بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘بخشی ها – Bexşî’

دانلود آثار حاج قربان سلیمانی بخشی بزرگ قوچان و شمال خراسان

۱۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۳ دیدگاه

آهنگ ها را در ادامه مطلب دانلود نمایید     ادامه ی نوشته

آهنگ های بسیار زیبا از زنده یاد استاد عزیز رحیم خان بخشی بهادری-سری اول

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۷ دیدگاه

 آهنگ های بسیار زیبا از زنده یاد استاد عزیز رحیم خان بخشی بهادری-سری اولآهنگ های بسیار زیبا از زنده یاد استاد عزیز رحیم خان بخشی بهادری ادامه ی نوشته

زندگینامه: جعفر قلی زنگلی (1229-1266)

۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

زندگینامه: جعفر قلی زنگلی (1229-1266)

جعفرقلی زنگلی شاعر و عارف کرمانج که از او به عنوان ملک‌الشعرای کرمانج یاد می‌شود،از طایفه زنگلانلو تیره ایل زعفرانلو (زاخوری) در روستای گوگان چشم به جهان گشود

سال تولد جعفر قلی ‭ ‬مشخص‭ ‬نیست‭ ‬همان‭ ‬طور‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬سال‭ ‬وفات،‭ ‬محل‭ ‬دفن‭ ‬و‭ ‬بخش‭ ‬زیادی‭ ‬از‭ ‬زندگی‭ ‬او‭ ‬اطلاعی‭ ‬در‭ ‬دست‭ ‬نیست.

از‭ ‬آنجایی‭ ‬که وی شعر می‌سرود،‭ ‬در‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬اشعارش‭ ‬به‭ ‬نام‭ ‬فتنه‭ ‬سالار‭ ‬در‭ ‬خراسان‭ ادامه ی نوشته

استاد نادر محمد آهنگر بیک بخشی کرمانج

۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۰ دیدگاه
استاد نادرمحمد آهنگربیک بخشی کرمانج خراسانی

بنام خداوند جان و خرد

از نامم بخواهید، نادر محمد آهنگر بیک هستم، فرزند مرحوم استاد علی محمد آهنگر بیک ، متولد سال 1336 در روستای “بیک” از توابع قوچان و از کردهای کرمانج هستم. تحصیلات ابتدایی را در روستای بیک و پیرودانلو گذرانده و دوران دبیرستان را در شهرستان شیروان طی کردم. در دوران کودکی، ضمن تحصیل هنر بخشی گری (دوتار نوازی) نزد مرحوم پدرم و اساتیدم استاد رمضان علی سعدی حداد و علی رضا کوهستانی ، به حرفه اجدادی آهنگری مشغول بودم و از این رهگذر ، همراه با نوای پتک زندگی آبدیده شدم.گرچه حدود 40 سال است در تهران روزگار می گذرانم ، اما هنوز با حال و هوای دیارم مانوسم ، به زبان و گویش کرمانجی تسلط داشته و سال هاست که در جشن ها و برخی مراسم برای دل خودم و مردم برنامه زنده اجرا کرده ام.

ادامه ی نوشته

گفتگوی اختصاصی با محمدعلی قاسمیان خواننده کرمانج خراسان

۳۱ فروردین ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

بیوگرافی و گفتگوی اختصاصی بامحمدعلی قاسمیان ازخواننده های دارای سبک و خوش صدای کرد در خراسان

محمدعلی قاسمیان - خواننده کرمانج

بیوگرافی محمدعلی قاسمیان (Muhemed elî Qasimiyan)

محمدعلی قاسمیان اهل یکی از روستاهای شیروان به نام رزمغان از شهرستان های استان خراسان شمالی می باشد. او متولد سال 1339 است. از همان سال های کودکی به هنر و موسیقی علاقه فراوانی داشته است و پیش از این فقط در جشن ها به صورت تک ترانه و معدود صدای دلنشین و پر از سوزش در گوش ما طنین انداز میشد.اینک او هشت سال است که به صورت رسمی مشغول به فعالیت هنری است و به همراه همکارانش سبک جدیدی در موسیقی کردی(لهجه کرمانجی) ابداع کرده اند. او در بعضی از ترانه های خود  از متن و موزیک کردی همچون ترانه ای با نام ˶کانی˵ از ترانه های کردی ترکیه بهره گرفته است.

آقای محمد علی قاسمیان متن ترانه های خود را با توجه به اینکه سواد دانشگاهی و آکادمیک ندارد خود می سراید و این نشان از ذوق هنری و استعداد وی در موسیقی بکر کرمانجی می باشد.

