۱ فروردین ۱۳۹۱ Comments off

Roja bavan (û mêran) pîroz be

۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ ۱ دیدگاه

Roja bavan (û mêran) pîroz beHisên Penahî dibêje:
Divê em hejî babên xwe bikin, şimikên baş jibo wan bikirrin, dema em dibînînin ew li cîyekî temaşe dikin, divê em çayekê bidin wan.
Divê, divê em hejî  babên xwe bikin, berî ku hemî tişt bibin bîrewerî.

Wergêr: Cimoyê Meirûf

 

ما باید پدرانمان را دوست بداریم ادامه ی نوشته

Bawera faşîzmê

۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

Bertolt Brecht`Bawera faşîzmê ev e ku li perwerdekirina kesên civakê kêmasî hebûye. Hêviya herî mezin a faşîzmê bandora li ser mejiya merivan û bidestxistina dilên wan e.
Faşîzm ji bilî tundî û hovîtiya li ser şikencegehên xwe li dibistan, rojname û şanoyan jî tundiyê hîn dike.
Belê, faşîzm tevayê gel visa perwerde dike û şev û rojê bê rawestan mijûlî vî karî ye.
Faşîzm nikare tiştekê bide gel, ji ber ku hemî hêz û şiyana xwe daye ser Perwerdekirina merivan. ادامه ی نوشته

Gava ku dinê xwe li xewê dixine

۳۱ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

Gava ku dinê xwe li xewê dixineGava ku dinê xwe li xewê dixine
Roj hiltê
Hîv ron dibe
Lê her der sersarî û bêdengî ye …
Çimku biryar ne eva ye ku tiştek li alemê biqewime
Tenê bûnewerek bi navê meriv e ku hertim di nava derd û rencê da ye
Rojekê qamçî lêdikevin ادامه ی نوشته

Ey kesên pêşerojê

۳۱ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

Ey kesên pêşerojêEy kesên pêşerojê, ey kesên ku ji dilê bahozekê dipekin der
Bahoza Ku em daqurtandine.

Dema ku hûn qala qusûr û lawaziyên me dikin
Bila li bîra we hebe ku
Ji serdema me ya dijwar jî tiştekê bêjin.

Bînin bîra xwe ku me zêdetir ji solên xwe welat tevdan
Û meydanên şerê navbera qatên civakê bi ادامه ی نوشته

مهاجران لهستانی در باجیگران و مشهد

۲۸ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

مهاجران لهستانی در باجیگران و مشهد

مهاجرت لهستانی‌ها به ایران پیرو جنگ دوم جهانی روی داد که با وجود بی طرفی ایران، مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی زیادی برای ایران به همراه داشت. در طی سالهای ۱۳۲۰ الی ۱۳۲۳ خورشیدی بیش از ۱۵۰ هزار نفر از لهستانی‌ها برای مهاجرت به فلسطین و آفریقا، از کشور اتحاد جماهیر شوروی وارد خاک ایران شدند.

آنها در شهرهای مختلف از جمله قزوین، تهران و اصفهان و تعدادی نیز در مناطق شمالی خراسان اسکان داده شدند. بعدها تعدادی از کودکان این مهاجران به نیوزیلند انتقال داده شدند. ادامه ی نوشته

Em nêzikî te ne

۲۵ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

Em nêzikî te neEm nêzikî te ne

Navê me Fîndo û Nayndra
Mariya, Alfêrdo, Fatîma
Tong û Sara ye
Navên me gelek in
Em zarok in
Zarokin mîna te
Em dûr ji te dijîn ادامه ی نوشته

تقدیرگرائی زروانیستی ، حاکم بر اندیشه و فرهنگ کُرمانج

۲۵ فروردین ۱۳۹۵ ۱ دیدگاه

تقدیرگرائی زروانیستی ، حاکم بر اندیشه و فرهنگ کُرمانجصمد قلی زاده
الف : مقدمه

بی تردید تمامی کرمانج خراسان با تقدیر گرائی آشنائی دارد. وشکی نیز در آن نیست که فرهنگ کرمانجی با تقدیر گرائی عجین گردیده است.واین اندیشه به صورت کامل حاکم بر ذهن وفرهنگ وتفکرات کرمانجی می باشد.
آنچه که در طی زندگی روزمره از تقدیر گرائی کرمانجی مشاهده می گردد در تمامی اشعار وسروده ها گسترش عمیقی دارد.در دیوان جعفرقلی موارد متعددی از این تقدیر گرائی وجوددارد.تا آنجا که جعفر قلی عشق خویش به ملواری ادامه ی نوشته

نقدی بر مقاله جعفرقلی / جعفرقلی اهل گوگان نبود!

