بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘ایلات و طوایف کرد و کرمانج -Êl û Eşîretên Kurd (Kurmanc’

دیدگاهی بر مقاله ی: “رقص کُردی / کُرمانجی در شمال خراسان از کجا نشات می گیرد؟”

۲ شهریور ۱۳۹۵ ۹ دیدگاه

دیدگاهی بر مقاله ی: "رقص کُردی / کُرمانجی در شمال خراسان از کجا نشات می گیرد؟"دیدگاه بر مقاله ی “رقص کُردی / کُرمانجی در شمال خراسان از کجا نشات می گیرد؟” (لینک مقاله) از جناب صمد قلی زاده

صمد قلی زاده

۱- کردهای خراسان در قالب چند ایل وارد این سرزمین بسیار بزرگ به نام خراسان شدند.کلیم الله توحدی به حق وبه درستی دراثر عظیم وبزرگ خویش به نام «حرکت تاریخی کرد به خراسان»، از چند «ایل » نام می برد.
معنای ایل چیست ؟ «ایل عبارتند از : یک کنفدراسیون ، ادامه ی نوشته

Raporek li ser kurdên li bakûrê Îranê; kurmancên amarî li Rûdbarê

۱۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱ دیدگاه

گزارشی از کُردهای شمال ایران؛ کُرمانج های آمارلوی رودبارBerat Qewî Endam

Pêşgotin – Bi giştî hin komên ji xelkê bi eslê xwe kurd li herêmên bakûrê Îranê ango parêzgehên Gîlan, Mazenderan, Gulistan û Erdebîlê her wiha deverên derûdora Têhran û Qezwînê dijîn ku li qonaxên cûrbicûr ên dîrokî û bi şêwazî cûrbicûr carna koça ji ser mecbûrî û sirgûnkirinê, carna koça bi hemda xwe, carna sirgûnkirina kesên eşîrekê û babet û egerên din li van deveran bi cih bûne û roja îro şopa wan li van navçeyan heye. ادامه ی نوشته

گزارشی از کُردهای استان گیلان؛ کُرمانج های آمارلوی رودبار

۱۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱۱ دیدگاه

برات قوی اندامبرات قوی اندام

متن این مقاله به زبان کُردی کُرمانجی را اینجا بخوانید

پیش گفتار به طور کلی گروه های زیادی از مردم کُردتبار در مناطق شمالی ایران یعنی استان های گیلان، مازندران، گلستان، اردبیل همچنین برخی مناطق اطراف تهران و قزوین زندگی می کنند که در ادوار مختلف تاریخی و به شیوه های مختلف گاه کوچ اختیاری و یا اجباری، گاه تبعید افراد یک ایل و یا بابت و علل دیگر در این مناطق ساکن شده اند و امروزه ردپای آنها در این مناطق دیده می شود. چه مردمی که خود را ادامه ی نوشته

«لو Lo» پسوندی غیرکُرمانجی و غیرایرانی در نام ایلهای کُرمانج و برخی مناطق

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۶ دیدگاه

برات قوی اندام  Berat Qewî Endamبرات قوی اندام اماموردیخان – قوچان

همانگونه که در مقاله ی قبلی ام توضیح داده ام پسوند «لو Lo» در نام ایل ها و طوایف کُرد کُرمانج در خراسان و سایر نقاط یک پسوند بیگانه – غیرکُردی و غیرایرانی – بوده و در کُرمانجی تلفظ نمی شود. (برای توضیح بیشتر به مقاله “پژوهشی در رابطه با پسوند لو در نام ایل های کُرمانج ، وجه تسمیه و کاربرد آن” مراجعه نمایید.)

تاریخچه : لو پسوندی است که بیش از ۵۰۰ سال قبل در زمان حکومت عثمانی در مناطق کُردنشین شمالی بر نام ایل های کُرد نهاده شده است و از آن زمان تاکنون رواج پیدا کرده است. با اینکه کُرمانج ها تاکنون این پسوند را قبول ادامه ی نوشته

افراسیاب خان شادلو: آخرین بازمانده بزرگ خاندان ایل کُرمانج شادی های بجنورد Şadiyan – Bijnûrt

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۰ دیدگاه
آخرین بازمانده بزرگ خاندان ایل کُرمانج شادی های بجنورد Şadiyan - Bijnûrtشادروز امانی – بژنورت (بجنورد)
می گویند بجنورد را اجداد ایشان ساخته اند. تاریخ را ورق می زنم می بینم که آری حتی شاهان قاجار زبان به تکریم در برابر این ایل اصیل کُرد کُرمانج گشوده اند . آنجا که در کتاب ارزشمند مطلع الشمس ذکر نسب ایلخانی کُرمانج شادلو و برجستگی های ایشان صفحاتی از این سفرنامه  قطور را در برمی گیرد . برای دیدار با بازماندگان ایلخانی بزرگ خراسان مرحوم یارمحمد خان شادلو معروف به سردار مفخم آماده می شوم. نوه مرحوم یارمحمد خان فرزند عزیزالله خان سردار معزّز بجنوردی هنوز در قید حیات است. به خیابان فردسی منزل افراسیاب خان شادلو فرزند سردار عزیز الله خان شادلو می روم. او پیری است نود و یک ساله است متولد 1302 . دوساله بود که ادامه ی نوشته

تصاویری از تَختَه مِشک ، روستای متروکه تمنانلوها در نیشابور – (تَمَلان ، Temelan)

۲۳ فروردین ۱۳۹۳ ۸ دیدگاه

تصاویری از تَختَه مِشک ، روستای متروکه تمنانلوها در نیشابور - (تَمَلان ، Temelan)تصاویری از تَختَه مِشک ، روستای متروکه تمنانلوها در نیشابور – (تَمَلان ، Temelan)