ادامه ی نوشته

معرفی خوانندگان و نوازندگان شمال خراسان+ دانلود آثار

۲۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱۱ دیدگاه
بخشى ها نوازندگان دوتار، آواز خوان و داستان سرا بودند. شهرهاى قوچان، شيروان و بجنورد مراكز عمده بخشى‌هاى شمال خراسان بوده است (شهرهاى اصلى و مراكز قدرت در شمال خراسان قديم ) روايات عاميانه در تعريف عنوان بخشى بر اين باور است كه بخشى كسى است كه خداوند به او بخششى ياموهبتى عطا فرموده و او را فردى استثنائى كرده است. بر طبق همين روايات، ‌بخشى بايد بتواند بخواند، ‌بنوازد، ‌شعر بگويد، ‌داستان بسرايد و ساز خويش را نيز بسازد. بدين ترتيب، هر نوازنده ى دوتارى بخشى نيست و جداى از تسلط بر ساز، شخص بايد از نظر دانش و شرايط درونى به مرحله‌اى برسد كه عنوان بخشى را زيبنده خود گرداند. البته در اين زمينه استثناء نيز بوده است. مثلا ً استاد رحيم خان بخشى گرچه داراى صدايى نارسا بوده، اما به خاطر تسلط زياد در ساز و نيز دانش او، باز از طرف مردم به عنوان بخشى معروف بوده است. رحيم خان بخشى در نقل داستان‌ها به جاى آواز از بيان محاوره‌اى استفاده مى‌كرده است. انتخاب آهنگ و شعر از طرف بخشى، بستگى به تشخيص او از موقعيت مجلس دارد. بخشى‌ها معمولاً در عروسى‌ها و بطور كلى مجالس شاد مى‌نواختند و در مراسم سوگوارى رسم بر اجراى موسيقى توسط بخشى‌ها نبوده است. در قديم هر خان، بخشى خاص خود را داشت. يكى از هنرهاى بخشى‌ها داستان سرايى است، همراه با موسيقى دوتار، آواز، دكلمه آواز و بيان محاوره‌اى و نقلى. بخشى مى‌توانسته آهنگ‌هاى رقص را تا جايى كه سازش اجازه مى‌داده، ‌بنوازد، منتهى در اندرونى و در جمعى محترمانه و بسيار خودمانى.  ادامه ی نوشته

«حاج قربان سلیمانی عاشق عارف همیشه جاویدان»

۱۹ فروردین ۱۳۹۱ ۷ دیدگاه
  • خاطراتی از ابراهیم عماد در رابطه با حاج قربان (مشاور حقوقی اقتصادی بین المللی در امور برنامه ریزی استراتژیک توسعه – پاریس فرانسه)

حاج قربان، هنرمندی بین المللی برای اشاعه فرهنگ کرمانجی، ترکی و فارسی، قوچان و شمال خراسان

 ابراهیم عماد: خاطره ای از «حاج قربان سلیمانی عاشق عارف همیشه جاویدان»

حاج قربان سلیمانی عاشق عارف همیشه جاویداندر سال 1379 (2000) در آخرین روزی که در فرانسه (پس از اجرای سی روز برنامه در شهرهای مختلف) در پاریس باتفاق علیرضا (فرزندشان)، هیبت اله (نوه شان) و استاد علی غلامرضائی معروف به علی آلماجقی در خونه ما بودند و تمام وسایلهاشون را جمع و جور و آماده برای رفتن به فرودگاه اورلی بودیم، که یکی از دوستان من که پزشک هستند و در طول اقامت، ایشان خدمات زیادی را به حاج آقا ارائه دادند، رو بطرف استاد حاج قربان نموده و مبلغ هزار فرانک جلوی ایشان گذاشتند و از ایشان خواستند که در سفر بعدی شان به پاریس، برای فرزندشان که علاقه وافری به موسیقی دارد و پیانو مینوازد یک دوتار بیاورند.

استاد حاج قربان، نیم نگاهی عمیق به ایشان نموده و هزار فرانک را به ایشان برگردانده، و خطاب به نوه شان (هیبت اله) فرمودند هیبت اله برو اون دوتار اصلی خودم را که در اطاق با وسایلها گذاشته ام بیار.

