده که برخی از آنها به چاپ رسیده است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر ق


نام:       عارف قوچانی،محمد حسین      نام پدر: محمد حسن

شهرستان         قوچان  دوره: قرن۱۵ه.ق

آثار:

محشرنامه و مدیحه ائمه هدی

زندگینامه:

محمد حسین عارف قوچانی فرزند حاج محمد حسن در قوچان جدید به دنیا آمد .او در اداره دارایی استخدام شد و در همان اداره به بازنشستگی رسید. عارف دارای ذوقی لطیف بود و شعر نیز می سرود. دو کتاب حشر نامه و مدیحه ائمه هدی از او به چاپ رسیده است. متاسفانه تاریخ چاپ مشخص نیست و احتمالاً در بین سالهای ۳۲ ـ ۱۳۳۰ باشد.

کتاب مدیحه ائمه هدی دارای پانزده صفحه و هر صفحه شامل پانزده بیت است . کتاب مذکور درباره مولود مسعود حضرت ختمی مرتبت و به مناسبت روز ۱۳ رجب در مدح سریر ارتضی علی بن موسی الرضا در استغنای طبع و مدح حضرت امیر است. و کتاب محضر نامه او نیز دارای ۳۱ صفحه و هر صفحه دارای ۹ بیت است.

منابع:

جابانی، محمد؛مردم وسرزمین قوچان،ص۶۰-۱۵۹

نام: عطاردی قوچانی نام پدر: محمد

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

به عربی ۱ـ مسند الامام امیر المومنین (ع) ۲ـ مسند فاطمه الزهرا(س) ( چاپ شده) ۳ـ مسند الامام مجتبی (ع) (چاپ شده ) ۴ـ مسند الامام الحسین شهید(ع) ۵ـ مسند الامام الباقر (ع) (چاپ شده ) ۶ـ مسند الامام الصادق(ع) ۷ـ مسند الامام الکاظم (ع) (چاپ شده ) ۸ـ مسند الامام الرضا(ع) (چاپ شده ) ۹- مسند الامام الجواد (ع) (چاپ شده ) ۱۱ـ مسند الامام الهادی (ع) (چاپ شده ) ۱۲ـ مسند الامام العسکری(ع) (چاپ شده ) ۱۳- اخبار الامام المهدی ۱۴- کتاب ماروی عنهما (الباقر و الصادق) ۱۵ـ کتاب ماروی حسن احدهما ( الباقر و الصادق) ۱۶ـ کتاب المضمرات و المرفوعات ۱۷ـ رجال العروس (چاپ نشده) ۱۸ـ غریب الحدیث (چاپ شده) ۱۹ـ معجم البلاد و الامکنه ۲۰ـ مصادر تاج العروس ۲۱ـ اخبار هارون الرشید ۲۲ـ اخبار المامون ۲۳ـ تاریخ خراسان در بیست و پنج هزار عنوان ۲۴ـ تاریخ بجستان در یک هزار عنوان ۲۵ـ دعبل الخزاعی شاعر اهل البیت ۲۶ـ موسوعه الشیعه الامامیه ۲۷ـ اللغات الفارسیه فی الحدیث و الادب العربی ۲۸ـ الشریف الرضی مولف نهج البلاغه (چاپ شده) ۲۹ـ اللغات الفارسیه فی تاج العروس (چاپ شده) ۳۰ـ العطار دیون فی الحدیث و التاریخ و الادب به فارسی: ۳۱ـ اخبار و آثار امام رضا (ع) (چاپ شده) ۳۲ـ روایان امام رضا (ع) (چاپ شده) ۳۳ـ ادعیه و زیارات مرویه از امام رضا (ع) (چاپ شده) ۳۴ـ تاریخ آستان قدس رضوی (چاپ شده) ۳۵ـ جوامع الحکم یا سخنان کوتاه امام رضا (ع) (چاپ شده) ۳۶ـ فهرست راویان و یاران امام رضا (ع) (چاپ شده) ۳۷ـ تاریخ مشهد مقدس ۳۸ـ فرزندان و برادران امام کاظم (ع) (چاپ شده) ۳۹ـ امیر المومنین (ع) و نهج البلاغه ۴۰ـ اجازت نهج البلاغه (چاپ شده) ۴۱ـ زندگی حضرت عبدالعظیم و مسند او (چاپ شده) ۴۲ـ فرهنگ خراسان ۴۳ـ فرهنگ سیستان ۴۴ـ جغرافیای خراسان ۴۵ـ زندگی سیده نفسیه (چاپ شده) ۴۶ـ فهرست تفسیر گازر (چاپ شده) ۴۷ـ خراسان و نهج البلاغه (چاپ شده) ۴۸ـ پاسخ به شبهات وارده درباره نهج البلاغه (چاپ شده) ۴۹ـ سیری در کتابخانه های هند و پاکستان ۵۰ـ مخطوطات فارسی در مدینه منوره (چاپ شده) ۵۱ـ آثار علمای خراسان در کتابخانه های جهان ۵۲ـ گرد آورندگان سخنان علی(ع) قبل از سید رضی ۵۳ـ تاریخ فرهنگی و سیاسی خبوشان ۵۴ـ فرهنگ جغرافیایی شاهنامه ۵۵ـ حکمت و ادب در شاهنامه ۵۶ـ خداشناسی و دین در شاهنامه ۵۷ـ لغات عربی در شاهنامه ۵۸ـ زن در شاهنامه ۵۹ـ سفرنامه عطاردی ۶۰ـ مشایخ حدیث در جماران طرشت(درشت) و کلین (چاپ شده) ۶۱ـ ترجمه مقتل الحسین (ع) تالیف سید عبدالرزاق مقرم (چاپ شده) ۶۲ـ ترجمه زندگانی زید شهید تالیف مقرم (چاپ شده) ۶۳ـ ترجمه زندگانی امام سجاد (ع) تالیف مقرم (چاپ شده) ۶۴ـ ترجمه اعلام الوری تالیف امین الاسلام طبرسی (چاپ شده) ۶۵ـ ترجمه کتاب الغارات تالیف محمد بن ابراهیم ثقفی(چاپ شده) ۶۶ـ ترجمه کتاب مشکوه الانوار تالیف طبرسی(چاپ شده) ۶۷ـ ترجمه جلد پانزده بحار الانوار تالیف علامه مجلسی(چاپ شده) ۶۸ـ ترجمه کتاب الارض و التربه الحسینیه (چاپ شده) ۶۹ـ ترجمه النصایح الکافیه تالیف محمد بن عقیلی حضرمی(چاپ شده) ۷۰ـ ترجمه مواعظ صدوق(چاپ شده). تصحیح متون علمی، ادبی و تاریخی (چاپ شده) ۷۱ ـ تصحیح و مقابله نهج البلاغه با نسخه های قرن پنجم و ششم(چاپ شده) ۷۲ـ تصحیح و مقابله شرح نهج البلاغه تالیف قطب الدین راوندی کاشانی (چاپ شده) ۷۳ـ تصحیح و مقابله شرح نهج البلاغه تالیف قطب الدین کیذری بیهقی (چاپ شده) ۷۴ـ تصحیح و مقابله شرح نهج البلاغه از علی بن ناصر سرخسی (چاپ شده) ۷۵ـ تصحیح و مقابله شرح نهج البلاغه از اعلام قرن ششم هجری (چاپ شده) ۷۶ـ تصحیح و مقابله کتاب التدوین فی اخبار قزوین تالیف رافعی قزوینی (چاپ شده) ۷۷ـ تصحیح و مقابله کلمات مکنونه تالیف فیض کاشانی (چاپ شده) ۷۸ـ تصحیح کتاب اشراق السیاحه یا جغرافیای خراسان از جواد خراسانی (چاپ نشده) ۷۹ـ تصحیح جغرافیای نیمروز تالیف مهندس ذوالفقار کرمانی (چاپ نشده) ۸۰ـ مقدمه چاپ استناد نهج البلاغه تالیف امتیاز علی خان عرشی هندی،(چاپ شده) ۸۱ـ تصحیح تقریرات خواجه رشید الدین فضل الله به قلم علامه حلی.

زندگینامه:

حاج شیخ عزیز الله عطاردی قوچانی فرزند محمد در سال ۱۳۰۸ ش. در روستای بیگلر از توابع قوچان دیده به جهان گشود. او دوران کودکی و نوجوانی را در همان روستا سپری کرد. در سال ۱۳۲۶ به قوچان عزیمت کرد و بعد از چند سال راهی مشهد شد، سپس به تهران و قم عزیمت کرد. او از نویسندگان و محققان بزرگ می باشد که برای دست یافتن به منابع علمی و استفاده از آثار گذشتگان و ملاقات با رجال علم و ادب به سفرهای دور و دراز و پر مشقت مبادرت کرده است.

او حدود ۳۳ سال است که به تالیفاتی مهم و ارزشمند دست زده است که از همه مهمتر اثری عظیم است درباره تاریخ سیاسی و اجتماعی و علمی و ادبی خراسان بزرگ … خود می گوید: « از سال ۱۳۴۰ که به تالیف و نگارش کتاب و کارهای تحقیقی و فرهنگی مشغول شدم، ضمن مطالعات متوجه گردیدم ناحیه پهناور خراسان که شرق کشور ایران را در بر می گرفته از مهمترین مناطق فرهنگ و معارف اسلامی بوده و در جهان اسلام از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و اکثر محدثان ، فقیهان، حکیمان، عارفان، ادبیان، شاعران و رجال سیاست از این ناحیه برخاسته اند».

او در این مدت تمام همت و توان خود را در جمع آوری اسناد و مدارک علمی و مآخذ و منابع فرهنگی و تاریخی منطقه خراسان صرف کرده و در این مورد از صدها کتابخانه داخلی و خارجی در کشورهای مختلف اسلامی و غیر اسلامی دیدن نموده و هزاران نسخه خطی را بررسی کرده است. در حدود سی هزار عنوان برای این کتاب جامع فراهم شده است.

دراین باب می نویسد: «… از این رو نخست از کتابخانه های شهرهای مختلف ایران دیدن کردم …. و در این مراکز فرهنگی ، قم ، مشهد ، اصفهان، شیراز، یزد، همدان و تبریز به مطالعات خود ادامه دادم و از محظولات این اماکن استفاده کردم، و با رجال علم و ادب و محققان و دانشمندان این شهرها آشنا شدم. پس از دیدن کتابخانه های معروف در شهرها و مراکز استانها تصمیم سفر به خارج را گرفتم و نخستین سفر خارجی برای این منظور مسافرت به حرمین شریفین ، مکه مکرمه و مدینه منوره بود. در اسفند ماه ۱۳۴۴ عازم حجاز شدم و مدتی در کتابخانه های مکه و مدینه به مطالعات خود ادامه دادم».

او در سال ۱۳۴۴ برای زیارت عتبات راهی عراق می شود و هنگامی که به نجف مشرف می شود فرصت را غنیمت دانسته از کتابخانه های پر ارزش آن استفاده می کند و دنبال کار و تحقیق خود را می گیرد و از محضر علما و فضلا و محققان بزرگ حوزه علمیه کسب فیض می نماید و از راهنماییهای علمی و فکری آنان برخوردار می شود. در این باب می گوید :

…. یکی از روزها وارد کتابخانه امیر المومنین ـ سلام الله علیه ـ شدم و در کنار علامه جلیل القدر امینی رضوان الله علیه مولف کتاب جاودانی الغدیر و محقق بصیر و زاهد بی نظیر شیخ آقا بزرگ طهرانی ـ قدس الله روحه ـ مولف کتاب الذریعه و طبقات اعلام الشیعه مشرف می شدم و از محضر پر فیض آنها استفاده می کردم ».

پس از دیدن کتابخانه های نجف از چند کتابخانه در بغداد و کربلا نیز دیدن می کند و یادداشتهای لازم را از کتابهای کتابخانه های آن جا از جمله از کتاب تاج العروسی بر می دارد.

بعد از مراجعت از مکه و مدینه در زمستان ۱۳۴۵ به هندوستان رفت و پس از آن از پاکستان و افغانستان دیدن نموده و از کتابخانه های این کشورها استفاده می کند. در سال ۱۳۴۸ بار دیگر به پاکستان و هندوستان رهسپار شده و مطالعات خود را در کتابخانه های این کشورها دنبال می نماید. او در سال ۱۳۵۳ از کتابخانه های کشورهای یمن، مصر، سوریه، و لبنان دیدن کرده و کتابهایی را مورد مطالعه قرار داده است. در سال ۱۳۵۴ عازم اروپا شد و از کشورهای انگلستان، فرانسه، بلژیک و آلمان دیدن کرد و مدتی در استانبول ماند و از کتابخانه های آن کشورها استفاده کرد.

او می نویسد: « در سال ۱۳۵۹ بار دیگر به هندوستان رهسپار شدم و بعد از یک ماه برگشتم و در سال ۱۳۶۰ برای مرتبه چهارم عازم هندوستان شدم و مدت سه سال در آن جا اقامت کردم و به کارهای فرهنگ مشغول شدم. در مرداد ماه ۱۳۶۶ عازم روسیه شدم و از کتابخانه های مسکو و سن پترزبورگ دیدن نمودم و بعد از آن از ازبکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان دیدن کردم و از کتابخانه هاو آثار تاریخی بازدید کردم و با دانشمندان و محققان این کشورها آشنا شدم و از نسخ خطی استفاده کردم».

مسافرتهای این جانب به خاطر تحقیق و مطالعه بود: به هر کشور و شهری که وارد می شدم نخست از کتابخانه ها سوال می کردم ، با مدیران کتابخانه ها و اهل علم و ادب تماس می گرفتم و دنبال کارهای خود را می گرفتم. هنگام تعطیلی کتابخانه ها نیز از مراکز دیدنی و آثار تاریخی بازدید می کردم».

استاد عطاردی در مدت ۳۴ سال تلاش و کوشش مداوم و پی در پی توانسته است تا کنون نزدیک به ۸۱ اثر ارزنده خود به یادگار بگذارد. وی برای چاپ و انتشار این آثار، مرکز فرهنگی خراسان را که یک سازمان دینی و علمی و تحقیقی است ـ و تنها کار فرهنگی آن این است که آثار و تالیفات موسس را چاپ و منتشر کند. این مرکز در حال حاضر در منزل موسس (عطاردی) به کار خود ادامه می دهد تا جایی برای آن در نظر گرفته شود.