تَختَه مِشک (Texte Mişk ته‌خته‌ مشک) روستایی متروکه در بخش سرولایت نیشابور و همجوار با روستاهای شترسنگ (کُرمانج نشین)، کلاته حاجی و سرچاه است. این روستا مسکن کُرمانج های تمنانلو (تَمَلان ، ته‌مه‌لان Temelan) بوده است که در سالهای اخیر به طور کلی تخلیه شده است و اهالی آن به روستاهای اطراف، نیشابور، مشهد، بجنورد و سایر نقاط کوچ کرده اند. بافت خانه های روستا به طور کلی قدیمی و گلی بوده و از ویژگی منحصر به فردی برخواردار است. تَمَلی ها دارای خصوصیات ادامه ی نوشته

روستای کُرمانج نشین بُرمُهان ، مسکن ئامارها و زادگاه شهید برمهانی

۲۳ فروردین ۱۳۹۳ ۷ دیدگاه

روستای کُرمانج نشین بُرمُهان Burmuhan نیشابور، مسکن ئامارها و زادگاه شهید محمدعلی برمهانیروستای کُرمانج نشین بُرمُهان Burmuhan نیشابور، مسکن ئامارها و زادگاه شهید محمدعلی برمهانی

بُرمُهان (بورموهان Burmuhan) یکی از روستاهای ایل بزرگ کُردهای ئامار (آمارلو، عمارلو، انبارلو) در نیشابور است. این روستا در دل کوه و در دامنه ی جنوب غربی رشته کوه بینالود در جوار سایر روستاهای ئامارها مثل کَلچ آباد، بجنو، تنگه، ماروسک، کَرّان، خربره و … قرار گرفته است. مردم این روستا و همچنین سایر ئامارهای این منطقه دارای گویش کُرمانجی اصیلی هستند که به رغم دوری از مراکز اصلی کردنشین مثل قوچان و شیروان و بجنورد کاملا سالم و دست نخورده باقی مانده است. ادامه ی نوشته

کُردان باچوانلویی قوچان (باچیان Baçiyan)

۱۲ فروردین ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

آغاز کوچ بهاره باچیانلو - دامنه کوه تلو - مازندران - 22 فروردین 1364کُردان باچوانلوئي قوچان

این مقاله نوشته ی هوشنگ پوركريم است که انتشارات ادارة فرهنگ عامه آنرا در بهمن 1348 منتشر کرده است. مقاله بودن تغییر در اینجا ذکر شده است.

« باچوانلو –  Bacvanlu»‌ها تيره‌اي كوچكند از مردم طايفه‌اي به نام « زعفرانلو » كه به « كُرد قوچان» معروفند. كُردهاي قوچاني و نيز كُردهاي ديگري كه در مناطق شمالي « خراسان » بسر مي‌برند ، مسلمان و شيعه‌مذهبند و به كُردی سخن مي‌گويند. قسمت عمده‌اي از آنان كشاورز و روستانشين‌اند و اندكي ديگر دامدار و چادرنشين. مقالة ‌حاضر را كه به توصيف اجمالي زندگي ادامه ی نوشته

خلاصه شجره نامه ی کردهای طوایف سه گانه ی روستای باغچق

۶ فروردین ۱۳۹۳ ۵ دیدگاه

خلاصه شجره نامه ی کردهای روستای باغچق بجنوردخلاصه شجره نامه ی کردهای روستای باغچق بجنورد

کاری از مهندس نقدعلی علوی فرد و موسی ثنایی فر
آریایی­ های ­ایران —-> مادها —-> کردها(ارزروم و درسیم کردستان ترکیه، آذربایجان و قفقاز و بنا به روایاتی کرکوک کردستان عراق) —-> هژبان(سلسله ی هژبانیان) —->محمد شداد قارتو(سلسله ی شدادیان)  —->شادی خان  —-> نجم الدین ایوبی—->سردار صلاح الدین ایوبی شادی(پادشاه سلسله ایوبیان به مرکزیت مصر و سردار و قهرمان جنگ های صلیبی) —->شیرکوه (بنا بر روایاتی ضعیف ادامه ی نوشته

سلام کُرمانج / سلام به ایمانت ، سلام به ایل و تبارت

۲۷ اسفند ۱۳۹۲ ۱۶ دیدگاه

Selam Kurmancسلام بر شما اهالی بافرهنگ و با ایمان شمال خراسان از هر رنگ و زبانی ، سلام بر شما مرزداران غیور

سلام بر شما همزبانان و همتباران کُرمانج ، سلام بر دلهای با صفایتان و غرور پاکتان

سلام بر شما خواهران و بردادران کُرمانج، سلام بر ایل و تبارتان ، سلام بر نام و نشانتان

سَلام له آماران و آلان

سَلام له باچیان (باچوان) ، بادلان ، بریوان، بَگان، بَرزان، بُرزلان، بیواران، ادامه ی نوشته

کیکانلوها در جلگه شوقان و آشخانه

۸ اسفند ۱۳۹۲ ۳ دیدگاه

CIMG2071شادروز امانی – بژنورت

کیکانلوها یا بعبارتی کیکا مرکزیت آنها بیشتر به حلب . حکاری و مرعش باز می گردد .در کتاب القبائل الکردیه تالیف و یلیام ایلغتون از کیکانی ها در مناطقی نام می برد .در این تحقیق از آقای   محمدرضا قلی زاده فرزند ولی متولد برزنه جلگه شوقان یاری گرفتم  .بزرگ ایل  کیکانلودر سرتاسر شمال خراسان جای گرفته اند که شناسایی تمام زیر مجموعه های آن کاری تقریبا مشکل است مرکز ثقل کیکانی  ها سرحد شیروان متشکل از دهستان سیوک و جریستان .تکمران و…است .در این مقاله کوتاه بحث بر معرفی کیکانی ها  در منطقه آشخانه است آنها  در روستاهای : قاضی ادامه ی نوشته