ادامه ی نوشته

خاطره ای از بخشی مرحوم حاج قربان سلیمانی

۱۹ فروردین ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

مطلب زیر خاطره ی خانم مینو صابری از حاج قربان سلیمانی است که عیناً از سایت ایشان آورده شد است:

گنجشک ها هم می گفتند حاج قربان بنواز!
آدرس دقیقی نداشتیم فقط می دانستیم باید به روستای علی آباد قوچان برویم. پرسان پرسان در یک روز گرم تابستان ( سال هزار و سیصد و هشتاد و یک ) سر ظهر به اتفاق صدف به خانه ی استاد حاج قربان سلیمانی رسیدیم.
تا با استاد روبرو شدم ذوق زده و بی اختیار با او دست دادم و خم شدم که دست استاد را ببوسم در لحظه متوجه شدم استاد وضو گرفته و دستانش تا آرنج خیس است از این گستاخی خودم پشیمان شدم و فقط نگین انگشتر عقیقی که دستش بود را بوسیدم.
ساعاتی بعد به خواهر استاد گفتم من نباید این کار را می کردم به نظرتان با عذر خواهی کار را خراب تر نمی کنم؟ خواهرش خندید و گفت نـــــــــــه نگران نباش دست داداش را خیلی ها می بوسند او عادت دارد و شماها را جای اولاد خود می داند. با آنکه بی خبر رفته بودیم اما استقبال گرم استاد و خانواده اش مانع از آن می شد که معذب باشیم. به قول خودش تازه از آب ِ باغ برگشته بود.از شب قبل برای آبیاری باغ رفته بود و پیش از پای ما به خانه آمده بود اما خستگی هایش را پنهان می کرد و آنچه ما می خواستیم می خواند و می نواخت و می گفت.
چند مقام را نواخت و خواند و حکایت هر کدام را برایمان تعریف کرد.صحبت به بخشی ها رسید،.پرسیدم استاد » بخشی » یعنی چه؟
ادامه ی نوشته

شعری زیبا از جعفر قلی به زبان ترکی

۱۹ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

دریغا حاج قربان …

۱۸ فروردین ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

دریغا حاج قربان …

غزلی از شاعر کرمانج حسن روشان تقدیم به بخشی مرحوم حاج قربان سلیمانی

بخشی مرحوم حاج قربان سلیمانی

بخشی مرحوم حاج قربان سلیمانی ... Bexşî Hac Qurban Suliymanî

 

دیگر بگو که بغض بپاشند انارها

سر را به صخره ها بزنند آبشارها

 

در مه فرو روند کتل ها و دره ها

از گرده بشکنند تمام گدارها

 

 

ادامه ی نوشته

درباره ی بخشی مرحوم حمرا گل افروز

۶ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

ارمان حمرا بخشی

بخشی حمرا گل افروز فرزند علی اکبر بخشی گل افروز و پدر بخشی روشن گل افروز است،اصطلاح بخشی بارها توسط مردم تعریف شده است و هرکس بخشی را به گونه ای تعریف نموده و در بین مردمان کرد شمال خراسان بخشی به کسی گفته می شود که دوتار می نوازد.بخشی در اصطلاح واقعی به کسی گفته می شود که بطور حرفه ای دوتار بنوازد،بخواند و همچنین در نقل داستان نیز حرفه ای باشد و با این وجود داشتن تمام این ملاک ها برای بخشی گری کفایت نمی کند چرا که بخشی بایست از نظر  نشست و برخاست و طرز صحبت کردن وحالات و روحیات روانی و عرفانی  باید به درجه ای برسد و از نظر مردم نیز قابل احترام باشد.اصطلاح بخشی در بین آذری ها عاشیق نام دارد.

بدون تردید اگر بخواهیم تمام این صفات را مد نظر بگیریم هیچ کس بخشی واقعی نیست چرا که داشتن تمامی این شرایط کاری بس بسیار است و بدون تردید اگر یک نفر در دنیا وجود داشته باشد که توانسته است این لقب را برای خود برازنده کرده باشد او حمرا بخشی گل افروز است،بخشی های زیادی هستند که داستان نقل می کرده اند ولیکن نقل آنها مانند صحبت کردن عامیانه بوده و نقل واقعی نزد حمرا است هرچند سالیان درازیست که او نیز چون دیگر هنرمندان در غریبی و فراق و غم درگذشته و لیکن نام او از یاد مردم نخواهد رفت.

ادامه ی نوشته

درباره ی بخشی مرحوم حمرا گل افروز

۶ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

ارمان حمرا بخشی

بخشی حمرا گل افروز فرزند علی اکبر بخشی گل افروز و پدر بخشی روشن گل افروز است،اصطلاح بخشی بارها توسط مردم تعریف شده است و هرکس بخشی را به گونه ای تعریف نموده و در بین مردمان کرد شمال خراسان بخشی به کسی گفته می شود که دوتار می نوازد.بخشی در اصطلاح واقعی به کسی گفته می شود که بطور حرفه ای دوتار بنوازد،بخواند و همچنین در نقل داستان نیز حرفه ای باشد و با این وجود داشتن تمام این ملاک ها برای بخشی گری کفایت نمی کند چرا که بخشی بایست از نظر  نشست و برخاست و طرز صحبت کردن وحالات و روحیات روانی و عرفانی  باید به درجه ای برسد و از نظر مردم نیز قابل احترام باشد.اصطلاح بخشی در بین آذری ها عاشیق نام دارد. ادامه ی نوشته