۲۵ فروردین ۱۳۹۵ ۶ دیدگاه

نقدی بر مقاله جعفرقلی / به قلم محمد دولتپوردر خصوص نوشته شادروز امانی در خصوص معرفی ملک الشعرای کرمانج جعفرقلی زنگلی و نشر اون از کانال تاریخ شفاهی، ضمن تقدیر و سپاس از عنایت نویسنده و معرفی این شاعر و عارف و موسیقیدان کرد به جامعه ادب و هنر به استحضار می رساند که ایراد و نقدی بر زادگاه و هویت این شاعر گمنام کرمانج وارده اولا باید اصلاح و.رسالت حق مطلب از اندوخته هاو غنای فرهنگی و تاریخی هر ایل، طایفه، قومیت، ملت، ادا گردد،
اولا از بزرگان و عوام اگه سوال شود جعفرقلی اهل کجا بوده بی  شک خواهند گفت از ایل زنگلانلو که در درگز بودند. ادامه ی نوشته

Xwezaya jinê

۱۷ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

Mehmûd DewletabadîEv xwezaya jinê ye
Her kîjan ji wan dikare di kêliyekê da
Biguhere
Jin mîna ava deryê û bayê çolê ne
Bêhedûr û bêqerar in
Eger wê li rû nîşan nadin
Ji ber viya ye ku xwedana jîrtiyeke gewherî ne
Ax ku meriv qet nikare têbigihêje ku
Li paş van camên bibirq û sipehî çi tiştên nihênî hene … ادامه ی نوشته

! Aqilê jinan nivîşkan e

۱۵ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

DayîkDê zarokê xwe dimijîne
Û zarok ji ronahiya çavê dayîkê xwendin û nivîsînê dihêvîse
Dema ku hinekî mezintir bû kîfa diya xwe vala dike
Û pê ra pakêteke cixarê dikire
Li ser hestiyên xûr û bêcan ên dayîkê dimeşe
Heta ku xwendina xwe ya zanîngê bi dawî bîne
Dema ku sa xwe ra bû mêrek
Piyên xwe davêje ser hev ادامه ی نوشته

چرا کردی را پاس می داریم؟

۱۵ فروردین ۱۳۹۵ ۲ دیدگاه

مهدی رودکیعالی ترین ویژگی انسان، توانایی فکر کردن اوست. و ما انسانها چه در لحظه ای که فکر می کنیم و چه در زمانی که فکر خود را با دیگران در میان می گذاریم، به زبان پناه می بریم. زبان نیز پیکره بزرگی از معنا و مفاهیمی است که بر واژه ها و جملات استوار است.

هر زبان بشری، مجموعه ای از فرهنگها و توانمندیها را با خود دارد که کردی ما هم همینطور است. ما سالها درون این فرهنگ زیسته ایم و اگر آن را به نسل بعد انتقال ندهیم؛ هم خود را و هم بشریت را از تمام داشته های فرهنگی و اجتماعی مان، محروم می کنیم. ادامه ی نوشته

Parek ji pirtûka Sed saetan ligel Fîdil Kastroyî

۱۵ فروردین ۱۳۹۵ ۱ دیدگاه

Fîdil KastroFîdil Kastro:

Min rê neda ku navê min li ti kolan, meydan, dibistan an nexweşxanêkê daynin.
Derhat û malê min her sal bi fermî tê ragihandin.
Ez parek ji destmizda xwe didim dewletê û hin navendên din.
Mafê ti pirtûka hînkariyê tine ku li bara min binivîse yan wênêke min biweşîne. ادامه ی نوشته