نقش ایل کرد شادلو در دفاع از استقلال کشور

۲۲ دی ۱۳۹۲ ۷ دیدگاه

نقش ایل کرد شادلو در دفاع از استقلال کشور .موسی ثنائی فرد ( باغچقی )

ایل کرد شادی یکی از ایلات بزرگ کرد است که همزمان با چمش گزک از جنوب قفقاز به آذربایجان و از آنجا به خوار ورامین و بعد به خراسان انتقال یافته است. مرکز اولیه آنها در قفقاز شهرهای دوین و چخور سعد و بوجنگرد و گنجه ایروان و قره باغ بوده که امروزه شهرستان وسیع بجنورد خراسان است که حدود چهار صدو پنجاه روستا را در بر می‌گیرد. کسروی اشاره می‌کند که کردهای شادی تیره ای از ایل بزرگ کردان روادی هستند. به گفته ابن اثیر در قرنهای قبل ازاسلام ایلی از کردان به نام روادی در ارمنستان درنزدیکی های دوین نشیمن داشتند که یکی از بهترین تیره کردان ادامه ی نوشته

ایل کرمانج بیچرانلو Bîçeran

۱۰ آذر ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

Biceranloایل کرمانج بیچرانلو (بیچه‌ران Bîçeran)

بیچرانلو ها که در تهور و بی باکی سرآمد روزگارند از مرزداران مهم خراسان می باشند که سالها و قرن ها سینه ی خویش را برای حفظ حدود و … کشور سپر نموده اند. بیچرانلو و سیورکانلو و کیکانلو تا اواخر حکومت امیر حسین خان شجاع الدوله یک ایل بودند کهبه کیکانلو معروف بود و ناصزالدین شاه آنرا از مهمترین ایلات زعفرانلو دانسته است. هنوز تمام استاد و مدارک بیچرانلو و سیورکانلو (سیوکانلو، سیف کانلو) به نام کیکانلو موجود است و ریاست این ایل بزرگ بر عهده ی امرای سیوکانلو بوده است.

امیر حسین خان شجاع الدوله در حدود سال 1210 قمری ایل ادامه ی نوشته

عمارلو یا آمارلو ؟! (ئامارلو، انبارلو ، Amaran) / زردکانلو ، تمنانلو ، مژدکانلو، حاجی بیگلو

۸ آبان ۱۳۹۲ ۱۲ دیدگاه

Amaranبرات قوی اندام – عمارلو یا به عبارت صحیح تر آمارلو (کرمانجی : ئاماران Kurmancî: Amaran , Amarlo) نام یکی از ایلهای بزرگ کرد (کرمانج) است که به لهجه ی کرمانجی صحبت می کنند و در ایران در مناطق مختلف از جمله خراسان و گیلان و قزوین سکونت دارند.

آمارلوها (ئاماران) از شناخته شده ترین و قدیمیترین ایلهای کرد کرمانج هستند که از زمان های دور (بیش از ۲ هزار سال) به همین نام نامیده می شده اند. ئامارها در مناطق مختلف (در میان غیر کرمانج ها) تحت عناوین «عمارلو» ، «آمارلو» و «انبارلو» نامیده می شوند. بیشتر آمارلوها در قوچان ، دشت ماروسک (شامل چندین روستا که قبل ها جزء قوچان بوده و اکنون در محدوده شهرستان نیشابور است) ، بخش ادامه ی نوشته

غُزها ، ترک یا کُرد؟

۲۸ شهریور ۱۳۹۲ ۲۶ دیدگاه

نقاشی از حملات غزها به نیشابورڕه‌شی خۆراسانی (رشوانلو) (Reşî Xorasanî)


در مورد تاریخ “غُز” ها اطلاعات پراکنده ایی در بسیاری از منابع نوشته شده است ولی تنها یک کتاب جامع در مورد “غزها”وجود دارد که مولف آن پروفسور “فاروق سومر “دانشمند شهیر ملی وافراطی ترکیه است .

اکنون بنگریم فاروق سومر در مورد ایلات غز چه مینویسد:

