خوش آمدید / هوون وه خێر ھاتن / Hûn we xêr hatin
-
| آهنگ | |||||||
| *** راهنمای سایت | |||||||
برات قوی اندام اماموردیخان – باچیانلو
چنانکه می دانیم بیشتر ترانه های آلبوم شب، سکوت، کویر استاد محمدرضا شجریان بر اساس آوا و نواهای موسیقی مقامی شمال خراسان ساخته شده است. در این میان قطعه ی “بارون” با تکنوازی قُشمِه ی شادروان استاد علی آبچوری ( آبشوری ) و آواز استاد شجریان که الهام گرفته از آهنگ معروف دُرنا یا دُرنَه (Durne دورنه) در موسیقی کرمانجی ست زیباتر و گیراتر است. درنا یکی از مشهورترین و سوزناک ترین مقام های موسیقی کرمانجی شمال خراسان و در واقع زبان حال عاشقی در فراق معشوق است، چوپانی در فراق درنا، مجنونی در فراق لیلی و ادامه ی نوشته
اسماعیل حسین پور - شیرواندیری است بر این خاک، بر این خیال، نقشی از غیرت پیداست، برپای ایستادگی و وطن پاسداری در باور این مردم و در باور تابناک نیاکان قد کشیده با شمشیر و کمان و خنجرشان، نفس تازه می کند، مثل نسیم سپیده دمان، مثل گل های شکفته در حیرت خاک، مثل طلوع لبخند بر لب یک مهربان ایلیاتی. ادامه ی نوشته
ڕهشی خۆراسانی (Reşî Xorasanî) – قوچان
واژگان کهن کردی کرمانجی در ادبیات پیروان مانی (اشکانی وساسانی)
َاپاختَر(اپاکتَر) : در ادبیات مانوی به معنی «شمال» و در کردی کرمانجی «BAKÛR» همین معنی را میدهد. (ک=خ) و(ب=پ) چون از یک مخرج رها میشوند و با از بین رفتن «اَ». این «اَ» های زبان پهلوی دربسیاری از کلمات کردی کرمانجی و سایر زبانهای ایرانی از بین رفته است ولی ریشه کلمات پهلوی به وفور در کرمانجی وجود دارد
آهیانَک : در ادبیات مانوی به معنی آشیانه و در کردی کرمانجی ادامه ی نوشته
پروفسور جلیل جلیل:
بازگویی خاطرات فراموش شده استاد محمدرضا شجریان در رادکان
محمدرضا شجریان استاد پرآوازه موسیقی ایران روزگاری در منطقه رادکان چناران (محل سکونت ایل کرمانج کیوانلو) در دبستان خواجه نظام الملک معلم بوده اند. در ادامه خاطراتی از اهالی منطقه در رابطه با زمان حضور ایشان در رادکان درج شده در مجله اندیشه، همچنین چند تصویر از جمله نقشه ترسیمی ایران توسط استاد شجریان و عکس یادگاری با مرحوم محمدخان کیوانلو (خان رادکان) در سال ۱۳۳۹ شمسی تقدیم می گردد.
گوشه هایی از زندگی سراسر تلاش و حرکت عشایر کرمانج خطه خراسان شمالی در برنامه هفت قسمتی (( کوچ )) به نمایش در می آید .
به گزارش روابط عمومی مرکز صدا وسیمای خراسان شمالی ؛ مجموعه برنامه هفت قسمتی (( کوچ )) به تهیه کنندگی و کارگردانی علیرضا مهاجری برای پخش در شبکه استانی اترک در حال تولید است .