منابع:

۱)عطاردی قوچانی،عزیزالله؛مرکز فرهنگی خراسان،انتشارات عطارد ،چاپ اول۱۳۷۱ صص ۶و۳۲. ۲)مرکز فرهنگی خراسان،صص۶و ۳۲. ۳)همان،ص۱۹.    ۴)همان،ص۳۳.

نام: غروی قوچانی،حاج شیخ محمد نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۳ و ۱۴ هجری

زندگینامه:

(شیخ محمد کبیر)

حاج شیخ محمد غروی قوچانی معروف به شیخ محمد کبیر از علمای بزرگ و دارای مقامات علمی و زهد و تقوا بوده است. او در روستای رسالت (چری) از توابع قوچان متولد شده و در همان روستا نزد‌ آخوند ملا اسماعیل نامنی درس خوانده است. به قرار اظهار فزرند آن مرحوم آقای احمد امیر شاهی این شیخ محمد در سفر اول ناصر الدین شاه به قوچان که در سال ۱۳۰۰ ق. روی داده، شش ساله بوده است. با این حساب مرحوم شیخ در سال ۱۲۹۴ ق. تولد یافته است. به خاطر رنجشی که از پدر به او رسید قهر کرده عازم قوچان شد. در قوچان به تحصیل علم پرداخت. او مقدمات را خواند و برای ادامه تحصیل به مشهد رفت سپس در سن ۲۱ سالگی به نجف اشرف رهسپار شد. در مدت هفت سال تحصیل ، در راه کسب علم و معارف اسلامی به درجه اجتهاد رسید. مدتی نیز در تهران اقامت او در تهران مقارن بود با به توپ بستن مجلس از طرف محمد علی شاه قاجار، که با عمل مستبدانه وی به مخالف برخاست و از جانب شاه تهدید به قتل شد. نقل است وقتی که شیخ در نجف مقر مرحوم آخوند ملامحمد کاظم خراسانی بوده نوشته ای در فقه را به حضور آخوند خراسانی ارائه می دهد . وی پس از ملاحظه آن اظهار می دارد آنچه من خواسته ام تو بهتر از من نوشته ای پس او را می بوسد و می گوید: «اجازه می دهی این نظر را در کفایه الاصول بیفزایم» .

…مرحوم شیخ در قوچان در امور شرعی حکومت و قضاوت داشت و امر شرعی را جاری می کرد. او از علمای بزرگوار و مدرس عالی مقام عصر خود و دارای خطی زیبا بود، حوزه درسش بسیار منظم بود و شاگردان برجسته و ممتازی در محضر وی درس فقه و اصول می آموختند، از جمله حجه الاسلام حاج شیخ محمد تقی رئیسی که شاگردان وی بوده است.

نقل می کنند که مرحوم آقا نجفی قوچانی درباره ایشان گفته است«من تعجب می کنم در دوره حاج شیخ محمد کبیر، چرا آقا سید ابوالحسن اصفهانی مراجع واقع می شود». مرحوم شیخ محمد کبیر نسبت به آخوند ملا اسماعیل اولین معلمش نهایت احترام داشت. هر وقت نوشته ای از قریه چری می رسید. نامه را روی چشم می گذاشت و احتراماً او را پدر روحانی می خواند. از مرحوم شیخ کتابی در اصول فقه باقی مانده که به چاپ نرسید است. او اواخر عمر را در مشهد به حال انزوا می گذرانید.

سید محمد باقر ساعدی خراسانی درباهر شیخ محمد کبیر چنین می نویسد: « در حال شیخ محمد قوچانی معروف به شیخ محمد کبیر از علمای بزرگوار و مدرسین عالی مقام عصر حاضر و از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی بوده اواخر عمر را به انزوا می گذرانید و فقط عصرها در مدرسه ابدالخان ـ واقع در کوچه ای که مقر آن مرحوم هم در آن نزدیکی بود ـ تدریس می کرد و عده ای از فضلا به درس او حضور می یافتند و از افادات عالیه او استفاده می کردند تا در ۶ صفر سال ۱۳۶۴ هـ.ق وفات یافت و در دار الضیافه مدفون شد. تاریخ او را چنین گفته اند:

کله ز اندوه، به سر افکند «دیده» گفت تاریخش

محمد میهمان خواجه کونین احمد شد

منابع:

مدرس،میرزا عبدالرحمن؛تاریخ علمای خراسان،با مقدمه وتصحیح محمد باقر ساعدی ، ضمیمه تاریخ علمای عباسی،چاپ۱۳۴۱،ص۲۹۶

نام: غلامرضایی آلمه جوغی،علی نام پدر: محمد

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

علی غلامرضایی معروف آلمه جوغی از استادان موسیقی سنتی ( دوتار) است. او فرزند محمد اهل روستای آلمه جوغ در ۲۵ کیلومتری شرق قوچان است که به سال ۱۳۱۵ش. در همان روستا دیده به جهان گشود. او از کودکی و نوجوانی علاقه وافری به ساز و موسیقی سنتی داشت و همین امر باعث شد تا نزد استادانی چون حسین یگانه (یگانه موسیقی شمال خراسان) و استاد خان محمد بخشی و «قیطاقی» و « علی اکبر بخشی بش آقاجی» بهره ها ببرد و مدت زیادی از افتخار شاگردی استاد یگانه را داشته و از سبک او پیروی می کند و امید می رود که استعداد درخسان و شور انگیز او در نواختن دو تار و نیز خواندن آواز بتواند او را به جایگاه  و مقام استاد خویش نایل گرداند. استاد علی آلمه جوغی به کردی و ترکی می خواند و از صدای نرم و پرشور و دلنشینی ـ بویژه در خواندن اشعار جعفر قلی ـ برخوردار است. مضرابها و پنجه قدرت او نیز جذبه ای که هنگام خواندن ایجاد می کند، با حفظ ویژگیهای فردی ـ انسان را به یاد حسین یگانه در ۲۰ ـ ۳۰ سال پیش می اندازد. شغل اصلی او کشاورزی و دامداری است.

استاد آلمه جوغی از سال ۱۳۶۵ به طور مستمر در جشنواره ها شرکت کرده است . او درباره هنر خود می گوید : « موسیقی سنتی بویژه دوتار یک هنر اصیل و پویاست که نیاز به حمایت دارد». خودش برای نگارنده نقل کرد: چند وقت پیش گروهی از نیویورک با معرفی اداره ارشاد از این جانب و محل سکونتم فیلمبرداری کردند، و از بنده نیز مصاحبه به عمل آوردند و به امریکا برگشتند.

منابع:

۱)توحدی،کلیم الله؛موسیقی شمال خراسان،چاپ مشهد۱۳۷۱، ص۱۳. ۲)مصاحبه با استاد آلمه جوغی در خرداد۱۳۷۴.

نام: احمد یساولی ، احمد نام پدر: شیر محمد

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱)نکته ها          ۲)هفتخوان      ۳)در تنگنای حیرت ۴)سیری در مضامین معنوی مثنوی ۵)نماد و اسطوره د ر شاهنامه و مثنوی   ۶)چراغ محفل انس ۷)رمز و راز رهبر در گلشن را ز شیخ محمود شبستری

زندگینامه:

احمد فلاح یساولی فرزند شیر محمد در سال ۱۳۳۰ ش. در روستای یساول قوچان دیده به جهان گشود. در کودکی به همراه خانواده به قوچان عزیمت کرد و دوره ابتدایی را در دبستان مهرداد گذراند. چند سال نیز سیکل دوم (دبیرستان) را در دبیرستانهای جوینی و امیر کبیر سپری نمود. او با این که علاقه زیادی به تحصیل ادبیات داشت به خاطر مشکلات نتوانست ادامه تحصیل دهد و به دنبال شغل آزاد رفت. شغل اصلی او عکاسی است. اما در کنار عکاسی او یک لحظه از مطالعه دست نکشیده و در زمینه عرفان و ادبیات و تاریخ مطالعات پی گیر و مستمر دارد. وی برای نگارنده نقل کرد: به آنچه مربوط به دل و احساس و اندیشه انسان می شود علاقه مند هستم و آنها را مورد مطالعه قرار می دهم. او کتابخانه شخصی دارد که بیشتر کتبش اعم از خطی و چاپی ادبی و عرفانی است. او با کتاب و کتابخانه مانوس است و هر کتاب جدید یا مقاله ای که در زمینه عرفان و ادبیات منتشر می شود ، تهیه و مطاله می کند. آقای فلاح گرایش خاصی به صوفیه دارد و درویش مسلک است و جزو سلسله گنابادی و از مریدان حاج سلطان حسین تابنده گنابادی، رضا علی شاه محسوب می شود. او در رثای یکی از صوفیه می گوید :« رفتنش برف پیری بر سر و مویم نشاند، اما به این شادم که هیچ لحظه از زندگیم از یاد او خالی نیست».

علاوه بر اینها، او از شعرای توانای قوچان است که در سرودن شعر به سبکهای مختلف دستی دارد . خود نقل می کند:« من در قصیده ، غزل و مثنوی طبع آزمایی کرده ام و در شعر سبک نیمایی نیز دو سه دفتر سیاه کرده ام» و نیز معتقد است که شعر کلاسیک و شعر نیمایی هر کدام در جای خود زیبا و ارزشمند است. این احساس و اندیشه شاعر است که قالب مورد نظرش را می یابد.

او علاوه بر سرودن شعر ، در زمینه ادبیات و عرفان دست به کارهای تحقیقی هم زده است، از آن جمله تصحیح رباعیات خیام به خط خوش که با استفاده از دو نسخه خطی و ۷۴ نسخه چاپی بزودی به چاپ خواهد رسید و تعدادی از غزلیات نوعی خبوشانی و ساقی نامه او نیز آماده چاپ است.

جمع آوری شعرای قوچانی از قرن چهارده تا امروز ( تذکره شعرای قوچان) نیز از دیگر کارهای ارزنده اوست.

منابع:

گفتگوی نگارنده با آقای محمد فلاح،در مرداد ۱۳۷۴

نام: قائمی حاج مولا محمد نقی نام پدر: غلامرضا

زندگینامه:

مرحوم حاج ملا محمد نقی فرزند غلامرضا و نوه حاج محمد باقر حکیم که خود از جمله علما و حکمای زمان خود بود حدود سال ۱۲۳۰ در شهر قوچان قدیم متولد شد. پس از تحصیلات مکتبی به همت و تشویق پدر به اتفاق پسر دایی اش حاج میرزا محسن امام جمعه (جد پدری آقای دکتر ابوالقاسم بزرگ نیا) و شیخ علی اکبر نامی که به خاطر استعداد فراوانش مورد توجه حاج غلامرضا قرار گرفته بود به حوزه علیمه سبزوار که در آن زمان اعتبار فراوانی داشت، عزیمت و به تحصیل مشغول شدند و پس از چند سال کسب معلومات چند سالگی را نیز در حوزه علمیه مشهد تحصیل نمودند. سپس هر سه نفر عازم حوزه علمیه نجف گردیده و پس از تکمیل تحصیلات هر سه نفر به درجه اجتهاد نائل شده و به قوچان برگشتند. حاج میرزا محسن امام جمعه بنا به تقاضای حاکم وقت سمت امامت جمعه قوچان را عهده دار شد، شیخ علی اکبر به تبلیغ امور دینی پرداخت و حاج محمد نقی عزلت اختیار کرد و به تحقیق و تالیف و تتبع علوم قدیمه مشغول شد که حاصل آن سالها، نوشتن حواشی بسیار بر کتب معتبر آن زمان و سرودن اشعار اجتماعی بود. نمونه‌ان اشعار، بحث بین مستبد و مشروطه خواه است که این طور با مخمسی شروع می شود.

بد به کاخم شب دوشینه دو مهمان گرام خوش سخن نادره گو نیک بیان نغز کلام

نـزد ایشـان بنشـسـتـم بــه کـمال اکــرام پاسخم داد خرد تا که به پرسمشان نام

یافتندم که چه دارم من از ایشان به نهاد

گفت مشروطه منم وین دگر است استبداد

پس از زلزله مخرب قوچان که منجر به کشته و زخیم شدن حدود دویست نفر از بستگان او شد، جزوه ای به شعر در این باره فراهم کرد که به نام «تاریخ زلزله قوچان» در سال ۱۳۱۴ قمری به همت حاج محمد حسین کتابفروش قوچانی در تهران به چاپ رسید که یک جلد آن در کتابخانه آستان قدس رضوی جزء کتب تاریخ ثبت شده است که جمله «قوچان خراب شد» که به حروف ابجد ۱۳۱۲ (سال زلزله) به عنوان ماده تاریخ گنجانده شده است.

ضمناً این کتاب مصور بوده و نقاشیهایی در خصوص زلزله داشته است. مرحوم حاج محمد تقی در اکثر قالبهای شعری طبع آزمایی کرده که متاسفانه کلیه آثار و دست نوشته ها و کتابهایی که حاشیه نویسی شده بود در اثر سهل انگاری در اثر سیل قوچان تقریبا از بین رفته و فقط ۱۸۳ بیت به طور پراکنده موجود است، شامل غزلهای عارفانه و بهاریه و منقبت اهل بیت (ع) است.

حاج محمد نقی از علمای روشن بین و آگاه به زمان خود بود؛ به همین دلیل برای نمایندگی دوره اول مجلس شورای ملی از طرف مردم پیشنهاد شد ولی وی به همه علاقه ای که به جنبش مشروطه داشت به دلیل وابستگی که از طرف استعمار انگلستان در جنبش مشروطه احساس کرده بود از این کار سرباز زد.

حاج محمد نقی علاوه بر هنر خطاطی نستعلیق که به درجه استادی رسیده بود علاقه فراوانی نیز به صحافی، وراقی، تذهیب و ساختنم قلمدان داشت که از آن جمله دست نویس دیوان مشتاق اصفهانی و نوشتن قرآن مجید در ۱۲۰ جزو را که به دلیل فوت نابهنگامش در اثر مسمومیت تذهیب و جلد آن نا تمام ماند، می توان نام برد.