او میگوید :”غزها” کتابی به نام “اغوزنامه”داشته اند که شخصیت ادامه ی نوشته

معرفی / کتاب مستند كوچندگان كرمانج تالیف سياوش فاتحي

۱۹ تیر ۱۳۹۲ ۸ دیدگاه

کتاب کوچندگان کرمانج تالیف سیاوش فاتحی.معرفی / کتاب كوچندگان كرمانج تالیف سياوش فاتحي توضیحات: در كتاب حاضر، ضمن معرفي «كوچندگان كرمانج» (كردان خراسان)، به بررسي روند كوچ نشيني اين قوم در دورة پهلوي و در ادامة آن تا سال 1370 پرداخته مي شود. در اين بررسي نحوة زندگي كرمانجيان در سه منطقة ييلاقي، تابستاني و قشلاقي مورد توجه بوده است. كوچ نشينان تا پايان روزگار پهلوي از ارديبهشت تا مهر را در رشته كوه «كيكانلو»، «قله ها و پاره هاي نالي»، «گليل»، «كپه داغ» و رشته كوه هاي «كلات نادري» كه جزء مناطق سرد سيربوده، به سر مي بردند و سپس در كوچ هايي كه يك تا دو ماه طول مي كشيده از كانون هاي تابستاني به سوي قشلاق ها مي رفتند. لازم به ذكر است در پايان كتاب، روايت زندگي كوچ نشينان كرمانج به روايت تصوير، بازگو شده است.کتاب كوچندگان كرمانج تالیف سياوش فاتحي
کتاب 585 صفحه ای کوچندگان کرمانج به همت مهندس سیاوش فاتحی تالیف و  توسط انتشارات کیان نشر شیراز و در سال 1389 منتشر شده است. سیاوش فاتحی که اصالتی غیر کرمانج داشته و اهل سبزوار می باشد در این کتاب ارزشمند شرح بسیار مفصلی از زندگی و آداب و رسوم عشایر کرمانج در ییلاق ها و مناطق مختلف خراسان آورده است که نشان دهنده ی عشق و علاقه ی فراوان ایشان به مردمان شکوهمند کرمانج است. ییلاق هایی مثل گلیل و شایجان و هزار مسجدو قشلاق های سرخس و مراوه و تپه و سبزوار و … . در لابلای مطالب این کتاب بسیاری از آداب و رسوم و داستان ها و ماجراهای واقعی از شبیخون ها و غارت ها تا برخوردهای ادامه ی نوشته

مهاجرت کُردهای ایل(بـــه بـــه be be) به خورگام قدیم

۱۶ تیر ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

مهاجرت کردهای ایل(بـــه بـــه be be) به خورگام قدیممهاجرت کُردهای ایل(بـــه بـــه be be) به خورگام قدیم
ولایت خورگام. در گیلان قدیم واقع شده است این ولایت قدیمى امروزه کمابیش برابر با بخشهاى کنونى خورگام و عمارلو در شهرستان رودبار است. ولایت خورگام در دو سوى شاهرود گسترش یافته بود. حدود سیاسى آن در طول زمان متغیر ضبط شده، چنان‌که گاه جزو طارم، رودبار یا دیلمان بوده است. نام آن در منابع به‌صورتهاى خورگام، خرگام، خرگان، خرکان، جرکان، خوکان، حرکام، جرکام و خرجام هم دیده شده است .

چونکه بیشتر آبادیهاى خورگام کوهستانى است. کوههاى البرز جنوب غربی در آن امتداد دارد. به نظر می‌رسد در این ناحیه قبل از هجوم آریاییها، آماردها ادامه ی نوشته

آشنایی با ایل کُرمانج چخماقلو (Çexmaqlo) و روستاها و مناطق محل سکونت آن

۱۵ تیر ۱۳۹۲ ۱۰ دیدگاه

کُردهای چخماقلوی بجنورد با  ۳۳ شهید، ۲۵ جانباز و دو آزاده در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دارای رتبه اول در دفاع از میهنمان ایران هستند.چخماقلو یا چخماخلو (Çexmaqlo) نام یکی از ایل های کُرد (کُرمانج) است. مردم این ایل در مناطق مختلف زندگی می کنند. محل سکونت ایل چخماقلو در ایران شامل شمال خراسان (روستای چخماقلوی مانه و سملقان) و در استان آذربایجان غربی روستاهای چخماقلوی بالا (ژور) و پایین (ژیر) می باشد. در خراسان ایل چخماقلو زیرمجموعه ایل جلیل شادلوی بجنورد محسوب می شود. کُردهای چخماقلوی بجنورد با  ۳۳ شهيد، ۲۵ جانباز و دو آزاده در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دارای رتبه اول در دفاع از میهنمان ایران هستند. در ادامه مطالبی در خصوص واژه ی چخماقلو در لغت نامه دهخدا، معرفی روستای چخماقلوی مانه و سملقان و آشنایی با  شیخ حسین کُرد ، همچنین معرفی کوتاهی از دو روستای دیگر ذکر می گردد. ادامه ی نوشته

پژوهشی در نام ایل های کُرمانج، وجه تسمیه، پسوند لو Lo و کاربرد آن

۵ خرداد ۱۳۹۲ ۳۱ دیدگاه

برات قوی اندام اماموردیخان - باچیانلو - قوچانبرات قوی اندام اماموردیخان

تاکنون به نام ایلها و طوایف کُرمانج دقت کرده اید؟ واژه هایی مثل کیوانلو، توپکانلو، زیدانلو، شادلو، میلانلو، بیچرانلو، رشوانلو، صوفیانلو، سیوکانلو، قهرمانلو و … چه ترکیب لغوی و معنایی دارند؟ این اسامی در میان کُرمانج ها و غیر کُرمانج ها چگونه تلفظ می شوند؟ نام ایل های کُرمانج چه ارتباطی با هویت و تاریخ و پیشینه و ویژگی های اجتماعی آنان دارد؟ در این پژوهش کوتاه قصد داریم پاسخ کوتاهی به این سوالات بلند بدهیم بلکه نمونه ای باشد تا جوانان کُرمانج در اصل و نسب و پیشینه ی خویش بیشتر کندوکاو نموده و نسبت به آن اگاهی بیشتری حاصل کنند. ادامه ی نوشته

باجَلان (باجْلان /بَجْلان ) از عشایر کُردِ ایران و عراق . محل سکونت طوایف باجلان

۱ خرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

باجَلان (باجْلان /بَجْلان ) از عشایر کُردِ ایران و عراق . محل سکونت طوایف باجلان عبارت است از: دهستانهای قُورَتُو و جِگرلوی ، ج 2، ص 60) از بخش قصرشیرین وخود آن شهرستان ؛ نواحی هُورین وشِیْخان ، از دهستان اورامان لُهون بخش پاوة سنندج ؛ قازانیه مَنْدَلی ، درمحال دَرگَزین ؛ کوههای آلمَه قُلاغ در ناحیة اسدآباد همدان ؛ رودبار (مردوخ ، ج 1، ص 78، 86) و آبادیهای اسماعیل آباد و نادرآبادِ قزوین (ورجاوند، ص 460)؛ سان رستم و هُلِیْلان در کِرِندکرمانشاه (کریمی ، ص 161)، و بخشهایی از سرزمین مشترک میان ایلام و کرمانشاه و لرستان ، همراه با طایفه های همگروه قومی خود کَلْهُر * و زَنْگنه * و مافی * (پری ، 1365 ش ، ص 44، حاشیه ).