انقلاب اسلامی در سرودها و ترانه های «بخشی های» شمال خراسان

۶ فروردین ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

 شادروز امانی – بجنورد

انقلاب اسلامی در سرودها و ترانه های «بخشی های» شمال خراسان

 انقلاب اسلامی ما به رهبری حضرت امام خمینی (ره) باعث  خوشحالی و شادی قلب های مردم ستمدیده ایران زمین شد و تاثیرش را میتوان به خوبی احساس نمود . باید گفت در اندیشه و روح آرمان خواه و عدالت خواه جامعه هنری هم این رخداد عظیم تاثیرگذار بوده است بطوریکه میتوان نهضت اسلامی را در آثار اکثر هنرمندان متعهد و مردمی احساس نمود . در شمال خراسان ، شمال شرق کشورمان  با شروع نهضت  خمینی (ره) اوج هنر و حماسه در اشعار و آهنگ های اهل موسیقی تراوش می کند  و هر کدام با لهجه و گویش خود در وصف انقلاب به خلق آثار زیبایی می پردازند .

در میان بخشی های نامدار و خوش ذوق کرمانج استاد احمد بخشی حاتمی شاعر و راوی حکایات کهن، با شروع انقلاب افسانه ها و حکایات کهن را کنار گذاشته و برای مردم و شنوندگان خود از لحظه ورود امام و پیروزی  تا شهادت جوانان کشورش به زبان کرمانجی سروده است. در قسمتی از آهنگ « انقلابی ایشغ » که سال 1360 ضبط شده است می شنویم :

ادامه ی نوشته

روشن جلالی معروف به کوراوغلی (کوراوغلو) از کردهای جلالی فیروزه

۶ فروردین ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

هاشم فرهادی – شیروان
کوراوغلی

   روشن جلالی معروف به کور اوغلی از کردهای جلالی فیروزه است که بارها نامش در کتب مختلف ذکر شده است. پدرش در دستگاه خانی بزرگ  در یکی از شهرهای ترکمنستان اسب ها را نگاهداری می کرده است. یک روز پدر کوراوغلی اسب ها را به کنار رودخانه ای بزرگ می برد و اسب های آبی از آب خارج شده و با اسب های خان جفت گیری می کنند و حاصل آن دو اسب کوچک است که از نظر ظاهری کوتاه قد هستند و برعکس ظاهرشان سرعتی به مانند طوفان داشته اند. یک روز یکی ازدوستان خان به خانه ی او آمده و از خان تقاضای اسب می کند. استبل دار یکی از همان کره اسب ها را برای او می آورد و خان می گوید این کره اسب را ببر و اسبی چالاک بیاور. استبل دار دوباره به استبل رفته و کره اسب دیگر را می آورد و خان که تصور می کند استبل دار او را مسخره می کند دستور می دهد هر دو چشمش را کور کنند. استبل دار از دستگاه خان اخراج می شود و از خان در برابر زحماتش آن دو کره اسب را می گیرد و پس از مدتی فرزند او موسوم به روشن بزرگ می شود و به انتقام پدر بر می خیزد و معروف می شود به کوراوغلی یعنی پسر مرد کور و کره اسب هایش را غیر آت می نامد یعنی به غیر از اسب ها. ادامه ی نوشته

حاج عیسی قلی پور مشهور به عیسی بخشی

۶ فروردین ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه
حاج عیسی قلی پور مشهور به عیسی بخشی

حاج عیسی قلی پور مشهور به عیسی بخشی

 حاج عیسی قلی پور مشهور به عیسی بخشی متولد 1321 از روستای سلاخ بخش مرکزی بجنورد است.خودش معتقد است که تمام پیشینیانش بخشی بوده اند،و در این باره میگوید:پدربزرگم سلیمان، پدر او کربلایی رضا و اجدادم دریاقلی و پیغمبرقلی همه بخشی بوده اند.اما با وجود این پیشینه مرحوم شادروان حسن یزدانی مشهور به حسن بخشی استاد بنده است.استاد من بخشی بزرگی بود
سینه حاج عیسی مملو اشعاری هست که او از محفوظات فرهنگ بخشی ها به همراه دارد.او از داستانهایی همچون،کوراوغلی،کرم و اصلی خان،ابراهیم ادهم،داستان خلقت،بند بربر و…یاد میکند که همه داستانها و اشعار انها را در سینه حفظ کرده است.سوابق هنری عیسی بخشی پرشمار است.این سوابق را میتوان در جشواره موسیقی فجر(1367 و 1370)جشنواره پیران چنگی (1379)حضور در ده ها جشنواره ملی ،منطقه ای ،استانی و شهرستانی،حضور در جشنواره موسیقی کردی سلیمانیه عراق با همراهی شادروانان علیخان ابچوری و حسین ببی و داوری در چندین جشنواره شهری و شهرستانی خلاصه کرد.