مرحوم حاج محمد نقی به خاطر سالها تحصیل و غربت دیر ازدواج کرد حاصل آن دو پسر به نامهای غلامرضا قائمی که به کشاورزی اشتغال داشت و طبع شعری نیز داشت و اشعاری به طنز و همچنین مدح ائمه اطهار از او باقی مانده و مجتبی قائمی که فردی ادیب و مطلع بود و به خاطر استعداد سرشاری که داشت در ضمن ماموریتهایی که از طرف دارایی قوچان به او محول می شد تمام طوایف و ایلات و عشایر را شناسایی کرده بود و متاسفانه قبل از آن که آنها را جمع آوری و تالیف کند اجل مهلتش نداد، همچنین سه دختر داشت که با وجود محدودیتهایی که برای دخران وجود داشت هر سه به کمک پدرشان با سواد شدند که دو دختر اولی صاحب فرزند نشدند و فقط یکی از دختران صاحب فرزند شد که آقای احمد پهلوانی ورزشکار و ادیب معروف فرزند این مرحومه و نوه حاج محمد نقی است.

حاج محمد نقی در اواخر عمر عازم سفر حج شد و از این فرصت استفاده کرد و مدت سه سال در نجف اشرف از محضر اساتید زمان کسب فیض نمود.

متاسفانه چون هنگام فوت آن مرحوم فرزندانش خردسال بودند نتوانستند از دانش و فضل پدر بهره بجویند و آثار باقی مانده از او را محفوظ بدارند.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: قاضی ساعد نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: غزنویان وسلجوقیان

تاریخ تولد: ۳۴۳ تاریخ وفات: ۴۳۱

زندگینامه:

ابوالعلاء صاعد بن محمد بن احمد بن عبدالله معروف به قاضی صاعد، فقیه و محدث و عالم بزرگ خراسان، صاحب مقام علمی و دینی و سیاسی بسیار مهم در نیشابور نیمه اول قرن پنجم ، متولد ربیع الاول ۳۴۳ در ناحیه استوا(خبوشان یا قوچان) و متوفا در ذی الحجه سال ۴۳۱ (یا ۴۳۲ بنا به روایت انساب و لباب النساب و تاریخ بغداد) در نیشابور.

وی نزد پدرش علوم ادب را آموخت و سپس از محضر ادیب برجسته قرن ، ابوبکر خوارزمی ، بهره ها برد و در فقه و دیگر علوم دینی نیز سرآمد اقران شد.

در سفری که به سال ۳۷۵ به حج کرد، در بغداد مورد توجه و احترام بیش از حد خلیفه قرار گرفت و به قول ترجمه یمینی « از موقف خلافت و منصب امامت در توقر و توفر حرمت و اکرام جانب او مبالغت رفت». در همین دیدار بود که خلیفه بعضی پیامهای خویش را به وسیله قاضی صاعد برای سلطان به خراسان فرستاد و قاضی برای ادای این پیغام نزد سلطان رفت . اختلافات فرق مختلف در آن روزگار، دامن این قاضی صاعد را هم گرفت و از او پیش سلطان سعایت کردند که اعتزالی است پادشاه ناچار شد کسی را مامور رسیدگی به این مساله کند ولی همگان به پاکی اعتقاد قاضی صاعد رای دادند از جمله ابواسحاق اسفراینی.

اختلاف میان قاضی صاعد و کرامیان ـ که در آن زمان نفوذی داشتندـ گاه آشکارا و کاه نهانی، ادامه داشت، ولی با روی کار آمدن مسعود غزنوی که به تعبیر بیهقی شاگرد قاضی صاعد بوده است، مقام و احترام و حشمت قاضی صاعد به مرتبه ای بسیار بلند رسید که دیگر بلامنازع امام مطلق نیشابور شد و از خلال تاریخ بیهقی درجه احترامی را که مسعود برای قاضی صاعد قائل بوده است بخوبی می توان یافت . وقتی در ۴۲۱ مسعود به نیشابور آمد سه نفر از علما و قضات بیش از دیگران مورد توجه او قرار داشتند که در صدر همه قاضی صاعد بود.

در همین هنگام بود که قاضی صاعد به دفاع از حقوق از دست رفته خاندان میکالی (خاندان حسنک وزیر) پرداخت و گفت « بعد از خداوند، من پرورده ایشانم و مسعود هم حرف او را پذیرفت و دستورهایی در باب رفع مزاحمت از اموال ایشان صادر کرد. این خود نمایشگر میزان حرمتی است که قاضی صاعد نزد مسعود داشته است.

قاضی صاعد تالیفات بسیاری داشته که مختصر صاعدی او را در فه ابوالفضل بیهقی دیده و مساله ای از مسائل آن را نقل می کند. قاضی صاعد تا آخرین سالهای عصر مورد حرمت حکومت غزنوی بود و در ۴۲۶ که از طرف سلطان خطابت نیشابور را به ابوعثمان اسماعیل صابونی دادند آزرده خاطر شد بعد از سرآمدن دولت غزنویان و ظهور سلجوقیان هم، حرمت قاضی صاعد همچنان محفوظ ماند؛ از جمله سخنان احترام آمیز طغرل ـ پادشاه مقتدر سلجوقی ـ درباره او نمودگار این مدعاست.

قاضی صاعد مقام فقهی و قضایی بسیار مهمی داشت و در حوزه درس او، اغلب علمای عصر شرکت می کردند و در هر روز ۲۰۰ تا ۳۰۰ فتوا در محضر وی جواب داده می شد.

منابع:

نقل با تلخیص و تغییری مختصر از تعلیقات:اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید،نوشته محمد بن منور ، چاپ شفیعی کدکنی، انتشارات آگاه ،تهران ۱۳۶۶.

نام: قریشی ، بی بی آقا نام پدر: حضرت الحکما حاج میرزا حسن

زندگینامه:

بی بی آقا قریشی، فرزند مرحوم حضرت الحکما حاج میرزا حسن حافظ الصحه نواده حاج عبدالرحیم خان طبیب نظام و همسر مرحوم مدیر دیوان افشار و مادر دانشمند فاضل و شاعر معاصر علاء الدین افشار می باشد. وی در خانواده ای اهل علم وادب متولد شد. این شاعره گنمام قوچان با این که بیش از شش ماه در مکتب خانه درس نخوانده بود، اما چون از قریحه خدادادی بهره مند بود در دوران کوتاه عمر خود اشعاری سرود و سروده های وی در دیوانی به عنوان شاعره گمنام باقی مانده است. دیوان شعر آن مرحوم به نام جنگ اسرار در ۱۳۱۸ ش. به اهتمام شوهرش مرحوم مدیر دیوان جمع آوری و به خط و مقدمه جامع فرزند ادیب و فاضلش آقای علاء الدین افشار به سال ۱۳۲۶ ش. در ۲۰۲ صفحه تحریر یافت که متاسفانه تا کنون چاپ نشده است. کتابخانه آستان قدس از این مجموعه میکرو فیلم تهیه کرده و امید است که در آینده نزدیک چاپ شود.

این بانوی با فضیلت بعد از یک عمر کوتاه ، ولی پر ثمر ، صبح پنج شنبه نهم خرداد ۱۳۲۵ مطابق با ۲۸ جمادی الاخر سال ۱۳۶۵ در قوچان وفات یافت و در کنار مزار شوهرش در آستانه شهر کهنه (قوچان قدیم) دفن گردید.

منابع:

کتاب رجال ومشاهیر قوچان

نام: قشیری ، ابوالقاسم نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره:    قرن پنجم

تاریخ تولد: ۳۷۶ تاریخ وفات: ۴۶۵

آثار:

۱)نحوة العلوم   ۲)لطائف الاشارات ۳)رساله قشیریه

زندگینامه:

زین الاسلام ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری از کابر علما و نویسندگان و عرفانی قرن پنجم هجری است که در ربیع الاول سال ۳۷۶ در ناحیه استوا (قوچان کنونی) متولد گردید. زین الاسلام لقبی بود که در آن زمان به افرادی که بالاترین مقام علمی و دینی را کسب کرده بودند می دادند. مادر ابوالقاسم دختر محمد بن سلیمان بن احمد استوائی سلمی است که از این رو ابوالقاسم از طرف پدر قشیری و از طرف مادر سلمی بود.

ابوالقاسم پیش از این که به سن بلوغ برسد پدرش را که یکی از ملاکان و توانگران ناحیه استوا بود از دست داد و با سختیهای زیاد به تحصیل مشغول شد. دوره مقدمات ادب و تربیت را نزد شخصی به نام  ابوالقاسم الیمانی که با خانواده قشیری هم در ارتباط بود فرا گرفت و چون او علاقه زیادی به علم حساب داشت بر آن شد که برای آموختن علم حساب راهی نیشاور شود. نیشابور که در ان زمان بر شهر و یا ایران شهر نیز نام داشت، مهمترین شهر شرق دینی و نیز از لحاظ تجارت جزو شهرهای درجه اول بود. به گفته این خلکان : وقتی قیشری به نیت کسب علم حساب به نیشابور آمد، بر حسب اتفاق در مجلس دقاق حاضر گشت، سخن ابوعلی دقاق بر دل قشیری اثر کرد و او از خواندن حساب منصرف شد و قدم در راه ارادت و تصوف نهاد . ابوعلی دقاق به فراست و استعداد و شایستگی او پی برد و او را به مریدی پذیرفت. قشیری فقه و اصول دین و مذهب را از او فرا گرفت و در محضر مشایخ نیشابور مشغول شنیدن حدیث بود در حالی که مجلس ابوعلی دقاق نیز می رفت و از مجلس وی بهره ها بر می گرفت تا به مدارج کمال رسید . استادان او علاوه بر ابوعلی دقاق عبارتند از:

۱ـ ابوبکر محمد بن بکر بن محمد طوسی، او پیشوای شافعیان بود و مذهب شافعی را تدریس می کرد؛

۲ـ ابوالحسین احمد بن ابی احمد بن عمر الخفاف وی از صلحا و عباد عصر خود بود و بدین جهت به او « الزاهد» می گفتند؛

۳ـ ابوالحسن معدل علی بن محمد بن عبدالله بن بشران از محدثین بغداد که قشیری در مسافرت مکه و موقع اقامت در بغداد مشغول شنیدن حدیث بود.

سرانجام میان ابوعلی دقاق و  ابوالقاسم قشیری (استاد و شاگرد) به اتصال و قرابت ظاهری کشید و ابوعلی دخترش ام البنین فاطمه دقاقیه را که از دانشمندان روزگار بود به قشیری ترویج کرد. او در طبقه زنان کم نظیر بود و قرآن را حفظ بود و بسیار خدا دوست و اهل زهد و تقوا بود. قشیری دو زن داشت: یکی ام البنین فاظمه دختر ابوعلی دقاق و دیگری دختر احمد بن محمد چرخی بلدی.

قشیری از علما و محدثین نامور زمان بود. او علاوه بر کلام و حدیث در تفسیر قران مهارت داشت و فقه بسیار می دانست و به زبان عربی شعر می گفت که متاسفانه از او شعر زیادی باقی نمانده است. علاوه بر علم و دانش در سوارکاری و استفاده از سلاح چابک و قوی دست بود و در شناخت اسلحه و رموز پهلوانی چیزهایی می دانست که دیگران نمی دانستند . این پرورش و سلحشوری را وی در ناحیه استوا (قوچان کنونی) که مردمانش همواره دلیران و یلان بوده اند، آموخته بود.

قشیری در عهد خود دارای نفوذ و قدرت عظیم در دستگاه حکومت و در میان مردم بوده است. وی علاوه بر مسافرت در شهرهای خراسان سفری به بغداد و یک سفر به مکه کرده است که این مسافرتها در سالهای ۴۱۲ و سفر دوم به بغداد در سال ۴۴۸ بوده است. قشیری از حدود سال ۴۱۰ تالیف و تفسیر را آغاز کرد. بسیاری از طالبان علم و معرفت نزد وی درس خوانده اند، از جمله : احمد بن اسماعیل جوهری، ابونصر احمد بن منصور صفار نیشابوری، قاضی ابوسعید محمد بن احمد از خاندان صاعد قاضی نیشابوری . قشیری پس از ۸۹ سال و یک ماه زندگی در صبح روز یک شنبه ۱۶ ربیع الاخر سال ۴۶۵ زندگی را بدرود گفت و او را در مدرسه ابوعلی دقاق دفن کردند.

منابع:

تلخیص از مقدمه ترجمه رساله قشیریه ، به قلم استاد بدیع الزمان فروزانفر،تهران ۱۳۴۵ه.ش

نام: قوچانی غروی ، حاج شیخ محسن         نام پدر: محمد قوچانی

شهرستان         قوچان  دوره: قرن۱۵ ه.ق

زندگینامه:

حضرت آیت الله حاج شیخ محسن قوچانی غروی فرزند آیت الله العظمی حاج شیخ محمد قوچانی غروی معروف به شیخ محمد کبیر (ره) به سال ۱۳۰۷ شمسی در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در آن شهر گذراند و سپس در دوران نوجوانی با تلمذ نزد اساتید مبرز حوزه علمیه آن سامان بویژه بهره گیری از والد بزرگوارش خوشه هایی چند از خرمن علم چید و آن گاه برای درک محضر علمای عالی مقام عتبات عالیات راهی حوزه علمیه نجف اشرف گردید . وی در این شهر صبیه مرحوم آیه الله حسین زنجانی را به همسری گزید و در حلقه درس اساتید مبرزی همچون آیه الله العظمی خویی، آیه الله عبدالکریم زنجانی و آیه الله العظمی سید عبد الاعلی سبزواری شرکت نمود و از دست مبارک آنان به دریافت اجازات علمی نایل گردید.

پس از تبعید امام خمینی (ره) و ورود ایشان به نجف اشرف، به جمع مریدان اما پیوسته و از معظم له نیز بهره ها برد.

ایشان سپس بنا به درخواست علمای نجف به همراه گروهی از شیعیان جبل عامل لبنان به آن کشور عزیمت کرد تا در مقام وعظ و خطابه و ارشاد و پاسخگویی به مشکلات شرعی و حل اختلافات محلی به مدت بیش از یک دهه در آن صفحات به سر برد.