دوشاخه از باجلانها در عراق به سر می برند: شاخة اصلی در ناحیه بُنْقُدْره و قُورَتو در شمال خانقین ، و شاخة دیگر به نامهای بَجْلان یا باجْوان یا بیجْوان در شَبَک ، ناحیه ای در کرانة دجله ، مقابل موصل ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «باجَلان »). اوژن اوبن (ص 363) از باجلانهای خانقین با نام باجلو یاد کرده است . ادامه ی نوشته

گزارش تصویری / زندگی کوچ نشینی عشایر باچوانلو از ایل های کُرد زبان شمال خراسان

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۴ دیدگاه

گزارش تصویری از زندگی کوچ نشینی عشایر اایل باچوانلو یکی از عشایر کرد زبان در شمال خراسان (2)ایل باچوانلو (باچيان Baçîyan) معروف به کُردان قوچان یکی از طوایف بزرگ کُرد زبان در شمال خراسان است . محل سکونت آنها روستاهای واقع در دره باچوانلو در شمال شرق قوچان بوده، برخی نیز در اسفراین و سایر نقاط پراکنده اند.عشایر این ایل قشلاق را در درگز و مراوه تپه استان گلستان و ییلاق را در هزارمسجد، آلاداغ،شاه جهان و عمارت می گذرانند. باچی ها همان کُرمانج هایی هستند که حدود 100 سال قبل در سحرگاه ماه مبارک رمضان مورد هجوم و یورش قرار گرفتند و 63 زن و دختر از آن ها به اسارت رفتند. در پی این حادثه هولناک اولین دادگاه رسمی در ایران به شیوه ی جدید تشکیل گردید. آهنگ معروف لێ يارێ Lê Yarê نیز برآمده از دل این حادثه بود که از زبان بهمن در اسارت نامزدش گلنار خوانده شده است. کتاب حکایت دختران قوچان ادامه ی نوشته

رشوند (ریشوند، رشنو، رشوانلو) یکی از ایل‌های کرد ایران

۲۸ فروردین ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

رشوند
رشوند (ریشوند، رشنو، رشوانلو) یکی از ایل‌های کرد ایران است. که در غرب و شمال و شرق و مرکز ایران و نیز کردستان سوریه و کردستان ترکیه پراکنده‌اند. رشوند یکی از شاخه‌های ایل بزرگ زعفرانلو است. بخشی از رشوندها هنوز در غربی ترین نقطه کردستان سوریه و بخشی دیگر در شمال کردستان ترکیه زندگی می‌کنند. بخشی از رشوندها در جریان کوچ کردها به خراسان در زمان صفویه به شمال غرب ایران و از آنجا از مسیر مرکز ایران (حوالی تهران) به خراسان کوچانده شدند. ادامه ی نوشته

طوایف کُرد (کُرمانج) ساکن در شهرستان اسفراین

۸ فروردین ۱۳۹۲ ۳ دیدگاه

کشتی باچوخه _کشنی یا کوشنی در گود زینل خان اسفراینطوایف کُرد (کُرمانج) ساکن درشهرستان اسفراین

کُردهای ساکن در شهرستان اسفراین، حدود 39 طایفه هستند که در روستاها و مناطق مختلف همچنین شهر اسفراین سکونت دارند. در کتاب اسفراین، دیروز، امروز تالیف استاد توحدی شرح کاملی در رابطه با محل سکونت این طوایف در روستاها و مناطق مختلف آمده است. نام این طوایف  به ترتیب الفبایی نام طایفه ها، عبارتند از:

آجقانلو (اَجقانلو) ، استاجلوها ، اصطخری ، امیرانلو (عُمرانلو) ، ایزانلو ، پرکانلو ، پهلوانلو معروف به پَلولان ، توپکانلو معروف به توپان ادامه ی نوشته