 

موسیقی و فرهنگ بخشی‌های شمال خراسان

۴ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

 

بخشی مرحوم حاج قربان سلیمانی

بخشی مرحوم حاج قربان سلیمانی

این طومار پیچیده شد: موسیقی و فرهنگ بخشی‌های شمال خراسان

محمدرضا درویشی

جغرافیای موسیقایی خراسان
منطقه‌ی خراسان ایران (1) به چند بخش تقسیم می‌شود. یکی حوزه‌ی فرهنگی شمال خراسان است، دیگری بخش‌های مرکزی و شرقی و سوم خراسان جنوبی. خراسان شمالی خود به دو بخش تقسیم می‌شود.

در بخش محدودی از آن به مرکزیت درگز که در نزدیکی کشور ترکمنستان قرار دارد، فرهنگ ترکمنی حاکم است که از منطقه‌ی آشخانه به سمت غرب، ترکمن‌ها حضور مشخص‌تری دارند: مناطقی مانند راز و جنگلان و … . از منطقه‌ی ترکمنی که به سمت جنوب حرکت کنیم به بجنورد که امروزه مرکز خراسان شمالی شده و در ادامه به مناطق شیروان و قوچان می‌رسیم.  این مناطق تا محدوده‌ی نیشابور را می‌توان از نظر فرهنگی در چارچوب فرهنگ شمال خراسان دید که عمدتاً شامل فرهنگ‌های ترکی و کردی است. کردهای این منطقه اکثراً مهاجرند و بخشی از جمعیت ترک‌های خراسان مهاجر و بخشی دیگر نیز از گذشته در آنجا ساکن بوده‌اند. در این منطقه فرهنگ فارسی‌زبان وجود ندارد، اما در منطقه‌ی نیشابور فارس‌ها نیز در کنار ترک‌ها و کردها حضور دارند. موسیقی این مناطق در منطقه‌ی خراسان منحصر به این منطقه است و تفاوت‌های اساسی با موسیقی مناطق مرکزی و جنوبی استان دارد. این  موسیقی یا ترکی است و یا کردی که البته در بخش‌های شمالی‌تر موسیقی ترکمنی نیز وجود دارد.

ادامه ی نوشته

” تورغه” ی روح علیخان آبچوری آسمان نشین شد

۴ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

” تورغه” ی روح علیخان آبچوری آسمان نشین شد هنرمند محبوب حاج علی یزدانی ، مشهور به علیخان آبچوری . نوازنده چیره دست قوشمه ، سفیر نام آشنای موسیقی مقامی خراسان به خیل هنرمندان فقید استان پیوست .

 خبر به نقل از: www.artbojnourd.ir

تورغه” ی روح علیخان آبچوری آسمان نشین شد

      آری ، خبر اگر چه کوتاه، اما تکان  دهنده بود ……

 هنرمند محبوب  حاج علی یزدانی ، مشهور به علیخان آبچوری . نوازنده چیره دست قوشمه ، سفیر نام آشنای موسیقی مقامی خراسان به خیل هنرمندان فقید استان پیوست .

برای مردم ما آبچوری نیازی به معرفی ندارد . در اینجا ، پیرو جوان و زن ومرد با هنرمند دوست داشتنی خود آشنایند . سیمای آرام، صمیمی ومحجوب هنرمند ایلیاتی  ما آنقدر روشن و بی پیرایه است که هرگز از ضمیر و اندیشه این مردم پاک نخواهد شد .

     او همان است که با ” سر مقام “ دل های عاشق را آماده سفر می کرد ، با ” تورغه “ تا بلندای کمال پرواز می داد و پس از اوج های مکرر و وجد آور با “  لو “ در گستره دشت های مهربانی فرود آورده درمجلس گل های وحشی میهمان  می کرد . او همانست که با ” هرایی “  اندوه های  خفته ی روزگاران  را به روایت  می نشست وبا ” الله مزار “ حکایت  رنج های پیدا و پنهان این مردم را مترنم می شد . او ، علی خان ، همانست که با شور سرشار از احساس مقام های حرکت آفرین ، دست افشانی و پایکوبی را به مردم خود  هدیه می داد . هم او بود که در دوران پر افتخار هنری خود با صلابت و استواری تمام مفاهیم  معرفتی “مقام ” را با دمیدن ممتد  در قوشمه تکرار کرد تا طنین دلنواز آوا های شیرین ایل ماندگار گردد. این پیر نیک نهاد چه بسیار درس ها که به ما آموخت . او به ما آ موخت تا سختی وصلابت کوهستان را با ” ججوخان ”  ، عزت ومردانگی را با ” سردار عیوض “ وزلال مصفای چشمه ساران را با  ” گلا له من “  تجربه کنیم . او به ما آ موخت تا روحیه رزم و خصلت دشمن ستیزی را با ”  کور اوغلی “، عرفان وخداجویی را با ” جعفر قلی “ وسرور و وجد باطنی را با ” سامه “ جاودان سازیم .