ایشان در گرما گرم جنگ داخلی لبنان و علی رغم خطرات و تهدیدهای فراوان هرگز از وظیفه اصلی خود که تعلیم و ترویج احکام قرآن بود غافل نماند. با تشدید بحران مدتی را در سوریه به سر برد، آن گاه عازم موطن خود گردید.

ابتدا در قم رحل اقامت افکند، سپس به منظور ادامه ماموریت تبلیغی خود به غرب کشور عزیمت نمود و در شهر سرپل ذهاب مستقر گردید. در سال ۱۳۵۶ همراه با تشدید حرکتهای انقلابی ، نیروهای ضد انقلاب در سرپل ذهاب به منزل ایشان حمله برده و تلاش کردند تا وی را به قتل برسانند اما کمک سایر اهالی مومن موجب گردید تا عوامل ضد انقلاب نتوانند به هدف خود نایل آیند . با پیروزی انقلاب اسلامی، ایشان سرپرستی کمیته انقلاب اسلامی را به عهده گرفت و در دفع حملات اشرار و ضد انقلاب سهم بسزایی داشت.

سپس به قم مراجعت کرد و پس از مدتی برای تصدی امامت جماعت راهی تهران شد. در واقع از آن جایی که ایشان مساجد را به عنوان سنگرهای اولیه و تسخیر ناپذیر امت اسلامی به حساب می آورد، تمامی وقت خود را صرف حضور در مساجد و رونق بخشیدن به آنها از طریق برگزاری کلاسهای آموزشی ، حمایت و پشتیبانی از دفاع مقدس، تاسیس صندوقهای قرض الحسنه و … نمود. از جمله مساحدی که ایشان امام جماعت آنها بود مسجد حضرت زهرا(س) و مسجد علی (ع) را می توان نام برد.

حضرت آیه الله قوچانی غروی تا زمانی که از سلامت جسم برخوردار بود، هرگز حاضر نشد سنگر مسجد را رها کند. او به برگزاری بموقع نماز جماعت بویژه نماز صبح پافشاری نموده و در دستگیری از محرومان و شیعیان و حل و فصل دعاوی آنها از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید.

او از میان فرزندان متعدد پدر گرامی اش تنها کسی است که توانست کسوت روحانی خود را حفظ کند و به همین خاطر رنجهای متعددی در دوران حکومت پهلوی متحمل شد.

در حال حاضر (۱۳۷۵) ایشان به علت کسالت ناشی از عارضه سکته مغزی در دوران نقاهت به سر می برند.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: قوچانی،نصرت

آثار:

۱)کلیات موجز   ۲)رسائل

زندگینامه:

نصرت قوچانی (خبوشانی) شاعر و خطاط معروف و سرشناسی بوده و کتابی چاپ نشده به نام « راحت » بعد از رنج هم دارد . او به طبیب قوچانی هم شهرت داشت است. تا آن جا که می دانیم از دارالفنون درس طبابت خوانده مقبره او در حسینیه پزشکی قوچان است. متاسفانه شعری از وی در دست نیست.

منابع:

فکرت،محمد آصف؛فهرست الفبایی کتب خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی،مشهد۱۳۶۹.

نام: قهرمانی،شیخ علی اصغر نام پدر: حسن

زندگینامه:

شیخ علی اصغر قهرمانی فرزند حسن در روستای آق چشمه قوچان که مرکز زندگی ایل قهرمانی ها به شمار می رفت زاده شد. او که تنها فرزند خانواده بود. برای تحصیل راهی سبزوار ـ که در آن زمان دارالمومنین نام داشت ـ گردید . این شهر در آن زمان دارای مدارس متعدد بوده است.

شیخ علی اصغر پس از مدتی تحصیل در سبزوار عازم نجف اشرف می گردد و در آن جا به تحصیل ادامه می دهد. پس از تحصیلات لازم در زمان حکومت محمد ناصر خان شجاع الدوله به شهر قدیم قوچان باز می گردد و شمغول تدریس می شود . وی در مسجد یساول باشی شهر قدیم پیشنماز بوده و چون شهر جدید بنا می شود پیشنمازی مسجد مذکور را نیز عهده دار بوده است و از مجتهدین طراز اول زمان خود به شمار می رفته است. در پای اکثر قباله های قدیمی مهر ایشان با مضمون « الراجی علی اصغر» مشاهده می گردد. و نقل است که درباره وی می گویند: معمولاً در روزهای عید معمول بوده است تمام علما و اصناف به دیدن شجاع الدوله بروند. شیخ علی اصغر از سبزوار به قوچان آمده بود با عده ای از اصناف به منزل شجاع الدوله محمد ناصر خان می رود در پایین مجلس در بین اصناف می نشیند. از قضا دو نفر از علما با هم مباحثه داشته اند و مباحثه آنها طولانی شده بود. محمد ناصر خان که خود اهل فضل و به چنین مباحثاتی علاقه مند و ناظر بوده است پاسخ قانع کننده ای در سوال و جواب آنها نمی یابد. شیخ علی اصغر تقاضا می کند که در مباحثه آنان شرکت کند، شجاع الدوله و دیگران تعجب می کنند! او با مهارت بسیار پاسخ مباحثات آنان را می دهد و قانع می کند و می گوید هر دو اشتباه می کنید، شجاع الدوله از او می خواهد که خودش را معرفی کند. او که کلاه پوستی دو رویه بر سر داشته خود را به نام علی اصغر معرفی می کند ، شجاع الدوله می گوید : او شیخ است. و می فرستد پارچه می آورند و عمامه بر سرش می گذارند.

شیخ علی اصغر در قوچان جدید دار فانی را وداع کرد؛ او را در صحن سلطان ابراهیم به خاک سپردند.

منابع:

جابانی ، محمد؛ مردم و سرزمین قوچان،ص۴۲۶.

نام: قهرمانی،شیخ سلیمان نام پدر: علی اصغر

زندگینامه:

شیخ سلیمان فرزند علی اصغر قهرمانی است. او در عصر خود فردی فاضل و دانشمند و عالم و هنرمند بود و در خانواده ای عالم و مذهبی از طایفه کردهای قهرمانلو در قوچان دیده به جهان گشود. وی پس از تحصیل علوم قدیمه خط نسخ را نزد شیخ علی محمد خوشنویس آموخت و در این راه به مقام استادی رسید. او از نبوغی درخشان برخوردار بود و به هر کاری که روی می آورد نبوغ ذاتی خود را نشان می داد. نوشته های خطی از او به یادگار باقی مانده است از آن جمله نوشته روی شیشه در حرم سلطان ابراهیم (ع) به خط اوست « هذا مقام ابراهیم فمن دخله کان امناً» همچنن نوشته کاشیهای سر در ورودی داخلی صحن که در زمان یاور فرج الله خان تعمیر گشته است، به خط شیخ سلیمان است.

شیخ سلیمان نیز می سروده است ، که متاسفانه شعری از وی در دست نیست، جز این بیت که در مقابل این شعر سروده :

رشته ای بر گردنم افکنده دوست                       ……

رشته بر گردن ز نافرمانی ست       این روش بی رشته گر باشد نکوست

وی در عکاسی نیز دستی داشت و این هنر را نزد مسیو مگرویچ ارمنی که در آن زمان در قوچان بود، فراگرفت و دوربینی را سفارش داد که برای او از روسیه آوردند ، و بدین ترتیب مدتی نیز به شغل عکاسی پرداخت . وی ساعت سازی را نیز بخوبی می دانست و اولین ساعتی که غیر از فنر بقیه آن را خودش ساخته بود ، تا مدتها در دادگستری قوچان وجود داشت. شیخ سلیمان در مسگری و قالی بافی نیز دستی توانا داشت و بخوبی آنها را می دانست. وی دو پشتی قالی بافته بود که در نزد رئیس دادگستری آن زمان بود، و یکی از یادگارهای گرانبهای او به شمار می رفت. نقل است که او و اولین چراغ توری که به قوچان آمده ـ از شازده فاطمی ـ برای مدتی عاریه گرفت و نظیر ان را ساخت . این چراغ نیز نزد ولی خان قهرمانلو باقی ماند.

درباره نبوغ و استعداد او می گویند: در سالهای پیش (دوره تاج محمد خان بهادری) هواپیمایی که حامل زن و مردی امریکایی بوده در کنار رود قره چوی قوچان به زمین می نشیند. بعد معلوم می شود که هواپیمای آنها خراب شده و تاج محمد خان کسی را به دنبال شیخ سلیمان می فرستد. او را با کالسکه به محل هواپیما می برند و خلبان هواپیما یکی از پره ها را که کنده شده نشان می دهد. شیخ سلیمان با آچار و دستگاههای مخصوص پره ها را باز می کند و به شهر می آورد و با قاب گیری مانند قبلی آن می سازد و پس از سوهان کاری در محل خود می بندد . خلبان هواپیما را راه می اندازد و شیخ سلیمان را نیز سوار می کند و بالای شهر به پرواز در می آید. سپس او را پیاده می کند و هر چه مزد می دهند قبول نمی کند.

منابع:

۱)جابانی محمد،مردم و سرزمین قوچان،ص۴۲۷ ۲)همان،ص۲۲۸. ۳)همان،۴۲۹

نام: قهرمانی، حاج شیخ مهدی نام پدر: علی اصغر

آثار:

۱)کتاب انساب الاکراد    ۲)مساله باشلوغ

زندگینامه:

شیخ مهدی فرزند دوم شیخ علی اصغر قهرمانی، دروس قدیمه را در مدرسه علوم دینی آموخت. او اهل منبر و از واعظان ممتاز زمان خود بود. سخنان او مستمعان را مجذوب می کرد و از بیاناتش لذا می بردند. شیخ مهدی مدتی محضر دار بود. و سرودن شعر و نوشتن کتاب نیز علاقه خاصی داشت. کتاب انساب الاکراد و رساله دیگری به نام مساله باشلوق که هر دو خطی و به خط آقای صاحب الزمانی نگارش یافته است؛ از جمله کتابهای اوست که متاسفانه هیچ کدام از آنها در حال حاضر وجود ندارد. وی در قوچان دار فانی را وداع کرد.

شیخ مهدی دیوان اشعاری نیز داشته است که موجود نیست و فقط چند بیتی از اشعار او به وسیله فرزندش رضا که کارمند دادگستری قوچان بود، بازگو گردید.

منابع:

جابانی محمد؛مردم و سرزمین قوچان،صص۴۲۹-۴۳۰

نام:       قهرمانی ،شیخ حسن    نام پدر: شیخ سلیمان

زندگینامه:

شیخ حسن قهرمانی، فرزند دیگر مرحوم شیخ سلیمان در خانواده ای عالم در قوچان دیده به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی را نزد پدرش شیخ سلیمان گذراند و بعد جهت تکمیل معلومات خود به مشهد و تهران مسافرت کرد و در محضر مرحوم کاشانی و سایر علمای وقت در تهران تلمذد کرد. او بعداً به نجف مشرف شده و بعد از چند سال به درجه اجتهاد رسید سپس به تهران برگشت و در زمان وزارت فروغی، دفتر اسناد رسمی گرفت و مدتی به این شغل مشغول بود. بعداً استعفا داد و تا آخر عمر به نوشتن کتاب و سرودن اشعار پرداخت که کتابهای مشارالیه به آقای دکتر حسینی جهت طبع و انتشار داده شده است.

منابع:

نقل از استاد اکبر قهرمانی

نام: قهرمانی ، اکبر نام پدر: شیخ سلیمان قهرمانی

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۴و۱۵ه.ق

آثار:

۱)کتاب چهل حدیث        ۲)دعای رزمندگان ۳)زیارتنامه های متعدد          ۴)کتاب جمال روح

زندگینامه:

استاد اکبر قهرمانی فرزند شیخ سلیمان قهرمانی در سال ۱۲۹۳ ش. در قوچان از خانواده ای عالم و هنرمند که بیشتر آنها دارای فضل و هنر بوده اند ، دیده به جهان گشود. وی خط را نزد پدر خود شیخ سلیمان آموخت و چندین سال نیز در محضر عمویش حاج شیخ مهدی به تحریر پرداخت و از محضر او کسب فیض کرد. او به کشاورزی نیز اشتغال داشت.

استاد اکبر قهرمانی که از استادان بنام خط نسخ و نستعلیق است، سالها پیش از قوچان به مشهد مهاجرت کرد و در دربار حضرت ثامن الائمه راه یافت و جزو خطاطان آستان قدس رضوی گردید. وی دهها دعا و زیارتنامه و کتاب را با خط خویش نوشته است.

منابع:

ملاقات ومصاحبه با استاد اکبر قهرمانی در مرداد ۱۳۷۴.

نام: کامبوزیا ، امیر توکل نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

امیر توکل معروف به کامبوزیا و فیلسوف کویر، از کردان زعفرانلو و برجسته ترین دانشمند اخیر خاندانش از مردم سرزمین قوچان بود. وی در سال ۱۲۸۲ ش. متولد شد . اجدادش اکراد زعفرانلو ساکن قوچان بودند .« کلاته میرزا بابا» که توسط جد اعلای کامبوزیا ساخته شده هنوز در جنوب غربی قوچان باقی است. آن گونه که خود اظهار داشته تحصیلات مقدماتی را در مشهد و تهران و تحصیلات عالیه را در تاشکند گذرانده و هنگام بازگشت به ایران جنگ بین المللی اول آغاز شده بوده است. وی به درگز و قوچان آمد و مطالعاتش را در ایران ادامه داد، سپس به مدرسه نظام رفت و در زمان مرحوم کلنل محمد تقی خان تصدی امور تلگرافی آن مرحوم و سپس ریاست مالیه بلوچستان را به عهده داشت. در زمان وزارت داور، از کار دولتی بر کنار شد و در زمان حیات شوکت الملک در مدرسه شوکتیه بیرجند به تدریس پرداخت . از سال ۱۳۱۴ ش. راهی بیابانهای زاهدان گردید. در کنار کاریزی شور، کلاته ای (مزرعه ای ) خرید و به کشت و زرع پرداخت. او حدود چهل سال از عمر خود را در این مزرعه گذرانید.