درخت تنومند ایل های کُرد (کُرمانج) خراسان

۱۸ اسفند ۱۳۹۱ ۲۵ دیدگاه

نمودار درختی ایلات کرد (کرمانج) خراسانŞirîn şirîn gep deken we zimanî kurmancî

 شرین شرین گه‌پ ده‌که‌ن وه‌ زمانی کورمانجی

در خراسان بیش از 400 ایل و طایفه ی کُرد (کُرمانج) وجود دارد که اکثر آنها از بزرگ ایل زعفرانلوی قوچان و ایل جلیله شادلوی بجنورد مجموعا تحت عنوان کُرمانج چُمشگَزَک هستند. در ادامه ی مطلب نمودار درختی ایلات معروف کُرد خراسان برگرفته از جلد یکم کتاب حرکت تاریخی کُرد به خراسان تالیف استاد کلیم الله توحدی آمده است. در این نمودار ایل های شاخص همچون کاویانلو، توپکانلو، باچیانلو (باچوانلو)، بادلانلو، زیدانلو، عمارلو، رشوانلو، کیوانلو، هودانلو، سیوکانلو، کیکانلو، قرامانلو، بیچرانلو، جلالی، پهلوانلو، حمزکانلو، بوانلو، ایزانلو، خراسکانلو، میلان، قراچورلو، شیخکانلو و … و زیر شاخه های آنها (که همگی زیر مجموجه بزرگ ایل زعفرانلوی قوچان اند) همچنین زیر شاخه های ایل شادلوی بجنورد همچون جابانلو، قراباشلو، خادمانلو، کپکانلو، چخماقلو، نرگسلو، بدرانلو، خندقلو و … ذکر شده اند. غیر از ایلات بالا چند ایل دیگر کُرد همچون زنگنه، پازوکی، چگنی و … نیز در خراسان سکونت دارند . برای مطالعه بیشتر می توانید به جلد دوم کتاب حرکت تاریخی کُرد به خراسان مراجعه نمایید.   ادامه ی نوشته

استقرار کردهای جاپان و سربندان در این ناحیه

۲۰ بهمن ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

جاپانلوها و بعضی دیگر از طوایف شادلو در زمان آغا محمدخان قاجار برای حفظ امنیت راهها و شوارع نزدیک تهران به دماوند انتقال یافتند، همچنانکه نادر شاه، عمارلوها را از قوچان به گیلان انتقال داد.

صنیع الدوله آورده است که: « قریه جاپان در دماوند که خط راه تهران به خراسان از وسط آن می‌گذرد، دویست خانوار سکنه دارد. اهالی از طایفه کرد شادلو می‌باشند. اکراد شادلو که در این نواحی سکنی دارند در عهد شاه شهید سعید آقا محمدشاه طاب ثراه به اینجا آمده، یعنی در سال ۱۲۱۰به امر شاه رضوان جایگاه آنها را از بجنورد کوچانده در این صفحات جای داده‌اند. دهکده جاپان در دره واقع است که …. ادامه ی نوشته

ایل کرمانج تووپان (Tûpan) ، توپکانلو

۱۹ مرداد ۱۳۹۱ ۴ دیدگاه

معروف به “توپان” که جمع توپ است و توپ در کرمانجی به معنای انبوعی از جمعیت یا درختان به کار برده می شود. این خود می رساند که توپان مرکب از انبوهی از تیره های فراوان بوده است. در حال حاضر نیز از بزرگترین و پراکنده ترین ایلات کرمانج خراسان است که در جوین و اسفراین و سبزوار و شیروان و قوچان و درگز و مشهد و شمال نیشابور و رشته کوه بینالود به سر می برند. برخی اسکان یافته و بسیاری از ایشان در حال کوچ هستند، و در دو حوزه ی شرقی و غربی قشلاق و ییلاق می کنند. البته ایوانف از حوزه ی سومی نیز نام برده است که آن حاشیه ی کویر است که می گوید : “توپکانلو ها در نواحی جوین و در قسمتی از نیشابور و در زمستان به اطراف دشت تقی کوچ می کنند1.    ادامه ی نوشته

بررسی ساختار اجتماعی – فرهنگی عشایر خراسان

۱۱ مرداد ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

عنوان مقاله: بررسی ساختار اجتماعی – فرهنگی عشایر خراسان (31 صفحه)

نویسنده : دهقانیان، سیاوش

نویسنده : کهنسال، محمد رضا  ادامه ی نوشته

سايه روشن زندگي ساکنان سياه چادرهاي مانه و سملقان

۲۵ تیر ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

سايه روشن زندگي ساکنان سياه چادرهاي مانه و سملقان

خراسان شمالي – مورخ یکشنبه 1391/04/25 شماره انتشار 18167
نويسنده: اردکام

زندگي عشايري با سختي هاي زيادي روبه روست، اما عشاير با اين شرايط کنار آمده اند و مشکلات را در کنار هم سپري مي کنند. اگر قصد سفر به مانه و سملقان را داشته باشيد و جاده «قره ميدان» را به سوي گنبد و کلاله بپيماييد، وجود سياه چادرهايي در گرماي تابستان، خبر از استقرار عشاير مي دهد. در يکي از روزهاي گرم تابستان، جاده «قره ميدان» را به قصد ديدن عشاير و جويا شدن از مشکلات آن ها طي مي کنم. وقتي به سياه چادرها نزديک مي شوم، لحظه اي مکث مي کنم چرا که ترس از سگ هاي گله، مرا وادار مي کند تا بيشتر احتياط کنم. از دور، جواني حدود 20 ساله پيش مي آيد. در حال معرفي خودم هستم که تعداد ديگري از چادرنشينان بيرون مي آيند و سپس همگي به يکي از سياه چادرها وارد مي شويم. اين عشاير در زمره عشاير طايفه «قهرمانلو» هستند. جواني که به خوبي فارسي صحبت مي کند، از من مي پرسد که آيا زبان کردي را متوجه مي شوم يا خير، چون گويا بقيه نمي توانند به درستي فارسي صحبت کنند. من هم ضمن پاسخ مثبت به وي، با زبان کرمانجي با آن ها صحبت مي کنم.     ادامه ی نوشته

ایل کرمانج هێوه‌دانلۆ (Hêwedanlo) ، هودانلو

۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

هێوه‌دانلۆ (Hêwedanlo) یا هێبه‌دانلۆها (hêbedanlo) با تلفظ بای مجهول، احتمالا منسوب به (هێوه‌دل=hêwedil) هستند که الف و نون جمع و پسوند مکانی “لو” به آن افزوده شده است.