… Em hatine ku

۱۵ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

Nadêr IbrahîmîEm hatine ku bi hebûna xwe cîhanê biguherin…
Em nehatine ku li pey mirina me bêjin rebenê heta bi qasî kurmekê jî kesek aciz nedikir,
An bêjin rebenê ji gayekî jî mezlûmtir bû!
Divê hebûna me, bêhnkişandina me, rêçûna me, nihêrîna me û kenîna me jî mîna stiriyê li çav û qirika zorbêj û zaliman keve…
Em nehatine dinê tenê sa wiya ku mîna mîhekê jiyabin û piştî mirina me, gur û şivan û seyê kêrî her sê pesna me bidin … ادامه ی نوشته

توضیحی بر مقاله ” نوروز ، آیین الفه در بین کرد های خراسان”

۴ فروردین ۱۳۹۵ ۲ دیدگاه

تو ضیحی بر مقاله ” نوروز ، آیین الفه در بین کرد های خراسان”تو ضیحی بر مقاله ” نوروز ، آیین الفه در بین کرد های خراسان” نوشته : جناب آقای اسماعیل حسین پور – (صمد قلی زاده)

با درود وسلام وتبریک و تهنیت نوروز ۱۳۹۵

مقاله بسیار زیبائی ، از جناب آقای حسین پور در سایت ” بهار نیوز” درج گردیده است. وهمین مقاله در وبلاگ ایشان نیز مندرج است.این مقاله که در خصوص آیین ” الفه” کرمانج ها در خراسان است تحسین وسپاس بسیاری از علاقمندان به فرهنگ وآئین کرمانجی را برانگیخت. ادامه ی نوشته

تروریسم دولتی و حملات وحشیانه رژیم ترکیه علیه کُردها

۲ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

تروریسم دولتی ترکیه بر علیه کُردهادولت ترکیه هرگونه برگزاری مراسم نوروز – بزرگترین عید کُردها – را در شهرهای بزرگ (آنکارا و استانبول) و مناطق کُردنشین ممنوع کرده است. پلیس ترکیه به تجمعات و جشن ها کُردها به مناسبت نوروز باستانی یورش می برد و از هر گونه جشن و شادی جلوگیری می کند.

حکومت ترکیه نوروز را به رسمیت نمی شناسد و همه ساله در اثر یورش نیروهای حکومت به تجمعات و جشن های کُردها افرادی کشته، زخمی یا دستگیر می شوند.

امسال شرایط متفاوت تر از هر سال است. بیش از ۸ ماه ادامه ی نوشته

تصاویری بسیار زیبا از پیشوازی نوروز در کُردستان

۱ فروردین ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

تصاویری بسیار زیبا از پیشوازی نوروز در کُردستاننوروز در روستای بالک مریوان‎

ایرنا – مریوان – یکی از کهن ترین جشنهای به جا مانده از دوران ایران باستان جایگاه ویژه ای در میان مردم کرد داشته و در طی گذشت قرن ها همچنان جشن نوروز در سرزمین کردستان با شور و شوق فراوان برگزار می گردد. کردها ترجیح می دهند نخستین روز از بهار را به نشانه رهایی از ظلم و بندگی ، به آغوش طبیعت ، زیباترین جلوه قدرت الهی پناه ببرند. مردم کردستان تحویل سال و آغاز بهار را با روشن کردن آتش که نمادی از سوزاندن بندهای اسارت و کهنگی است ، جشن می گیرند و اغاز سال نو را گرامی می دارند.عکاس: بهمن شهبازی*۱۱*

***

***

 

ادامه ی نوشته

به مناسبت نوروز و نکته ای در باره با نقش زنان در فعالیت های فرهنگی کُرمانجی

۲۷ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

به مناسبت نوروز و نکته ای در باره با نقش زنان در فعالیت های فرهنگی کُرمانجیدر آستانه ی نوروز و سال نو هستیم؛ معمولا همزمان با نوروز و نوشدن طبیعت انتظار نوشدن و تغییر در انسان ها و در مرتبه ای اجتماع نیز می رود.

تجربه نشان داده است که با آمدن نوروز و بهار و نوشدن طبیعت لزوما انسان ها تغییر نمی کنند. گرچه ممکن است «نوشدن» اتفاق بیفتد؛ اما نوشدن لزوما به معنای «تغییر» نیست! یعنی همان باورها و دیدگاه ها با شیوه و سبکی نو!