کامبوزیا مردی عجیب بود. مزرعه را خود به وجود آورد و تمام کارهای مزرعه را نیز خود انجام می داد. زنان متعدد داشت که بنا به گفه آخرین همسرش (شوکت معصومه کامبوزیا) : « او سه زن صیغه ای و دو زن عقدی داشت . در مجموع دارای ۲۸ فرزند است. هر یک از زنان او گوشه ای از کار کلاته را بر عهده داشتند، از قبیل : شخم زدن ، کاشتن، درویدن ، گاو پروردن و شیر دوشیدن و غیره »

کامبوزیا درس فرزندانش را خود سرپرستی می کرد و به همه می رسید و در آن بیابان دور افتاده به کتاب و مطالعه عجیب دلبستگی داشت. کتابخانه ای جمع کرد که در آن شوره زار بسیار قابل توجه بود و حدود دو هزار و سیصد جلد کتاب داشت. به روایتی کتابهای او را بین ۲۵ تا ۲۷ هزار جلد برشمرده اند . در این مجموعه حدود ۶۰ جلد کتاب چاپی و ۲۱ جلد کتاب خطی از تالیفات شخص کامبوزیا نگهداری می شود.

او در زمینه های مختلف دانش اندوخته هایی داشت و به مقتضای پرسش کنندگان جواب می گفت. در آن بیابان هول خیز چون بر مسند می  نشست مرجعی بود و محضری دلپذیر داشت. او در زمینه های تاریخ شرق و حکمت و اصول دیانت اسلام تحقیقاتی ارزنده کرد که بیشتر در آثار غریبان منعکس است. بالزان محقق معروف فرانسوی با او مکاتبه داشته است. درباره تحقیقات علمی و تالیفات کامبوزیا گویند:« حدود هشتاد جلد کتاب نوشته و هر وقت چاپ و انتشار آنها را جویا می شده اند اظهار می داشته که برای طبع آنها هر وقت نظر می اندازم احساس نقص می کنم و باز به تجدید و اصلاح می پردازم». یکی از آثار او به نام بلوچستان و علل خرابی آن به اهتمام آقای مهدی سزاوار در تهران جچاپ و در مهر ماه ۱۳۵۹ منتشر گردید.

وی به زبانهای عربی، فرانسه و ترکی تسلط کامل داشت و با زبان روسی آشنا بود. کامبوزیا در ۱۶ آذرماه سال ۱۳۵۳ درگذشت و بنا بر وصیت او را در کنار کتابخانه پر ارزش خودش به خاک سپردند.

خانم کامبوزیا می گوید:«او به تحقیق پیرامون اصول اسلام و همچنین ترجمه و تفسیر قرآن بسیار مشتاق بود . علاوه بر این او تحقیقات وسیعی برای نگارش تاریخ شرق انجام داده بود که نتیجه این تحقیقات را در کتابی تدوین کرده است و اطمینان دارم که اگر این کتاب چاپ شود با اقبال محققان و خاور شناسان رو به رو خواهد شد».

کتابخانه کامبوزیا را پس از مرگش لاک و مهر کرده بودند، اما در مراسم چهلمین روز در گذشتن ، مقامات دانشگاه تهران این در را برای مدتی کوتاه گشودند و به ارزیابی مقدماتی این گنجینه پرداختند.

درباره کتابخانه معتبر و پر ارزش این دانشمند فقد و گمنام از طرف وزارت فرهنگ طرحی در دست تنظیم است تا در شهر زاهدان موسسه ای به نام « بنیاد فرهنگی کامبوزیا» تاسیس شود و با انتقال کتابخانه به این موسسه، کتابها و آثار علمی کامبوزیا مورد استفاده محققان و عموم مردم قرار گیرد. لازم به یاد آوری است که یکی از فرزندان استاد کامبوزیا به نام مهری کامبوزیا در دانشگاه تهران به تدریس مشغول است.

منابع:

۱)روزنامه اطلاعات،شماره ۱۴۵۸۰،سال۱۳۵۳. ۲)افشار،ایرج؛«چهره دیگر از کلاته کامبوزیا»،بیاض،تهران۱۳۴۰،ص۳۴۷-۳۵۰

نام: کرامتی،محمد رضا نام پدر: علی جوانی فاضل

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱)         مقدمه ای بر برنامه ریزی استراتژیک در آموزش و پرورش ، انتشارات آستان قدس، مشهد ۱۳۷۴. ۲)         آثار اجتماعی آموزش و پرورش ، انتشارات سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان ، ۱۳۶۹. در زمینه ترجمه : ۱)          تدریس : یادگیری ، نوشته رابرتجی مرتز، انتشارات خاطره ، مشهد ۱۳۷۲ ۲)          برنامه ریزی آموزشی ، نوشته وی ال گریفیث ، انتشارات سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان ، ۱۳۶۹ در زمینه تحقیق : ۱) بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل درون سازمانی و برون سازمانی موثر بر افت تحصیلی دانش آموزان رشته ریاضی فیزیک در استان اصفهان، انتشارات سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان ، ۱۳۷۰.

زندگینامه:

محمد رضا کرامتی فرزند علی جوانی فاضل و علم دوست و محقق و مترجم است که در سال ۱۳۴۷ در روستای برج قارداش از توابع شهرستان قوچان دیده به جهان گشود. او دوره تحصیلات ابتدایی را در همان روستا گذراند و برای ادامه تحصیل به شهر قوچان عزیمت کرد. مدرک دیپلم را از دبیرستان طالقانی دریافت کرد . بلافاصله در کنکور دانشگاهها شرکت کرد و در رشته برنامه ریزی آموزشی دانشگاه شهید بهشتی تهران پذیرفته شد. بعد از گذراندن دوره لیسانس بلافاصله در رشته برنامه ریزی آموزشی دانشگاه اصفهان قبول شد. در حین تحصیل بورسیه دانشگاه تربیت معلم سبزوار شد و بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه اصفهان به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم سبزوار مشغول تدریس شد. حدود چهار سال است که در آن دانشگاه مشغول خدمت و تدریس است . آقای کرامتی جوانی کتاب خوانده و اهل مطالعه است و تا کنون دست به تالیفات و تحقیقات و ترجمه کتابهایی زده.

منابع:

مصاحبه حضوری با آقای کرامتی در تاریخ ۱۵/۶/۱۳۷۴

نام: کمالیان،نصر الله نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

دکتر نصر الله کمالیان در نهم آذر ۱۳۲۹ش. در خانواده ای کم درآمد در شهرستان قوچان متولد شد. دوران ابتدایی را در دبستان حافظ و بهادری در همین شهر به پایان رسانید دوران دبیرستان را در مشهد در دبیرستان امیر کبیر سپری کرد و در سال ۱۳۴۸ در رشته ریاضی دیپلم گرفت. در همان سال وارد دانشگاه فردوسی مشهد در رشته فیزیک شد و به تحصیلات خود ادامه دد.

در دوران تحصیل به علت فعالیتهای دانشجویی، تشکیل انجمن اسلامی ، انجمن کتاب، تشکیل جلسات رهبری تظاهرات و اعتصابات دانشگاه، تکثیر و توزیع درسهای ولایت فقیه امام خمینی(ره) و ارتباط با حوزه علمیه مشهد ، بارها مورد ضرب و شتم ماموران ساواک قرار گرفت. دوبار زندانی شد و محکومیتهایی نیز داشت.

پس از فراغت از تحصیل در سال ۱۳۵۲ به سربازی اعزام گردید و به علت سوابق سیاسی با درجه سربازی به پادگان بیرجند منتقل شد. در سال ۱۳۵۵ این دوران نیز به پایان رسید. در همین سال در آزمون ورودی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران شرکت نموده و با احراز رتبه دوم، تحصیلات کارشناسی ارشد خود را ادامه داد.

در سال ۱۳۵۶ به صورت قراردادی به عنوان کارشناس به استخدام موسسه ژئوفیزیک درآمد. در اواخر تحصیلاتش در این مقطع با شروع انقلاب مواجه گردید. به همین خاطر پس از انقلاب با  همکاری جهاد سازندگی رساله اش را در مورد بررسی آبهای زیر زمینی منطقه سیستان در استان محروم سیستان و بلوچستان انتخاب و به آن منطقه سفر کرد و در سال ۱۳۵۹ فارغ التحصیل شد.

در تعطیلات دانشگاهها که به خاطر انقلاب فرهنگی پیش آمده بود، بیکار ننشست و از طرف وزارت کشور به عنوان فرماندار زاهدان (۱۳۵۹) ، سپس فرماندار خاش(۱۳۶۰) و مشاور استاندار در همان استان به خدمت مردم محروم در آمد.

در آذرماه ۱۳۶۱ عضو هیات علیم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران شد. بلافاصله به ریاست دانشگاه بلوچستان منصوب گردید. مدت چهار سال در ان دانشگاه به مدیریت و تدریس مشغول بود و مجدداً به محل کار اصلی خود، موسسه ژئوفیزیک بازگشت.

در سال ۱۳۶۴ با حکم رئیس وقت دانشگاه تهران ریاست موسسه ژئوفیزیک به او واگذار گردید. در این مدت توانست با همکاری دیگر اعضای موسسه ژئوفیزیک کلیه فعالیتهای آن موسسه اعم از آموزشی، تحقیقاتی و توسعه موسسه را که در دوران انقلاب فرهنگی و پس از آن کاملا راکد شده بود، راه اندازی کند و چندین طرح خدماتی و تحقیقاتی را با سایر همکارانش به اجرا در‌آورد.

فرصت بورس تحصیلی که شش سال قبل وزارت فرهنگ و آموزش عالی به او اعطا کرده بود در حال تمام شدن بود. لذا از ریاست ژئوفیزیک استعفا داد (۱۳۶۸)و برای تکمیل تحصیلات خود به دانشگاه رودکی کشور هندوستان که از معتبرترین دانشگاهها در امر تحقیقات زلزله و مهندسی زلزله می باشد اعزام شد (۱۳۶۹). موضوع پژوهش دکتری را مطالعه پوسته ایران با استفاده از امواج سطحی زلزله ها انتخاب کرد و پس از چهار سال و سه ماه از رساله خود دفاع کرد و به اخذ درجه دکتری در زلزله شناسی نایل شد(۱۳۷۳) .

پس از فراغت از تحصیل دو ماه در کشور کانادا آموزش لازم جهت توسعه شبکه های لرزه نگاری تله متری رقمی را طی کرده و در حال حاضر (۱۳۷۵۹ با عنوان استادیار علاوه بر تدریس در مقطع کارشناسی ارشد مسئولیت شبکه های لرزه نگاری تهران، سمنان و شمال خراسان (به مرکزیت شهر قوچان) به عهده اوست.

از فعالیتهای علمی ایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد.

ـ بررسی هیدروژئولوژی دشت سیستان

ـ بررسی هیدروژئولوژی منطقه آپرین

ـ بررسی آبهای مناطق کارستی کازرون

ـ جمع آوری زمین لرزه های ایران (۱۹۰۰ـ۱۹۹۲).

ـ مطالعه پوسته ایران با استفاده از امواج سطحی زمین لرزه ها

ـ بررسی آنالیز ریسک زلزله کارخانه اکسید اورانیوم ساغند یزد

ـ طراحی شبکه لرزه نگاری تله متری سد کارون ۳

ـ طرح لرزه خیزی منطقه سد کرخه

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان


نام: کمالی نیا ، محمد تقی نام پدر: غلامحسین

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۵ ه.ق

آثار:

۱)اساسی ترین نیاز عصر ما       ۲)شکوه زندگی ۳)ریشه های ضعف و عقب ماندگی مسلمین ۴)ترجمه و تحقیق((جعاله))قرار داد از کتاب مسالک شهید ثانی. ۵)حدیث فقر و استثمار و استعمار.  ۶)موج(داستان)

زندگینامه:

محمد تقی کمالی نیا فرزند غلامحسین در سال ۱۳۲۳ ش. در قوچان متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در این شهر به پایان رساند ولی به سبب مشکلات زندگی ناگزیر به تهران مهاجرت کرد. در تهران روزها را به کارگری و شبها را به تحصیل می پرداخت. تحصیلات دانشگاهی خود را با موفقیت تا دریافت دانشنامه حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران به پایان رساند و فعالیتهای اسلامی و سیاسی را با نوشتن مقالات و انتشار کتب اسلامی آغاز کرد.

محمد تقی کمالی نیا مسلمانی انقلابی و فعال بود و در سال ۱۳۵۸ از جانب مردم قوچان به عنوان اولین نماینده قوچان در مجلس شورای اسلامی انتخاب و راهی مجلس شد. اما متاسفانه او در دومین سال نمایندگی خود در جریان حادثه ای در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاکش سپردند. یادش گرامی و روانش شاد باد.

منابع:

اترکنامه،ص۱۴۷.

نام: کوهستانی،نصرت الله نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۴ و۱۵ ه.ق

زندگینامه:

نصرت الله کوهستانی متخلص به «نصیب» بر خلاف لقبش از عمر و نعمت زندگانی بسیار کم نصیب بود. او فرزند اسدالله کوهستانی از کردهای ایل زعفرانلو بود که در روستای داش بلاغ که آبادی کوچکی در حوالی چناران است، دیده به جهان گشود. ظاهراً او باید در حدود سال ۱۲۹۰ ش. متولد شده باشد و گویا ۱۳۰۴ یا ۱۳۰۵ ش. بود که بنا به قول مرحوم گلشن آزادی‌: « در روزنامه آفتاب شرق قطعه شیوایی به زبان فارسی و کردی به نام نصرت شاگرد ششم دبستان رضوی دیدم که نسبت به فصاحت و پرمایگی شعر با کم سنی آن مرا مجذوب خودکرد و طالب دیدار سراینده اش شدم، چند روز بعد پسری خجول و مودب را در دفتر خودم دیدم که شعری آورده و از من تقاضای اصلاح شعر و سرپرستی ادبی داشت و آن شاعر کوچک که خطی زیبا داشت همان نصرت الله کوهستانی بود».