“هێوه‌دل” مکانی است در جزیره (کردستان عراق کنونی) که بدلیسی در شرفنامه آنها را کردهای ایزدی معرفی کرده3. زیرا اینها هنوز بسیاری از آداب و رسوم دین زرتشت را در فرهنگ خویش حفظ کرده و به ایزدی معروف بودند، لکن مسلمانان افراطی از باب توهین و تحقیر آنها را یزیدی خواندند و به یزیدبن معاویه که منفورترین جانور روی جهان بوده است نسبت داده اند. می توان ادعا کرد که اکنون کردهای هێوه‌دانلۆ بکلی اسکان یافته و در قوچان و دوغایی و روستاهای اطراف پراکنده اند4جبیب الله خان ناصرلشکر از آخرین امرای هێوه‌دانلۆ بود که در جلد چهارم حرکت تاریخی کرد به خراسان در مورد نامبرده شرح داده شده است. از دیگر مردان نامی هێوه‌دانلۆ باید از امیرقلیخان سرهنگ نام برد که در روزگار امیرحسین خان شجاع الدوله و پسرش محمد ناصرخان شجاع الدوله از اعتباری شایسته برخوردار بوده است1.

کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

ساعتي با عشاير در سياه چادرهاي بر پا شده حاشيه بجنورد

۶ خرداد ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

ساعتي با عشاير در سياه چادرهاي بر پا شده حاشيه بجنورد

خراسان شمالي – مورخ شنبه 1391/03/06 شماره انتشار 18128

پس از صداي زنگوله گوسفندان که با صميميت تعارف «بفرما»ي چوپان در اطراف سياه چادر به هم مي آميزد، لحظه اي خود را فراموش مي کني. اين جا، انسان است و طبيعت؛ صميميت است و صداقت.

صميميت و زلالي در چشمان آن ها موج مي زند. کودکاني 4، 5 ساله، پا برهنه چند گام پيش مي آيند؛ اگر چه چيزي نمي گويند اما نگاه شان هزاران حرف ناگفته دارد . دوست دارند، از چشمان شان حرف هاي شان را بخواني!    ادامه ی نوشته

کرد های کرمانج خراسان از نظر ایوانف

۶ فروردین ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

کرمانج خراسان از نظر ایوانف

منبع: حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم الله توحدی (کانیمال)

ایوانف دانشمند و جامعه شناس معروف شوروی از نظر فرهنگی حق بزرگی بر کردهای خراسان دارد. او در تحقیقات خود تحت عنوان نژادشناسی خراسان علاوه بر ذکر شمه ای از تاریخ و جامعه شناسی و موقعیت کردها در خراسان، بسیاری از ترانه ها و آهنگ های کرمانجی را ثبت و ضبط نموده و از خطر نابودی نجات داده است.1

ادامه ی نوشته

ایل (طایفه) کرمانج دیرانلو (Dêyranloدێیرانلۆ)

۶ فروردین ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

 طایفه ی دیرانلو یکی از عشایر کرمانج شهرستان اسفراین است و زیر مجموعه ایل شادلوی بجنورد

ایل (طایفه) خودکانلو (خوتکانلو) – Xûdkanlo – خوودکانلۆ

۶ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

 طایفه ی خودکانلو (خوتکانلو) یکی از هفت طایفه ی عشایر کرمانج شهرستان اسفراین است که خود زیر مجموعه ی ایل بزرگ زعفرانلوی قوچان می باشد.

طایفهٔ مندوله کانلو ایل میلان – Mîlan

۴ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

ایل میلان دومین ایل بزرگ استان آذربایجان غربى بعد از ایل جلالى است، به‌طورى که ۹/۲۹ درصد خانوارهاى کوچندهٔ منطقه را که شامل ۱۳۸۷ خانوار است در ۱۲۴ اوبه سازمان داده است.

قلمرو اولیهٔ این ایل منطقهٔ وسیعى از آذربایجان غربى و ترکیه را شامل مى‌شد، که در جوار ایلات و طوایف وابستهٔ خود به حیات ایلى ادامه مى‌داد. بر اساس تحقیقات به‌عمل آمده، اصل این ایل مشخص نیست و در منطقهٔ مورد مطالعه نیز کسى نم‌داند که ایل میلان از کجا آمده و سوابق تاریخى آن چگونه بوده است، اما مشخص شده است که ایل با ایلات شکاک، تاکوری، کردهاى قوچان، سارمانلو، مقری، گراوی، خودی، شمسکی، حسلانلو، مرزکى و جبرانلو خویشاوند است، و آخرالامر با آنها به نیاى مشترک مى‌رسد. از ایلات فوق، ایل شکاک و طایفهٔ مدرومی، ایل تاکورى در منطقه موجود هستند و کردهاى قوچان نیز توسط نادرشاه افشار از این منطقه انتقال داده شده‌اند. بقیهٔ ایلات فوق هم‌اکنون در ترکیه و آن سوى مرز مى‌باشند.

ایل میلان شامل ۱۲ طایفه است که قسمت اعظم جمعیت آن به اسکان رسیده و در حال حاضر کوچ نمى‌کنند.

   طایفهٔ مندوله کانلو این طایفه داراى ۸۲ خانوار کوچنده است که در ۸ اوبه متشکل هستند.

 

ایل کرمانج شادکانلو – Şadkanlo – شادکانلۆ

۴ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

ایل کرمانج شادکانلو

طایفه ی کرمانج دودکانلو – دوودکانلۆ – Dûdikanlo

۴ فروردین ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

ایل میلان دومین ایل بزرگ استان آذربایجان غربى بعد از ایل جلالى است، به‌طورى که ۹/۲۹ درصد خانوارهاى کوچندهٔ منطقه را که شامل ۱۳۸۷ خانوار است در ۱۲۴ اوبه سازمان داده است.