و اینک علیخان آبچوری رفت و تورغه ی سبکبال روحش را در بلندای آسمان عشق و هنر جاودانه  کرد .
او رفت و ما را در سوگ فقدانش با تاثر و تاسف فراوان وانهاد

                                                روحش با خوبان محشور باد
مهدی رستمی ، پ‍ژوهشگر موسیقی مقامی


ببار بارون … به یاد استاد علی آبچوری و قوشمه اش

 

بخشی های شیروان

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

بخشی های شیروان

در شیروان به نوازنده ای حرفه ای « دوتار » اصطلاحاً «بخشی» می گویند .  این نوازنگان محلی معمولا در صدر مجلس می نشینند و به عنوان مقدمه حتماً اشعاری از سروده های 26 شاعر معروف ترک زبان «نوایی» را همراه با نوای عرفانی دوتار می‌خوانند . سپس به درخواست حاضرین ، بخشی یکی از داستانهای ، کرم اصلی خان ، جیران ، شاه بهرام ، جعفر قلی ، سردار و …

را همراه با آهنگ مخصوص دوتار توصیف و نقادی می کند . که هنوز این مراسم طبق روال سابق اجرا می گردد. معروفترین بخشی های شیروان عبارتند از محروم بابا نظر بخشی خیر آبادی ، مرحوم علی بخشی جیریستانی ، مرحوم عزیز بخشی حنامه ای ، مرحوم حجی محمّد بخشی سرحدی ، شیخ حسن بخشی زیارتی ، همراه بخشی گلیانی، سلطان رضا بخشی گلیانی و خانوادة گل افروزی ها . در قسمت عاشق ها گروه عطا عاشق از دیگر گروهها معروف تر بودند.


26 بیشتر اشعار نوائی در شأن و منزلت والای حضرت محمّد (ص) سروده شده است .

 منبع: http://resaco.ir/

 

هنر و هنرمندان سرزمین پارت قوچان

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

 

هنر و هنرمندان سرزمین پارت ... قوچان نوشته ی محمد جابانی

هنر و هنرمندان سرزمین پارت ... قوچان نوشته ی محمد جابانی

کتاب هنر و هنرمندان سرزمین پارت قوچان

این کتاب که توسط استاد محمد جابانی نگاشته شده است به بررسی کامل انواع هنر ها و هنرمندان سرزمین قوچان می پردازد. ایشان بسیاری از هنرمندان عرصه ی موسیقی، شعر، تئاتر و نمایش، خوشنویسی، نقاشی و عکاسی را در این اثر جامع معرفی کرده است. نکته ی قابل تامل در این کتاب استفاده از عکس ها و اسناد است مخصوصا تصاویر رنگی از زندگی و مراسم مختلف مردم کرمانج قوچان است که بر جذابیت این کتاب افزوده است. این کتاب دارای 474 صفحه بوده و توسط انتشارات سخن گستر به چاپ رسیده است.

ادامه ی نوشته

حاج قربان سلیمانی:: مردی که درهای بهشت را به روی غرب گشود

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

 مردی که درهای بهشت را به روی غرب گشود،خود مسافر بهشت شد .سال ۱۳۷۳جامعه هنری قوچان شاهد غروب حاج حسین یگانه بود ویک سال بعد افول ستاره وجوداسماعیل ستارزاده رابه چشم دید. واینک در ۱۳۸۶ آخرین بخشی افسانه‌های ملی چشم از جهان فرو بسته‌است پایتخت موسیقی مقامی این بار گنجینه ملی وشخصیتی متعلق به بشریت را ازدست داد. حاج قربان سلیمانی را درروزی که ازسوی سازندگان برنامه دیار اندیشه بویژه آقای جاراللهی به علی آباد رفته بودم شناختم واین آغازی بود برای شناخت ایشان ازسوی جامعه هنری استان وکشور وسراسر جهان. دومین معرفی زمانی بود که زنده یاد محمد قربان صباغ اورا به فستیوال موسیقی فجر شناساند. اجرای بی نظیر استاد در جشنواره موسیقی فجر نام اورا برسر زبانها انداخت.