کوهستانی دوره دبستان را با موفقیت به پایان رساند و وارد دبیرستان فردوسی شد و از همین زمان نظم و نثر او در روزنامه آزادی منتشر گشت، و در محافل ادبی خراسان صاحب موقعیتی شد. در ۱۳۱۲ش. پس از دو سال غیبت به خدمت نظام وظیفه رفت و در سال ۱۳۱۴ به قوچان مراجعت کرد، متاهل گردید و دارای دو همسر بود، بناچار تن به خدمت دولت داد، در سال ۱۳۲۰ سفری به تهران کرد و به حکم :

ذره ذره کاندرین ارض و سماست

جنس خود را همچو کاه و کهرباست

به خدمت شاعر شهیر، استاد شهریار رسید.

در اوایل سال  ۱۳۲۰ مریض شد ، او را برای معالجه به مشهد بردند و پیش از بهبودی، به سبب فاجعه شهریور ۱۳۲۰ و حمله متفقین به ایران مجبور شدند او را با حال ناخوش از مشهد به نواحی نیشابور به میان ایل خود و بعد به شیروان ببرند. سرانجام در فروردین ۱۳۲۱ چراغ عمرش در روستای داش بلاغ از بلوک چناران خاموش و در همان روستا به خاک سپرده شد.

او با شعرای مهم عصر خود مانند مرحوم میرزا شکور اشراق، مرحوم سید حسن صاحب الزمانی و مرحوم میرزا محمد مسعودی تهرانی که از اکابر بودند و از جوانان فاضل با آقای عماد عصار و آقایان تفضلی ها و آقای منتخب الدین رحیمی علاقه و حشر زیادی داشت، و برای آقای فرخ و آقای نوید احترام استادی قائل بود. از نویسندگان خارجی به آثار ویکتور هوگو و لامارتین اظهار علاقه می کرد و خود نیز قطعات نثری زیاد، به سبک هر دو نویسنده و شاعر بزرگ فرانسوی دارد که قسمتی از آنها در جراید چاپ شده است. از انواع شعر بیشتر به غزل علاقه مند بود.

کوهستانی در جایی دیگر، وقتی که ازمرحوم گلشن آزادی دعوت کرده بود که به قوچان بیاید ولی به موقع نیامد.

از نصرت الله کوهستای اولادی باقی نماند و گویا تنها فرزند او نیز در سنین کودکی در گذشت.

منابع:

صد سال شعر خراسان

نام: کیوان،عباس نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۵ ه.ق

آثار:

۱)آیا کسی سرگذشت مرا باور می کند. ۲)عفت فروشان            ۳)قربانیان امواج فساد

زندگینامه:

عباس کیوان ، معلم و نویسنده قوچانی الاصل ، در هجدهم بهمن ماه سال ۱۳۱۴ ش. در قوچان دیده به جهان گشود. بعد از چند سال پدرش او را برای فراگیری علوم مقدماتی قراءت و تجوی به مکتب خانه فرستاد و بعد از طی مقدمات راهی مدرسه مهرداد شد. وی تا کلاس ششم ابتدایی پیش رفت، باز دلش هوای مکتب را کرد و در نتیجه درس جدید را رها کرد، راهی حوزه شد و درس طلبگی را پیش استادان آن عصر از جمله ذبیح الله قوچانی و صاحب الزمانی و دیگران فراگرفت. مجدداً با اصرار پدر درس جدید را در دبیرستان جوینی قوچان ادامه داد و هنوز کلاس یازده (دوم دبیرستان) بود که دوباره شوق و شور محیط طلبگی و فضای روحانی مدرسه علمیه او را بی قرار کرد؛ به همین خاطر درس دبیرستان را ناتمام رها کرد و راهی مشهد شد تا گمشده خود و همچنین پاسخ مجهولاتش را در حوزه علمیه بیابد. چندین سال را در مشهد به فراگیری علوم و درس حوزه پرداخت سپس راهی قم شد. مدت پنج یا شش سالگی که در قم به تحصیل مشغول بود توانست ضمن تحصیل در حوزه به تدریس نیز بپردازد. در همین سالها بود که از دانشکده الهیات تهران موفق به اخذ درجه لیسانس شد.

دست به انتشار اثری زد با عنوان « آیا کسی سرگذشت مرا باور می کند؟» چیزی نگذشت که این کتاب در بازار نایاب و تجدید چاپ شد. بعدها ایشان رهسپار شیروان شد و در این شهرستان به تدریس درس عربی، فلسفه و منطق پرداخت.

آقای کیوان در جریان انقلاب اسلامی همچون دیگر مردم در صحنه های انقلاب حضوری فعال داشت . بعد از تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عنوان دبیر حزب در شیروان برگزیده شد. به مناسبت روز جهانی قدس در سال ۱۳۵۹ ش. از طرف مردم روستای خسرویه (زادگاه آقا نجفی) از ایشان برای سخنرانی دعوت شد و ایشان نیز به همراه تعداد زیادی از دانش آموزان به وسیله چند دستگاه مینی بوس راهی روستای خسرویه شدند . به سبب صعب العبور بودن راه، مینی بوس که آقای کیوان و همراهانش بر آن سوار بودند واژگون شد و مرحوم کیوان بر اثر این حادثه که در تاریخ هیجدهم مرداد ماه سال ۱۳۵۹ ش. رخ داد، جان خود را از دست داد و به رحمت ایزدی پیوست.

منابع:

۱)سجادی ، احمد؛پایان نامه دوره کارشناسی،رشته زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات مشهد.

نام: مایوانی ، محمد کاظم

زندگینامه:

کربلایی کاظم مایوانی متخلص به «وحید» از شعرای قوچان بوده است. از دوران کودکی و جوانی و تحصیلات و دوران زندگی و وفات او اطلاع دقیقی در دست نیست. احتمالاً  وی در روستای مایوان متولد گردیده ، و در دوران حکومت شجاع الدوله دوم زندگی می کرده است. این روستا در جاده خسرویه واقع شده و از بخش فاروج شهرستان قوچان به شمار می رود. در کتابی خطی که در ۱۳۱۹ ق. با خطی بسیار زیبا نگارش یافته است مهر رئیس الشعرا، محمد کاظم دیده می شود. این کتاب خطی منحصر به فرد است و در نزد آقای جابانی‌ـ مولف کتاب سرزمین و مردم قوچان ـ است.

منابع:

اترکنامه،ص۲۳۰.

نام: موید قریشی ، محمود نام پدر: میرزا آقا موید قریشی

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۴ و۱۵ ه.ش

زندگینامه:

دکتر محمود موید قریشی فرزند میرزا آقا موید قریشی از پزشکان نامی قوچان و نواده میرزا حسن حافظ الصحه بود که در سال ۱۲۹۳ ش. در قوجان متولد شد. وی تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در قوچان و مشهد به پایان رساند و در سال ۱۳۱۴ ش. در دانشکده پزشکی تهران مشغول تحصیل گردید. او در سال ۱۳۲۰ موفق به فارغ التحصیلی شد. در بدو خدمت پزشکی خود ترجیح داد که به زادگاه خود قوچان خدمت کند، بنابراین مدت دو سال در قوچان بود . سپس در بیمارستان امام رضای مشهد به سمت رئیس بخش چشم پزشکی منصوب شد.

دکتر موید قریشی از ابتدای تاسیس دانشکده پزشکی مشهد در مقام اولین دانشیار رسمی رشته زیست شناسی گیاهی به تدریس پرداخت. سپس ریاست آزمایشگاه را نیز به عهده گرفت و در سال ۱۳۳۰ در مقام استاد کرسی چشم پزشکی در دانشگاه مشهد به خدمت ادامه داد. در سال ۱۳۳۴ برای تکمیل معلومات خود به فرانسه سفر کرد. در آن دیار با گذراندن مدارج عالی چشم پزشکی زیر نظر استادان عالی قدر فرانسه و پس از دریافت مدارج تخصصی به ایران مراجعت کرد و به خدمات پزشکی و دانشگاهی خود ادامه داد.

دکتر موید قریشی پزشکی بود دارای فضایل اخلاقی والا و وجدانی آگاه که در راه کسب دانش و خدمات پزشکی لحظه ای از کوشش باز نایستاد. دریغ که عمر وی چندان دوام نیافت و در سن ۵۲ سالگی در روز ۲۵ بهمن ۱۳۴۵ سکته کرد و وفات یافت و در یکی از رواقهای صحن عتیق آستان قدس رضوی مدفون گردید.

منابع:

اترکنامه ؛ صص۲۶۱-۲۶۲

نام: معمارزاده ، محمد نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

استاد محمد معمار زاده فرزند ابوالقاسم در سال ۱۳۲۷ ش. در شهرستان قوچان متولد گردید. عشق به اصالتها و میراثهای ماندگار این مرز و بوم ودیعه ای بوده که از کودکی با آن خو گرفته و در او بالیده است، چرا که پدرش از معماران سنتی و اهل هنر بوده است و این میراث را نیز به فرزندانش انتقال داده است. خود او می گوید: «گرایش و عشق به هنر همیشه در وجودم احساس می شد و در دوران تحصیل بویژه دوران دبیرستان ، این ذوق و علاقه به حدی رسید که راه و روش من مشخص و معین شد. بعد از پایان تحصیلات در قوچان به شغل شریف معلمی روی آوردم و در دورترین روستاهای این آب و خاک جهت خدمت به فرزندان روستایی آغاز به کار کردم. این روزها بهترین روزهای زندگی من محسوب می شوند. پس از آن برای تکمیل تحصیلات و عشق وافر به آموختن به انستیتوی هنر تهران آمدم و تحصیلات هنری خود را از هنرهای ایرانی ـ اسلامی ، آغاز کردم. با دستگیری و راهنماییهای استاد معیری و مجید مهرگان به فراگیری هنرهای سنتی و ملی مشغول شدم، نقاشی رنگ روغن را نیز نزد استاد جواد حمیدی و بهمن بروجنی فراگرفتم. در این میان وامدار هنر بسیاری از اساتید نیز بوده ام».

استاد معمار زاده پس از پایان دوره انستیتوی هنر به زادگاهش بر می گردد و این بار باعشقی پرشور تر و تحصیلاتی کاملتر به آموزش هنر در دبیرستانها، مرکز هنر و دانشسراهای مقدماتی مشغول می شود و به پرورش ذوق و شوق هنری نونهالان و جوانان می پردازد، اما دوباره برای ادامه تحصیلات و آموختن نکاتی اساسی تر، به تهران می رود و در دانشکده هنرهای تزئینی به تکمیل معلوماتش می پردازد.

او می گوید:« از آن جا که هنر غرب قانعم نمی کرد، به دنبال سرچشمه های زندگی بخشی بودم که روحم را سیراب کند. از این رو به فراگیری هنر اصیل خوش نویسی پرداختم و در محضر اساتید بزرگی چون زنده یاد استاد سید حسین میرخانی، استاد غلامحسین امیر خانی، استاد کیخسرو خروش ، استاد یدالله کابلی  و استاد رضا مشعشعی به تلمذ و مشاقی نشستم».

محمد معمارزاده از جمله هنزمندانی است که با بهره وری از میراث عظیم نقاشی ایرانی‌(مینیاتوری) به خلق آثاری واقع گرایانه ، پرداخته است. او اگر چه در این آثار رنگ، پرداخت و قلم گیری مینیاتوری را می نهد و فارغ از مبانی نقاشی ایرانی، به هنر آفرینی می نشیند، اما با بهره وری از چننی منبع عظیم و استفاده از چنین توشه ای است که آثارش هنوز مملو از رنگ و بو و حال و هوای اصیل ایرانی است و به نیکی میتوان روحیه شرقی و ایرانی او را در پس آثارش جستجوکرد. معرفت به میراث گذشتگان سبب می شود که او فریفته و خودباخته هنر غرب نشود، لذا از تمامی معیارها و ارزشهای آن برای انتقال ذهنیات شخصی خودکمک می جوید تا نگاره هایش به آثاری شخصی و شرقی بینجامد. استاد معمار زاده هم اکنون در تهران در دانشگاه الزهراء مشغول تدریس می باشد.

منابع:

کیهان فرهنگی،سال۹،شماره ۸،آبان۱۳۷۱.

نام: مقدم قوچانی نام پدر: حاج سید غلام حسین

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

تاریخ تولد: ۱۳۱۳ تاریخ وفات:

آثار:

۱)درسهایی از جهان بینی الهی و جهان بینی مادی ۲)درسهایی از توحید و عدل ۳)نقش روحانیت در اسلام و اجتماع         ۴)اربعین یا چهل حدیث ۵)درسهایی از نبوت(خطی)        ۶)تاریخ قرآن(چاپ نشده) ۷)تاریخ قرآن(چاپ نشده)

زندگینامه:

سید علی مقدم قوچانی در خانواده ای اهل زهد و تقوا در قوچان چشم به جهان گشود . تولدش در سال ۱۳۱۳ ش. (شب مبارک ۲۱ رمضان) اتفاق افتد. پدرش حاج سید غلامحسین مقدم مردی وارسته و پرهیزگار بود . تحصیلات ابتدایی را در موطن اصلی خود، شهر کهنه، (قوچان قدیم) به پایان رساند و آن گاه علوم عربی، ادبیات ، منطق،معانی و بیان ، معالم و شرح لمعه را در قوچان از استادانی چون شیخ قدوسی و فهیمی و در مشهد از استاد ادیب نیشابوری فرا گرفت.

سپس در سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۸ در نجفت اشرف از محضر درس معلم ارجمند اخلاق شهید محراب آیت الله سید اسد الله مدنی(ره) کسب فیض کرد. در ضمن کسب اخلاق و فضیلت ، کتابهای درسی رسائل و مکاسب و کفایه را در جلسات عمومی و خصوصی به پایان رساند. در سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۸ در قم به سر برد و از محضر درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی(ره) استفاده می کرد. پس از تبعید امام، از محضر درس بقیه مراجع عالی مقام کسب فیض نمود. فلسفه اسلامی را از محضر آیت الله جعفر سبحانی و زنده یاد دکتر محمد مفتح(ره) فراگرفت.