آنچه باعث تغییر واقعی می شود مطالعه و البته سفر و دیدن و شنیدن و خواندن چیزهایی است که تاکنون به دلایل گوناگون موفق به درک آن نشده ایم. ادامه ی نوشته

یادی از زلزله قوچان و بازتاب آن در منابع مکتوب (قوچان خه راوه)

۲۵ اسفند ۱۳۹۴ ۱ دیدگاه

غلامرضا آذری خاکستر (پژوهشگر ارشد تاریخ)غلامرضا آذری خاکستر (پژوهشگر ارشد تاریخ)
 
مقدمه
در طول تاریخ زلزله به‌عنوان یکی از بلایای طبیعی اثرات منفی در رشد و گسترش شهرها و مناطق مختلف داشته است. گاهی زلزله موجب خسارات فراوانی به یک شهر شده و موجب مهاجرت و بی‌خانمانی مردم بوده است. زمانی هم موجب از بین رفتن یک تمدن شده، شهر قوچان در بستر تاریخ بارها شاهد بلایای طبیعی هم چون زلزله و سیل بوده است. وقوع زمین لرزه در سال‌های ۱۸۵۱،۱۸۷۱،۱۸۹۳، ۱۸۹۵ م. موجب خسارات فراوانی ادامه ی نوشته

Çentêke tijî bêhntengiyê – Fexredîn Ehmed Sewadkûhî

۲۰ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

Fexredîn Ehmed SewadkûhîBerde
Hemî fîşekên xwe berde bedena min da
Bi dilreqîyeke tam
Lê dijmino!
Ma tu nizanî ku
Şervanên welatê min
Zêdetir ji fişekên fişekdana te ne.

Ji: Çentêke tijî bêhntengiyê –  Fexredîn Ehmed Sewadkûhî ادامه ی نوشته

بازگشت مردم به میان ویرانه های شهر کُردنشین جزیره

۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۴ دیدگاه

بازگشت مردم به میان ویرانه های شهر کُردنشین جزیرهاین روزها تصاویر بسیار دردناک و دلخراشی از جنایات رژیم نژادپرست و فاشیست ترکیه در مناطق کُردنشین جنوب شرق این کشور منتشر می شود. یکی از این مناطق شهر کُردنشین جزیره است که بیش از سه ماه تحت حکومت نظامی ارتش بوده و بیش از صدها نفر از شهروندان معمولی از جمله چندین زن و کودک بر اثر حملات وحشیانه نیروهای ترک کشته شده اند. شمار زیادی از شهروندان زنده زنده سوزانده شدند. جنازه ها برا مدتهای طولانی در خیابان ها ماند…

اکنون مردم شهر کردنشین جزیره به شهر خود بازگشته اند اما خانه های شهر بر اثر درگیریها که ارتش ترکیه در آن از تانک و دیگر سلاح های ادامه ی نوشته

بخشی ها حاملان حکمت واندیشه کُرمانج / موسیقی تجاری شرکت Caltext

۱۶ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

” بخشی ها حاملان حکمت واندیشه کُرمانج ” و موسیقی تجاری شرکت Caltexصمد قلی زاده

واژه ” بخشی ” کلمه ای مغولی وبه معنای مرد فرزانه وخردمند است.(۱) اینکه واژه بخشی در میان خود کرمانج جایگزین چه کلمه ای شده است، حداقل برای راقم این سطور مشخص نمی باشد.اما به هر حال بخشی ها تداوم گر سنت ” گوسان ” ها بودند.
احمد تفضلی در کتاب ” تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ” در صفحات ۷۵ – ۷۶ می نویسد : ” – ادبیات در دوران پارت ها ، همانند نقالان ، افسانه ها را سینه به سینه نقل می کردند . گروهی از آنان گوسان نام داشتند.اینها شاعران وموسیقی دانان دوره گردی بودند که داستان ها را خصوصا به شعر نقل می کردند. …” ادامه ی نوشته

Ramana Azad

۱۳ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

Lêo TulstoyKesên xwedan ramanên azad ew in ku aqilê xwe bi kar bînin; Bêyî ku ji pêş va li bara tiştekî biryarê bidin û bêyî tirsa ji pêhesîna bi tiştin ku renge li gorî bawerî û adetên wan nebe.
Ev cûre raman ji bo fikirîna dirust gerek e, lê her kes ne xwediyê sermiyaneke visa ye.
Ku ramana azad tinebe, dê behs û nîqaş tişteke bêhûde be.