در این برنامه زندگی عشایر کرمانج استان خراسان شمالی در قشلاق مراوه تپه از توابع استان گلستان و سپس ادامه ی نوشته
یوسف شریفی نژاد( yûsif şerîfînijad )
بی شک تمام زبان ها دارای گویشها و لهجه های گوناگونی می باشند. لهجه می تواند نشان دهنده این باشد که هر گویشور اهل کدام منطقه است. لهجه ها نقش بسزایی در ارتقا زبان وافزایش دامنه لغات ان دارد. به باور بیشتر کردشناسان زبان کردی دارای چهار گویش اصلی است.:
۱)کوردی شمال:کورمانجی
۲)کوردی میانی:با نام نه چندان صحیح ولی مصطلح سورانی ادامه ی نوشته
Dilo tu mewi meqrûr, qorûra cewanî çû
Xezan ket le gulzarê, gulê erqewanî çû
دلۆ تو مهوه مهقروور، قۆروورا جهوانی چوو
خهزان کهت له گولزارێ، گولێ ئهرقهوانی چوو
ای دل مغرور نباش، غرور جوانی گذشت و رفت
خزان به گلزار افتاد، گلهای ارغوانی از بین رفت ادامه ی نوشته
پاچه سور “Paçe Sor” از داستان (چورک) های کهن کردی خراسان (کرمانجی) برای کودکان است. پاچه سورر به زبان کرمانجی یعنی دامن قرمزی! هر چند در بیشتر بخش های کرمانج نشین، دامن کرمانجی “شیلوار” نامیده می شود اما در بخش هایی از خراسان شمالی و لایین به دامن کرمانجی “پاچه” گفته می شود. واژه “سوور” نیز به معنای سرخ یا قرمز است.
این داستان در بخش های کرمانج نشین خراسان، روایتها و نام های گوناگون دارد که یک روایت آن برای این کتاب برگزیده شده است.
بازگو شده توسط بانو زهرا یکتایی از روستای آسی بلاغ قوچان. ادامه ی نوشته
لطیفه – Pêkenok پێکهنۆک
یک روز یک کُرد و یک لاز۱ در راهی می رفتند. کُرد به لاز گفت: ما که الان هر دو پیاده ایم و خسته می شویم. بهتر نیست ادامه راه را نوبتی بر دوش هم سوار شویم؟ لاز می پذیرد و بر دوش کُرد سوار می شود. کُرد می گوید: یک ترانه بخوان و هر وقت ترانه ات تمام شد پایین بیا و مرا بر دوش خود سوار کن. لاز شروع می کند به خواندن و یک ترانه لازی را ظرف دوسه دقیقه به پایان برده سپس کُرد بر دوش او سوار می شود و شروع می کند به خواندنِ ترانه ای با پیش درآمد لێ لێ لێ لێ لێ لێ لێ. لاز می پرسد : خسته شدم، تمام نشد؟ کُرد می گوید: برادر من! این تازه اول لێ لێ لێ (Lê Lê) است، اوووه تا برسیم به لۆ لۆ لۆ لۆ (Lo Lo ) کلی زمان لازم است!! ادامه ی نوشته
Jin jî mirov e lêbelê bi hest û zayendê ji mêr cûda ye. Bi hestyariya xwe pir xorte û qelse jî.
ژن ژی مرۆڤه لێبهلێ ب ههست و زایهندێ ژ مێر جوودا یه. ب ههستیاریا خوه پر خۆرته و قهلسه ژی.
زن هم انسان است. اما به لحاظ جنسی و احساسی با مردها متفاوت است. او با این همه احساسات قوی باز هم ضعیف دیده می شود. ادامه ی نوشته
لباس سنتی زنان ایل کلهر
Cilê Jinên Kelhur
جلێ ژنێن کهلهور
عکس ها را در ادامه مطلب ببینید

Bihar - Muhsin Mîrzade – Dêxistin
Bariş barî le ser daran
Behar hanî je gulzaran
Dîsa kenîn lêvê yaran
Xwadê baran, Xwadê baran
Were bifkir beharn hat ادامه ی نوشته
ڕهشی خۆراسانی (رشوانلو) – قوچان
واژگان کهن کردی کرمانجی در اوستا
خْوَفَنْ : در اوستا به معنی «خواب » و در کردی کرمانجی «xew»به همین معنی است
میژدَ : در اوستا به معنی «پاداش» و در کردی کرمانجی «miz-gîn» به همین معنی است ادامه ی نوشته
عباس فرهادی توپکانلو – قوچان
فردای زبان کُردی در جمهوری آذرباییجان
کُردهای آذرباییجان از قرن نهم در آنجا ساکن شده اند. آنها که شامل ۶۰۰ خانواده بودند کردهای عشایری محسوب می شوند که توسط محمد صفی سلطان ایرانی به قره باغ و زنگَزُر تبعید شده اند. گروهی دیگر نیز در سال ۱۲۶۴ خورشیدی توسط امپراطوری عثمانی کوچ و در همین مناطق ساکن شده اند. دین آنها اسلام و مذهب شیعه دوازده امامی دارند. آمار اتحاد سابق جماهیر شوروی در سال ۱۳۰۵ خورشیدی نشان داد که ادامه ی نوشته
آخرین دیدگاهها