در سال ۱۳۴۸ از قم به تهران هجرت کرد و به ارشاد جوانان از سنگر مسجد پراخت. همچنین با تشکیل جلسات مذهبی برای جوانان و نوجوانان، آنان را به مسائل اسلامی و انقلابی اشنا می ساخت و نزدیک ۲۸ سال تمام امام جماعت مسجد علوی صد دستگاه تهران را عهده دار بود. هم اکنون ایشان علاوه بر امام جماعت، در حوزه علمیه نبی اکرم (تهران) تدریس مکاسب را عهده دارند.

منابع:

مقدم قوچانی،سید علی؛درسهایی از جهان بینی الهی و جهان بینی مادی،انتشارات مسجد علوی،تهران ۱۳۶۴،صص۱۹۶-۱۹۷.


نام: میرزا سنگلاخ خراسانی خبوشانی نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: قاجار و زندیه

تاریخ تولد: ۱۱۸۴ تاریخ وفات:

آثار:

۱)امتحان الفضلا و با تذکرة الخطاطین ۲)صراط السطور و مداد الخطوط ۳)آداب المشق    ۴)سیاحت نامه ۵)مجمع الاوصاف            ۶)برج زواهر ۷)درج جواهر

زندگینامه:

میرزا محمد علی سنگلاخ در حدود ۱۱۸۴ ق. در خبوشان (قوچان قدیم) متولد شد و به علت عمر طولانی زمان چند پادشاه را ـ از کریم خان زند تا ناصر الدین شاه قاجار ـ درک کرد. وی مردی شاعر و عارف بود ولی بیشتر به خوشنویسی شهره است.

او در خط نستعلیق استاد مسلم بود و خود را آفتاب خراسان می خواند در تمام عمر خود زن نگرفت و بیشتر ایام را در مسافرت بسر می برد، از جمل بیش از ۲۵ سال در ممالک عثمانی و مصر عمر گذراند و مانند بعضی اهل هنر خالی از بعضی اخلاق و عادات عجیبه نبوده است.

در کتاب ریحانه الادب چنین آمده است : «میرزا سنگلاخ از مشاهیر شعرا و خطاطین ایرانی می باشد که در فنون خط مهارتی بسزا داشته و بخصوص نستعلیق که در آن خط صنعت اعجار به کار برده و در شعر نیز از استادن عصر خود می باشد، بسیار عارف مسلک و درویش نهاده و صوفی منش بود، سالها در استانبول توقف داشت و در تمام عمر ازدواج نکرد و صفحه سنگ مرمری که برای روضه مطهر حضرت رسول (ص) تهیه کرده بود، در تبریز می باشد.»

« از تالیفات او امتحان الفضلاء و تذکره خطاطین است که خود او در دو جلد به خط و چاپ بسیار اعلی در تبریز به طبع رسانده است. حاج میرزا نجفقلی خان دانش، موسس روزنامه اختر و قنسول ایران در استانبول که همصحبت و همنشین میرزا سنگلاخ در آن شهر بود، کلیه اشعاری را که شعرای آن عهد در مدح میرزا گفته بودند جمع آوری کرده و تحت  عنوان مجمع الاوصاف به چاپ رسانده است. از هنرهای دستی او سنگ مرمر بزرگ یکپارچهای بود که در قاهره برای قبر حضرت محمد(ص) درست کرد و چون در آن موقع در حجاز انقلاب اغتشاش بود موفق نشد که آن راه مدینه ببرد و بالاخره سنگ را با خود از مصر به تبریز آورد و چون مرد یکی از همسایگانش آن را در بقعه امام زاده ابراهیم بر سر قبر وی نصب نمود».

میرزا سنگلاخ در حجاری ، نقاشی و خطاطی هنرمندی را اعجوبه های دوران و استاد زمان بوده است.

منابع:

۱)بامداد مهدی؛تاریخ رجال ایران، انتشارات زوار ،تهران۱۳۴۷،صص۱۲۹-۱۳۰ ۲)مدرس ،محمد علی؛ریحانة الادب،تبریز،چابخانه شفق،۳/۹۲ ۳)تاریخ رجال ایران ، ص۱۲۳۰.

نام: نارنجانی، آدینه محمد نام پدر: محمد رضا

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

مقالات : ۱ـ « برهانهایی از اصمیت ۲√» نوشته و . هریس (ترجمه ) مجلد رشد ، آموزش ریاضی سال اول، شماره ۴، زمستان ۶۳. ۲ـ دستوری جهت محاسبه تعداد مقسوم علیه های طبیعی یک عدد طبیعی X«که به صورت h+1 4 و ۳ h+ 4 در جلد دوم قسمت سوم کتاب تئوری مقدماتی اعداد تالیف دکتر غلامحسین مصاحب در سال ۱۳۵۹ چاپ شده است. ۳ـ « تعیین بزرگترین قوه عدد اول P در ضریب دو جمله ای (rn) (دستوری جدید)» مجله رشد آموزش ریاضی ، سال سوم . شماره ۱۱، پاییز ۱۳۶۵. ۴ـ « بحثی بر شاخص دیریکله بسجمله ها» ، گزارش دوازدهمین کنفرانس ریاضی کشور، ۸ـ ۱۱ فروردین ۶۷. ۵ـ «یادداشتی در مورد ریشه های اولیه»، ویژه نامه نظریه اعداد جمله سوم پائیز ۱۳۶۷، پیک ریاضی( نشریه دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان). ۶ـ «بحثی در مورد آخرین قضیه فرما» ویژه نامه نظریه اعداد دو جمله چهارم شماره سوم پاییز ۶۸ پیک ریاضی. ۷ـ۸ «تداخل حساب با هندسی (۱) و (۲)» ، مجله رشد، آموزش ریاضی ، سال نهم ، تابستان و پاییز ۱۳۷۱ش. ۹ـ «کاربرد میدانهای عددی در معادلات سیاله »، گزارش چهارمین سمینار جبر دانشگاه فردوسی مشهد ۱۳۶۷. ترجمه ها : ۱ـ آشنایی با نظریه اعداد ، نوشته ویلیام و آدافرولری جوئل گولدشتین، مرکز نشر دانشگاهی، تهران ۱۳۶۲. ۲ـ ریاضیات پیش دانشگاهی، نوشته ب . د باندی و هـ. مالهلند، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد ۱۳۶۸. تالیفات : ۱ـمبانی ریاضیات ( برای مراکز تربیت معلم) دفتر تحقیقات و برنامه ریزی و تالیف کتب درسی، تابستان ۶۳ ( با همکاری جواد امامی و مریم کمپانی). ۲ـ جبر خطی(برای مراکز تربیت معلم ) تابستان ۶۳ ( با همکاری محمد جواد امامی و حسین ذاکری).

زندگینامه:

دکتر آدینه محمد نارنجانی فرزند محمد رضا، از استادان برجسته ریاضی و آمار است که در سال۱۳۳۳ ش. در قوچان دیده به جهان گشود. او دوره ابتدایی را در دبستان خبوشان به سال ۱۳۴۰ به پایان رسانید سپس وارد دبیرستان جوینی قوچان شد.

بنا به فرموده خودش: « در دوره دوم دبیرستان پایه ریاضی این جانب توسط استاد محترم ، جناب دکتر بزرگ نیا که در آن زمان در دبیرستان جوینی تدریس می کردند، ریخته شد». او در سال ۱۳۴۶ در کنکور دانشگاه مشهد شرکت کرد و در رشته ریاضی و فیزیک پذیرفته شد. او می گوید: « بار دیگر دکتر بزرگ نیا در سال دوم دانشکده استاد این جانب بود. درسهایی با ایشان گذراندم و در سالهای سوم و چهارم نیز به عنوان کار دانشجویی با ایشان همکاری داشتم ».

او در سال ۱۳۵۰ دانشکده را به پایان رساند و در کنکور موسسه ریاضیات وابسته به دانشگاه تربیت معلم تهران امتحان داد و رتبه اول را کسب کرد. این دوره را در سال ۱۳۵۲ به پایان رساند و در همان موسسه زیر نظر دکتر غلامحسین مصاحب به کار مشغول شد. در سال ۱۳۵ با بورسیه ای که دانشگاه تربیت معلم در اختیار او قرار داد، راهی انگلستان شد و در دانشگاه کمبریج دوره Part III را با ۶ درسد در ارتباط با رشته خودش گذراند.

او در سال ۱۳۶۵ شمسی برای دوره دکتری ریاضی از دانشگاه «تاتینگهم» پدرش گرفت و بلاخره در سال ۱۳۵۹ از آن دانشگاه با تخصص تئوری اعداد فارغ التحصیل شد و به ایران برگشت و در سال ۱۳۶۲ خود را به دانشکده فردوسی مشهد، منتقل کرد . در حال حاضر نیز در این دانشگاه مشغول تدریس است.

منابع:

گفتگوی شفاهی نگارنده با دکتر نارنجانی در مرداد۱۳۷۴.

نام: ناصح،علی اکبر نام پدر: محمد رضا

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

علی اکبر ناصح فرزند محمد رضا شاعران قوچانی است که در سال ۱۳۲۹ش. در قوچان متولد شد. دوران دانشسرای مقدماتی را در مشهد سپری کرد و پس از درگذشت پدرش به قوچان برگشت و به معلمی پرداخت. او که شاگر برجسته دانشسرای مقدماتی بود می توانست با دریافت حقوق معلمی و دریافت دیپلم کامل به دانشسرای عالی نیز راه یابد، ولی مسؤولیت خانواده او را از ادامه تحصیل باز داشت. وی پس از هفت سال دبیری در دبیرستانهای قوچان ، کار آموزشی را ترک کرد و به استخدام بانک ملی در آمد و در شهرهای قوچان ، شیروان ، سبزوار خدمت کرد. در این مدت به دریافت دیپلم عالی بانک نیز نایل آمد و شاگرد ممتاز گردید.

پس از چند سال از سبزوار به مشهد منتقل گردید و در بانک ملی استان سمت رئیس دفتر سرپرستی بانک را عهده دار شد، لکن اجل مهلتش نداد و در بهمن ۱۳۶۱ پس از ده سال ابتلاء به سرطان در سن ۴۹ سالگی زندگی را وداع گفت و در بهشت رضا به خاک رفت. او مردی صادق ، درست کردار، مودب و خوش خلق بود . به ادبیات و شعر علاقه خاصی داشت و به زبان فرانسه نیز آشنایی داشت.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: ناصریان ، محسن نام پدر: نصر الله

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

زندگینامه:

محسن ناصریان فرزند نصر الله در ۱۳ خرداد ۱۳۴۸ در قوچان به دنیا آمد. از کودکی علاقه وافری به هنر و خصوصاً نقاشی داشت. دوران ابتدایی و راهنمایی را در قوچان گذراند سپس به علت علاقه وافر به نقاشی برای ادامه تحصیل در این رشته به اصفهان رفت (۱۳۶۳) و در امتحان ورودی هنرستان هنرهای زیبا نفر اول شد.

پس از گذراندن دوره دبیرستان ـ نزد اساتیدی چون امیر هوشنگ جزی زاده ، بهرام طاهری و هاشمی در سال ۱۳۶۷، با درجه عالی هنری فارغ التحصیل و در همان سال وارد دانشکده هنر دانشگاه تهران گردید. دوران تحصیل او همراه با برپایی چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی بود. وی در مدت دانشجویی در زمینه مجسمه سازی نیز فعالیت داشت. پس از گذراندن دوره کارشناسی بلافاصله در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کرد و نفر اول رشته نقاشی شد و به صورت بورسیه آموزش عالی وارد دانشگاه تربیت مدرس شد. هم اکنون علاوه به تدریس طراحی و نقاشی در ساخت تندیس و انیمیشن و نیز امور چاپ کتاب نیز فعالیت دارد.

او در مسابقات مختلف هنری شرکت کرده و برنده جوایزی شده است ؛ از جمله در مسابقات دهه فجر استان اصفهان نفر اول شده و سکه بهار آزادی و لوح تقدیم دریافت کرده است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: نسوی زیدری،خواجه نورالدین نام پدر: ؟؟

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ششم و هفتم ه.ق

تاریخ وفات:       ۶۲۲

زندگینامه:

خواجه نورالدین محمد بن احمد بن علی بن محمد نسوی زیدری از نویسندگان و ادیبان قرن ششم و هفتم هجری بود . او رئیس دیوان رسائل سلطان جلال الدین خوارزمشاه و جلالی  تقویم البلدان بوده است. سال وفات او ۶۲۲ هـ ق است. خواجه نور الدین می نویسد:« من بدین هنگام در قلعه خویش « خرندر»م و در آن جایگاه از امهات قلاع خراسان باشد ….»

مقبره ای در اطراف روستای «زیدر» وجود دارد که اهالی معتقدند این مقبره متعلق به خواجه نورالدین زیدری است، اما در بازدیدی که با عده ای از مطلعین از محل مقبره به عمل آمد ، هیچ گونه سنگ نوشته یا سندی در این رابطه مشاهده نشده، بجز مقبره سنگی که دو خط شعر زیر منسوب به خواجه نور الدین محمد نسوی زیدری است:

رو در صف دوستان با ما باش مترس             خاک ره آستان ما باش مترس

گر جمله جهان قصد به جان تو کنند            دل فارغ دار‌ ازآن،باماباش مترس

منابع:

مقیمی،محمد اسماعیل؛جغرافیای تاریخی شیروان،انتشارات آستان قدس رضوی،ص۲۵۲.

نام:       نیرومند، حسینعلی       نام پدر: علی محمد

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱- تحلیل سریهای زمانی و پیش بینی، نوشته برزینت چلد فیلد، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ( با همکاری دکتر ابوالقاسم بزرگ نیا) ۲ـ رگرسیون خطی کاربردی، نوشته سان فرد وایزبرگ ، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد۱۳۷۴ ۳ـ مقدمه ای بر الگوهای تعمیم یافته ، نوشته دابسون، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد۱۳۷۳. ۴ـ شبیه سازی ، نوشته راسا، انتشارات دانشگاه مشهد۱۳۷۴. ( با همکاری دکتر حسنعلی آذرنوش) ۵ـ تحلیل سریهای زمانی، نوشته گرایر، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد۱۳۷۱. ۶ـ اولین درس احتمال ، نوشته راسا(با همکاری دکتر بزرگ نیا ، دکتر مشکانی، دکتر آدرنوش) علاوه بر کتابهای ذکر شده از او چندین مقاله علمی در مجلات مختلف چاپ شده است.