Lêo Tulstoy ادامه ی نوشته

Pirtûkeke frasî li ser navê ‘Evîndariyeke Aram’ bi kurdî hat wergerandin

۱۱ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

Evîndariyeke AramRomana bi navê ‘Yêk Aşiqanê yê Aram’ (Bi farsî: یک عاشقانه ی آرام) berhema nivîskarê binavûdeng ê îranî, Nadir Ibrahîmî (۳’ê nîsana 1936’an – ۵’ê hezîrana 2008’an), li ser navê ‘Evîndariyeke Aram’ ji aliyê Berat Qewîendam va bi kurdiya kurmancî hat wergerandin. Romana Evîndariyeke Aram ji berhemên herî nasyar ên rehmetî Nadir Ibrahîmî ye ku heta niha 32 caran hatiye çapkirin.

Evîndariyeke Aram li bara gîlemerdekî (Mêrê gîlekî; Gîlekî li bakûrê Îranê ne) têkoşer û siyasî ye ادامه ی نوشته

کتاب «یک عاشقانه ی آرام» نادر ابراهیمی به کُردی کُرمانجی ترجمه شد

۱۱ اسفند ۱۳۹۴ ۱ دیدگاه

کتاب «یک عاشقانه ی آرام» نادر ابراهیمی به کُردی کُرمانجی ترجمه شدکتاب «یک عاشقانه ی آرام» اثر مرحوم «نادر ابراهیمی» نویسنده ی توانا و صاحب سبک ایرانی با نام «Evîndariyeke Aram» توسط «برات قوی اندام» به زبان کُردی کُرمانجی ترجمه شد؛ رمان گونه ی «یک عاشقانه ی آرام» از معروف ترین آثار نادر ابراهیمی است که از نخستین چاپ آن در سال ۱۳۷۴ تاکنون بیش از ۳۲ بار تجدید چاپ شده است.

یک عاشقانه ی آرام در مورد گیله مردی مبارز و سیاسی است که عاشق عسل، دختر آذری زیبا و سیاسی مسلکی می شود .کل کتاب با زبانی شاعرانه بیان عشقی شاعرانه و زیبا روند و مراحل و برنامه ریزی های زندگی مبتنی بر عشق ادامه ی نوشته

هَوْدَه مال (هه‌ڤده‌ مال – Hevdemal) در بین کُردهای خراسان – کُردی و فارسی

۱۱ اسفند ۱۳۹۴ ۱ دیدگاه

هَوْدَه مال (هه‌ڤده‌ مال – Hevdemal) در بین کُردهای خراسان - کُردی و فارسیدر تقویم و سالنمای کُردهای خراسان ۱۷ شب مانده به نوروز یعنی شب ۱۳اُم اسفندماه به نام هَوْدَه مال (Hevdemal) (هفده منزل) گفته می شود. در باور کُردهای خراسان این شب شبی فرخنده و مبارک است. این شب را با خوردنی معروف آن یعنی کووماج (Kûmac) معروف آن می شناسند. در این شب کوماج (نوعی نان یا کیک ضخیم که بسته به سلیقه ی افراد از آرد و شیر و روغن زرد و … در داخل یک دیگ یا قابلمه ی بزرگ ساخته می شود) پخته می شود. در داخل خمیر کوماج یک عدد مهره ی سبز یا آبی گذاشته می شود به طوری که دیده نشود. سپس سر سفره و هنگام تقسیم کووماج بین افراد خانواده این مهره نصیب هر کدام از اعضای خانواده شود ادامه ی نوشته

جعفرقلی؛ پایان تاریخ کُرمانج

۹ اسفند ۱۳۹۴ ۵ دیدگاه

بررسی دیوان اشعار شاعر کُرمانج؛ جعفرقلی زنگلی - بخش یکمصمد قلی زاده

مقدمه – این نوشتار را به تمامی کسانی که دغدغه فرهنگ کرمانجی را دارند. وبه تمامی کسانی که پایان نامه های دوره های کارشناسی ارشد شان ونیز کسانی که تز های دکترا خویش را در خصوص جعفر قلی وفرهنگ کرمانجی می نویسند ونیز تمامی کسانی که به نوعی در اندیشه های خویش در پی جعفر قلی هستند تقدیم می کنم.
از نوشتار قبلی من در خصوص جعفزقلی که چند ماه قبل در همین سایت درج گردید بیش از شش سال سپری می گردد. یعنی آن را شش سال قبل نوشته وجند ماه پیش جهت این سایت ارسال داشتم.. ومسلما در این شش سال ادامه ی نوشته