قلمرو اولیهٔ این ایل منطقهٔ وسیعى از آذربایجان غربى و ترکیه را شامل مى‌شد، که در جوار ایلات و طوایف وابستهٔ خود به حیات ایلى ادامه مى‌داد. بر اساس تحقیقات به‌عمل آمده، اصل این ایل مشخص نیست و در منطقهٔ مورد مطالعه نیز کسى نم‌داند که ایل میلان از کجا آمده و سوابق تاریخى آن چگونه بوده است، اما مشخص شده است که ایل با ایلات شکاک، تاکوری، کردهاى قوچان، سارمانلو، مقری، گراوی، خودی، شمسکی، حسلانلو، مرزکى و جبرانلو خویشاوند است، و آخرالامر با آنها به نیاى مشترک مى‌رسد. از ایلات فوق، ایل شکاک و طایفهٔ مدرومی، ایل تاکورى در منطقه موجود هستند و کردهاى قوچان نیز توسط نادرشاه افشار از این منطقه انتقال داده شده‌اند. بقیهٔ ایلات فوق هم‌اکنون در ترکیه و آن سوى مرز مى‌باشند.

ادامه ی نوشته

طوایف و خاندان های فعلی نیشابور

۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

طوایف و خاندان های فعلی نیشابور

برخی از طوایف و خاندان های متعددی که هم اکنون در نیشابور ساکن هستند ، عبارتند از :
ـ در شهر نیشابور و حومه آن اختلاطی از اقوام فارس زبان ها ، کرد زبان ها و معدودی از قوم بلوچ زبان و کولی ها .
ـ در قسمت های جنوبی شهرستان علاوه بر وجود خاندان هایی از اقوام فارس زبان چون بهمدی ، ترابی ، عارفی ، عشقی ، ماروسی و … تعدادی نیز از اقوام بلوچ و ترک با حفظ زبان اولیه شان وجود دارند.
ـ در قسمت های شرقی شهرستان ، عمدتاً فارس ها شامل : خاندان های موسوی ،‌ گنجعلی ، قدمگاهی ، درودی ، بوژانی ، حسینی ، اکبری ، غیبی ، صادقی ، رحمتی ، علیخانی ، قهاری ، میرشاهی ، عبدی ، شرفی ، اسماعیلی و … و برخی اقوام ترک زبان شامل خاندان های رحمانی ، قدمیاری ، مرشدلو ، حیدری ، ایروانی و … می باشند.

ـ در قسمت های شمالی و غربی نیشابور نیز خاندان های اقوام فارس زبان و ترک زبان شهرستان ، نظیر : رضوی ،‌ حسینی ، علی کاظم ، حاج قنبرها ، کربلایی اسدها ، آقاها ، صادقی ها و … با خاندان های کرد کرمانج زبان ( از طوایف کردان زعفرانلو ، توپکانلو ، عمارلو و ورانلو ) همچون : کرکانلو ، کال میشی ، فرهادخانی ، لطیفی ، ترابی . شیرقاضی ، آقامحمد خانی ، سمکان ، زینلی و صمیمی به طور اختلاطی و تا حدودی با حفظ برخی از آداب و رسوم قومی و محلی خود ، در کنار یکدیگر زندگی می کنند.

ادامه ی نوشته

معرفی عشایر دشت مغان

۴ فروردین ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

عشایر مغان

معرفی عشایر شاهسون مغان

مقدمه:

کوچ نشینی  یک نوع حیات بشری است که پس از یکجا نشینی پدیده آمده است و قدمت آن به 12هزار سال پیش بر می گردد و تاریخچه عشایر شاهسون نیز به طوایف و ترکمانان وابسته به ترک های غز  که از گذشته های دور در نواحی شرق دریای خزر زندگی چادر نشینی و شبانی داشته اند ارتباط پیدا می کند که در حدود 1000 سال قبل به ترکمنستان عزیمت و پس از شورش و طغیان برعلیه محمد غزنوی به دشتها و دامنه های کوه سبلان رهسپار و برخی در خیاو و عده ای در دشت مغان به زندگی مشغول شده اند و زبان اصلی این طایفه بزرگ، زبان ترکی است که مثل بقیه اهالی و ساکنین آذربایجان صحبت می کنند.

ادامه ی نوشته

طایفه ی کرمانج شاطرانلو (shateranlu) – şatiranlo – شاترانلۆ

۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

طایفه کرمانج شاطرانلو

شاطرانلو. [ طِ ] (اِخ ) نام یکی از ایلات ساکن اطراف خلخال است که هزار خانوار دارد، ییلاق و قشلاق ندارد. زبان افراد ایل ، کردی است . عده ای از آنان مهاجرت کرده در اطراف قوچان سکنی گزیده اند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 108).

طایفه ی کرمانج شاطرانلو به همراه شش طایفه بنامهای خالتانلو ، کلوکشانلو ، هویرانلو ، مونتانلو ، نصرانلو ( اصلان لو ) و دلیکانلو در زمان نادرشاه افشار به خلخال و نواحی کوهستانی تالش کوچانده شدند.

 طایفه مستقل شاطرانلو با 9/2 درصد جمعیت بخشی از عشایر دشت مغان را تشکیل می دهد.

کوچ‌نشینان منطقه خلخال از تعدادی طایفه از جمله از دو طایفه شاطرانلو و قلق جانلو تشکیل می‌شد. در سال 1333 شمسی تعداد طوایف شاطرانلو افزایش یافت و مشتمل بر شاطرانلو و دلکانلو (دلیکانلو) و اینانلو بود.

ادامه ی نوشته