زندگینامه:

دکتر حسینعلی نیرومند فرزند علی محمد در سال ۱۳۲۶ ش. در باجگیران از توابع قوچان دیده به جهان گشود. دوره کودکی و تحصیلات ابتدایی و سیکل اول متوسطه را در همان روستا به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل راهی مشهد مقدش شد.سیکل دوم را در دبیرستان «نادر شاه افشار» آن زمان به پایان رسانید و چون از ذوق و استعدادی سرشار برخوردار بود موفق شد از دانشگاه فردوسی مشهد لیسانس ریاضی دریافت کند و از طرف همان دانشگاه برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت. پس از اتمام موفقیت آمیز دوره فوق لیسانس در دانشگاه برونل انگلستان، به ایران برگشت و در دانشگاه فردوسی مشغول تدریس شد. در سال ۱۳۶۴ دوباره از طرف دانشگاه برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت و در دانشگاه «شفیلد» مشغول تحصیل شد و توانست در سال ۱۳۶۷ دکترای ریاضی ـ آمار را به پایان رساند. او هم اکنون استاد دانشگاه فردوسی است و علاوه بر تدریس ، تاکنون کتابهای بسیاری نیز ترجمه و منتشر کرده است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: نوعی خبوشانی نام پدر: محمود

شهرستان         قوچان  دوره: قرن ۱۱ ه.ق

تاریخ تولد: ۹۷۰ تاریخ وفات: ۱۰۱۹

زندگینامه:

محمد رضا پسر محمود معروف به نوعی خبوشانی یکی از گنجینه های ادب فارسی خطه خبوشان است که قریب چهار قرن قبل خورشید وجودش در آسمان ادیب پرور خراسان درخشیدن گرفت. وی خود را از بازماندگان حاج شیخ محمد خبوشانی عارف قرن نهم خبوشان می داند که در سالهای نیمه دوم قرن نهم می زیسته است. نوعی در سال ۹۷۰ هـ. ق در خبوشان (قوچان فعلی) قدم به جهان هستی نهاد. او چون مدتی هم در مشهد می زیسته است تا حدی به مشهدی نیز معروف است. نوعی در عنفوان جوانی با چند تن از دیگر شعرای همعصرش جچون میر تقی کاشانی و حسرتی شاگر محتشم کاشانی عازم هندوستان گردید و به درباره شهنشاه اکبر(۹۶۳ ـ ۱۰۱۴ هـ. ق) راه جست.

او در هند به موقعیتهایی دست یافت و به دریافت صلح و خلعتهایی نایل آمد؛ نخست مدتی در دستگاه شاهزاده دانیال معروف به شاهزاده خرد پسر اکبر بود ، تا این که پس از چندی وارد دستگاه خان سپهسالار گردید. زبان شیوا و قدرت خلاقیت شعری نوعی چنان نافذ بود که چندین بار صله و هدایایی از سپهسلار دریافت داشت چنان که یک بار ده هزار روپیه ، یک فیل و یک اسب عراقی نفیس نصیبش شد . نوعی خبوشانی شاعری شوخ طبع بود و در سرودن غزل و مثنوی استاد. به هر حال از وی دو اثرجاودان ادبی به یادگار مانده است که متاسفانه آن گونه که باید و شاید نمایانده نشده اند. یکی از این دو اثر ، دیوان غزلیات اوست که گویا تعداد ابیاتش دو هزار بیت است و نسخه ناقص آن در کتابخانه رضا در رامپور موجود است و با این بیت شروع می شود.

سایه گل تا بود خا رخ بستان ما

نقطه مام تو باد! خطبه دیوان ما

از مشخصات غزلیان نوعی این است که از صناعات و زیباییهای ادبی بهره کامل برده است و به قول امین احمد رازی« مولانا نوعی به لطیف طبع و حدث فهم انصاف داشته ، همواره چهره معانی را به گلگونه عبارات تازه سرخ رویی می داده و اشعار دلاویز به منصه  ظهور می رسانده است.

اثر دیگر مولانا نوعی خبوشانی مثنوی سوز و گداز است که از مهمترین آثار او به شمار می رود ، و با سرودن همین مثنوی دلسوز است که آوازه و شهرتی دو چندان می یابد . این مثنوی نخستین بار با عنوان «سوز و گداز یا اکبر نامه» در سال ۱۲۸۹ هـ. ق در لکنهو به چاپ رسید و سپس میرزا داوود ایرانی (انند. ک . کوماراسوامی سیلانی ) مثنوی مذکور را به زبان انگلیسی ترجمه کرد و در سال ۱۹۱۲ در لندن چاپ و منتشر شد.

شرح مثنوی سوز و گداز چنین است : جوان هندی شب زفاف سقف بازار بر سرش فرود می آید و می میرد. عروس جوان زیبایش را هر چه تسلی می دهند کارگر نمی افتد و خود را به رسم هندوان با شوهر خویش می سوزاند.

بالاخره این شاعر پر احساس و عارف نامی خبوشان پس از ۴۹ سال زندگی نسبتا کوتاه در دیار غربت ، در سال ۱۰۱۹ هـ. ق در شهر برهان پور هند به دیار جاوید شتافت.

منابع:

۱)آثار نوعی خبوشانی،به تصحیح دکتر امیر حسن عابد ،تهران،۱۳۴۸. ۲)نفیسی ، سعید؛تاریخ نظم و نثر در ایران،ص۴۲۴.

نام: هراتی ، محمد مهدی نام پدر: محمد

شهرستان         قوچان  دوره: معاصر

آثار:

۱)قرآن معلمی  ۲)تجلی هنر در کتاب بسم الله ۳)آموزش هنر برای معلمان راهنمایی ۴)تهیه مواد و ابزارهای آموزشی ۵)آموزش هنر سال اول ، دوم و سوم راهنمایی ۶)از ساختن تا پرداختن   ۷)روش ساخت کارتهای آموزشی ۸)آموزش هنر و باری و سرگرمی کودکان

زندگینامه:

استاد محمد مهدی هراتی در سال ۱۳۲۱ ش. در شهر قوچان از خانواده ای هنرمند چشم به جهان گشود. پدر ایشان حاج محمد هراتی از هنرمندان قوچان بود که دست مایه و درون مایه موضوعات هنری ایشان اکثرا از شاهنامه حکیم فردوسی است . کارهای استاد حاج محمد هراتی بیشتر شبیه کارهای قهوه خانه ای است که نشان دهنده صحنه های رزمی و حماسی است. از آن جایی که استاد حاج محمد علاقه وافری به هنر نقاشی داشت در فرصتهای مناسب ، علاوه بر تعلیم فرزندان خود محمد مهدی رابه هنر اصیل ایرانی و اسلامی تشویق می نمود به طوری که در دوران کودکی ، او بعد از کشیدن هر نقاشی، هدیه ای به عنوان جایزه از پدر دریافت می کرد و گاهی بعد از دریافت هدیه، پدر برای فرزند یک نقای ترسیم کند. بدین طرق استاد محمد مهدی هراتی یکی از علاقه مندان  کارهای هنری پدر شد و به سوی هنر پدر گرامیش پیدا کرد.

استاد ابتدا با انجام کارهایی از جمله کار بر روی چهره حیوانات و گاهی طراحیهایی ساده اما زیبا «پرتره» با وسایلی همچون سیاه قلم کا رخود را آغاز نمود و از آثار باقیمانده آن دوران ، می توان تبحر و ظرافت طبع ایشان را در دورام کودکی مشاهده نمود.

از دیگر تجربه های کاری ایشان کار بر روی پارچه است که بعد از گذشت چندین سال هنوز ظرافت و زیبایی در اثر او هویداست. او علاوه بر رهنمود هایی که از پدر گرفت از محضر دیگر استادان همچون عباسی کاتوزیان، عباسی معیری و دیگر هنرمندان قوچانی بهره ها بهره ها برد به طوری که خود بزودی به هنرمندان بارز و خلاق در هنر ایرانی شهره شد و در همین دوران بود که با کنار گذاشتن نقاشی کلاسیک به سوی نقاشی ایرانی روی آورد.

استاد محمد مهدی هراتی در سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ش. در تهران بود و مجدداً در سال ۱۳۵۰ ش. به قوچان برگشت . و در سال ۱۳۵۸ ش. به شهر مقدس مشهد نقل مکان کرد . از آن جایی که اساد در مرکز استان بودند تواستند کاری مثبت برای شهر قوچان و هنرمندان آن خطه انجام دهند، از جمله بازگشایی باشگاه نقاشی ، عکاسی، نمایشنامه نویس، و موسیغی تدریس می شد. استاد هراتی علاوه بر هنر نقاشی در موسیقی، نمایشنامه نویسی و کارگردانی نیز تجربه های لازم و مفیدی به دست آوده است. به طوری که از استاد هراتی می توان نمایشنامه «مازیار» اثر صادق هدایت و «چشم در برابر چشم» اثر دکتر غلامحسین ساعدی را نام برد.

استاد هراتی در قلمدان سازی و جلد سازی نیز مهارت داشته و با ذوق و سلیقه خاص خویش و بسیار ماهرانه این کار را انجام می دهد. به وجود آمدن موضوعات تازه و تنوع در افکار ایشان، نشانگر ذهن خلاق استاد هراتی بوده که نمونه آن ایجاد هنر تازه ای به عنوان (تولد اسلیمی) که دقیقا حالت مادر را دارد که فرزندی را در بطن خویش داشته باشد.

ایشان عضو هیات علمی اولین جشنواره خوشنویسی جهان اسلام بوده اند که در شهریور ماه سال گذشته برگزار شد. در همین جشنواره سخنرانی تحت عنوان «بدایع نگاری درهنر کتاب» داشته اند که در موزه هنرهای معاصر تهران انجام شده است.

منابع:

کتاب رجال و مشاهیر قوچان

نام: یگانه ، محمد حسین نام پدر: رمضان

شهرستان         قوچان  دوره: ۱۴ و۱۵ ه.ق

زندگینامه:

استاد حاج محمد حسین یگانه فرزند رمضان در سال ۱۲۹۷ شمسی در روستای داغیان از توابع قوچان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خود را در مکتب خانه گذراند و مدرک ششم نظام قدیم را در همان روستا گرفت، استاد یگانه در کنار کار کشاورزی به آرایش گری و طبابت سنتی نیز مشغول بود.

وی در ایام جوانی قریه داغیان را ترک کرد و دوران جوانی خود را به مدت هفت سال در روستای تیتکانلو به سر برد. در آن روزگار استاد با تار آشنایی مختصری داشت و به سبک قدیم تار می نواخت؛ از قضا مهمان نا آشنایی به خانه او می آید درحالی که استاد یگانه مشغول تار زدن بود، تار را از او گرفته و کوک می کند و یک پنجه می نوازد ، چنان که استاد تار زدن خود را فراموش میکند و این میهمان نا آشنا ـ که مرد پیری بود ـ خود را «جوزانی» معرفی می کند حاج محمد حسین تا آن زمان استاد جوزانی را زیاد شنیده بود اما هیچ وقت خودش را ندیده بود و مشتاق دیدار ایشان بود. همین دیدار باعث شد ، یگانه به مدت سه ماه شاگرد استاد جوزانی شود و نواختن تار را ماهرانه و استادانه از او فراگیرد. حتی مدتی هم برای کاسبی به جوزان رفت، و در آن جا دختر استاد محمد جوزانی را برای برادرش حاج رضا خواستگاری کرد.

استاد علاوه بر نواختن دو تار دارای صدای گرم و رسایی بود، بویژه وقتی ایشان در کار نمایش گری محلی از قبیل : شبیه خوانی ، هیاتهای مذهبی و …. همراهی می کرد. همچنین با هنر نقالی آشنایی کامل داشت و شاهنامه فردوسی را بخوبی می خواند.

بعدها استاد یگانه برای ادامه زندگی از روستای تیتکانلو به قوچان مهاجرت کرد و به شغل آرایش گری مشغول شد. او دارای دو همسر و یازده فرزند است(هشت پسر و سه دختر)، نواختن تار را به بچه های خود نیز آموخته است، تا این سنت در میان خانواده از بین نرود. از فرزندان او حمید رضا، موسی الرضا و استاد محمد یگانه این هنر را دنبال کرده اند. از دیگر شاگردان او استاد سعید تهرانی زاده و استاد علی آلمه جوغی را می توان نام برد.

استاد یگانه در نواختن مقام شاه خطایی که از ساخته های خودشان می باشد و معروف به شاه خطایی زارنجی است استاد مسلم بوده و بعد از فوت ایشان نیز هنوز کسی ننواخته است. او دارای مقامهای دو بیتی مخصوص بود که این مقامها بیشتر گویای حال و احوال شخصی بوده است. بیشتر این اشعار به زبان ترکی و یا کردی و با نواختن دو تار خوانده می شد و همچنین مقام بیات که از مقامهای معروف دو تار است. در میان نوازندگان ، استاد یگانه به مقام بیات معروف است.

مهمترین اتفاقی که در دوران زندگی استاد برایش پیش آمد اسیری پسرش موسی الرضا بود که مدت سه سال در اسارت حکومت بعث عراق بود. وی در این مدت نور چشمانش را از دست داد و در غم و اندوه بسیار به سر برد. چنان که موقع نواختن دو تار آثار غم و اندوه در چهره اثر هویدا می شد.

استاد یگانه بعد از یک عمر تلاش و کوشش در ۲۹ تیر ۱۳۷۱ ش. جهان خاکی را وداع گفت و در باغ بهشت قوچان به خاک سپرده شد.

استاد یگانه در جشنواره ها و برنامه های مختلف موسیقی شرکت داشته و به مقامهایی نیز نایل آمد که عبارت است از :

۱ـ شرکت در جشنواره شیراز و دریافت مدال طلایی این جشنواره.

۲ـ شرکت در جشنواره طوس در مشهد و کسب مقام نخست در موسیقی محلی.

۳ـ شرکت در محافل خانه فرهنگ وهنر در تهران و دیگر شهرستانها.

منابع:

اطلاعات از حمید رضا و استاد محمد یگانه(فرزند آن مرحوم)