Civak û Ziman

۴ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

Civak û ZimanCivaka ku ji çand û zimên bêpar e, dê li bin piyên gelên din da were pelçiqandin.
Lê gelê ku xwediyê zimên û çandê ye, heta eger hîsîr be, dîsan ji xwe ra gelek e û li pêvajoya herikîna ber bi çiyayên mirovahiyê dê tevlî gelên din bibe.
Bi mirina bi hezaran kesan ji gelekî, dê ev gel nemire, lê bi mirina zimên, dê koka jiyana neteweyî hişk bibe û xîm û binyata wî gelî hilweşe. ادامه ی نوشته

Dil; Nadir Ibrahîmî

۴ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

Dil; Nadir IbrahîmîDil, mêvanxane nine ku mirov bên
Du sê saetan yan du sê rokan têda bimînin û dû ra wê biterkînin

Dil, hêlîna çûçikan nine li biharê were avakirin
Û bi bayê payîzê were hilweşandin

Dil? Ya rast ez bi xwe jî nizanim çî ye,

Lê viya zanim ku tenê ciyê mirovên herî baş e ! ادامه ی نوشته

«روز جهانی زبان مادری» و ضرورت ثبت عناصر زبان و فرهنگ عامه کُردی کُرمانجی

۲ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

«روز جهانی زبان مادری» و ضرورت ثبت عناصر زبان و فرهنگ عامه کُردی کُرمانجی«روز جهانی زبان مادری» و ضرورت ثبت عناصر زبان و فرهنگ عامه کُردی کُرمانجی

امروز یکشنبه ۲ اسفند ماه برابر با ۲۱ سبات (فوریه) روز جهانی زبان مادری است.
این مناسبت بهانه ای برای یادآوری اهمیت و ضرورت زبان مادری به عنوان عنصر اصلی و بنیاد هویت هر ملتی است.
زبان مادری ما زبان کُردی هر روز در حال گسترده شدن شدن و به روز شدن است. همین چند روز پیش سرویس ترجمه ی گوگل Google Translate زبان کُردی کُرمانجی را اضافه نمود. ده ها سایت و خبرگزاری و رسانه به این زبان می نویسند و اطلاع رسانی می کنند. ده ها روزنامه و نشریه به این زبان می نویسند. ادامه ی نوشته

Selahedînê Eyûbî, çima fermana kuştina Şihabedînê Suhrewerdî daye?

۲۸ بهمن ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

Selahedînê Eyûbî, çima fermana kuştina Şihabedînê Suhrewerdî daye?Suhrewerdî demekê derketiye geş û gerên dûr û dirêj, di wê navberê de li Îran, Diyarbekir û Enedolê rêwitiyê kiriye û di dawiyê de li Sûrî, xwe gihandiye bajarê Helebê.

Heleb wê demê di bin serweriya Zahîrê kurê Selahedînê Eyûbî (Sâlah ad-Din al-Eyyûbî) de bû. Zahîr, bi xweşî pêşwaziya wî kir û jê xwest ku beşdarê civînên ilmî bibe. Bi jîrîtî û zanîna xwe, Suhrewerdî di demekê gelek kin de baş hate naskirin û navdar bû. Lêbelê, hinek alimên wê demê gotine ku ramanên wî, li dijî şerîetê ne. ادامه ی نوشته

Derheqê Dewleta Platonî de – Mahmut Ozçelîk

۲۸ بهمن ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

Derheqê Dewleta Platonî de - Mahmut Ozçelîk“Derheqê Dewleta Platonî de” – Mahmut Ozçelîk

     Dema mirov li ser têgeha dewletê dikeve nava lêgerînê berhema herî ewil ya ku tê hişê mirov,  “Dewlet” a fîlozofê Yûnanistana Antîk Platonî ye. Platon berî zayînê di navbera salên 427 û ۳۴۷î de jiyaye. Di dema xwe de mirovekî bi qasî di pêşbaziya olîmpiyadê de bibe yekem çalak bûye. Ji ber firehiya navmilên xwe, jê re gotine “milfireh/Platon.” Wekî şagirtê Sokrates tê dîtin, dema Sokrates bi jehrê tê îdamkirin ji Atînayê dixeyîde ادامه ی نوشته