ادامه ی نوشته

جعفر قلی زنگلی دانی سا مه کتاو ژی

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

جعفرقلی زنگلی در سال 1855 میلادی در روستای گوگلین از توابع شهرستان قوچان دیده به جهان گشود. جعفر قلی بیشتر عمر خود را صرف شعر و شاعری به زبان کردی نمود، امروزه دیوان اشعار جعفرقلی روی اکراد خراسان اثر مطلوب خود را داشته که موجب آرامش روحی، تسکین خاطر و آسایش فکری هزاران کرد آن دیار است. مراسم سالگرد وفات ایشان هر ساله در روز جمعه هفته آخر اردیبهشت ماه در کنار مرقد ایشان با تجمع تعداد زیادی از کردها،فرهنگی و دانشجو، زن و مرد، پیر و جوان ودر واقع از همه قشرها برگزار میشود که با خواندن اشعار بسیار زیبا دیوان ایشان، با شادی کردن، رقص وپایکوبی، و اجرای موسیقی کردی ادای احترام خویش را ابراز می دارند.

در خصوص حفظ میراث فرهنگی به نظر می رسد که درست کردن آرامگاهی مناسب در سر مزار و مقبره شاعر والامقام، شهیر،عرفانی و چیره دست کرد خراسان که در شأن مقام و منزلت ایشان باشد، مطلوبیت خاص خود و مورد پسند عموم اکراد آن دیار است.

منبع: جمعیت کرمانج و کرد … اکتبر 9, 2007

دانلود دیوان جعفرقُلی زَنگِلی

Dîwana Ce’fer Qulî Zengilî – Dagirtin

 دیوانا جه‌عفه‌ر قولی زه‌نگلی – داگرتن

هنرمند و ابرمرد حنجره طلائی نی نواز از دیار کردنشین خراسان

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

هنرمند و ابرمرد حنجره طلائی نی نواز از دیار کردنشین خراسان

رستم که دوران کودکی را در روستای قلعه ی بیک سپری نموده، از نوجوانی به شهر شیروان آمده و سالی به هزارو یکصد تومان به بیگاری در یک مغازه قصابی مشغول بوده ،اما کجاست آن تاب که ظرافت در ابرحنجره بنهی درجایی که حنجره ازفریادهای عاشقانه آکنده است.

 شاید وقتی پدرمرحومش نام رستم بر اونهاده ، آرزوی پسری داشته بسان یلی متکی به زور و توان جسمی ، چه می کند عاشقی که رستم را گدای یک نگاه شهری وصل و وجد مدینه نیازی کرده .اما نه نیاز که نازیار، توانگری پایداربه حنجره ئ طلایی شهرمان داده ، وحاصل این شعررسیده بردرخت موسیقی ، پنج میوه بالیده درنفسهای گرم وگرامی مقامهای کردیست (کرمانجیست) : بهار پروانه آزاده رضا وشهرام.

پروانه را دیدیم با پوله ی نازنینی آذین شده به زرین موی افشان کرده ، به پای پنجه هنرمند بردوتاری که درآغوش پدرزخمه به زخمه  الله مزاره را می رقصید . وشهرام را رام ومتین شایسته آن امیدهایی که درنگاه رستم هنرمند و نامدار حنجره طلایی بود.

رستم که دوران کودکی را در روستای قلعه ی بیک سپری نموده، از نوجوانی به شهر شیروان آمده و سالی به هزارو یکصد تومان به بیگاری در یک مغازه قصابی مشغول بوده ،اما کجاست آن تاب که ظرافت درابرحنجره بنهی درجایی که حنجره ازفریادهای عاشقانه آکنده است.

ادامه ی نوشته

گفتگوی اختصاصی با استاد نادر آهنگر بیک نوازنده موسیقی کرمانج

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

 گفتگوی اختصاصی با استاد نادر آهنگر بیک نوازنده موسیقی کرمانج    

ورود استاد نادر آهنگ بیک نوازنده سنتی موسیقی کرمانج  به شهرستان رودبار بهانه ای شد تا ما گفتگویی با این نوازنده در زمینه موسیقی کرمانج داشته باشیم…..
استاد نادر آهنگر بیک متولد اردیبهشت ماه سال66 زادگاه  وی  روستای بیک از توابع قوچان، تحصیلات خود را در شهرستان شیروان تا مقطع دیپلم گذرانده. موسیقی کرمانج را از پدرش به ارث برده و به طور پیشرفته نزد استادان سعدی حداد اوقاضی و علیرضا کوهستانی فرا گرفته است. وی حدود چهل سال است که ساکن تهران بوده و همواره در کنار ساز دوتار زندگی کرده آهنگر بیک نوازنده، خواننده و حافظ بیش از 7 هزار بیت است.
نادر آهنگر بیک برای ما از موسیقی کرمانج گفت:
از ساز دوتار برای این نوع موسیقی استفاده می شود. موسیقی کرمانج دو حالت دارد، در حالت اول این موسیقی دارای ریتم مشخصی است و در نوع دوم که سینه به سینه می چرخد و دارای ریتم خاصی نیست .
آهنگ الله مزار یکی از آهنگ های برجسته در این نوع موسیقی به شمار می رود که دارای دو ویژگی مهم از جمله جنبه عرفانی بودن و دوم غم و اندوه که برای از دست دادن دلاوران است و در سوگ آنان می نوازند.