وار و هاوار؛ نمونه زمینه های پژوهش در رابطه با «شتر» در زبان و فرهنگ عامه کُردی کُرمانجی

۲۸ بهمن ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

وار و هاوار؛ نمونه مواردد پژوهش در رابطه با شتر در زبان و فرهنگ عامه کُردی کُرمانجیکُرمانجستان (اللا مَزار) – در راستای فراخوان «وار و هاوار War û Hawar» و جهت آشنایی با شیوه و زمینه های مختلف پژوهش در زبان و فرهنگ عامه کُردی کُرمانجی با هدف جمع آوری لغات، اصطلاحات و عناصر مختلف فولکلوریک کُردی در این مطلب برخی موارد قابل پژوهش در رابطه با حیوان شتر «دەڤە Deve» را ذکر می کنیم که افراد علاقه مند می توانند در مورد آن پژوهش کنند.

طبیعی است که این معرفی فقط جهت آشنایی با شیوه ی پژوهش موردی و جزئی لیکن کامل در زبان و فرهنگ عامه است. ادامه ی نوشته

آتشبازی در سه شب پایانی چله ی کوچک Sê şevên dawiya çileya qiçik

۲۸ بهمن ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

آتشبازی در سه شب پایانی چله ی کوچک Sê şevên dawiya çileya qiçikکُردهای خراسان بر اساس یک سنت دیرینه و کهن سه شب آخر چله ی کوچک یعنی شب های ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ بهمن ماه را از هنگام غروب تا پاسی از شب به آتش بازی و شادی طی می کنند. کودکان و نوجوانان چند روز قبل از این تاریخ با تهیه ی گوگ (Gog) (گوی درست شده از البسه و پارچه های کهنه که به صورت دستی با سیم و مفتول پیچیده شده و یک سیم یک متری از آن آویزان است) و قرار دادن آن در نفت به استقبال این شب ها می روند. در این سه شب مردم با روشن کردن آتش و پرتاب گوگ های آتشین به هوا در حیاط های بزرگ روستا و در میان کوچه ها و روی تپه ها و محوطه های باز به شادی و خوشحالی می پردازند. آنها با پرش از روی آتش اشعار زیر را می خوانند: ادامه ی نوشته

پژوهش در مورد خواب و واژه ها و اصطلاحات مرتبط با آن در زبان کُردی کُرمانجی

۲۵ بهمن ۱۳۹۴ ۱ دیدگاه

پژوهش خواب و واژه ها و اصطلاحات متبط با آن در زبان کُردی کُرمانجیکُرمانجستان (اللا مَزار) – در راستای فراخوان «وار و هاوار War û Hawar» و جهت آشنایی با شیوه و زمینه های مختلف پژوهش در زبان و فرهنگ عامه کُردی کُرمانجی با هدف جمع آوری لغات، اصطلاحات و عناصر مختلف فولکلوریک کُردی در این مطلب برخی موارد قابل پژوهش در رابطه با خواب را ذکر می کنیم که افراد علاقه مند می توانند در مورد آن پژوهش کنند.

خواب و ابعاد مختلف  آن چه از لحاظ لغوی و اصطلاحی و چه از لحاظ باورها نسبت به آن فرهنگی از واژگان و اصطلاحات و مَثَل ها، کنایه ها، تشبیهات و غیره را در قالب زبان کُردی تشکیل می دهد. ادامه ی نوشته

پژوهش در باره نام بیماری های حیوانات و پرندگان و درمان های آن در کُردی کُرمانجی

۲۴ بهمن ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

پژوهش در باره نام بیماری های حیوانات و پرندگان و درمان های آن در کُردی کُرمانجیکُرمانجستان (اللا مَزار) – در راستای فراخوان «وار و هاوار War û Hawar» و جهت آشنایی با شیوه و زمینه های مختلف پژوهش در زبان و فرهنگ عامه کُردی کُرمانجی با هدف جمع آوری لغات، اصطلاحات و عناصر مختلف فولکلوریک کُردی در این مطلب برخی موارد قابل پژوهش در رابطه با نام بیماری های حیوانات و پرندگان و درمان های آن در کُردی کُرمانجی را ذکر می کنیم که افراد علاقه مند می توانند در مورد آن پژوهش کنند. نام بیماری حیوانات و پرندگان و شیوه های علاج و درمان های احتمالی آنها فرهنگی از واژگان و اصطلاحات کُردی کُرمانجی را تشکیل می دهد. به عنوان مثال:

کَپَلَک (Kepelek) ادامه ی نوشته

Ez carekê çûme çiyan; Ta bixwime meskê miyan

۲۳ بهمن ۱۳۹۴ ۲ دیدگاه

چیوانوک Çîvanok در فرهنگ عامه کُرمانجی

یک فایل صوتی از خواندن سروده های کودکانه (چیوانوک) به کُردی خراسان

با صدای صالح جعفرزاده از روستای چوکانلوی شیروان (تکمران)

We navê Xwedê
Ez carekê çûme çiyan
Ta bixwime meskê miyan
Meskê miyan we meze bû
Le bin jî nanê teze bû ادامه ی نوشته

فراخوان ثبت عناصر زبان و فرهنگ عامه در کُردی کُرمانجی «وار و هاوار War û Hawar»

۲۰ بهمن ۱۳۹۴ ۱ دیدگاه

فراخوان ثبت عناصر زبان و فرهنگ عامه در کُردی کُرمانجی «وار و هاوار War û Hawar»امروزه با کوچ هر یک از بزرگترها برگی از دفتر فرهنگ عامه فولکلور و زبان مادری مان از بین می رود. این جمله بدون تعارف و هیچ گونه مماشاتی امروزی بیان حال زبان و فولکلور کُردی (کُرمانجی) در خراسان و البته نقاط دیگر است. گرچه در سالیان اخیر به مدد نوشتن و کاربرد زبان هر روز شاهد توسعه ی زبان کُردی کُرمانجی در زمینه های گوناگون هستیم، لیکن از سوی دیگر به دلیل عدم ثبت و مکتوب نمودن واژگان و عناصر مختلف ادبی، از لحاظ تکلم و غنای واژگانی و ادبی با زبانی با پشتوانه ی ضعیف مواجه شده ایم. به عبارت دیگر دارای یک فرهنگ واژگان و اصطلاحات غنی و پربار هستیم لیکن در عمل پراکنده در شفاهیات و غیرقابل دسترس ادامه ی نوشته

Çîroka Cêrge û Mihêr: Çawa edet dibin taybetmendiyên jiyanê

۱۷ بهمن ۱۳۹۴ Comments off

Çîroka Jûjî û Mihêr: Çawa edet dibin taybetmendiyên meCêrgêkê (sîxor) ji marekî xwest ku bibe hevmalê wî. Mihêr qebûl kir. Ji ber ku kunê mihêr teng bû, pîjên cêrgê li bedena mihêr diketin û birîn dikirr, lê mêr ji ber qenciya xwe deng nedikir. Serê axir mar aciz bû û got: Binêre çawa laşê min birîndar bûye û xwîn bi ser min da diherike, gelo dibe ku tu hêlîna min biterkînî? Cêrgê got: Ew ne pirsgirêka min e, eger tu nerehetî dikarî herî û hêlîneke din ji xwe ra peyda bikî.
Adet destpêkê wek mêvan tên, lê piştî demekê bi xwe dibin xwedîmal û fermana me digirin destê xwe. ادامه ی نوشته

Kurteyek ji romana Ana Karnîna – Lêo Tolstoy

۱۵ بهمن ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

Kurteyek ji romana Ana Karnîna - Lêo Tolstoy… Ana Karnîna dû fikr û xeyala xwe girt:

`Evîna min her ku diçe pirtir xêra xwe dixwaze û agirê wî hêdî hêdî sar û bêtîn dibe. Ev e ku dilên me ji hev dûr bûne û ti riyek jî li ber me nemaye. Min gişt jiyana xwe daye ser wî û dixwazim ku wûcûda xwe bi tevahî bispêre min. Lê ew dixwaze azadtir be û qet xwe nêzikî min nake. Berî ku em bigihêjin hev, em berdewam nêzikî hev dibûn, lê niha hêzek ku nema dibe li hember wê ber xwe bidî, berdewam me ji hev dûr dike û her kîjan ji me ادامه ی نوشته