ادامه ی نوشته

پیر چنگی خراسان استاد حاج سهراب محمدی

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
پیر چنگی خراسان استاد حاج سهراب محمدی 
پیر چنگی خراسان استاد حاج سهراب محمدی

پیر چنگی خراسان استاد حاج سهراب محمدی

 پیر چنگی خراسان استاد حاج سهراب محمدی، اشعار حماسی زیبایی درباره بسیج، خاک ایران و جبهه به زبان کردی خوانده است که به تازگی به زبان فارسی برگردانده و درحال چاپ است .

به گزارش خبرنگار  گروه فرهنگ و هنر “مهر” در مشهد،  حاج سهراب محمدی معروف به سهراب بخشی از طایفه کرمانج  در سال 1317 در شهرستان مانه و سملقان دیده به جهان گشود. پدر و اجداد وی در زمان حیات خود به فعالیت در زمینه های هنرهای دستی، سرودن شعر کرمانجی و موسیقی می پرداختند .

حاج سهراب از 10 سالگی نواختن دو تار و خواند شعرهای محلی را آغاز کرد و تاکنون به مدت 57  سال  است که نوای خوش دو تار و صدای دلنشین و جذاب او زینت بخش محافل  فرهنگی و هنری در کشور، به خصوص استان خراسان می باشد .

استاد محمدی خود را یک مانه و سملقانی عاشق و یک عشق دوتار کامل می داند و درباره هنر حماسه خوانی می گوید : منشاء اشعارحماسی، غارت در زمان احمد شاه است و افسانه های بسیاری در این زمینه، مانند جعفر قلی  و شاه خطا وجود دارد که هنوز هم گاهی توسط  بخشی ها خوانده می شود .

ادامه ی نوشته

مخمس چهار زبانی در شان چهارده معصوم (ع) از شاعر جعفر قلی زنگلی

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه
 مخمس چهار زبانی در شان چهارده معصوم (ع) از شاعر جعفر قلی زنگلی

مخمس چهار زبانی در شان چهارده معصوم (ع)

ترکی :

جستجو ایلدیم جهانی گورمدم سن تک جمیل

مرحبا  یوز    مرحبا    هم   ذات وه     الا قلیل

حق گتورب سنی  عالمده  عدم دن  بی مثیل

چوخ   یارا شور    شانوه   الا   قلیلا  تشکرون

شانوه  اولدی   عیان  الا  قلیلا   تشکرون

ادامه ی نوشته

ببار بارون … به یاد استاد علی آبچوری و قوشمه اش

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه
ببار بارون … به یاد استاد علی آبچوری و قوشمه اش

 تورغه” ی روح علیخان آبچوری آسمان نشین شد

قطعه ی “بارون” با تکنوازی قُشمِه ی شادروان استاد علی آبچوری ( آبشوری ) و آواز استاد محمدرضا شجریان

ادامه ی نوشته

جعفر قلی زنگلی عارف و شاعر کرمانج

۱۸ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

جعفر قلی زنگلی عارف و شاعر کرمانج

جعفر قلی زنگلی ( ceferqolî zengulî)

جعفرقلی زنگلی مشهور به عندلیب متخلص به ( جعفر )  از طایفه زنگلانلو تیره ایل زعفرانلو ( زاخوری ) می باشد . او در سال 1248 هجری قمری در دوره قاجار و در روستای گوگان از توابع شهر قوچان متولد شده است .پس از مرگ پدرش ملا رضاقلی عمویش حاج علی اصغر سرپرستی اش را بر عهده می گیرد.در سن 12 سالگی به مدرسه علمیه قوچان  راه یافت پس از سه سال علوم مقدماتی برآن شد برای تحصیل مدارج بالا به یکی از شهرهای بزرگ ایران مانند مشهد , قم و اصفهان و … برود اما مرگ نابهنگام مادر این نابغه هزار مسجدی باعث شد ایشان به میان ایل باز گردد.وبا زندگی عادی روزگار بگذراند. .براساس روایتی که اهالی هزار مسجد به آن معتقدند روزی که او گوسفندان عمویش را به کوهستان برده بود در عالم خواب کنار چشمه عاشق و شیفته رخ زیبای دختری به نام ملواری ( مروارید ) می گردد.اینجاست که به او حالت اشراق دست داده و موجب دگرگونی و تحول حال او می گردد.

ادامه ی نوشته